رابطه ارحم الراحمین بودن خدا با وعده مجازات الهی

چرا خداوند در کنار رحمتش «ارحم الراحمین» سفارش به مجازات تا سر حد اعدام (قصاص، قطع دست و یا خشونت زیاد) نموده است؟

پرسش

چرا خداوند در قرآن کریم در کنار رحمتش و معرفی خود به عنوان «ارحم الراحمین» سفارش به مجازات تا سر حد اعدام (قصاص، قطع دست و یا خشونت زیاد) نموده است؟

پاسخ اجمالی

با توجه به آیات و روایات در می یابیم که خداوند همان طور که دارای صفت رحمانیت و رحیمیت است، همچنین دارای صفت غضب و سخط نیز می باشد؛ یعنی او هم غافرالذنب است، هم شدید العقاب‏، هم أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ است و هم أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ.

ادامه نوشته

آیه 94 سورۀ یونس | تحریف کتب مقدس تورات و انجیل

مقدمه:

پایگاه اینترنتی درباره اسلام (About Islam) بر این باور است که دین اسلام مورد هجوم رسانه های مُغرض و اسلام هراس های نفرت انگیز قرار می گیرد که برای معرفی اسلام فقط به اقدامات تروریستی اقلیت کوچکی از گروه های جنایتکار تمرکز می کنند. این سایت در ژانویه ۲۰۱۶ با شعار «کمک به ارائه اسلام اصلی به جهان» راه اندازی شد. این پایگاه اینترنتی در سپتامبر ۲۰۱۹ شبهه ای را از سوی یکی از میلیونها پرسشگر خود در نقاط مختلف جهان، با این سؤال مطرح می کند : « آیا پیامبر اسلام در پیام خود شک داشت؟» در این یادداشت کوتاه شرح این شبهه و پاسخهای مختلف آن از سایت «درباره اسلام» تبیین و نقد شده و نهایتا پاسخ تفصیلی ارائه شده است.

1- اصل شبهه:

پرسش کننده با مراجعه به سایت درباره اسلام (About Islam) شبهه را چنین مطرح کرده است:

«سلام علیکم من واقعاً روی این سوال گیر کرده ام که چرا خدا به پیامبرش می گوید اگر شکی و تردیدی در رسالت خودت داری از افرادی که کتاب مقدس را قبلاً خوانده اند بپرس. از خود علمای اهل کتاب که کتاب آسمانی پیش از تو را می‌خوانند سؤال کن. وقتی معتقدیم انجیل و تورات تحریف شده اند، آیا ممکن است خدا بگوید از اهل کتاب بپرسید که ماجرای چیست ؟ در جایی که ما زندگی می کنیم ، تقریباً هیچ مسلمانی وجود ندارد چه برسد به یک راهنما . ممنون.[۱]

ادامه نوشته

تفسیر آیه 7 سوره بقره خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ (کشاف زمخشری)+متن عربی

خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ (7)

الختم والكتم أخوان لأن في الاستيثاق من الشيء بضرب الخاتم عليه كتما له وتغطية لئلا يتوصل إليه ولا يطلع عليه.

والغشاوة الغطاء فعالة من غشاه إذا غطاه، وهذا البناء لما يشتمل على الشيء كالعصابة والعمامة.

فإن قلت: ما معنى الختم على القلوب والأسماع وتغشية الأبصار؟ قلت: لا ختم ولا تغشية [2] ثم على الحقيقة، وإنما هو من باب المجاز، ويحتمل أن يكون من كلا نوعيه وهما الاستعارة والتمثيل. أما الاستعارة فأن تجعل قلوبهم لأن الحق لا ينفذ فيها ولا يخلص إلى ضمائرها من قبل إعراضهم عنه واستكبارهم عن قبوله واعتقاده، وأسماعهم لأنها تمجه وتنبو عن الإصغاء إليه وتعاف استماعه كأنها مستوثق منها بالختم، وأبصارهم لأنها لا تجتلى آيات اللَّه المعروضة ودلائله المنصوبة كما تجتليها أعين المعتبرين المستبصرين كأنما غطى عليها وحجبت، وحيل بينها وبين الإدراك.

وأمّا التمثيل فأن تمثل حيث لم يستنفعوا بها في الأغراض الدينية التي كلفوها وخلقوا من أجلها بأشياء ضرب حجاب بينها وبين الاستنفاع بها بالختم والتغطية. وقد جعل بعض المازنيين الحبسة في اللسان والعىّ ختما عليه فقال:

خَتَمَ الالهُ عَلى لِسَانِ عُذَافِرٍ ... خَتْماً فلَيْسَ عَلى الكلامِ بقَادِرِ

وإذا أَرَادَ النُّطْقَ خِلْتَ لِسَانَهُ ... لَحْماً يُحَرِّكُهُ لِصَقْرٍ نَاقِرِ [1]

فإن قلت: فلم أسند الختم إلى الله تعالى [2] وإسناده إليه يدل على المنع من قبول الحق والتوصل إليه بطرقه وهو قبيح واللَّه تعالى عن فعل القبيح [1] علوا كبيرا لعلمه بقبحه وعلمه بغناه عنه.

وقد نص على تنزيه ذاته بقوله: (وَما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ)، (وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ)، (إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ) ونظائر ذلك مما نطق به التنزيل؟ قلت: القصد إلى صفة القلوب بأنها كالمختوم عليها. وأما إسناد الختم إلى اللَّه عز وجل، فلينبه على أنّ هذه الصفة في فرط تمكنها وثبات قدمها كالشىء الخلقي غير العرضي. ألا ترى إلى قولهم: فلان مجبول على كذا ومفطور عليه، يريدون أنه بليغ في الثبات عليه. وكيف يتخيل ما خيل إليك وقد وردت الآية ناعية على الكفار شناعة صفتهم وسماجة حالهم، ونيط بذلك الوعيد بعذاب عظيم؟

ويجوز أن تضرب الجملة كما هي، وهي ختم الله على قلوبهم مثلا كقولهم: سال به الوادي، إذا هلك. وطارت به العَنقاء، إذا أطال الغيبة، وليس للوادي ولا للعنقاء عمل في هلاكه ولا في طول غيبته وإنما هو تمثيل مثلت حاله في هلاكه بحال من سال به الوادي، وفي طول غيبته بحال من طارت به العنقاء فكذلك مثلت حال قلوبهم فيما كانت عليه من التجافي عن الحق بحال قلوب ختم اللَّه عليها نحو قلوب الأغتام [1] التي هي في خلوّها عن الفطن كقلوب البهائم، أو بحال قلوب البهائم أنفسها، أو بحال قلوب مقدّر ختم اللَّه عليها حتى لا تعبى شيئا ولا تفقه، وليس له عز وجل فعل في تجافيها عن الحق ونبوّها عن قبوله، وهو متعال عن ذلك. ويجوز أن يستعار الإسناد في نفسه من غير اللَّه للَّه، فيكون الختم مسنداً إلى اسم اللَّه على سبيل المجاز. وهو لغيره حقيقة. تفسير هذا: أنّ للفعل ملابسات شتى يلابس. الفاعل والمفعول به والمصدر والزمان والمكان والمسبب له فإسناده إلى الفاعل حقيقة، وقد يسند إلى هذه الأشياء على طريق المجاز المسمى استعارة وذلك لمضاهاتها للفاعل في ملابسة الفعل، كما يضاهي الرجل الأسد في جراءته فيستعار له اسمه، فيقال في المفعول به: عيشة راضية، وماء دافق. وفي عكسه: سيل مفعم [2] . وفي المصدر: شعر شاعر، وذيل ذائل. وفي الزمان:

نهاره صائم. وليله قائم. وفي المكان: طريق سائر، ونهر جار. وأهل مكة يقولون: صلى المقام. وفي المسبب: بنى الأمير المدينة، وناقة ضبوث [3] وحلوب. وقال:

إذَا رَدَّ عَافِى الْقِدْرِ مَنْ يَسْتَعِيرُها [4]

فالشيطان هو الخاتم في الحقيقة أو الكافر، إلا أنّ الله سبحانه لما كان هو الذي أقدره ومكّنه، أسند إليه الختم كما يسند الفعل إلى المسبّب.

ووجه رابع :وهو أنهم لما كانوا على القطع والبت ممن لا يؤمن ولا تغنى عنهم الآيات والنذر، ولا تجدى عليهم الألطاف المحصلة ولا المقربة إن أعطوها، لم يبق- بعد استحكام العلم بأنه لا طريق إلى أن يؤمنوا طوعا واختياراً- طريق إلى إيمانهم إلا القسر والإلجاء، وإذا لم تبق طريق إلا أن يقسرهم الله ويلجئهم ثم لم يقسرهم ولم يلجئهم لئلا ينتقض الغرض في التكليف، عبر عن ترك القسر والإلجاء بالختم، إشعاراً بأنهم الذين ترامى أمرهم في التصميم على الكفر والإصرار عليه إلى حدّ لا يتناهون عنه إلا بالقسر والإلجاء، وهي الغاية القصوى في وصف لجاجهم في الغى واستشرائهم في الضلال والبغي.

ووجه خامس: هو أن يكون حكاية لما كان الكفرة يقولونه تهكما بهم من قولهم: (قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ، وَفِي آذانِنا وَقْرٌ، وَمِنْ بَيْنِنا وَبَيْنِكَ حِجابٌ) ونظيره في الحكاية والتهكّم قوله تعالى: (لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ). فإن قلت: اللفظ يحتمل أن تكون الأسماع داخلة في حكم الختم وفي حكم التغشية [1] فعلى أيهما يعوّل؟ قلت: على دخولها في حكم الختم لقوله تعالى: (وَخَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ، وَجَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً) ولوقفهم على سمعهم دون قلوبهم. فإن قلت: أىّ فائدة في تكرير الجارّ في قوله: (وَعَلى سَمْعِهِمْ) ؟ قلت:

لو لم يكرّر لكان انتظاما للقلوب والأسماع في تعدية واحدة وحين استجدّ للأسماع تعدية على حدة، كان أدل على شدة الختم في الموضعين. ووحد السمع كما وحد البطن في قوله:

كلوا في بعض بطنكم تعفوا، يفعلون ذلك إذا أمن اللبس. فإذا لم يؤمن كقولك: فرسهم،....

اهمیت ذكر شريف «لا إله إلاّ الله»

دانشمندان اخلاق، در ميان اذكار برای ذكر شريف «لا إله إلاّ الله» مقام برجسته ای قائلند؛ زيرا حروف آن هيچ يك از لب ادا نمي شود (شفوی نيست) بنابراين، می‌تواند از هرگونه ريا و تظاهر دور باشد.

پيامبر (صلی الله عليه و آله و سلم) در حديثی چند ويژگی برای ذكر «لا إله إلّا الله» بر می‌شمارد:

▫️يكی اين كه كردار انسان بدون «لا إله إلاّ الله» پذيرفته نمی‌شود؛ اگر وحدانيّت خدا از عمل انسان گرفته شود آن عمل پوچ مي شود.

▫️ديگر اين كه كلمه‌ تقواست.

▫️سوم اين كه سبب سنگينی اعمال انسان در روز قيامت است:

عن الحسن بن علىّ بن أبى طالب (عليهماالسلام) عن النّبىّ (صلي الله عليه و آله و سلم) حديث طويل فى تفسير «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلاّ الله و الله أكبر» وفيه قال النّبىّ (صلي الله عليه و آله و سلم): «و قوله لا إله إلاّ الله يعنى بوحدانيّته لا يقبل الله الأعمال إلاّ بها، و هى كلمة التقوي يثقّل الله بها الموازين يوم القيامة».[۱]

[۱]نورالثقلین ج۵ ص۶۵۹

تفسیر موضوعی قرآن کریم،معاد در قرآن ج۵، ص۲۰۶

سوال اهل برزخ

"سوال اهل برزخ"

امام صادق (سلام الله عليه) می فرمايد:

هنگامی كه آدمی وارد قبر و برزخ شد، برزخيان به ديدار او مي شتابند و اندكی او را آرام مي گذارند تا وی به خود آيد؛ زيرا از هول بزرگی گذشته و گردنه‌ خسته كننده‌ قبر، سئوال، فشار و... را پشت سرگذاشته است. سپس به او نزديک شده از حال دوستان و ياران پرس و جو مي كنند. اگر در پاسخ بگويد هنوز در دنياست، اميدوار مي شوند كه بعد از مرگ به آنان بپيوندد و اگر گفت: قبلا در گذشته، در اين هنگام برزخيان گويند: سقوط كرد، سقوط كرد؛ يعنی گرفتار عذاب الهي شد وگرنه او را نزد ما مي آوردند؛ «إنّ الأرواح لتلتقى فى الهواء فتعارف و تسائل. فإذا أقبل روح من الأرض قالوا دعوه، فقد أَفْلَتَ من هول عظيم ثم سألوه ما فعل فلان و ما فعل فلان؛ فكلّما قال: قدبقى رجوه أن يلحق بهم و كلّما قال: قدمات قالوا: هوي هوي و قال تعالي: "و من يحلل عليه غضبي فقد هوي" و قال تعالي: "و أما من خفّت موازينه فأُمّه هاويه و ما أدراك ماهيه نارٌ حاميةٌ" «و مثل الدنيا كمثل البحر و الملّاح و السفينة»[۱].

[۱] بحار الانوار ج۶ ص۲۴۹

تفسیر موضوعی قرآن کریم،معاد در قرآن ج۴، ص۲۲۰

آیه قرآن درباره منع از فحش دادن به بقیه ادیان

وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ...

و آنانی را که غیر خدا را می‌خوانند (معبودان بت‌پرستان) دشنام ندهید، مبادا آنان نیز از روی دشمنی و جهل، خدا را دشنام دهند...

دکتر محمدهادی شهاب بررسی شبهه تناقض رحمت با عذاب الهی

دکتر محمدهادی شهاب بررسی شبهه تناقض رحمت با عذاب الهی

حجت‌الاسلام محمدهادی شهاب، مدیر گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه بیرجند در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان‌جنوبی گفت: ممکن است خیلی‌ها آیات عذاب و جهنم در قرآن را با رحمت الهی در تضاد ببینند و برایشان در این زمینه سؤال پیش آید.

وی اظهار کرد: برخی این‌گونه بیان می‌کنند که هیچ پدر و مادری آزار و رنج فرد خود را نمی‌خواهد و حال چگونه است که خداوندِ مهربان‎تر از مادر بندگان خود را عذاب خواهد کرد و جهنم را برایشان فراهم می‌کند.

مدیر گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه بیرجند اما اگر به برخی از نکات توجه داشته و با دقت بیشتری آیات عذاب و جهنم را مورد توجه قرار دهیم در می‌یابیم که این آیات در عین اینکه سخن از عذاب می‌زند باز هم نشانه‌هایی از رحمت خداوند را در خود نهفته دارد.

شهاب بیان کرد: قبل از هر چیز باید توجه کرد که خداوند عالم تکوین را به گونه‌ای قرار داده که کار نیک و عمل زشت به صورت طبیعی نتیجه خود را خواهند داشت و پاداش و عذاب نتیجه اقداماتی است که خودمان انجام می دهیم و در حقیقت جهنم و عذاب یک واقعیت عینی است.

وی ادامه داد: حال می‌توان به این سؤال اندیشید که آیا وقتی خداوند سخن از عذاب می‌زند و نسبت به جهنم هشدار می‌‎دهد و می‌گوید اگر این مسیر را انتخاب کنی چنین نتیجه ای در انتظار تو است، نشانی از رحمت او نیست؟

وی گفت: اینکه خداوند نسبت به عاقبت و نتیجه‌ای که در انتظار بندگان اوست به آن‌ها هشدار می‌دهد مهربانانه‌تر است یا اینکه در زمینه آینده‌ای که به واسطه انتخاب یک راه نادرست در انتظار آنان است هیچ اطلاعی به آنها داده نمی‌شد؟

مدیر گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه بیرجند اظهار کرد: نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که در دنیا ما کاری را چه به صورت عمدی یا غیر عمدی انجام بدهیم نتیجه طبیعی کار را می‌بینیم، اما خداوند جهنم را مهیا برای انسان‌های معاند و لجوج کرده است که این هم نشانه دیگری از رحمت خداوند است.

شهاب بیان کرد: از این جهت امام علی(ع) در دعای کمیل می‌فرماید: «قْطَعُ لَوْلا ما حَكَمْتَ به مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ وَ قَضَيْتَ بِه مِنْ اخْلادِ مُعانِديكَ لَجَعَلْتَ النّارَ كُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً وَ ما كانَت لِأحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً» که به نوعی از آن برداشت می‌شود که جهنم برای معاندان است که به صورت عمدی گناه می‌کنند.

وی یادآور شد: از جنبه دیگر در قرآن کریم بیان شده که همیشگی بودن در آتش جهنم برای کسانی است که آلوده به گناهان خاصی چون شرک شده‌اند و اینگونه نیست که سایرین برای همیشه در عذاب الهی باشند.

بررسی و پاسخ به شبهه تناقض میان رحمت و غضب خدا

آیا بین رحمت و غضب خداوند، نوعی تناقض وجود ندارد؟ آیا عذاب ادنی نشانی از رحمت خداست؟

قرآن کریم در یکی از آیاتش در توصیف خدای متعال می‌فرماید؛ خداوند آمرزنده گناه، توبه‌پذیر و داراى مجازات سخت است: «غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدیدِ الْعِقابِ ذِی الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ».[1]

در این آیه - هم‌چنین آیات مشابه - وجود صفاتی که به ظاهر متضاد به نظر می‌رسند، سبب شده تا برخی تصور کنند که چگونه خداوند متعال هم‌زمان هم صاحب رحمت است، و هم در عین حال غضب کننده؟! یعنی چگونه خدای متعال صاحب اوصاف متضاد است؟!

در مورد این شبهه از زوایای مختلف می‌توان پاسخ گفت:

ادامه نوشته

آیت الله جوادی آملی: پاسخ به پرسش خلود در جهنم و شبهه تعارض آن با عدل و رحمت الهی

آیت الله جوادی آملی در بخشی دیگر از تفسیر آیه 166 و 167 سوره بقره ﴿إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوْا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ ٭ وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذلِكَ يُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ﴾، به مسئله خلود تبهکاران در دوزخ اشاره کرده و می گوید: مهم‌ترین مطلبی که در این آیات کریمه طرح می‌شود همان مسئله تجسم اعمال و خلود کفار است... کسانی مبتلا به خلودند که کفر و نفاق برای اینها ملکه شده باشد، هر کسی مخلّد در نار نیست (هر جهنمی مخلّد در نار نیست)؛ ولی هر بهشتی مخلّد در بهشت است.

شبهه ناسازگاری خلود با رحمت الهی - حقیقی و تکوینی بودن رحمت خدای سبحان

وی در پاسخ به شبهه ناسازگاری خلود با رحمت الهی تصریح می کند: ظواهر قرآن کریم خواه آن آیاتی که خلود را بدون کلمه «ابد» ذکر می‌کند خواه آیاتی که ابد را هم در کنار کلمه «خلود» ذکر می‌کند، نشانه آن است که عده‌ای در جهنم برای ابد می‌مانند. گاهی ممکن است انسان بگوید این با رحمت خدای سبحان چگونه سازگار است؟ رحمتی که در مسائل عقلی مطرح است و خدای سبحان هم با آن رحمت رحیم است، یک امر عاطفی و انفعالی نیست، یک امر تکوینی و حقیقی است. خدای سبحان فیضی را که اعطا می‌کند در اثر رحمت است ـ و همین معنای رحمت است ـ؛ یک فیض عام دارد که فراگیر است و یک فیض خاص دارد که مخصوص مؤمنین است.

ادامه نوشته

خداوند رحمان و رحیم چطور می شود عذاب کننده نیز باشد؟

خداوند رحمان و رحیم چطور می شود عذاب کننده نیز باشد؟

عدل یکی از صفات جمال الهی است. در آیات قرآن به این صفت به گونه های مختلف اشاره شده است. پایه این اعتقاد آن است که در قرآن، هرگونه ظلم از خدا نفی شده و از او به عنوان «قائم به قسط» یادگردیده است.

چنان که می‌فرماید: «أنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ مِثقالَ ذَرّهٍ»(۱) خدا به اندازه ذره‌ای ستم نمی‌کند».

و نیز می‌فرماید: «إنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ الناسَ شیئاً» (۲) خدا هرگز به مردم ستم نمی‌کند».

و : «شَهِدَ اللهُ أَنّه لا إلهَ إلا هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولوا العِلْمِ قائماً بالقِسْطِ؛ (۳) خدا، فرشتگان و صاحبان دانش گواهی می‌دهند که جز او خدائی نیست، و او قائم به قسط است».

ادامه نوشته

پاسخ به شبهه بخشش گناه پیامبر - لِیَغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَاَخَّرَ

پاسخ به شبهه بخشش گناه پیامبر - لِیَغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَاَخَّرَ

پرسش: با توجه به عصمت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) چرا خداوند در آیه دوم از سوره مبارکه فتح به پیامبر می‌گوید: «لِیَغْفِرَ لَك اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَاَخَّرَ»؛ تا خداوند گناه گذشته و آینده تو را ببخشد؟

پاسخ: منظور از گناه در آیه کریمه گناه اصطلاحی نیست؛ بلکه مراد مجرم بودن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) از نظر مشرکان است (گناه سیاسی). هم‌چنین مراد از آمرزش آن گناه، خنثی‌سازی توطئه‌های مشرکان در مورد آن حضرت است.

ادامه نوشته

آیا مسیحیان مریم (علیهاالسلام) را می پرستیدند و ایشان را خدا می دانستند؟

آیا مسیحیان مریم (علیهاالسلام) را می پرستیدند و ایشان را خدا می دانستند؟

قرآن کریم در سوره ی مائده، آیه ی 116، مسیحیان را به پرستش مریم(س) متهم کرده است؛ امّا بیشتر مسیحیان این اتهام را قبول ندارند. اولین نص صریح از خود مسیحیان، که سخن از پرستش مریم(س) به میان می آورد کتاب «السواعی» از کتاب های ارتدوکس روم است. لویس شیخو از پدران کلیسایی نیز در مقاله ای در مورد کنیسه های شرق می نویسد: «عبادت مریم(س) باکره، مادر خداوند، در کلیسای ارمنی شرق از مشهورات است.» و سپس می افزاید: «کلیسای قبطی به پرستش مریم(س) شهرت یافته است».

ادامه نوشته

تیزبینی و تیزهوشی در رابطه با منادیان گزینه نظامی

"تیزبینی و تیزهوشی در رابطه با منادیان گزینه نظامی"

آیت الله العظمی جوادی آملی:

قرآن کریم اینکه فرمود: "خُذوا حِذرَكُم" ناظر به دشمن هاست، اینکه می فرماید: "فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الكُفرِ إِنَّهُم لا أَيمانَ لَهُم" ناظر به همین گروه محاربی اسـت کـه هر از چندگاه سخن از گزینه نظامی روی میز بودن می زند.

برهانی که قرآن کریم اقامه میکند، این نیست که آنها چون مسلمان نیستند و کافرند شما با اینها طرز دیگر رفتار کنید برهان مسئله این نیست که آنها کافرند؛ چون با کافر می شود کنار آمد؛ ولی با مستکبر نمی شود کنار آمد.

برهان قرآن کریم این نیست که «فَقَاتِلُوا اَئِمَّةَ الكُفْرِ إِنَّهُم لا إِيمانَ لَهُم، چون ایمان ندارند و کافرند، بلکه برهان قرآن کریم این است"إِنَّهُم لا أَيمانَ لهم"، أَيمان جمع یمین است؛

یعنی اینها سوگند شناس نیستند، امضا شناس نیستند، کنوانسیون شناس نیستند، میثاق بین الملل شناس نیستند، تعهد متقابل شناس نیستند، قطعنامه شناس نیستند، با این گروه نمیشود زندگی کرد این ها به هیچ تعهدی از تعهدات خود پایبند نیستند،چندین قطعنامه علیه اسرائیل صادر شد؛ ولی اینها عمل نکردند و چندین قطعنامه در زمان دفاع مقدس صادر شد؛ ولی این ها عمل نکردند.

در بخشی از سخنان نورانی امیربیان علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) دارد که فلان شخص اگر بیعت کند، به بیعت او، به امضای او، به تعهد او هیچ اعتباری نیست:" إِنَّهَا كَفٌّ يَهُودِيَّةٌ "دستش، دست یهودی است؛یعنی اگر با دست راست بیعت کند،با دست چپ نقض می‌کند، با دست بیعت کند با پا نقض می‌کند، با چشم تعهد کند با گوش نقض می‌کند.او چنین کسی است.

سروش هدایت ج۸ ص۱۴۲،۱۴۳

آیت الله العظمی جوادی آملی: توطئه‌ دشمن و لزوم هوشياری

"توطئه‌ دشمن و لزوم هوشياری"

آیت الله العظمی جوادی آملی:

بيداری مردم، نگهبان خوبی برای صيانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی است؛ چه اينكه خفتگی آنان سبب تهاجم بيگانگان خواهد بود و ميزان بيداری هر امّت، مرهون مقدار هوشياری آنان است و به قدر هوشياری خود، در ستيز با مهاجمان ضدّ دين موفق خواهند بود.ضريب ستيز دشمنان دين را قرآن كريم چنين ترسيم مي فرمايد:

۱.صهيونيست ها و اسرائيلي صفتان، همواره نقشه‌ شومِ تازه طرح مي كنند: "لا تزال تطّلعُ علی خائنةٍ منهم".

۲.انگيزه خيانت آنان، تنها در مسايل سياسی و نظامی و اقتصادی و... خلاصه نمي شود، بلكه می‌کوشند كه اسلام زدايی كنند و مسلمانان را از اسلام خارج سازند: "ولا يزالون يقاتلونكم حتي يَرُدُّوكم عن دينكم ان استطاعوا..."

۳‌.هدف صاحبان مكاتب گوناگونِ الحاد يا شرك يا كفرِ نسبی، فقط خارج ساختن مسلمانان از حوزه‌ اسلام نيست، بلكه داخل ساختن مسلمانان در قلمرو مكتب ضلال خود و تابع ساختن و ذليل كردن آنان را هدف نهائي خود قرار داده اند: "ولن ترضي عنك اليهود ولا النّصاري حتّي تتبع ملّتَهم"

۴‌.برای نيل به اين هدف شوم، از جاسوسان و نفوذيان مدد مي گيرند: "وفيكم سَمّاعون لهم".

منبع: کتاب ولایت فقیه ص۳۱۹،۳۲۰

آیت الله حائری شیرازی: مستکبر، بالا می‌رود تا زمین‌خوردنش صدا بکند

آیت الله حائری شیرازی

مستکبر، بالا می‌رود تا زمین‌خوردنش صدا بکند

این قانون خداست، قانون خلقت است: «يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ يَضَعُ الْمُسْتَكْبِرِينَ». «متکبر» باید زمین بخورد و «مستضعف»، رفعت پیدا کند.

اما مستکبر، یک دورۀ بالا رفتن دارد تا بعداً خدا او را زمین بزند. بالا رفتن او یعنی این که مثلاً قدرتِ زدنِ شهرها و امثال اینها را داشته باشد و دیگران هم قدرت دفاع نداشته باشند تا او بیشتر جرأت پیدا کند که بالا برود. این بالا رفتن به‌خاطر اینست که زمین خوردنش در عالَم صدا بکند! وگرنه اگر پایین بود و زمین می‌خورد، صدای خفیفی داشت، نشان نمی‌داد که بت بود و بت شکست. خدا اجازه می‌دهد که اینها بت بشوند بعد شکسته بشوند و اهل عالَم این معنا را ببینند.

تدبر در آیات کلیدی استاد دکتر محمد الهی خراسانی آیه 28 شوری نزول باران

💠 تدبر در آیات کلیدی
🎤استاد محمد الهی خراسانی
🗓۲۰ جمادی الاولی۱۴۴۶

🌹 آیه۲۸شوری
🔰موضوع: نزول باران

وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيثَ مِن بَعدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحمَتَهُ وَهُوَ الوَلِيُّ الحَمِيد

🔸و اوست که باران را پس از اینکه[مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل میکند و رحمتش را می گستراند،و او سرپرست و یار[واقعی] و ستوده است.

🔰نکات :

✅ نزول باران دست خداست 🔻
✔️ یعنی اگرهمه تدابیر را هم انجام دهید و خدا نخواهد،بارانی نمی بارد.
✔️اگر در بدترین شرایط جوی باشیم،اما خدا بخواهد،خواهد بارید.

👇📣 شبهه:
❓شرایط جوی حاکی از نبودن شرایط بارندگی است،پس نماز باران اثری ندارد؟
☑️ مسبب الاسباب خداست
☑️ اما بدانیم سبب های دیگر برای نزول باران لازم است و روایات هم تأیید میکنند

✅ اعمال ما هم درکاهش نزولات آسمانی اثر دارند،که درقرآن و روایات تأکید شده است

✅ شیوع گناهان وعلنی شدن آن(شیوع فسق و فجور) سبب نزول بلاست
✅ بی عفتی و بی حیایی علنی اثردارد


🔰نکات آیه
🔻غَيْث
باران نافع و مفید است
🔻مَطَر
هرنوع باران(سیل را هم شامل است)

👇📣 شبهه:
❓چرا کشورهای غربی نعمتهای بیشتری دارند؟
☑️ نعمتها و نقمتها را با هم ببینیم
☑️ اسباب طبیعی هم هست
☑️ سنت املاء و استدراج،برای کافران
☑️ خدا مارا برای دنیا نیافریده
(زندگی اصلی شما بعداز دنیا)
🔻بلا برای مؤمن
تذکر، تنبه، رشد، ارتقاء

📣📣 توجه به:
انجام دعا و استغفار
و سنت نماز استغاثه و طلب باران

⏰۲۰ آبان۱۴۰۴
🕌مسجدسهله، مشهدمقدس

دانلود فایل با لینک مستقیم

به حرمت حضرت زهرا سلام الله علیها ومن اللطائف على القول بنزولها فيهم أنه سبحانه لم يذكر فيها الحور

به حرمت حضرت زهرا(س)

به باور آلوسی، عالم قرن سیزدهم، بنا بر قول به نزول سوره انسان درباره اهل بيت(ع)، يكی‌ از لطائف و ظرائف اين سوره اين است كه خداوند به خاطر رعايت حرمت حضرت زهرا(س) و نور چشم پيامبر(ص) سخنی از حورالعين به ميان نياورده و تنها به نوجوانان جاودان تصريح نموده است.

ومن اللطائف على القول بنزولها فيهم أنه سبحانه لم يذكر فيها الحور العين وإنما صرح عز وجل بولدان مخلدين رعاية لحرمة البتول وقرة عين الرسول.

روح المعانی:29، 158

جلد چهارم «تفسیر تبیان» با نگاهی به سوره مبارکه بقره و آل‌عمران به چاپ رسید

کتاب جلد چهارم «تفسیر تبیان» با نگاهی به سوره مبارکه بقره و آل‌عمران به قلم شیخ‌الاسلام ابو جعفر محمد بن حسن طوسی با ترجمه دکتر حسین صابری استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد توسط بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی به چاپ رسید.

تفسیر «تبیان» به‌عنوان نخستین تفسیر جامع امامی در عرصه تفسیر قرآن کریم و ادبیات اسلامی محسوب می شود و این اثر به بررسی مفاهیم و معانی نهفته در آیات ۲۵۳ تا ۲۶۸ سوره بقره و آیات ۱ تا ۱۴۰ سوره آل عمران می‌پردازد.

دکتر حسین صابری، مترجم این اثر، با تسلط بر زبان عربی و علوم قرآنی، تلاش کرده است تا ترجمه‌ای روان و قابل‌ فهم ارائه دهد که بتواند مخاطبان را با مفاهیم عمیق آیات آشنا کند. وی در مقدمه کتاب به اهمیت سوره بقره و آل‌عمران و تأثیر آنها بر زندگی روزمره مسلمانان اشاره و بر لزوم توجه به معانی عمیق قرآن کریم تأکید کرده است.

آیت الله حائری شیرازی تردید و یقینِ ظلمانی و نورانی

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸تردید و یقینِ ظلمانی و نورانی🔸

برخی از تردیدهایی که انسان می‌کند از جنس نور است و برخی دیگر از جنس ظلمت. تردیدی که انسان قبل از بررسیِ مسئله درون خود دارد، تردید نورانی است. اما گاه بعد از اینکه بررسی کرد هم تردید دارد، این تردید از جنس ظلمت است. وقتی انسان، مسئله را دقیق بررسی کرد و مقدّمات کار برای او روشن شد و مبانی آن برایش کشف گردید، اما باز هم قطع پیدا نکرد، این از ضعف اوست؛ ضعف قاطعیت!

در نقطۀ مقابل، گاهی انسان بررسی‌نکرده و با یکی‌‌دوتا قرینهٔ کوچک قاطع می‌شود؛ زود حکم می‌کند و زود تصمیم می‌گیرد. این قاطعیت از جنس ظلمت است. قاطعیت نورانی، قاطعیتی است که بعد از بررسی در انسان ایجاد می‌شود، نه آن قاطعیتی که قبل از روشن شدن مقدمات و انجام مطالعات ایجاد می‌شود. هرگاه مقدمات روشن شد، وقت قاطعیت می‌رسد؛ «فَإذا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی الله» [چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن].

آیت الله العظمی جوادی آملی: احسان فرزند به والدین

آیت الله العظمی جوادی آملی:

احسان فرزند به والدین باید مستقیم و مداوم باشد. فرزند باید همواره نهایت احترام و تکریم پدر و مادر را به ویژه در زمان پیری و ناتوانی آنها رعایت کند. ذکر دوران پیری از آن روست که آنها در این زمان سخت ترین حالات را دارند و بیشتر نیازمند توجه اند؛ وگرنه وجوب احترام و رعایت تام در معاشرت و سخن گفتن با پدر و مادر به دوران معینی از زندگی اختصاص ندارد.

همچنین از این جمله که "اگر پدر و مادر یا یکی از آن دو نزد تو به سن پیری رسیدند"[إِمّا يَبلُغَن‌َّ عِندَك‌َ الكِبَرَ أَحَدُهُما أَو كِلاهُما...آیه ٢٣ اسراء] فهمیده میشود که فرزند باید آنها را پیش خود نگه دارد و خودش از ایشان مواظبت کند و به خانه سالمندان نبرد. ناتوانی ها و مشکلات و توقعات پدر و مادرهای پیر افزایش می یابند و فرزندان هم علاقه طبیعی به آنها نشان نمیدهند، از این رو ذات اقدس الهی با تأكيد به آنان دستور داده که حتی به ایشان «اُف» نگویید و خاطر عزیزشان را نرنجانید بلکه با آنها گفتاری نرم و کریمانه داشته باشید.

تفسیر تسنیم ج ۴٨ ص۴١۵

آیت الله العظمی جوادی آملی: تمرین در انجام وظایف

تمرین در انجام وظایف

آیت الله العظمی جوادی آملی:

تمرین بر انجام دادن واجبات و ترک محرمات ،انسان را درون بین می‌کند و درون کارهای واجب ،که شهد و روح و ریحان است،برای انسان متعبد آشکار میشود، از این رو کارهای واجب را به آسانی انجام می‌دهد، چنان که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگام نماز به بلال میفرمود: «ارحنا يا بلال»؛ اذان بگو تا خستگی ما زدوده شود.

پرهیز از محرمات نیز همین گونه است؛ کسی که سالیان متمادی تمرین، در نتیجه عادت کند که کار حرام نکند، معرفت الهی نصیبش می شود و درون بین خواهد شد؛ یعنی درون گناه را که بد و متعفّن است، میبیند؛ آنگاه از این کار متعفّن، به سرعت و آسانی می گذرد.

به همین جهت خدای سبحان میفرماید:«فَامّا مَن أعطى واتَّقَى وصَدَّقَ بالحُسنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِليُسرى»؛ کسی که حقوق الهی را رعایت و به واجبها عمل کند و به آنچه مربوط به اصول و فروع است تصدیق داشته و ایمان بیاورد و عمل کند - یعنی این تمرین را داشته باشد - ما او را برای انجام دادن کارها و عاقبت خیر «آسان» میکنیم، در نتیجه او به آسانی به طرف خیر می‌رود.

کتاب دانش و روش بندگی ص۱۳۵،۱۳۶

دانلود فایل صوتی مصحف حضرت فاطمه (س)؛ چیستی، ابعاد، سرنوشت دکتر مهدوی راد

جلسه دوم از سلسله جلسات ایام فاطمیه 1404

🎙 سخنران:

◾️استاد دکتر محمد علی مهدوی راد

موضوع: مصحف حضرت فاطمه (س)؛ چیستی، ابعاد، سرنوشت

دانلود فایل با لینک مستقیم

پروردگار نقطه اميد مسلمين برای پيروزی

پروردگار نقطه اميد مسلمين برای پيروزی

آيت الله العظمی جوادی آملی:

«تفاوت اين است كه شما يك تكيه‌گاه اميد داريد، آنها(دشمنان) ندارند. فرمود:

«إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّهِ ما لا يَرْجُونَ»؛ شما يك نقطه اميد داريد آنها ندارند، «وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّهِ ما لا يَرْجُونَ» اين وعده است يعنی اميدوار باشيد،چون خدا خلف وعده نمي‌كند،

اينكه فرمود اميدوار باشيد يعنی من برابر اميد شما به شما نصرت خواهم داد يعنی سرانجام شما پيروزيد.

آنچه به عنوان قانون اساسی وعده الهی تلقی مي‌شود اين است كه در هر مقطع تاريخی كه حق و باطل به جنگ هم پرداختند «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ» است.

درس تفسیر ۱۳۶۸/۱۲/۱

نظر آلوسی درباره مقام عظیم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها (والذي أميل إليه أن فاطمة البتول أفضل)

والذي أميل إليه أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات من حيث إنها بضعةُ رسول الله صلى الله عليه وسلم بل ومن حيثياتٍ أخرى أيضاً، ولا يعكر على ذلك الأخبارُ السابقةُ لجواز أن يُراد بها أفضليةٌ غيرُها عليها من بعض الجهات وبحيثيةٍ من الحيثيات، وبه يجمع بين الآثار — وهذا سائغ على القول بنبوة مريم أيضاً إذ البضعية من روح الوجود وسيد كل موجود لا أراها تقابل بشيء، وأين الثريا من يد المتناول.

«و آنچه من به آن گرایش دارم این است که فاطمهٔ بتول افضلِ زنانِ پیشین و پسین است از آن رو که او «بضعة» پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است و نیز از دیگر اوصافِ مربوطه؛ و این‌که اخبارِ پیشین مانع از آن شود که در بعض جهات و از بعض حیثیات ممکن است مراد چیزِ دیگری باشد، مانع نیست — و اینگونه جمع‌زدنِ میان روایات میسور است — و این امر (از نظرِ من) حتی با قول در بطلان نبوتِ مریم ناسازگار نیست، زیرا «بضعیة» (بِضعه‌بودنِ او) از «روحِ الوجود» و «سیدِ کلِّ موجود» است، و من او را همپایهٔ چیزی نمی‌بینم، و کجاست «الثریّا» در برابرِ «دستِ درافتنی»؟»

(توضیح: «الثریّا» به‌عنوان تشبیهی برای چیزی کم‌اهمیت در برابر چیزی بسیار دست‌یافتنی/برتر به‌کار رفته.)

روح المعانی، شهاب‌الدین الألوسی — جلد ۳، صفحهٔ حدودی ۱۵۴–۱۵۵ (چاپ‌های متداول؛ در منابع الکترونیکی هم همین بخش قابل رؤیت است).

مختصر تبیینِ متن و دلالتِ عبارت

آلوسی صراحتاً می‌گوید که او گرایش (ایمیل) دارد به این که فاطمه (س) برترینِ نساء است — «أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات».

او «بَضعیّة» (یعنی «عضوی از بدن پیامبر» یا «بخشی از ایشان») را امری فلسفی/مقامی می‌داند: «من روحِ الوجود و سیدِ کلّ موجود می‌داند»، یعنی اشاره به منزلت بسیار عالی و والای اخلاقی/مابعدالطبیعی.

آلوسی با این جمله تلاش می‌کند بین روایات مختلف جمع کند — هم آنچه فضلِ عایشه را می‌آورد و هم ادلهٔ دیگری را — و در نهایت خودِ گرایشِ او را نسبت به برتریِ فاطمه روشن می‌سازد، بی‌آنکه الزاماً ادعای عصمت کند.

نظر آلوسی (مفسر بزرگ اهل‌سنت، صاحب روح المعانی) درباره حدیث مشهور «خذوا ثُلُثَ دینِکم عن الحُمَیرا

نظر آلوسی (مفسر بزرگ اهل‌سنت، صاحب روح المعانی) درباره حدیث مشهور «خذوا ثُلُثَ دینِکم عن الحُمَیرا» این است که این حدیث اساساً ثابت نیست و سند درستی ندارد.

خلاصه دیدگاه آلوسی

آلوسی در روح المعانی (ج 22، ص 18 و نیز در ذیل آیات مربوط به «أزواج النبی») می‌گوید:

این حدیث هیچ اصل معتبری ندارد.

محدثان معتبر آن را ضعیف یا ساختگی دانسته‌اند.

او نقل می‌کند که بسیاری از علما گفته‌اند:

«لم أقف له على أصل» یعنی: «هیچ منبع قابل اعتمادی برای آن نیافتم.»

آلوسی همچنین توضیح می‌دهد که این جمله در کتاب‌های روایی معتبر اهل‌سنت مانند صحاح سته وجود ندارد و بیشتر در نوشته‌های متأخر بدون سند دیده می‌شود.

نتیجه: از نظر آلوسی:

✔️ حدیث «خذوا ثلث دینکم عن الحمیرا» ضعیف یا موضوع (ساختگی) است.

✔️ هیچ سند معتبر و قابل قبولی ندارد.

✔️ حتی بسیاری از علمای اهل‌سنت نیز آن را بی‌اساس دانسته‌اند.

 گفت‌وگویی درباره کتاب «نص و تفسیر؛ مکتب فقهی امام صادق(ع)» نوشتۀ دکتر سید حسین مدرسی طباطبایی

بیست و دومین نشست مدرسه آزاد علمی حکمت و حرکت:

گفت‌وگویی درباره کتاب «نص و تفسیر؛ مکتب فقهی امام صادق(ع)» نوشتۀ دکتر سید حسین مدرسی طباطبایی

تجربۀ یک ترجمه: دکتر مرتضی کریمی‌نیا

و

بحران قیاس گرایی: دکتر علی الهی خراسانی

ساعت ۹ صبح پنج‌شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۴

مشهد امام رضای ۱۱ ساختمان شماره ۱۰.

رویکرد تفسیری علامه طباطبایی (دکتر مجید معارف)

نشست علمی گرامیداشت روز علامه طباطبایی (ره)

با حضور و سخنرانی: دکتر مجید معارف

⏰ زمان: یک‌شنبه، ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۴ - ساعت ۱۵ الی ۱۷

📍 مکان: تهران، دهکده المپیک، میدان ورزش، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی، سالن شیخ طوسی

🌐 لینک جهت حضور مجازی:

meeting.atu.ac.ir/ch/tisd

دانلود فایل با لینک مستقیم

آیا علامه طباطبایی با تمدن غرب موافق بود؟ حجت الاسلام یزدانی‌مقدم

آیا علامه طباطبایی با تمدن غرب موافق بود

دانلود فایل با لینک مستقیم

حجت الاسلام یزدانی‌مقدم

ابزار دنیا گریزی

ابزار دنیا گریزی

خدای سبحان سینه پیامبر خاتم "صلی الله علیه و آله و سلم" را گشود و بار را از دوشش برداشت، تا اسرار جهان را بنگرد و سختی‌ها را تاب آورد.انسان دلتنگی که بار بر دوش دارد نمی‌تواند به راه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برود. قرآن حکیم درباره حضرت محمد "صلی الله علیه و آله و سلم" می‌فرماید:«الَم نَشرَح لَكَ صَدَرَكَ و وضَعنا عَنكَ وِزرَكَ اَلَّذِى اَنقَضَ ظَهَرَكَ».

انسان باید برای سبکباری بکوشد و باری از حقوق دیگران را بر دوش نگیرد، زیرا سالک سبکبار میتواند از دریا گذر کند و اگر از "سبکباران ساحلها" بود از حال مبتلایان به شب تاریک و بیم موج و گردابهای هائل آگاه نخواهد بود، چنان که؛ سنگین باری که کنار ساحل ایستاده، نمی‌تواند از دریا عبور کند.

خدای رحمان به انسانها آموخت که با سینه ای گشاده،از بار خودشان کاسته و توشه قرآن کریم را بردارند؛ اگر آدمی با دید مادی به جهان بنگرد، زمین از او بزرگتر، آسمان از وی رفیع تر و کوه از او سخت تر است، چون زمین، آسمان و کوه از نظر مادی از پیکر اندیشمند مادی سنگین ترند:«لَخَلْقُ السَّمَاواتِ والأَرضِ اَکبَرُ مِن خَلقِ النّاسِ». آری! آفرینش آسمان‌ها از او بزرگتر، سن آنها از وی کهن تر و پیکر آنها از نظر طول، عرض و عمق نیز از او قوی ترند:«ءَأَنتُم اَشَدُّ خَلقًا اَمِ السَّماءُ بَناها» لیکن از نگاه معنوی انسان بزرگتر است؛ نه آسمان.

سلونی قبل أن تفقدونی(تحریر نهج البلاغه) ج۲ ص۱۴۴،۱۴۵

کارگاه تدبر در قرآن (حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد الهی خراسانی)

🔰برگزاری کارگاه تدبر در قرآن

🔹با ارائه حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد الهی خراسانی

📅 زمــان برگـزاری:
برادران 19 آبـان ساعت ۱۳:۳۰ الی ۱۶:۳۰
مکان: نبش مدرس یک طبقه ۱۰ ساختمان ستاد

🌐 لینک حضور مجازی

https://vce.miu.ac.ir/mashhad