روزه سکوت حضرت مریم س آیه 26 سوره مریم

روزه سکوت حضرت مریم س آیه 26 سوره مریم

فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا

در آیه 26 از سوره مبارکه مریم، خداوند به حضرت مریم می فرماید که بگو:«من براى خداوند رحمان روزه ‏اى نذر کرده ‏ام بنا بر این امروز با هیچ انسانى هیچ سخن نمی ‏گویم»! ظاهر آیات فوق نشان می ‏دهد که مریم(س) به خاطر مصلحتى مامور به سکوت بود و به فرمان خدا از سخن گفتن در این مدت خاص خوددارى می ‏کرد تا نوزادش عیسى، لب به سخن بگشاید و از پاکى او دفاع کند که این از هر جهت مؤثرتر بود. اما از تعبیر آیه چنین برمی آید که نذر سکوت براى آن قوم و جمعیت، کار شناخته شده‏ اى بود، به همین دلیل این کار را بر او ایراد نگرفتند. ولى این نوع روزه در شرع اسلام، مشروع نیست. البته یکى از آداب روزه کامل در اسلام آن است که انسان به هنگام روزه گرفتن زبان خود را از آلودگى به گناه و مکروهات حفظ کند، و همچنین چشم خود را از هر گونه آلودگى برگیرد.

روزه سکوت به این معنا است که علاوه بر اموری که باعث بطلان روزه می شود، سکوت نیز به آن اضافه شود، به طوری که اگر کلامی بگوید، روزه اش باطل شود. اگر شخص به این مطلب، به عنوان حکمی از احکام اسلام ملتزم شود، بدعت در دین ایجاد کرده است که قطعاً مرتکب حرام شده است.

لذا در حرمت این حکم، بین فقهاء اجماع است و روایات متعددی در این باره نیز رسیده است، از جمله آنکه، امام سجاد(ع) می فرماید: صوم الصمت حرام‏؛ روزه سکوت حرام است. حضرت امام صادق (ع) از قول پیامبر(ص) نیز می فرمایند: لا صمت یوما الى اللیل‏؛ روزه سکوت جایز نیست.

أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

و [ياد كن‌] هنگامى را كه خدا فرمود: «اى عيسى پسر مريم، آيا تو به مردم گفتى: من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد؟» گفت: «منزهى تو، مرا نزيبد كه [در باره خويشتن‌] چيزى را كه حق من نيست بگويم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را مى‌دانستى. آنچه در نفس من است تو مى‌دانى؛ و آنچه در ذات توست من نمى‌دانم، چرا كه تو خود، داناى رازهاى نهانى.


And when Allah will say, ‘O Jesus son of Mary! Was it you who said to the people, ‘‘Take me and my mother for gods besides Allah’’?’ He will say, ‘Immaculate are You! It does not behoove me to say what I have no right to [say]. Had I said it, You would certainly have known it: You know whatever is in my self, and I do not know what is in Your Self. Indeed, You are knower of all that is Unseen

بیزاری مسیح ع از شرک پیروانش

این آیه و دو آیه بعد پیرامون گفتگوی خداوند با حضرت مسیح (ع) در روز رستاخیز بحث می کند، می گوید:

«خداوند در روز قیامت به عیسی می گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را علاوه بر خداوند معبود خویش قرار دهید، و پرستش کنید»! (وَ إِذ قالَ اللّهُ یا عِیسَی ابنَ مَریمَ أَ أَنتَ قُلتَ لِلنّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَینِ مِن دُونِ اللّهِ).

مسیح با نهایت احترام در برابر این سؤال چند جمله در پاسخ می گوید:

1- نخست زبان به تسبیح خداوند از هر گونه شریک و شبیه گشوده و می گوید: «خداوندا؟ پاک و منزهی از هر گونه شریک» (قالَ سُبحانَکَ).

2- «چگونه ممکن است چیزی را که شایسته من نیست بگویم» (ما یکونُ لِی أَن أَقُولَ ما لَیسَ لِی بِحَقٍّ).

در حقیقت نه تنها گفتن این سخن را از خود نفی می کند، بلکه می گوید اساسا من چنین حقی را ندارم و چنین گفتاری با مقام و موقعیت من هرگز سازگار نیست.

3- سپس استناد به علم بی پایان پروردگار کرده، می گوید: «گواه من این است که اگر چنین می گفتم می دانستی، زیرا تو از آنچه در درون روح و جان من است آگاهی، در حالی که من از آنچه در ذات پاک توست بی خبرم، زیرا تو علام الغیوب و باخبر از تمام رازها و پنهانیها هستی» (إِن کنتُ قُلتُهُ فَقَد عَلِمتَهُ تَعلَمُ ما فِی نَفسِی وَ لا أَعلَمُ ما فِی نَفسِکَ إِنَّکَ أَنتَ عَلّامُ الغُیوبِ).

ظهور کلمه (فصل جدیدی در تاریخ قوم یهود)

نشست «مریم، مادر کلمه» شب گذشته با سخنرانی علی طهماسبی، پژوهشگر دین به میزبانی دین‌آنلاین برگزار شد.

علی طهماسبی

گزیده متن جلسه از نظر می‌گذرد؛

یک تفاوت جدی میان تاریخ واقعی یعنی آنچه در تاریخ واقع شده است و تاریخ دینی وجود دارد. تاریخ واقعی رئال است و به واقعیت‌ها پرداخته است در حالی که تاریخ دینی بیشتر سورئال است و به آرزوها و آرمان‌ها و دغدغه‌های بشری پرداخته است. به عبارت دیگر تاریخ دینی، تاریخ قصه و داستان است. داستان‌هایی است که باعث پدید آوردن تمدن‌ها و فرهنگ‌های بشری شده است. بنابراین از تاریخی دینی یا از مضامین دینی و متون دینی خیلی نباید توقع این را داشته باشید به یک زمان و مکان خاصی اشاره داشته باشد، بلکه در طول تاریخ برای همه نسل‌ها سیال است.

قوم یهود مثل همه اقوام دیگر به یک گذشته طلایی و یک بهشت نخستین برای خودش باور داشت که این بهشت نخستین، دوران سلیمان است. اینکه واقعا قصه‌هایی که درباره سلیمان نوشته شده است و در تفاسیر آمده است واقعی است یا نه، موضوع سخن من نیست ولی به هر حال بنی اسرائیل باور داشتند که گذشته طلایی داشتند. در ملت‌های دیگر هم همینطور است و خیلی‌ از اقوام به یک گذشته خوب برای خودشان باور دارند. بنابراین یهود با اینکه به یک گذشته خیلی خوبی برای خودش معتقد بود، مراحلی از فروپاشی را شاهد بوده است. مثلا در یک فروپاشی فرمانروای بابل به اورشلیم حمله می‌کند و بنی‌اسرائیل را به اسارت می‌آورد. آنها در زمان اسارت منتظر یک منجی بودند که آنها را نجات بدهد. در آن زمان مسیحی به نام کورش ظهور می‌کند. کورش بنی اسرائیل را از دام بابل نجات داد و بعد توانستند تورات را از نو بنویسند، توانستد اورشلیم را آباد کنند. وقتی حکومت هخامنشیان فروپاشید دوباره نوعی ویرانی سراغ بنی‌اسرائیل آمد. در آن زمان به نحوی فرهنگ و زبان یونانی در فرهنگ بنی اسرائیل نفوذ کرد. در آن دوران افراد زیادی به عنوان مسیح ظهور می‌کردند که توسط حکومت کشته می‌شدند. این قضایا و سرگردانی‌ها کماکان ادامه داشت و یهودیان نجات را در این می‌دیدند که کسی مثل کورش بیاید و با شمشیر بتواند وضع اسرائیل را سامان دهد.

ظهور کلمه، فصل جدیدی در تاریخ قوم یهود

اگر مسئله را از منظر قرآن بررسی کنیم به داستان زکریا می‌رسیم که می‌فرماید: «قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا». تعبیر «اشتعل راس شیبا» خیلی معنای جالبی دارد و به معنای شمعی است که می‌سوزد و دارد تمام می‌شود و نفس‌های آخرش را می‌کشد. بعدا در سوره مریم می‌خوانیم به زکریا وعده داده می‌شود پسری خواهد آمد که اسمش یحیی خواهد بود. خود کلمه «یحیی» به معنای بشارت آمدن کسی است که نوید زندگی خواهد آورد. یحیی توسط پادشان یهود کشته می‌شود. در تمام این داستان‌هایی که قبل از ظهور مسیحیت داریم، دغدغه نجات مبتنی بر نوعی پدرسالاری است یعنی اینکه کسانی مثل کورش ظهور کنند و قوم یهود را نجات دهند. در آن هنگام کلمه تازه‌ای نبود که راه را برای قوم بگشاید.

اینجاست که داستان مریم شروع می‌شود، مریمی که نماد روح مادرانه است. جالب است وقتی مادر مریم حامله است، نذر می‌کند وقتی بچه‌اش به دنیا آمد او را خادم معبد کند. وقتی بچه به دنیا می‌آید می‌بیند دختر است و نمی‌تواند خادم معبد باشد به هر حال دخترش را نزد زکریا می‌برد و در معبد رشد می‌کند. از اینجا است که نظام مردسالاری کم‌کم رنگ می‌بازد.

قرآن می‌فرماید: «يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ». این خیلی مهم است. انگار خود مریم است که دارد کلمه تازه‌ای ارائه می‌دهد. دغدغه نجات که قبلا مبتنی بر ظهور مردان بود جایش را عوض کرده است و نظام مردسالاری رنگ می‌بازد و به مریم می‌رسد. جالب است در قرآن سوره عیسی نداریم و به جایش سوره مریم داریم در حالی که در خود مسیحیت مریم خیلی در انجیل‌ها نمود دارد.

وقتی داستان مریم را در قرآن بررسی کنیم بسیار نمادین است یعنی روایت قرآن خیلی نمادین است. آیه می‌فرماید: «وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا» این درخت یک درخت خرما بوده است یا مقصود از آن درخت قبیله است. در تاریخ گذشته، معمولا قبیله با شجره نام‌گذاری می‌شد. آیه می‌فرماید این درخت را تکان بده تا میوه تازه بدهد. این میوه تاز دادن مرا یاد آیه‌ای می‌اندازد که می‌فرماید کلمه طیبه میوه‌های نو به نو می‌دهد: «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا». می‌توان آیه را اینگونه تاویل کرد؛ درختی که مریم تکان می‌دهد درخت قبلیه است و می‌خواهد میوه نو بدهد. این صحنه کاملا نمادین است.

وقتی زکریا دارد پیش خدا مناجات می‌کند، می‌گوید همسر من عقیم و نازاست. این هم نمادی از گرفتاری قوم به روزهای نازایی فرهنگ و کلمه است. با این کلام تازه که آمده است ورق برمی‌گردد و جنگ جای خودش را به صلح می‌دهد.

پیام مشترک عیسی (ع) و قرآن

این پیام مسیح به گونه‌های دیگری در قرآن آمده است، مانند آیه: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا». همچنین بارها در قرآن می‌خوانیم خودتان را از دیگران برتر نبینید. این چیزی است که هم در قرآن می‌خوانیم و هم در تعالیم مسیح می‌خوانیم. آیه دیگر می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى». «بر» از بَر به معنای بیابان گرفته شده است. در صحرا همه نوع جانور هست و صحرا آنقدر بزرگ است که همه اینها را در خودش پذیرفته است. این آیه هم می‌فرماید صحرادل باشید و تنگ‌نظر نباشید.

من توضیحی هم درباره خود کلمه بیان کنم. داستان آفرینش سه بخش دارد؛ قسمت اول بهشت نخستین است که در آنجا اسما را به حضرت آدم یاد می‌دهند. اسم از «سمو» و به معنای حد و مرز پدیده‌ها را شناختن است. این دوران مثل دوران کودکی آدم است. وقتی انسان سنش بالا می‌آید تصور می‌کند بهشت نخستین پرکشیده و رفته و هبوطی برایش اتفاق می‌افتد. بعد از هبوط دنبال نجات می‌گردد. اینجاست که آدم اسما را تلقی می‌کند: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ». تلقی برای این بود که دوباره به سمت خدا برگردد. این یک صحنه از تاریخ کلمه است.

يا ليت امي لم تلدني

يا ليت امي لم تلدني

 مسئله دوم می‌فرمایند که یجوز النوح علی المیت بالنظم و النثر مالم یتضمن الکذب ولم یکن مشتملا علی الویل و الثبور ولکن یکره فی اللیل و یجوز اخذ الا جره اذا لم یکن بالباطل لکن الاولی ان لا یشترط اولا.

ادامه نوشته

تست شماره 64 تفسیر آزمون دکتری علوم قرآن و حدیث 1393

 تست شماره 64 تفسیر آزمون دکتری علوم قرآن و حدیث 1393

64 - باتوجه به آیه مبارک «واصطفاک علی نساء العالمین» وجه برگزیدگی و تقدم حضرت مریم (س) بر سایر زنان چیست؟

1) محدثه بودن او

2) پاک بودن و تقدم او در جمیع جهات

3) تصدیق کلمات الهی و کتب آسمانی و تسلیم محض او در برابر خدا

4) شان عجیب او باتوجه به ولادت عیسی (ع)

ادامه نوشته