آیا بین رحمت و غضب خداوند، نوعی تناقض وجود ندارد؟ آیا عذاب ادنی نشانی از رحمت خداست؟

قرآن کریم در یکی از آیاتش در توصیف خدای متعال می‌فرماید؛ خداوند آمرزنده گناه، توبه‌پذیر و داراى مجازات سخت است: «غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدیدِ الْعِقابِ ذِی الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ».[مؤمن: 3]

در این آیه - هم‌چنین آیات مشابه - وجود صفاتی که به ظاهر متضاد به نظر می‌رسند، سبب شده تا برخی تصور کنند که چگونه خداوند متعال هم‌زمان هم صاحب رحمت است، و هم در عین حال غضب کننده؟! یعنی چگونه خدای متعال صاحب اوصاف متضاد است؟!

در مورد این شبهه از زوایای مختلف می‌توان پاسخ گفت:

1. اضداد به لحاظ برداشت ما از صفات خداوند است؛ و گرنه در ذات و صفات خداوند اضداد وجود ندارد؛ زیرا خداوند در ذات خود بسیط است؛ مرکب نیست تا چه رسد به این‌که مرکب از اضداد باشد.[برای آگاهی بیشتر، ر. ک: (منظور از جمع اضداد بودن خداوند)، 54094]

2. وجود اضداد در چیزی نشان‌دهندۀ کمال و قوت وجود آن چیز است. هر چه وجود قوی‌تر باشد آن وجود از کمالات متضاد بیشتری برخوردار است. به بیان دیگر، جامع اضداد بودنِ حق تعالی لازمۀ وجود احاطی حق است؛ یعنی از سویی لازمۀ احاطه وجودیِ حق آن است که در دل هر ذره‌ای حاضر باشد و احکام آن موطن را بپذیرد، و از سوی دیگر، احکام و لوازم برخی مواطن با برخی دیگر متخالف، بلکه متضاد باشد. بنابر این، وجود احاطی و مطلق خداوند می‌تواند هم‌زمان احکام متضاد با یکدیگر را بپذیرد؛ یعنی آن وجود مطلق یگانه، به نفسِ احاطه، تمام اضداد را در خود جمع کرده است.

به همین دلیل است که خدای متعال هم ظاهر است و هم باطن؛ هم اول است و هم آخر، و همین‌طور دیگر صفات متقابل. بنابر این، اگر چه عالم ماده «ظاهر» و در مقابل آن عالم عقل «باطن» است، و هر چند برخی اشیاء مانند عقول، صفت «اولیّت» دارند و در مقابل برخی دیگر مانند امور مادی، صفت «آخریت» دارند، اما در برابر تمام این اوصاف متقابل و متضاد، وجود حق تعالی به نفسِ احاطه هم ظاهر است و هم باطن، هم اول است و هم آخر. [یزدان پناه، ید الله، نگارش، انزلی، عطاء، ص 235- 236، قم، مؤسسه علمی پژوهشی امام خمینی، 1388ش؛ ر. ک: «معنای ظاهر و باطن در خدای متعال»، 100067]

3. از نگاه دیگر این دو صفت ضد هم نیستند؛ یعنی صفت رحمت و غضب دو صفت از اوصاف الهی در دو ساحت مختلف‌اند؛ یکی در مقام عفو و بخشش، و دیگری در مقام عذاب و انتقام. چنان‌که در دعای افتتاح آمده است: «وَ أَیْقَنْتُ أَنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ فِي مَوْضِعِ النَّکَالِ وَ النَّقِمَة».[شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، محقق، موسوی خرسان، حسن، ج 3، ص 108، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.]

بر این اساس، رحمت واسعۀ الهی در مقام رحمت است، و غضب در جایگاه عذاب و انتقام؛ یعنی آن‌جا که رحمت الهی جریان دارد، غضبی در کار نیست: «فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ في رَحْمَتِه»؛[جاثیه: 30] اما کسانى را که ایمان آورده‏‌اند و کارهاى شایسته می‌کنند، پروردگارشان داخل در رحمت خویش می‌کند.

اما کسانی که سینۀ خود را براى کفر گشاده کرده و کفر را پذیرفته و به آن خوشنود گشته و آن‌را در خود جاى داده‌اند، چنین کسانى مورد غضب خداوند قرار می‌گیرند: «وَ لکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ».[نحل: 106]

علاوه بر این، رحمت و غضب هم‌زمان در یک مورد و یک‌جا واقع نمی‌شوند؛ به دلیل آن‌که حتی از نظر رتبه، رحمت الهی مقدم بر غضب است؛ از این‌رو در دعای جوشن کبیر در بیان اوصاف خدای متعال آمده است: «یَا مَنْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ یَا مَنْ سَبَقَتْ‏ رَحْمَتُهُ‏ غَضَبَه»؛[مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار،‏ ج 91، ص 386، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق] ای کسی که رحمتش تمام اشیا را در بر گرفته، و ای کسی که رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است.

لذا رحمت پروردگار بر غضبش پیشی گرفته و در مرحله نخست شامل تمام بندگان می‌شود، منتها اگر مردمانی از رحمت الهی سوء استفاده کرده و با مشاهده آیات روشن الهی بر کفر و ظلم خویش ادامه داده، مورد غضب قرار می‌گیرند.

بنابر این شرط تناقض از نظر منطقی در این مورد تحقق پیدا نمی‌کند؛ چون در تناقض چند وحدت(هشت وحدت) شرط است. و این‌گونه نیست که خداوند هم‌زمان در یک موضوع و در یک مورد، هم رحمت و هم غضب داشته باشد.

4. البته گفتنی است؛ گاهی پیش می‌آید که برخی از عذاب‌ها و گرفتاری‌های کوچک در زندگی دامن‌گیر انسان می‌شود، تا مایۀ امتحان و بیداری انسان شود که آن‌را نیز می‌توان رحمتی از جانب پروردگار ارزیابی کرد، تا انسان به خود آید و به مسیر درست زندگی برگردد، این نوع از عذاب‌ها که از آنها به «العذاب الأدنی»؛ یعنی عذاب کوچک تعبیر می‌شود، می‌تواند نشانی از رحمت خدا باشد، اما عذاب‌های بزرگ و نهایی که امت‌های گذشته به آن گرفتار می‌شدند و با عنوان «العذاب الأکبر» از آن یاد شده نمی‌تواند مایۀ رحمت باشد، بلکه بیانگر غضب الهی است: «وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‏ دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون»‏.[سجده:21]،[«عذاب‌های الهی و رحمت پروردگار»، 34489]