ابن مُنَیر مفسر مصری قرآن - فقه مالکی (620 ق) - (1284 میلادی)

ابوالعبّاس ناصرالدین احمد بن محمد بن منصور معروف به ابن مُنَیر در اسكندریه در مصر زاده شد.

وی علوم مقدماتی را نزد پدرش فراگرفت و سپس رشته‏ های مختلف علوم دینی چون فقه، ادبیات عرب و علوم قرآن را نزد اساتید مشهور زمان آموخت و در این رشته‏ ها تخصص یافت.

ابن مُنَیر در دوران زندگی خود، مناصب مختلفی داشته و مدتی متصدی قضاوت بوده است، هرچند كه با سعایت و حسادت جمعی از دشمنانش از این كار بركنار شد. از این دانشمند مسلمان، آثار متعددی در زمینۀ تفسیر قرآن و دیگر علوم برجای مانده كه كتاب الانصاف فیما تَضَمَّنَهُ الكَشّاف مِن الاعتِزال، بارها در قاهره به چاپ رسیده است. همچنین البحر الكبیر و نیز تحریرُ التَنزیه و تَحذیرُ التشبیه از دیگر آثار اوست.

ابن مُنَیر در 63 سالگی (1284 میلادی) در اسكندریه‏ مصر درگذشت و در مسجدی كه امروزه به جامع المُنَیر معروف است به خاک سپرده شد.

مقایسه خدای اسلام با خدای تورات و انجیل

خدایی که «قرآن» توصیف می‌ کند با خدایی که «تورات» و «انجیل» معرفی می‌کنند چه تفاوت هایی دارد؟

توصیف خداوند از سوى قرآن بسى فراتر از فهم بشر آن روز است؛ در سوره «حشر» آمده: «اوست خدایى که غیر از او معبودى نیست، داننده غیب و آشکار است، اوست رحمتگر مهربان * اوست خدایى که غیر از او معبودى نیست، همان فرمانرواى پاک سلامت بخش و مؤمن به حقیقت حقّه خود که نگهبان، عزیز، جبّار و متکبّر است. پاک است خدا از آنچه با او شریک مى گردانند * اوست خداى خالق نوساز صورتگر که بهترین نامها و صفات از آنِ اوست. آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او مى گویند و او عزیز حکیم است».

اما «تورات» خدا را در حدّ بى ارزش ترین مخلوقات تنزّل مى دهد و در ساحت قدسى و والاى او دست اندازى هایى نامربوط دارد. این داستان آغاز آفرینش است که در «سفر تکوین» به گونه اى زشت و تحریف شده آمده است و خداى آفریننده و برتر را در آنجا در رقابتى سخت با مخلوق خود و تلاشى نافرجام مى یابیم: «پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا کار آن بکند و آن را محافظت نماید. و خداوند خدا آدم را فرموده گفت از همه درختان باغ بى‌ممانعت بخور؛ اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخورى؛ زیرا روزى که از آن خوردى هر آینه خواهى مرد».

ادامه نوشته

منظور از سبل السلام در قرآن

منظور از «سبل السلام» در قرآن کریم چیست؟

«سبل السلام»، اصطلاح قرآنی، به معنای راه‌های سلامت و امنیت است.

این اصطلاح تنها یک‌بار در قرآن آمده است:

«یَهۡدِی بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ...»؛[1] پروردگار به وسیله این کتاب، کسى را که به دنبال رضاى او باشد، به راه‌هاى سلامت هدایت می‌کند.

واژه «سلام» که در این‌جا مطلق آمده، به معناى سلامت و رهاشدن از هر بدبختى و شقاوتى است که خوشبختی زندگى دنیا و آخرت را مختل می‌کند. و این معنا با توصیفى که قرآن از تسلیم در برابر خدا و ایمان و تقوا کرده، و آنها را رستگارى و پیروزى و امنیت و... شمرده است، سازگارى دارد.

بنابر این، معناى آیه می‌تواند این باشد که خدای سبحان کسى را که دنبال خشنودى او باشد، به واسطه کتاب خود یا پیامبرش، به راه‌هاى هدایت وارد می‌کند، و هر کس آن راه‌ها را بپیماید، از شقاوت زندگى دنیا و آخرت و هر چیزى که مانع زندگی سعادت‌مندانه باشد، در امان و سالم می‌دارد؛ لذا مسئله‌ی هدایت به سلامت و سعادت، بر مدار دنبال کردن خشنودى خدای متعال می‌چرخد.[2]

بر این اساس، «سبل السلام» مجموعه‌ای از راه‌های متنوعی است که به سلامت کامل فردی و اجتماعی منتهی می‌شود و هدف آن جلب رضایت و خشنودی خدای متعال است.

به عبارت روشن‌تر، این اصطلاح، اشاره به راه‌ها و مسیرهایی دارد که خداوند به وسیله آنها کسانی را که به دنبال خشنودی او باشند، به مسیرهای سعادت ابدی هدایت می‌کند.

وارد شدن به این راه‌ها موجب سلامت کامل انسان هم از نظر ظاهر، و هم در بُعد روحی، روانی و اخلاقی شده و او را از آفت‌ها و آسیب‌ها دور نگه‌می‌دارد.

گفتی است که تعدد راه‌های اعلام شده در «سبل السلام» به جهت تفاوت توانایی و سرعت افراد در پیمودن مسیر هدایت است؛ نه آن‌که آنها راه‌هایی در مقابل و یا در موازات صراط مستقیم باشد!

به عبارت دیگر، تمام این راه‌ها را می‌توان خطوطی از شاه‌راه «صراط مستقیم» دانست که در پنج وعده نماز شبانه‌روزی از خداوند می‌خواهیم تا ما را به آن شاه‌راه هدایت کند: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‏».

همان‌گونه که وسایل نقلیه به مقدار توان و سرعتشان در خطوط مختلف یک شاه‌راه حرکت می‌کنند و در نهایت، همگی به مقصد می‌رسند، افرادی که گام در «سبل السلام» و یا «راه‌های امن» می‌گذارند، همگی در «صراط مستقیم»اند و بهترین سرنوشت در انتظارشان خواهد بود.

[1]. مائده، 16.

[2]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏5، ص 245، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.

عمید احسن اصلاحی م ۱۹۹۷ میلادی

عمید احسن اصلاحی یکی از مفکران و متفکران برجستهٔ مسلمان در قرن بیستم بود. او در سال ۱۹۰۴ میلادی در شهر مبارکپور در هند متولد شد و در سال ۱۹۹۷ در پاکستان درگذشت. اصلاحی فیلسوف، مفسر و نویسندهٔ بسیار پرفروش کتاب‌های دینی بود. وی به عنوان یکی از برترین مفسران قرآن معاصر شناخته شده است و بسیاری از آثار او به زبان‌های مختلف به‌طور ترجمه شده و منتشر شده‌اند.

In the Shade of the Qur'an English Version

Ever since its revelation 1400 years ago, the Qur'an has been a book of guidance and inspiration, a reference point, and a rich source of social and moral dynamism for hundreds of millions of people throughout the world who believe it to be immutable word of God. Hardly a generation passes without a fresh attempt to unravel the meanings of the Qur'an and gain deeper insight into its universal message within a contemporary perspective.


In The Shade Of The Qur'an is more than 'just another' commentary; yet it is not too over-reaching or outlandish to be a completely new interpretation. It is an earnest, sincere and sober look at man's contemporary achievements and difficulties in the light of the message of the Qur'an. It is an effort to vigorously explore its rich wisdom, and expand its invaluable guidance for the benefit of an increasingly 'sophisticated' , yet highly perplexed modern society.


The work, which is by far Sayyid Qutb's largest and most profound, spans the whole of the text of the Qur'an. It was written, and partly re-written, over a period of more than 15 years, most of which the author had spent in Egyptian prisons, during the 1950s and 1960s. In it is embedded Sayyid Qutb's insight, highly esteemed intellectual vigor, and his widely-acclaimed literary prowess.


In The Shade Of The Qur'an has been universally recognized as an outstanding contribution to Islamic thought and scholarship, to which students and scholars, as well as contemporary Islamic revivalist movements all over the world, owe a great deal. Now that it is available in English, it will continue to enlighten and inspire millions more. It will take its rightful place as an indispensable work of reference for a proper understanding of contemporary Islamic thinking.


The Author : Syed Qutb, true to his teachings died for the values he espoused. He was sentenced to death and hanged by a military court established by Nasser. Writing was his jihad against the jahiliyya that he saw all around him
1906 : Born in the village Musha, northern Egypt.
1930's and 1940's: Qutb start working as a inspector of schools for the Egyptian Ministry of Education. He also tries to start a career as a writer, and publishes some books but without much success.
1948: Travels to USA on a scholarship to study the educational system, receiving a master's degree from the Colorado State College of Education.
1951: Qutb returns to Egypt, and joins the Muslim Brotherhood (Ikhwan ul Muslim)
1952: First volume of his commentary In the Shade of the Qur'an (Fi Zilal al-Qur'an) is published. There would be 29 more volumes to this work.
1954: He is arrested and sentenced to long imprisonment together with many other members of the Ikhwan.
1964: After 10 years in prison, Qutb is released.
1965: Is allegedly part of the planning of the assassination of President Gamal Abdu l-Nasser, and is arrested again.
1966 August 29: Executed after being found guilty in the 1965 plot. May Allah Bless his Soul

About one of the Translator Adil Salahi:

Adil Salahi teachers at the Markfield Institute of Higher Education, Leicester, England. After working for the BBC Arabic Service for several years, he worked for the Arabic daily, al-Sharq al-Awsat. He continues to publish many Articles in various Publications including , Arab News, and many Online Publications. . He has worked and translated most of thel volumes of Sayyid Qutb's commentary, In the Shade of the Quran .

Book Review From Prison:

By Imam Anwar al-Awlaki


This work by the Shaheed -by the will of Allah- along with “Milestones” represent his greatest works and the fruits of his life. I received 5 of the 6 volumes along with Madarij al Salikeen as the first books I was allowed to have. This came after a period of two months with nothing but the Quran. Having had the chance to spend that time with the book of Allah and to contemplate on it, I wanted to read what our scholars had to say about Quran so I ordered Tafsir Ibn Kathir which is a proper classical tafsir along with “In the Shade of the Quran” which is more about thoughts and insights on the book of Allah in addition to it being a contemporary tafsir.


Sayyid is a very prolific and eloquent writer. His style is unique. If someone has read for him then he could recognize his writings without having to be told who the author is. With Ibn kathir his tafsir is full of Hadiths and statements of scholars and rulings so it must be read slowly. I would limit myself to a maximum of 30 pages a day. But because of the flowing style of Sayyid I would read between 100-150 pages a day. In fact I would read until my eyes got tired. My left eye would get exhausted before the right eye so I would close it with my hand and carry on reading with my right eye until it can handle it no more and would just shut down. My vision started deteriorating especially in my left eye. Was it because of too much reading, or was it because of poor lighting, Allah knows best. I found that deteriorating eyesight along with kidney problems where the two most common complaints of the prisoners.


I would be so immersed with the author I would feel that Sayyid was with me in my cell speaking to me directly. There was something about my reading in prison: I could feel the personality of the author through his words. So even though I was in solitary confinement I was never alone. I was with ibn Kathir for some days, with ibn al Qayyim, Sayyid Qutb, al Shawkani, al-Nawawi and many others on other days. How could I feel the loneliness when all of these great men where my companions?


I believe it was Ibn al Mubarak who when asked why he used to spend his time alone said: And how can I be alone when I am in the companionship of the Sahaba?


My favourite parts of the Shades were Sura Yusuf, and al Qasas. Sayyid has a beautiful way of presenting the stories of Yusuf and Musa in these suras. Then there are the introductions to surah al Ankaboot and al Ra’d. In his introduction of al Ankaboot he has some wonderful words about trails and in the intro to Sura al Ra’d he talks about the miracle of Quran.


Something that the reader of Sayyid couldn’t fail to feel is the immense love Sayyid had for the words of Allah. I lived with “In the Shade of the Quran” for over a month. It carried me through and offered me solace during that period. May Allah reward him abundantly on the Day of Judgment.

Download:

Appendix
Volume 1 (Surah 1-2)
Volume 2 (Surah 3)
Volume 3 (Surah 4)
Volume 4 (Surah 5)
Volume 5 (Surah 6)
Volume 6 (Surah 7)
Volume 7 (Surah 8)
Volume 8 (Surah 9)
Volume 9 (Surahs 10-11)
Volume 10 (Surahs 12-15)
Volume 11 (Surahs 16-20)
Volume 12 (Surahs 21-25)
Volume 13 (Surahs 26-32)
Volume 14 (Surahs 33-39)
Volume 15, 16 & 17 (surahs 40-77)
Volume 18 (Surahs 78-114)

عدم تناقض مهربانی خدا با عذاب کردن مجرمین در آتش

عدم تناقض مهربان بودن خداوند با عذاب کردن مجرمین در آتش

خداوند یک هفتادم مهربانی و شفقت خودش رو به مادران عطا کرده و مادران اینقدر مهربان و فرزندانشان را دوست دارند که نمی خوان سختی و مشقتی به اصطلاح عامیانه خاری به پای فرزندشان فرو بره، (پس) خداوند رحیم و مهربان چطور بندگانش را باآتش در جهنم می سوزاند؟


قبل از ورود به توضیح در جواب، سؤالی را مطرح می‌کنیم:

فرض کنید پادشاهی به لطف و شفقت و مهربانی در میان رعیت خویش معروف است، آیا این صفت او دال بر این می شود که قاتلان و سارقان و مجرمان را عقوبت نکند؟!

ادامه نوشته

خدای متعال رحیم و مهربان است یا غضبناک و انتقام جو؟

خداوند متعال رحیم است و بیش از حدی که انسان فکر کند رحمت دارد و رحمتش همه چیز را فرا گرفته است، اما این رحمت مخصوص مومنان و تائبین بوده و اگر کسی توبه کند و از گذشته خود اظهار ندامت و پشیمانی کند، خداوند متعال او را بخشیده و مشمول رحمت بی‌انتهای خود می‌گرداند. اما اگر شخصی، بی‌پروا به گناهان کبیره بپردازد و هیچ توجهی به فرامین الهی نکند، او هرگز مشمول رحمت خدا نمی‌شود و مورد غضب الهی بوده و به شدت عذاب خواهد شد.

ادامه نوشته

رگه‌های قرآنی در ادب فارسی

🟢 رگه‌های قرآنی در ادب فارسی (۳)

◀️ مقدمه: میراث ادب کهن فارسی چنان با قرآن آمیخته است که می‌توان آن را به‌سان آیینه‌ای روبه‌روی قرآن دانست. گویندگان فارسی هم تلاش کرده‌اند یافته‌های خود از قرآن و سنت را در سخن خود بازتاب دهند، هم سخن را با آموزه‌هایی آذین کرده‌اند که به‌روشنی برآمده از قرآن هستند، و گاه نیز ترجمانی آشکار از یک آیه را در سخن خود گنجانده‌اند.

در رمضان ۱۴۴۷ امید آن دارم که خداوند متعال یاری کند تا گذری داشته باشم بر برخی از این اشارات قرآنی.

📌سعدی و دانای آشکار و نهان

در بسته به روى خود ز مردم/ تا عیب نگسترند ما را

در بسته چه سود عالم الغیب/ داناى نهان و آشکارا

سعدی اشاره می‌کند که ما خود را از دیگران پنهان می‌کنیم تا عیب‌های مان آشکار نشود ولی این بستن در و پنهانکاری در برابر علم خداوند تأثیری ندارد

او همین مضمون را در بیتى به زبان عربى نیز آورده است:

إنى لَمستتر من عین جیرانی

و اللّه یعلم إسرارى و إعلانی

به راستى من اعمالم را از دیدگان همسایگانم پنهان مى‌دارم؛ در حالیکه خداوند به پنهان سازى و پیداکارى من آگاه است.

🖋اشاره است به آیه ۱۰۸ سوره‌ نساء: (يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا): از مردم پنهان مى‌دارند و از خدا پنهان نمى‌دارند، زيرا آنگاه كه شب‌هنگام سخنانى كه خدا از آن ناخشنود بود مى‌گفتند، خدا با آنها بود و خدا به هر چه مى‌كردند احاطه داشت.

🖋و نیز آیه اوّل سوره ممتحنه: ( وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ ) و من به اسرار نهان و اعمال آشکار شما داناترم

🖋و آیه ۱۱۰ سوره انبیا: (إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ) :همانا خدا به همه سخنان آشکار و اندیشه‌های پنهان شما آگاه است.

🖋و هم‌چنین آیه ۱۹ سوره نحل: (وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ): و خدا هر چه را پنهان و آشکار دارید به همه آگاه است.

گاه‌نگاشت ۱۵۷

گاه‌نگاشت‌های محمدکاظم حقانی‌فضل

روزه و باور قيامت

روزه و باور قيامت

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

«فاسئلوا الله ربّكم بنيّاتٍ صادقةٍ وقلوبٍ طاهرةٍ أن يُوَّفقكم لصيامه وتلاوة كتابه. فإنّ الشقىّ مَن حرم غفران الله عزّ وجلّ فى هذا الشهر العظيم. واذْكروا بجوعكمْ وعَطَشكم فيه جوعَ يوْم القيامة وعطشه».

با نيّتها و دلهايی پاك از خداوند طلب توفيق برای روزه و تلاوت قرآن نماييد. كسی كه از مغفرت خداوند محروم بماند، در حقيقت شقاوتش كامل است. به‌ ياد تشنگی و گرسنگی قيامت باشيد.

در بعضی از روايات فضيلت روزه، آمده است:

"روزه بگيريد، تا گرسنه شويد و درد گرسنگان را بچشيد". اين به زبان ما سخن گفتن، و از قدمهای اوليه است وگرنه چرا بايد بگذاريم كسی گرسنه باشد وخودمان هميشه سير باشيم؟

در قيامت عدّه ای واقعاً گرسنه هستند، غذا می‌خورند ولی هرگز سير نمی‌شوند، همان طور كه در دنيا هرگز سير نمی‌شدند.

چون حسّ آز و طمع تمام شدنی نيست، در آخرت هم به صورت "هلْ مِن مزيد" ظهور مي كند.

فرمود: شما به فكر گرسنگی و تشنگی قيامت باشيد نه به فكر گرسنگی و تشنگی ديگران، آن را كه بايد در قدمهای اوليه تأمين كرد.

حکمت عبادات، ص۱۵۱

مراد از طعام در آيه‌ "فلينظر الإنسان إلی طعامه" چيست؟

از امام باقر (سلام الله عليه) پرسيدند: مراد از طعام در آيه‌ "فلينظر الإنسان إلی طعامه" چيست؟ معنای ظاهری، آيه اين است كه هنگام غذا خوردن بايد توجّه كرد كه غذا مانده و مسموم و بدبو نباشد

آن امام همام (علیه السلام) معنای باطنی آيه و به تعبير ديگر مفهوم جامع همه‌ مصاديق را اين گونه بيان فرمودند:«علمه الّذى يأخذه ممّن يأخذه»[۱]؛ «علم غذای معنوی است و انسان بايد توجّه كند كه آن را از چه كسی می‌گیرد و حرف و حديث از كجا بر می‌خیزد».

نبايد گوشِ جان بر اثر شنيدن سخنان بدبو و مسموم كه ناشی از شبهه و شهوت است، آلوده شود.اگر نيروی شنوايی و بينايی درونی انسان حفظ شود، حق و باطل، صدق و كذب و حسن و قبح گزارش و گرايش با آن ها تشخيص داده مي شود؛ وگرنه انسان مشمول آيه‌ "صمٌّ بكمٌ عمي فهم لا يعقلون" مي گردد.

[۱]بحار الانوار ج۲ ص۹۶

شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ص۱۵۲

سیمای عمل در آینه برزخ

پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله و سلم) به قيس فرمود:

«ای قيس! تو را ناگزیر همراه و هم‌نشینی است که با تو دفن می‌شود؛ در حالی که او زنده است و تو مرده‌ای. اگر آن هم‌نشین، بزرگوار و نيک باشد، تو را گرامی می‌دارد و اگر پست و فرومایه باشد، تو را رها کرده و به دست حوادث می‌سپارد. سپس او جز با تو محشور نمی‌شود و تو جز با او برانگيخته نمی‌شوی. از تو جز درباره او بازخواست نمی‌کنند؛ پس آن هم‌نشین را صالح و شایسته قرار ده؛ چرا که اگر او صالح باشد، با او مأنوس می‌گردی و اگر تباه باشد، تنها از او وحشت خواهی داشت؛ و آن هم‌نشین، همان کردار و عمل توست.»

منبع: بحارالانوار، ج ۷، ص ۲۲۷

تفسیر موضوعی قرآن کریم (معاد در قرآن)، ج ۴، ص ۲۱۹

رابطه ارحم الراحمین بودن خدا با وعده مجازات الهی

چرا خداوند در کنار رحمتش «ارحم الراحمین» سفارش به مجازات تا سر حد اعدام (قصاص، قطع دست و یا خشونت زیاد) نموده است؟

پرسش

چرا خداوند در قرآن کریم در کنار رحمتش و معرفی خود به عنوان «ارحم الراحمین» سفارش به مجازات تا سر حد اعدام (قصاص، قطع دست و یا خشونت زیاد) نموده است؟

پاسخ اجمالی

با توجه به آیات و روایات در می یابیم که خداوند همان طور که دارای صفت رحمانیت و رحیمیت است، همچنین دارای صفت غضب و سخط نیز می باشد؛ یعنی او هم غافرالذنب است، هم شدید العقاب‏، هم أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ است و هم أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ.

ادامه نوشته

آیه 94 سورۀ یونس | تحریف کتب مقدس تورات و انجیل

مقدمه:

پایگاه اینترنتی درباره اسلام (About Islam) بر این باور است که دین اسلام مورد هجوم رسانه های مُغرض و اسلام هراس های نفرت انگیز قرار می گیرد که برای معرفی اسلام فقط به اقدامات تروریستی اقلیت کوچکی از گروه های جنایتکار تمرکز می کنند. این سایت در ژانویه ۲۰۱۶ با شعار «کمک به ارائه اسلام اصلی به جهان» راه اندازی شد. این پایگاه اینترنتی در سپتامبر ۲۰۱۹ شبهه ای را از سوی یکی از میلیونها پرسشگر خود در نقاط مختلف جهان، با این سؤال مطرح می کند : « آیا پیامبر اسلام در پیام خود شک داشت؟» در این یادداشت کوتاه شرح این شبهه و پاسخهای مختلف آن از سایت «درباره اسلام» تبیین و نقد شده و نهایتا پاسخ تفصیلی ارائه شده است.

1- اصل شبهه:

پرسش کننده با مراجعه به سایت درباره اسلام (About Islam) شبهه را چنین مطرح کرده است:

«سلام علیکم من واقعاً روی این سوال گیر کرده ام که چرا خدا به پیامبرش می گوید اگر شکی و تردیدی در رسالت خودت داری از افرادی که کتاب مقدس را قبلاً خوانده اند بپرس. از خود علمای اهل کتاب که کتاب آسمانی پیش از تو را می‌خوانند سؤال کن. وقتی معتقدیم انجیل و تورات تحریف شده اند، آیا ممکن است خدا بگوید از اهل کتاب بپرسید که ماجرای چیست ؟ در جایی که ما زندگی می کنیم ، تقریباً هیچ مسلمانی وجود ندارد چه برسد به یک راهنما . ممنون.[۱]

ادامه نوشته

تفسیر آیه 7 سوره بقره خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ (کشاف زمخشری)+متن عربی

خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ (7)

الختم والكتم أخوان لأن في الاستيثاق من الشيء بضرب الخاتم عليه كتما له وتغطية لئلا يتوصل إليه ولا يطلع عليه.

والغشاوة الغطاء فعالة من غشاه إذا غطاه، وهذا البناء لما يشتمل على الشيء كالعصابة والعمامة.

فإن قلت: ما معنى الختم على القلوب والأسماع وتغشية الأبصار؟ قلت: لا ختم ولا تغشية [2] ثم على الحقيقة، وإنما هو من باب المجاز، ويحتمل أن يكون من كلا نوعيه وهما الاستعارة والتمثيل. أما الاستعارة فأن تجعل قلوبهم لأن الحق لا ينفذ فيها ولا يخلص إلى ضمائرها من قبل إعراضهم عنه واستكبارهم عن قبوله واعتقاده، وأسماعهم لأنها تمجه وتنبو عن الإصغاء إليه وتعاف استماعه كأنها مستوثق منها بالختم، وأبصارهم لأنها لا تجتلى آيات اللَّه المعروضة ودلائله المنصوبة كما تجتليها أعين المعتبرين المستبصرين كأنما غطى عليها وحجبت، وحيل بينها وبين الإدراك.

وأمّا التمثيل فأن تمثل حيث لم يستنفعوا بها في الأغراض الدينية التي كلفوها وخلقوا من أجلها بأشياء ضرب حجاب بينها وبين الاستنفاع بها بالختم والتغطية. وقد جعل بعض المازنيين الحبسة في اللسان والعىّ ختما عليه فقال:

خَتَمَ الالهُ عَلى لِسَانِ عُذَافِرٍ ... خَتْماً فلَيْسَ عَلى الكلامِ بقَادِرِ

وإذا أَرَادَ النُّطْقَ خِلْتَ لِسَانَهُ ... لَحْماً يُحَرِّكُهُ لِصَقْرٍ نَاقِرِ [1]

فإن قلت: فلم أسند الختم إلى الله تعالى [2] وإسناده إليه يدل على المنع من قبول الحق والتوصل إليه بطرقه وهو قبيح واللَّه تعالى عن فعل القبيح [1] علوا كبيرا لعلمه بقبحه وعلمه بغناه عنه.

وقد نص على تنزيه ذاته بقوله: (وَما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ)، (وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ)، (إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ) ونظائر ذلك مما نطق به التنزيل؟ قلت: القصد إلى صفة القلوب بأنها كالمختوم عليها. وأما إسناد الختم إلى اللَّه عز وجل، فلينبه على أنّ هذه الصفة في فرط تمكنها وثبات قدمها كالشىء الخلقي غير العرضي. ألا ترى إلى قولهم: فلان مجبول على كذا ومفطور عليه، يريدون أنه بليغ في الثبات عليه. وكيف يتخيل ما خيل إليك وقد وردت الآية ناعية على الكفار شناعة صفتهم وسماجة حالهم، ونيط بذلك الوعيد بعذاب عظيم؟

ويجوز أن تضرب الجملة كما هي، وهي ختم الله على قلوبهم مثلا كقولهم: سال به الوادي، إذا هلك. وطارت به العَنقاء، إذا أطال الغيبة، وليس للوادي ولا للعنقاء عمل في هلاكه ولا في طول غيبته وإنما هو تمثيل مثلت حاله في هلاكه بحال من سال به الوادي، وفي طول غيبته بحال من طارت به العنقاء فكذلك مثلت حال قلوبهم فيما كانت عليه من التجافي عن الحق بحال قلوب ختم اللَّه عليها نحو قلوب الأغتام [1] التي هي في خلوّها عن الفطن كقلوب البهائم، أو بحال قلوب البهائم أنفسها، أو بحال قلوب مقدّر ختم اللَّه عليها حتى لا تعبى شيئا ولا تفقه، وليس له عز وجل فعل في تجافيها عن الحق ونبوّها عن قبوله، وهو متعال عن ذلك. ويجوز أن يستعار الإسناد في نفسه من غير اللَّه للَّه، فيكون الختم مسنداً إلى اسم اللَّه على سبيل المجاز. وهو لغيره حقيقة. تفسير هذا: أنّ للفعل ملابسات شتى يلابس. الفاعل والمفعول به والمصدر والزمان والمكان والمسبب له فإسناده إلى الفاعل حقيقة، وقد يسند إلى هذه الأشياء على طريق المجاز المسمى استعارة وذلك لمضاهاتها للفاعل في ملابسة الفعل، كما يضاهي الرجل الأسد في جراءته فيستعار له اسمه، فيقال في المفعول به: عيشة راضية، وماء دافق. وفي عكسه: سيل مفعم [2] . وفي المصدر: شعر شاعر، وذيل ذائل. وفي الزمان:

نهاره صائم. وليله قائم. وفي المكان: طريق سائر، ونهر جار. وأهل مكة يقولون: صلى المقام. وفي المسبب: بنى الأمير المدينة، وناقة ضبوث [3] وحلوب. وقال:

إذَا رَدَّ عَافِى الْقِدْرِ مَنْ يَسْتَعِيرُها [4]

فالشيطان هو الخاتم في الحقيقة أو الكافر، إلا أنّ الله سبحانه لما كان هو الذي أقدره ومكّنه، أسند إليه الختم كما يسند الفعل إلى المسبّب.

ووجه رابع :وهو أنهم لما كانوا على القطع والبت ممن لا يؤمن ولا تغنى عنهم الآيات والنذر، ولا تجدى عليهم الألطاف المحصلة ولا المقربة إن أعطوها، لم يبق- بعد استحكام العلم بأنه لا طريق إلى أن يؤمنوا طوعا واختياراً- طريق إلى إيمانهم إلا القسر والإلجاء، وإذا لم تبق طريق إلا أن يقسرهم الله ويلجئهم ثم لم يقسرهم ولم يلجئهم لئلا ينتقض الغرض في التكليف، عبر عن ترك القسر والإلجاء بالختم، إشعاراً بأنهم الذين ترامى أمرهم في التصميم على الكفر والإصرار عليه إلى حدّ لا يتناهون عنه إلا بالقسر والإلجاء، وهي الغاية القصوى في وصف لجاجهم في الغى واستشرائهم في الضلال والبغي.

ووجه خامس: هو أن يكون حكاية لما كان الكفرة يقولونه تهكما بهم من قولهم: (قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ، وَفِي آذانِنا وَقْرٌ، وَمِنْ بَيْنِنا وَبَيْنِكَ حِجابٌ) ونظيره في الحكاية والتهكّم قوله تعالى: (لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ). فإن قلت: اللفظ يحتمل أن تكون الأسماع داخلة في حكم الختم وفي حكم التغشية [1] فعلى أيهما يعوّل؟ قلت: على دخولها في حكم الختم لقوله تعالى: (وَخَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ، وَجَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً) ولوقفهم على سمعهم دون قلوبهم. فإن قلت: أىّ فائدة في تكرير الجارّ في قوله: (وَعَلى سَمْعِهِمْ) ؟ قلت:

لو لم يكرّر لكان انتظاما للقلوب والأسماع في تعدية واحدة وحين استجدّ للأسماع تعدية على حدة، كان أدل على شدة الختم في الموضعين. ووحد السمع كما وحد البطن في قوله:

كلوا في بعض بطنكم تعفوا، يفعلون ذلك إذا أمن اللبس. فإذا لم يؤمن كقولك: فرسهم،....

اهمیت ذكر شريف «لا إله إلاّ الله»

دانشمندان اخلاق، در ميان اذكار برای ذكر شريف «لا إله إلاّ الله» مقام برجسته ای قائلند؛ زيرا حروف آن هيچ يك از لب ادا نمي شود (شفوی نيست) بنابراين، می‌تواند از هرگونه ريا و تظاهر دور باشد.

پيامبر (صلی الله عليه و آله و سلم) در حديثی چند ويژگی برای ذكر «لا إله إلّا الله» بر می‌شمارد:

▫️يكی اين كه كردار انسان بدون «لا إله إلاّ الله» پذيرفته نمی‌شود؛ اگر وحدانيّت خدا از عمل انسان گرفته شود آن عمل پوچ مي شود.

▫️ديگر اين كه كلمه‌ تقواست.

▫️سوم اين كه سبب سنگينی اعمال انسان در روز قيامت است:

عن الحسن بن علىّ بن أبى طالب (عليهماالسلام) عن النّبىّ (صلي الله عليه و آله و سلم) حديث طويل فى تفسير «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلاّ الله و الله أكبر» وفيه قال النّبىّ (صلي الله عليه و آله و سلم): «و قوله لا إله إلاّ الله يعنى بوحدانيّته لا يقبل الله الأعمال إلاّ بها، و هى كلمة التقوي يثقّل الله بها الموازين يوم القيامة».[۱]

[۱]نورالثقلین ج۵ ص۶۵۹

تفسیر موضوعی قرآن کریم،معاد در قرآن ج۵، ص۲۰۶

سوال اهل برزخ

"سوال اهل برزخ"

امام صادق (سلام الله عليه) می فرمايد:

هنگامی كه آدمی وارد قبر و برزخ شد، برزخيان به ديدار او مي شتابند و اندكی او را آرام مي گذارند تا وی به خود آيد؛ زيرا از هول بزرگی گذشته و گردنه‌ خسته كننده‌ قبر، سئوال، فشار و... را پشت سرگذاشته است. سپس به او نزديک شده از حال دوستان و ياران پرس و جو مي كنند. اگر در پاسخ بگويد هنوز در دنياست، اميدوار مي شوند كه بعد از مرگ به آنان بپيوندد و اگر گفت: قبلا در گذشته، در اين هنگام برزخيان گويند: سقوط كرد، سقوط كرد؛ يعنی گرفتار عذاب الهي شد وگرنه او را نزد ما مي آوردند؛ «إنّ الأرواح لتلتقى فى الهواء فتعارف و تسائل. فإذا أقبل روح من الأرض قالوا دعوه، فقد أَفْلَتَ من هول عظيم ثم سألوه ما فعل فلان و ما فعل فلان؛ فكلّما قال: قدبقى رجوه أن يلحق بهم و كلّما قال: قدمات قالوا: هوي هوي و قال تعالي: "و من يحلل عليه غضبي فقد هوي" و قال تعالي: "و أما من خفّت موازينه فأُمّه هاويه و ما أدراك ماهيه نارٌ حاميةٌ" «و مثل الدنيا كمثل البحر و الملّاح و السفينة»[۱].

[۱] بحار الانوار ج۶ ص۲۴۹

تفسیر موضوعی قرآن کریم،معاد در قرآن ج۴، ص۲۲۰

آیه قرآن درباره منع از فحش دادن به بقیه ادیان

وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ...

و آنانی را که غیر خدا را می‌خوانند (معبودان بت‌پرستان) دشنام ندهید، مبادا آنان نیز از روی دشمنی و جهل، خدا را دشنام دهند...

دکتر محمدهادی شهاب بررسی شبهه تناقض رحمت با عذاب الهی

دکتر محمدهادی شهاب بررسی شبهه تناقض رحمت با عذاب الهی

حجت‌الاسلام محمدهادی شهاب، مدیر گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه بیرجند در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان‌جنوبی گفت: ممکن است خیلی‌ها آیات عذاب و جهنم در قرآن را با رحمت الهی در تضاد ببینند و برایشان در این زمینه سؤال پیش آید.

وی اظهار کرد: برخی این‌گونه بیان می‌کنند که هیچ پدر و مادری آزار و رنج فرد خود را نمی‌خواهد و حال چگونه است که خداوندِ مهربان‎تر از مادر بندگان خود را عذاب خواهد کرد و جهنم را برایشان فراهم می‌کند.

مدیر گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه بیرجند اما اگر به برخی از نکات توجه داشته و با دقت بیشتری آیات عذاب و جهنم را مورد توجه قرار دهیم در می‌یابیم که این آیات در عین اینکه سخن از عذاب می‌زند باز هم نشانه‌هایی از رحمت خداوند را در خود نهفته دارد.

شهاب بیان کرد: قبل از هر چیز باید توجه کرد که خداوند عالم تکوین را به گونه‌ای قرار داده که کار نیک و عمل زشت به صورت طبیعی نتیجه خود را خواهند داشت و پاداش و عذاب نتیجه اقداماتی است که خودمان انجام می دهیم و در حقیقت جهنم و عذاب یک واقعیت عینی است.

وی ادامه داد: حال می‌توان به این سؤال اندیشید که آیا وقتی خداوند سخن از عذاب می‌زند و نسبت به جهنم هشدار می‌‎دهد و می‌گوید اگر این مسیر را انتخاب کنی چنین نتیجه ای در انتظار تو است، نشانی از رحمت او نیست؟

وی گفت: اینکه خداوند نسبت به عاقبت و نتیجه‌ای که در انتظار بندگان اوست به آن‌ها هشدار می‌دهد مهربانانه‌تر است یا اینکه در زمینه آینده‌ای که به واسطه انتخاب یک راه نادرست در انتظار آنان است هیچ اطلاعی به آنها داده نمی‌شد؟

مدیر گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه بیرجند اظهار کرد: نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که در دنیا ما کاری را چه به صورت عمدی یا غیر عمدی انجام بدهیم نتیجه طبیعی کار را می‌بینیم، اما خداوند جهنم را مهیا برای انسان‌های معاند و لجوج کرده است که این هم نشانه دیگری از رحمت خداوند است.

شهاب بیان کرد: از این جهت امام علی(ع) در دعای کمیل می‌فرماید: «قْطَعُ لَوْلا ما حَكَمْتَ به مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ وَ قَضَيْتَ بِه مِنْ اخْلادِ مُعانِديكَ لَجَعَلْتَ النّارَ كُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً وَ ما كانَت لِأحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً» که به نوعی از آن برداشت می‌شود که جهنم برای معاندان است که به صورت عمدی گناه می‌کنند.

وی یادآور شد: از جنبه دیگر در قرآن کریم بیان شده که همیشگی بودن در آتش جهنم برای کسانی است که آلوده به گناهان خاصی چون شرک شده‌اند و اینگونه نیست که سایرین برای همیشه در عذاب الهی باشند.

بررسی و پاسخ به شبهه تناقض میان رحمت و غضب خدا

آیا بین رحمت و غضب خداوند، نوعی تناقض وجود ندارد؟ آیا عذاب ادنی نشانی از رحمت خداست؟

قرآن کریم در یکی از آیاتش در توصیف خدای متعال می‌فرماید؛ خداوند آمرزنده گناه، توبه‌پذیر و داراى مجازات سخت است: «غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدیدِ الْعِقابِ ذِی الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ».[1]

در این آیه - هم‌چنین آیات مشابه - وجود صفاتی که به ظاهر متضاد به نظر می‌رسند، سبب شده تا برخی تصور کنند که چگونه خداوند متعال هم‌زمان هم صاحب رحمت است، و هم در عین حال غضب کننده؟! یعنی چگونه خدای متعال صاحب اوصاف متضاد است؟!

در مورد این شبهه از زوایای مختلف می‌توان پاسخ گفت:

ادامه نوشته

آیت الله جوادی آملی: پاسخ به پرسش خلود در جهنم و شبهه تعارض آن با عدل و رحمت الهی

آیت الله جوادی آملی در بخشی دیگر از تفسیر آیه 166 و 167 سوره بقره ﴿إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوْا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ ٭ وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذلِكَ يُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ﴾، به مسئله خلود تبهکاران در دوزخ اشاره کرده و می گوید: مهم‌ترین مطلبی که در این آیات کریمه طرح می‌شود همان مسئله تجسم اعمال و خلود کفار است... کسانی مبتلا به خلودند که کفر و نفاق برای اینها ملکه شده باشد، هر کسی مخلّد در نار نیست (هر جهنمی مخلّد در نار نیست)؛ ولی هر بهشتی مخلّد در بهشت است.

شبهه ناسازگاری خلود با رحمت الهی - حقیقی و تکوینی بودن رحمت خدای سبحان

وی در پاسخ به شبهه ناسازگاری خلود با رحمت الهی تصریح می کند: ظواهر قرآن کریم خواه آن آیاتی که خلود را بدون کلمه «ابد» ذکر می‌کند خواه آیاتی که ابد را هم در کنار کلمه «خلود» ذکر می‌کند، نشانه آن است که عده‌ای در جهنم برای ابد می‌مانند. گاهی ممکن است انسان بگوید این با رحمت خدای سبحان چگونه سازگار است؟ رحمتی که در مسائل عقلی مطرح است و خدای سبحان هم با آن رحمت رحیم است، یک امر عاطفی و انفعالی نیست، یک امر تکوینی و حقیقی است. خدای سبحان فیضی را که اعطا می‌کند در اثر رحمت است ـ و همین معنای رحمت است ـ؛ یک فیض عام دارد که فراگیر است و یک فیض خاص دارد که مخصوص مؤمنین است.

ادامه نوشته

خداوند رحمان و رحیم چطور می شود عذاب کننده نیز باشد؟

خداوند رحمان و رحیم چطور می شود عذاب کننده نیز باشد؟

عدل یکی از صفات جمال الهی است. در آیات قرآن به این صفت به گونه های مختلف اشاره شده است. پایه این اعتقاد آن است که در قرآن، هرگونه ظلم از خدا نفی شده و از او به عنوان «قائم به قسط» یادگردیده است.

چنان که می‌فرماید: «أنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ مِثقالَ ذَرّهٍ»(۱) خدا به اندازه ذره‌ای ستم نمی‌کند».

و نیز می‌فرماید: «إنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ الناسَ شیئاً» (۲) خدا هرگز به مردم ستم نمی‌کند».

و : «شَهِدَ اللهُ أَنّه لا إلهَ إلا هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولوا العِلْمِ قائماً بالقِسْطِ؛ (۳) خدا، فرشتگان و صاحبان دانش گواهی می‌دهند که جز او خدائی نیست، و او قائم به قسط است».

ادامه نوشته

پاسخ به شبهه بخشش گناه پیامبر - لِیَغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَاَخَّرَ

پاسخ به شبهه بخشش گناه پیامبر - لِیَغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَاَخَّرَ

پرسش: با توجه به عصمت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) چرا خداوند در آیه دوم از سوره مبارکه فتح به پیامبر می‌گوید: «لِیَغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَاَخَّرَ»؛ تا خداوند گناه گذشته و آینده تو را ببخشد؟

پاسخ: منظور از گناه در آیه کریمه گناه اصطلاحی نیست؛ بلکه مراد مجرم بودن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) از نظر مشرکان است (گناه سیاسی). هم‌چنین مراد از آمرزش آن گناه، خنثی‌سازی توطئه‌های مشرکان در مورد آن حضرت است.

ادامه نوشته

آیا مسیحیان مریم (علیهاالسلام) را می پرستیدند و ایشان را خدا می دانستند؟

آیا مسیحیان مریم (علیهاالسلام) را می پرستیدند و ایشان را خدا می دانستند؟

قرآن کریم در سوره ی مائده، آیه ی 116، مسیحیان را به پرستش مریم(س) متهم کرده است؛ امّا بیشتر مسیحیان این اتهام را قبول ندارند. اولین نص صریح از خود مسیحیان، که سخن از پرستش مریم(س) به میان می آورد کتاب «السواعی» از کتاب های ارتدوکس روم است. لویس شیخو از پدران کلیسایی نیز در مقاله ای در مورد کنیسه های شرق می نویسد: «عبادت مریم(س) باکره، مادر خداوند، در کلیسای ارمنی شرق از مشهورات است.» و سپس می افزاید: «کلیسای قبطی به پرستش مریم(س) شهرت یافته است».

ادامه نوشته

تیزبینی و تیزهوشی در رابطه با منادیان گزینه نظامی

"تیزبینی و تیزهوشی در رابطه با منادیان گزینه نظامی"

آیت الله العظمی جوادی آملی:

قرآن کریم اینکه فرمود: "خُذوا حِذرَكُم" ناظر به دشمن هاست، اینکه می فرماید: "فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الكُفرِ إِنَّهُم لا أَيمانَ لَهُم" ناظر به همین گروه محاربی اسـت کـه هر از چندگاه سخن از گزینه نظامی روی میز بودن می زند.

برهانی که قرآن کریم اقامه میکند، این نیست که آنها چون مسلمان نیستند و کافرند شما با اینها طرز دیگر رفتار کنید برهان مسئله این نیست که آنها کافرند؛ چون با کافر می شود کنار آمد؛ ولی با مستکبر نمی شود کنار آمد.

برهان قرآن کریم این نیست که «فَقَاتِلُوا اَئِمَّةَ الكُفْرِ إِنَّهُم لا إِيمانَ لَهُم، چون ایمان ندارند و کافرند، بلکه برهان قرآن کریم این است"إِنَّهُم لا أَيمانَ لهم"، أَيمان جمع یمین است؛

یعنی اینها سوگند شناس نیستند، امضا شناس نیستند، کنوانسیون شناس نیستند، میثاق بین الملل شناس نیستند، تعهد متقابل شناس نیستند، قطعنامه شناس نیستند، با این گروه نمیشود زندگی کرد این ها به هیچ تعهدی از تعهدات خود پایبند نیستند،چندین قطعنامه علیه اسرائیل صادر شد؛ ولی اینها عمل نکردند و چندین قطعنامه در زمان دفاع مقدس صادر شد؛ ولی این ها عمل نکردند.

در بخشی از سخنان نورانی امیربیان علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) دارد که فلان شخص اگر بیعت کند، به بیعت او، به امضای او، به تعهد او هیچ اعتباری نیست:" إِنَّهَا كَفٌّ يَهُودِيَّةٌ "دستش، دست یهودی است؛یعنی اگر با دست راست بیعت کند،با دست چپ نقض می‌کند، با دست بیعت کند با پا نقض می‌کند، با چشم تعهد کند با گوش نقض می‌کند.او چنین کسی است.

سروش هدایت ج۸ ص۱۴۲،۱۴۳

آیت الله العظمی جوادی آملی: توطئه‌ دشمن و لزوم هوشياری

"توطئه‌ دشمن و لزوم هوشياری"

آیت الله العظمی جوادی آملی:

بيداری مردم، نگهبان خوبی برای صيانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی است؛ چه اينكه خفتگی آنان سبب تهاجم بيگانگان خواهد بود و ميزان بيداری هر امّت، مرهون مقدار هوشياری آنان است و به قدر هوشياری خود، در ستيز با مهاجمان ضدّ دين موفق خواهند بود.ضريب ستيز دشمنان دين را قرآن كريم چنين ترسيم مي فرمايد:

۱.صهيونيست ها و اسرائيلي صفتان، همواره نقشه‌ شومِ تازه طرح مي كنند: "لا تزال تطّلعُ علی خائنةٍ منهم".

۲.انگيزه خيانت آنان، تنها در مسايل سياسی و نظامی و اقتصادی و... خلاصه نمي شود، بلكه می‌کوشند كه اسلام زدايی كنند و مسلمانان را از اسلام خارج سازند: "ولا يزالون يقاتلونكم حتي يَرُدُّوكم عن دينكم ان استطاعوا..."

۳‌.هدف صاحبان مكاتب گوناگونِ الحاد يا شرك يا كفرِ نسبی، فقط خارج ساختن مسلمانان از حوزه‌ اسلام نيست، بلكه داخل ساختن مسلمانان در قلمرو مكتب ضلال خود و تابع ساختن و ذليل كردن آنان را هدف نهائي خود قرار داده اند: "ولن ترضي عنك اليهود ولا النّصاري حتّي تتبع ملّتَهم"

۴‌.برای نيل به اين هدف شوم، از جاسوسان و نفوذيان مدد مي گيرند: "وفيكم سَمّاعون لهم".

منبع: کتاب ولایت فقیه ص۳۱۹،۳۲۰

آیت الله حائری شیرازی: مستکبر، بالا می‌رود تا زمین‌خوردنش صدا بکند

آیت الله حائری شیرازی

مستکبر، بالا می‌رود تا زمین‌خوردنش صدا بکند

این قانون خداست، قانون خلقت است: «يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ يَضَعُ الْمُسْتَكْبِرِينَ». «متکبر» باید زمین بخورد و «مستضعف»، رفعت پیدا کند.

اما مستکبر، یک دورۀ بالا رفتن دارد تا بعداً خدا او را زمین بزند. بالا رفتن او یعنی این که مثلاً قدرتِ زدنِ شهرها و امثال اینها را داشته باشد و دیگران هم قدرت دفاع نداشته باشند تا او بیشتر جرأت پیدا کند که بالا برود. این بالا رفتن به‌خاطر اینست که زمین خوردنش در عالَم صدا بکند! وگرنه اگر پایین بود و زمین می‌خورد، صدای خفیفی داشت، نشان نمی‌داد که بت بود و بت شکست. خدا اجازه می‌دهد که اینها بت بشوند بعد شکسته بشوند و اهل عالَم این معنا را ببینند.

تدبر در آیات کلیدی استاد دکتر محمد الهی خراسانی آیه 28 شوری نزول باران

💠 تدبر در آیات کلیدی
🎤استاد محمد الهی خراسانی
🗓۲۰ جمادی الاولی۱۴۴۶

🌹 آیه۲۸شوری
🔰موضوع: نزول باران

وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيثَ مِن بَعدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحمَتَهُ وَهُوَ الوَلِيُّ الحَمِيد

🔸و اوست که باران را پس از اینکه[مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل میکند و رحمتش را می گستراند،و او سرپرست و یار[واقعی] و ستوده است.

🔰نکات :

✅ نزول باران دست خداست 🔻
✔️ یعنی اگرهمه تدابیر را هم انجام دهید و خدا نخواهد،بارانی نمی بارد.
✔️اگر در بدترین شرایط جوی باشیم،اما خدا بخواهد،خواهد بارید.

👇📣 شبهه:
❓شرایط جوی حاکی از نبودن شرایط بارندگی است،پس نماز باران اثری ندارد؟
☑️ مسبب الاسباب خداست
☑️ اما بدانیم سبب های دیگر برای نزول باران لازم است و روایات هم تأیید میکنند

✅ اعمال ما هم درکاهش نزولات آسمانی اثر دارند،که درقرآن و روایات تأکید شده است

✅ شیوع گناهان وعلنی شدن آن(شیوع فسق و فجور) سبب نزول بلاست
✅ بی عفتی و بی حیایی علنی اثردارد


🔰نکات آیه
🔻غَيْث
باران نافع و مفید است
🔻مَطَر
هرنوع باران(سیل را هم شامل است)

👇📣 شبهه:
❓چرا کشورهای غربی نعمتهای بیشتری دارند؟
☑️ نعمتها و نقمتها را با هم ببینیم
☑️ اسباب طبیعی هم هست
☑️ سنت املاء و استدراج،برای کافران
☑️ خدا مارا برای دنیا نیافریده
(زندگی اصلی شما بعداز دنیا)
🔻بلا برای مؤمن
تذکر، تنبه، رشد، ارتقاء

📣📣 توجه به:
انجام دعا و استغفار
و سنت نماز استغاثه و طلب باران

⏰۲۰ آبان۱۴۰۴
🕌مسجدسهله، مشهدمقدس

دانلود فایل با لینک مستقیم

به حرمت حضرت زهرا سلام الله علیها ومن اللطائف على القول بنزولها فيهم أنه سبحانه لم يذكر فيها الحور

به حرمت حضرت زهرا(س)

به باور آلوسی، عالم قرن سیزدهم، بنا بر قول به نزول سوره انسان درباره اهل بيت(ع)، يكی‌ از لطائف و ظرائف اين سوره اين است كه خداوند به خاطر رعايت حرمت حضرت زهرا(س) و نور چشم پيامبر(ص) سخنی از حورالعين به ميان نياورده و تنها به نوجوانان جاودان تصريح نموده است.

ومن اللطائف على القول بنزولها فيهم أنه سبحانه لم يذكر فيها الحور العين وإنما صرح عز وجل بولدان مخلدين رعاية لحرمة البتول وقرة عين الرسول.

روح المعانی:29، 158

جلد چهارم «تفسیر تبیان» با نگاهی به سوره مبارکه بقره و آل‌عمران به چاپ رسید

کتاب جلد چهارم «تفسیر تبیان» با نگاهی به سوره مبارکه بقره و آل‌عمران به قلم شیخ‌الاسلام ابو جعفر محمد بن حسن طوسی با ترجمه دکتر حسین صابری استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد توسط بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی به چاپ رسید.

تفسیر «تبیان» به‌عنوان نخستین تفسیر جامع امامی در عرصه تفسیر قرآن کریم و ادبیات اسلامی محسوب می شود و این اثر به بررسی مفاهیم و معانی نهفته در آیات ۲۵۳ تا ۲۶۸ سوره بقره و آیات ۱ تا ۱۴۰ سوره آل عمران می‌پردازد.

دکتر حسین صابری، مترجم این اثر، با تسلط بر زبان عربی و علوم قرآنی، تلاش کرده است تا ترجمه‌ای روان و قابل‌ فهم ارائه دهد که بتواند مخاطبان را با مفاهیم عمیق آیات آشنا کند. وی در مقدمه کتاب به اهمیت سوره بقره و آل‌عمران و تأثیر آنها بر زندگی روزمره مسلمانان اشاره و بر لزوم توجه به معانی عمیق قرآن کریم تأکید کرده است.

آیت الله حائری شیرازی تردید و یقینِ ظلمانی و نورانی

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸تردید و یقینِ ظلمانی و نورانی🔸

برخی از تردیدهایی که انسان می‌کند از جنس نور است و برخی دیگر از جنس ظلمت. تردیدی که انسان قبل از بررسیِ مسئله درون خود دارد، تردید نورانی است. اما گاه بعد از اینکه بررسی کرد هم تردید دارد، این تردید از جنس ظلمت است. وقتی انسان، مسئله را دقیق بررسی کرد و مقدّمات کار برای او روشن شد و مبانی آن برایش کشف گردید، اما باز هم قطع پیدا نکرد، این از ضعف اوست؛ ضعف قاطعیت!

در نقطۀ مقابل، گاهی انسان بررسی‌نکرده و با یکی‌‌دوتا قرینهٔ کوچک قاطع می‌شود؛ زود حکم می‌کند و زود تصمیم می‌گیرد. این قاطعیت از جنس ظلمت است. قاطعیت نورانی، قاطعیتی است که بعد از بررسی در انسان ایجاد می‌شود، نه آن قاطعیتی که قبل از روشن شدن مقدمات و انجام مطالعات ایجاد می‌شود. هرگاه مقدمات روشن شد، وقت قاطعیت می‌رسد؛ «فَإذا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی الله» [چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن].