إذا أقبَلَتِ الدُّنيا عَلى أحَدٍ أَعارَتهُ مَحاسِنَ غَيرِهِ وإذا أدبَرَت عَنهُ سَلَبَتهُ مَحاسِنَ

عنه عليه السلام: إذا أقبَلَتِ الدُّنيا عَلى أحَدٍ أَعارَتهُ مَحاسِنَ غَيرِهِ، وإذا أدبَرَت عَنهُ سَلَبَتهُ مَحاسِنَ نَفسِهِ.

امام على عليه السلام: هرگاه دنيا به كسى رو كند، خوبى هاى ديگران را نيز به او عاريت مى دهد و هرگاه از او برگردد، خوبى هاى خودش را هم از او مى گيرد.

منابع: نهج البلاغة: الحكمة 9، عيون أخبار الرضا: ج 2 ص 130 ح 11 عن إبراهيم بن العبّاس عن الإمام الرضا عن أبيه عليهماالسلام، مشكاة الأنوار: ص 469 ح 1569، نثر الدرّ: ج 1 ص 353، روضة الواعظين: ص 488 والأربعة الأخيرة عن الإمام الصادق عليه السلام وفيها «أعطته» بدل «أعارته»، جامع الأخبار: ص 509 ح 1418، غرر الحكم: ح 4126 وفيه «كسته» بدل «أعارته»، بحار الأنوار: ج 75 ص 357 ح 71.

لا یَصدُقُ إیمُان عَبدٍ حَتَّی یَکونَ بِما فی یَدِ اللهِ سُبحانَهُ أوثَقَ مِنهُ بِما فی یَدِهِ

قال علیٌ (ع): لا یَصدُقُ إیمُان عَبدٍ حَتَّی یَکونَ بِما فی یَدِ اللهِ سُبحانَهُ أوثَقَ مِنهُ بِما فی یَدِهِ.

امام علی (ع): ایمان هیچ بنده ای راستین نمی شود مگر زمانیکه اعتمادش به آنچه نزد خداست از اعتمادش به آنچه در دست خود دارد بیشتر باشد.

نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 529

الحمد للَّه الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أَمیر المؤمنین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

سپاس خدا را که ما را از کسانی قرار داد که به ولایت امیرالمومنین علی (ع) و ائمه اطهار (ع) تمسک می‌جویند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَم‏

سپاس خداى را كه مقرر فرموده كمال دين و تماميت نعمت خود را بر ولايت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب كه بر او درود و سلام باد

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا بِهَذَا الْيَوْمِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الْمُوفِينَ بِعَهْدِهِ إِلَيْنَا

سپاس خداى راست كه ما را بدين روز گرامى داشته و ما را از وفا كنندگان به عهدى كه به ما سپرده قرار داده است

وَ مِيثَاقِهِ الَّذِي وَاثَقَنَا بِهِ مِنْ وِلاَيَةِ وُلاَةِ أَمْرِهِ وَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِهِ‏

و قرار داده ما را از وفا كنندگان پيمانى كه از ما گرفته است براى ولايت واليان امرش و قائمان به عدلش

وَ لَمْ يَجْعَلْنَا مِنَ الْجَاحِدِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّين‏

و ما را از منكران و تكذيب كنندگان به روز قيامت نكرده است


نازد به خودش خدا که حیدر دارد *** دریای فضائلی مطهّر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله *** صد بار اگر کعبه ترک بردارد

خونخواهی هرمزان ایرانی توسط حضرت علی ع

هرمزان از سرداران نام‌آور ایرانی بود که وقت فتوحات مسلمانان در نواحی شوشتر با سپاه عربی جنگید اما نتوانست کاری از پیش ببرد و اسیر شد. او را که نزد خلیفه دوم می‌برند قصه جان‌‌بدر‌بردنش شنیدنی است.

یکی از محققان علوم اسلامی در یادداشتی به مناسبت عید غدیر خم نوشت: «حتما نام خیابان هرمزان را شنیده‌اید، خیلی از اهالی فرهنگ و هنر، در این خیابان خانه دارند. هرمزان از سرداران نام‌آور ایرانی بود که وقت فتوحات مسلمانان در نواحی شوشتر با سپاه عربی جنگید اما نتوانست کاری از پیش ببرد و اسیر شد. او را که نزد خلیفه دوم می‌برند قصه جان‌‌بدر‌بردنش شنیدنی است. در روایات اینطور آمده که هرمزان بر جان خود بیمناک بوده و لب به سخن باز نمی‌کرده. آنقدر مرگ خودش را قطعی می‌دانسته که بالاخره یک‌بار به حرف می‌آید و می‌گوید مرده صحبت نمی‌کند.

در این اثنا طلب آب می‌کند، اما برخلاف انتظار یک جرعه هم نمی‌نوشد. وقتی می‌پرسند چرا نمی‌خوری جواب می‌دهد می‌ترسم حین آب خوردن مرا بکشید. خلیفه می‌گوید قتل و عطش با هم اتفاق نمی‌افتد و تا زمانی که آب ننوشیده‌ای جان تو در امان است. هرمزان هم فرصت را غنیمت می‌شمرد و کاسه چوبی آب را زمین می‌اندازد. این رفتار خشم گروهی از حاضران را برمی‌انگیزد؛ اینکه کار هرمزان توهین‌آمیز بوده و در واقع خلیفه را فریب داده، بیشتر بر قتلش تأکید می‌کنند چراکه یکی دو تن از فرماندهان سپاه مسلمانان هم در جنگ با سپاه هرمزان کشته شده بودند. اما در این میان یکی از هرمزان دفاع می‌کند؛ علی امیرالمومنین(ع). حضرت امان‌دادن خلیفه را گوشزد می‌کند و اینکه به هر ترتیب خلیفه باید بر سر پیمانش بماند. با منطق و وساطت امیر، جان این سردار ایرانی حفظ می‌شود. امیر در مواردی به خلیفه مشورت می‌داد و بارها شنیده بودند که خلیفه گفته بود اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد.

از آن روز هرمزان با نامی عربی همراه خلیفه می‌شود. در مدینه آن روز، همه می‌دانستند هرمزان از خاندانی اصیل و ایرانی است و فرماندهی توانا در کارزار. به هر حال همراهی او بر هیبت خلیفه‎ می‌افزود.

اما این پایان ماجرای سردار ایرانی نیست. مدتی بعد که خلیفه ترور می‌شود یکی از فرزندانش، عبیدالله بن عمر، براساس ظنّ و گمان متعرض هرمزان می‌شود و غافلگیرانه او را به قتل می‌رساند. هرمزان در شناخت اسب خِبره بوده و به همین بهانه عبیدالله او را به منزل خود می‌برد تا درباره بیماری اسبش از او چاره‌جویی کند. هرمزان تا سراغ اسب می‌رود عبیدالله با شمشیر به قتلش می‌رساند. هرمزان سربازی آزموده و جنگ‎آور بود و عبیدالله رو در رو از عهده او بر نمی‎آمد.

این قتل ناجوانمردانه امیر (ع) را برمی‌آشوبد و به جِد سوگند یاد می‌کند انتقام خون او را بستاند. به شهادت امیر (ع)، هرمزان مسلمان بود و هیچ مدرکی از مشارکت او در قتل خلیفه در دست نبود. حالا قتلی مظلومانه در مدینه اتفاق افتاده بود. یعنی یک سردار ایرانی مسلمان براساس شک و گمان کشته شده و کسی هم برای خونخواهی او پا پیش نگذاشته بود. از این رو، علی امیرالمومنین(ع)، خونخواهی او را بر عهده گرفت و در این تصمیم حتی با خلیفه بعدی به مشاجره پرداخت و از او خواست برای قصاص اقدام کند.

عبیدالله 20 سال بعد، در اوایل خلافت امیر، فرمانده سپاهش یعنی مالک اشتر را واسطه کرد تا پس از گذشت این همه سال علی به او امان دهد، اما حضرت نپذیرفت و بر قصاص تأکید کرد. عبیدالله به شام گریخت و سرانجام در صفین کشته شد.

در آن ماجرای ترور خلیفه، جز هرمزان تنی چند از ایرانیان مدینه ازجمله دختر خردسال ابولولوء هم بی‌هیچ دلیلی کشته شدند. شاید به‌خاطر همه اینها بود که امیر پس از ضربت خوردن وصیت کرد جز قاتل او را نکشند و به نام قتل خلیفه، بلوا برپا نسازند».

دفاع حضرت علی ع از ایرانیان در مقابل اشعث بن قیس (یا أمیر المؤمنین غَلَبتْنا علیكَ هذِهِ الحمراءُ)

اگر چه امیر مؤمنان علی (ع) در طول دوران حكومت چند ساله‏ اش كه بسیار كوتاه، ولی پربار و پربركت بود، به شدت به مبارزه با سیاست تبعیض نژادی برخاست و دیوار انحصارطلبی و دوگانگی را ویران ساخت. اما متأسفانه این روش زشت و ناپسند و اعمال ضدانسانی و خلاف اسلامی، چنان در روح و خون و جان عرب ریشه دوانده بود كه وقتی دیدند علی (ع) برخلاف شیوه‏ی زمامداران گذشته، «مسلمانان غیر عرب» را به خود نزدیك ساخته و به آنان توجه بیش تری دارد و به تعلیم و تربیتشان پرداخته است، این معنا آن چنان بر اعیان و اشراف و بزرگان عرب و خفاشان درمانده از دیدار نور ولایت، سخت و ناگوار آمد تا جایی كه «اشعث بن قیس كِندی» سردار به اصطلاح نامی و معروف عرب، بدان حضرت اعتراض و پرخاش نمود و او را بر این عمل انسانی اسلامی‏اش سرزنش كرد و با لحن تند و زننده‏ای كه حاكی از تعصب عربی بود، به حضرت علی (ع) كه مشغول سخنرانی بود، اعتراض كرد و گفت: «یا أمیر المؤمنین غَلَبتْنا علیكَ هذِهِ الحمراءُ؛ ای امیر مؤمنان! این سرخ رویان (یعنی: ایرانیان) در نزدیكی به تو بر ما غلبه كرده‏اند و جلو روی شما بر ما (عرب ها) چیره شده‏اند و مقربان درگاه حضرتت گردیده‏اند و تو جلو آن ها را نمی‏گیری؟» آن حضرت از شنیدن این سخن خشمناك شد و پای خود را محكم به منبر كوبید، تا این كه «ابن صوحان» گفت: ما را با این مرد (ابن اشعث) چكار؟ آن گاه گفت: به طور مسلم امروز علی (ع) سخنی خواهد گفت كه پرده از چهره‏ی عرب بردارد و نشان خواهد داد كه عرب چكاره است. امروز علی (ع) سخنی خواهد گفت كه آنچه نهان است، آشكار شود و برای همیشه در خاطره‏ها بماند. آن گاه علی (ع) فرمود: «من یعذرنی من هؤلاء الضیاطرة یقبل أحدهم یتقلب علی حشایاه و یهجد قوم لذكر الله فیأمرنی أن أطردهم فأكون من الظالمین‏؛ یعنی، چه كسی است كه عذر مرا از این شكم گنده‏های بی‏فایده بخواهد (یعنی مرا از شر اینگونه افراد خلاص كند) كه خودشان در بستر نرم استراحت می‏كنند و مانند حیوانات و چهارپایان درازگوش این طرف و آن طرف ملق می‏زنند و یكی از آن ها (به عنوان نمایندگی از دیگران) پیش می‏آید و در حالی كه بر روده‏های خود زیر و رو می‏شود (یعنی: به قول معروف، از باد شكم سخن می‏گوید) و مردمی هم (یعنی موالی و ایرانیان) آفتاب می‏خورند و روزهای گرم برای خدا فعالیت می‏كنند و او (یعنی اشعث) به من فرمان می‏دهد كه من آن ها را (یعنی موالی را) از خود برانم و از نزد خویشتن دورشان سازم تا از ستمكاران باشم!» سپس فرمود: «أما والذي فلق الحبة و برء النسمة لقد سمعت محمدا صلی الله علیه و آله یقول: لیضربنكم و الله علی الدین عودا كما ضربتموهم علیه بدءا؛ قسم به پروردگاری كه دانه را شكافت و گیاه را رویاند و انسان را آفرید، من خود از پیغمبر اكرم - صلی الله علیه و اله - شنیدم كه می‏فرمود: به خدا قسم! همچنان كه شما در ابتدای كار، با ایرانیان برای اسلام خواهید جنگید، بعد ایرانیان، به خاطر تازه شدن اسلام و حمایت از دین با شماها خواهند جنگید». این روایت در كتاب الغارات (2)، شرح نهج البلاغه ابن حدید (3) و غریب الحدیث ابن سلام (4) نقل شده و سند كامل آن در این كتاب ها و سایر كتب ذكر نشده است. إعراب جمله اشعث هم به این صورت می باشد: «غَلَبَتْنَا عَلَیك هذه الحَمْراءُ».

پی نوشت ها:

1. هاشمی شهیدی، سید اسدالله، زمینه ‏سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی، پرهیزكار، ص 138.

2. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج 2، ص 340، مؤسسه دارالكتاب، قم، 1410ق.

3. ابن ابی الحدید، شرح‏ نهج‏البلاغه، ج 20، ص 284، انتشارات كتابخانه آیت‏الله مرعشی نجفی، قم، 1404ق.

4. ابن سلام، غریب الحدیث، ج 3، ص 484، بیروت، دارالكتاب العربی، 1384ق.

بررسی روایت مَنْ سَبَّ عَلِیًّا فَقَدْ سَبَّنِی

دشمنی با امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) و سب آن حضرت توسط صحابه، از چیزهایی است که هیچ‌شک و تردیدی در آن وجود ندارد. حتی ابن تیمیه حرانی نیز به این مطلب اعتراف کرده است. در مقابل ابن تیمیه در کتاب‌های اهل سنت روایاتی درباره حکم سب امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) نقل شده است.

روایت «مَنْ سَبَّ عَلِیًّا فَقَدْ سَبَّنِی» با سند معتبر از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد شده است و در کتب اهل‌سنت به صورت روایت صحیح وارد شده است.

۱ - متن روایت

رسول خدا (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌آله‌ وسلّم)، درباره امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) روایات بی‌شماری دارند که مقام و عظمت آن حضرت را در عالم هستی و جایگاه ایشان را در نزد پیامبر خدا بیان می‌کند.

در روایات صحیح آمده است که رسول خدا فرموده است: هر که علی را دشنام دهد، مرا دشنام داده است.

متن روایت به نقل حاکم نیشابوری:

ادامه نوشته

لو نزلنا القرآن على العجم ما آمنت به العرب

(وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَی بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ) (شعراء: 198)

هرگاه ما این قرآن را بر بعضی از مردم عجم (غیرعرب) نازل می کردیم و پیامبر این آیات را برای آنان به زبان تازی (اعراب) می خواند، آنان هرگز به قرآن ایمان نمی آوردند.

در حدیثی آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود:

قال الصادق عليه السلام: لو نزلنا القرآن على العجم ما آمنت به العرب و قد نزل على العرب فآمنت به العجم فهذه فضيلة العجم.

اگر قرآن بر عَجَم نازل شده بود، عرب به آن ایمان نمی آورد؛ ولی قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ایمان آورد و این برای عجم، فضیلتی است.


منبع: عبدعلى جمعه عروسى حویزى، نورالثقلین، چ چهارم، قم، اسماعیلیان، 1412ق، ج4، ص65

على بن ابراهیم قمى، تفسیر قمى، چ سوم، قم، دارالکتاب،1404 ق، ج 2، ص 124

بهاءالدین محمّد لاهیجى، تفسیر شریف لاهیجى، ج 2، ص 14.

أعظَمُ الناسِ نَصيبا في الإسلامِ أهلُ فارِسَ

رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أعظَمُ الناسِ نَصيبا في الإسلامِ أهلُ فارِسَ.

بزرگترين سهم را در اسلام، مردم ايران دارند.

كنز العمّال: ۳۴۱۲۶

ضَرَبْتموهُمْ على تَنْزيلِهِ و لا تَنْقَضي الدُّنيا حتّى يَضْرِبوكُم على تأويلِهِ

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ في فارس ـ :

ضَرَبْتموهُمْ على تَنْزيلِهِ ، و لا تَنْقَضي الدُّنيا حتّى يَضْرِبوكُم على تأويلِهِ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره ايرانيان ـ فرمود:

شما بر سر تنزيل قرآن با آنان جنگيديد و دنيا به آخر نمى رسد تا آن كه آنان بر سر تأويل قرآن با شما بجنگند.

بحار الأنوار: 67/174/7

دروس مقطع دکتری رشته کلام امامیه

دروس مقطع دکتری رشته کلام امامیه

1 - فلسفه اسلامی (الهیات بالمعني الأخص)

2- اسماء و صفات الهی

3- افعال الهی

4- راهنماشناسی

5- مهدویّت

6- جهان‌شناسی

7- انسان‌شناسی

8- دین‌شناسی تطبیقی

9- مسائل کلامی بین المذاهب

10- رساله

11- فلسفه اسلامی (الهیات بالمعني الأعم)


ضریب همه دروس: 2

ضریب رساله: 18 واحد

گردآوری: وبلاگ علوم قرآن و حدیث

دروس مقطع دکتری رشته علوم و معارف نهج البلاغه

دروس مقطع دکتری رشته علوم و معارف نهج البلاغه

1- زبان نهج البلاغة

2- روش شناسی شروح نهج البلاغة

3- تاریخ در نهج البلاغة

4- جامعه شناسی در نهج البلاغة

5- نظام دولت و حکومت در در نهج البلاغة (1)

6- نظام دولت و حکومت در در نهج البلاغة (2)

7- تأویل شناسی نهج البلاغة

8- رساله

9- علوم نهج البلاغة

10- تاریخ حکومت حضرت أمیر المؤمنین (ع)

11- سیره حکومتی در نهج البلاغة


وبلاگ علوم قرآن و حدیث

گرایش های رشته علوم قرآن و حدیث کارشناسی ارشد

گرایش های رشته علوم قرآن و حدیث کارشناسی ارشد

رشته علوم قرآن و حدیث (اجرا در قم، تهران و مجازی)

رشته علوم حدیث گرایش کلام و عقاید (اجرا در قم، تهران، مشهد و اصفهان و مجازی)

رشته علوم حدیث گرایش تفسیر اثری (اجرا در قم، تهران، مشهد و اصفهان و مجازی)

رشته علوم حدیث گرایش نهج ‌البلاغه (اجرا در قم، تهران، مشهد و اصفهان و مجازی)

رشته علوم و معارف نهج البلاغه (اجرا در قم و تهران)

رشته علوم حدیث گرایش اخلاق (اجرا در قم)

رشته نهج البلاغه گرایش اجتماعی سیاسی و حقوق عمومی (اجرا در تهران و مجازی)

رشته تفسیر روایی (اجرا در قم)

رشته ارتباطات گرایش حج و زیارت (اجرا در قم)

رشته علوم حدیث گرایش اقتصاد اسلامی

رشته علوم حدیث گرایش عرفان اسلامی

رشته علوم قرآنی گرایش ادبی (اجرا در تهران)

رشته معارف قرآن (اجرا در تهران)

رشته کلام امامیه (اجرا در قم)

رشته علوم قرآنی گرایش مستشرقان (اجرا در مجازی)

رشته علوم و معارف قرآن گرایش تفسیر اجتماعی (اجرا در قم و تهران و مجازی)

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث (مصوب 1396 وزارت علوم)

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث

مشخصات کلی برنامه و سر فصل دروس دوره دکتری علوم قرآن و حدیث (وزارت علوم)

مشخصات کلی برنامه و سر فصل دروس دوره دکتری علوم قرآن و حدیث (وزارت علوم)

مشخصات کلی برنامه و سر فصل دروس دوره دکتری علوم قرآن و حدیث (وزارت علوم)

دانلود فایل

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب دکتری رشته علوم قرآن و حدیث

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب دکتری رشته علوم قرآن و حدیث

مشخصات کلی و سرفصل دروس مصوب دکتری رشته علوم قرآن و حدیث

General characteristics and titles of approved doctoral courses in the major of Qur'anic and Hadith sciences

نکاتی درباره مصاحبه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث

نکاتی درباره مصاحبه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث

Tips about the doctoral interview in the field of Quranic and Hadith sciences

بخش های اصلی مصاحبه علمی رشته ما از این قرار است:

الف) عربی: معمولا دانشگاه ها در این قسمت، متن تفسیر مجمع البیان را انتخاب می کنند و شرکت کننده باید پس از دقایقی مرور، آن متن را با اعراب صحیح قرائت کرده، ترجمه کند و سپس توضیح کلی درباره مفهوم آن بند ارائه کند. ممکن است از شما قاعده ای صرف و نحوی هم پرسیده شود. همچنین ممکن است به جای مجمع، قرآن را باز کنند و بگویند بخوان و ترجمه کن و ترکیب کن. آن وقت یک سوال صرف و نحوی هم بپرسند. از جاهایی که من رفتم، تهران و تربیت مدرس و قم را یادم هست که متن مجمع بود. پردیس قم دانشگاه تهران هم یادم هست که یک سوره از جز سی را کفتند ترکیب کن.

ب) تفسیر: تفسیر معمولا با بخش عربی همزمان است. یعنی متن مجمع را باید بخوانی و ترجمه کنی. بعد میگویند مطلبی که الآن قرائت کردی را توضیح بده. بعد سوال پیچت می کنند درباره آن مطلب!

ج) زبان: بخشی از دایره المعارف اسلام یا دایره المعارف قرآن یا کتاب قرآن در اسلام یا عهد عتیق و عهد جدید یا ترجمه انگلیسی قرآن کریم یا... . باید بخوانید و ترجمه کنید. توجه داشته باشید که حتما تا زمان مصاحبه، هر روز کمی وقت برای زبان در نظر بگیرید. خیلی از واژه هایی که در این متون وجود دارد عمومی هستند و تخصصی نیستند. لذا اگر کلماتی را که در دوره های دبیرستان، کارشناسی و ارشد خوانده اید دوره کنید، چه بسا تسلط خوبی بر متن پیدا کنید و حتی اگر یک لغت را هم نتوانید ترجمه کنید، مفهوم کلی جمله را بیابید. در کلاس زبان دوره ارشد ما، همکلاسیها هر کدام چند کلمه تخصصی انتخاب کردند که من آنها را تایپ کردم. این لغات هم با اینکه زیاد نیستند اما ممکن است به دردتان بخورند. مثلاً من پیارسال قبل از مصاحبه دانشگاه تهران این لغتها را نگاه نکردم و عدل از همانها سوال پرسیدند. قبل از مصاحبه پردیس قم خواندم و باز بطور شانسی یکی دو لغت از آنها را پرسیدند و سرافرازانه جواب دادم! این فایل را از اینجا دانلود کنید. دوستان اگر همچنین مجموعه ای دارند، برای ما ارسال کنند تا اینجا به اشتراک بگذاریم. ثواب دارد.

ادامه نوشته

توضیح کامل درباره مبحث اربعین نویسی در حدیث شیعه

اربعین نویسی در حدیث شیعه

ترغیب به حفظ چهل حدیث توسط پیامبر

بنابر حدیث مشهوری از پیامبر اکرم صلی‌ اللّه‌ علیه‌ وآله‌ وسلم، در ترغیب مسلمانان به حفظ چهل حدیث که به آن نیاز دارند، محدّثان و دانشمندان اسلامی به‌تدوین کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری به زبانهای عربی و فارسی و جز آن مشتمل بر چهل حدیث، با عناوین گوناگون که معمولا عبارت «چهل حدیث» یا «اربعین» در آن درج شده است، پرداختند.

حدیث یاد شده با صورت های گوناگونی در مجموعه‌های حدیثی آمده است، [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] از جمله: «مَنْ حَفِظَ علی اُمّتی اربعینَ حدیثآ ممّا یحْتاجُونَ الیه فی اَمرِدینهم، بَعَثَهُ اللّهُ عزّوجلّ یومَ القیامةِ فَقی‌ها عالمآ» (هرکس به سود امت من چهل حدیث حفظ کند که در کار دین بدان نیازمندند، خداوند در روز قیامت او را فقیه و دانشمند مبعوث می‌کند).

سند حدیث پیامبر نزد اهل سنت

اگرچه سند این حدیث در برخی منابع اهل سنّت ضعیف تلقی شده است، [۶] [۷] [۸] همواره موردتوجه عالمان فریقین بوده است.

سند حدیث پیامبر نزد شیعه

اما در منابع شیعی [۹] [۱۰] مضمون آن، مشهور مستفیض و حتی متوا‌تر دانسته شده‌ است.

ادامه نوشته

توضیح مفصل مبحث قرائات قرآن

پس از نزول قرآن گویش ها و لهجه های مختلف اعراب که در طبیعت هر زبانی وجود دارد در کنار عوامل دیگری همچون نبودن نقطه و اعراب و علائم وقف و سجاوندی موجب اختلافاتی در قرائت قرآن گردید. این مسئله موجب شد در دوره های بعدی اختلاف ها بیشتر گردد و در نهایت برخی از عالمان تعدادی قرائت های معلمان قرائت قرآن را انتخاب نموده سعی کنند با تعیین آنها و پرداختن به آنها جلوی اختلاف و پراکندگی بیشتر را بگیرند. از بین این گزینش ها دو دسته قراءات سبعه و عشره از همه معروفتر است. بلاخص قراءات سبعه که توسط ابن مجاهد گزینش شد.

معانى لغوى و اصطلاحى قرائت

برخى از علماء لغت قرائت را واژه اى اصيل در زبان عربى مى دانند و برخى از محققان معتقدند كه قرائت به معناى تلاوت و خواندن، داراى ريشه اصيل عربى نيست بلكه عرب در آغاز امر، اين واژه را به معناى تلاوت نمى دانست و از زبان عبرى گرفته شده؛ سپس دست به دست گشته تا به معناى تلاوت در زبان عربى معمول و متداول شده است.[۱]

ابن جزرى در معناى اصطلاحى قرائات مى نويسد: قرائات، عبارت از علم به كيفيت اداى كلمات قرآن و اختلاف اين كيفيت مى باشد؛ اختلافى كه به ناقل و راوى آن منسوب است.[۲] طبق اين تعريف، روايت، نقل و اسناد از اجزاى معتبر در تعريف قرائات خواهد بود.

عبدالهادى فضلى تعريف واضحى از قرائات بدست مى دهد: قرائت عبارت است از تلفظ قرآن كريم به همان صورت و كيفيتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تلفظ مى كرد و يا عبارت از خواندن و تلفظ قرآن كريم به همان صورت و كيفيتى است كه در حضور رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خوانده شده و آن حضرت آن تلفظ و خواندن را تأييد كرده اند.

خواندن قرآن كريم بر اساس لفظى كه نقل و روايت شده است، فرقى نمى كند كه تلفظ خود آن حضرت باشد و يا تلفظ و خواندن ديگران كه مورد تأييد ايشان قرار گرفته است؛ اعم از آن كه يك يا چند نفر باشند.[۳]

ادامه نوشته

آشنایی مختصر با رشته علوم قرآن و حدیث|A brief introduction to the science of Quran and Hadith

آشنایی مختصر با رشته علوم قرآن و حدیث|A brief introduction to the science of Quran and Hadith

دروس، گرایش‌ها و مقاطع تحصیلی رشته

کارکر‌دها و توانمندسازی‌های رشته

معرفی گروه علوم قرآن و حدیث

معرفی دانشکده الهیات معارف اسلامی و ارشاد

پیشینه رشته علوم قرآن و حدیث:

قرآن کریم و احادیث منقول از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) در همه فرق اسلامی به عنوان اصلی‌ترین منبع شناخت معارف و آموزه‌های دینی شناخته می‌شود. مطالعه و بررسی این منابع از صدر اسلام تا کنون یکی از مهم‌ترین دانش‌های دینی به حساب می‌آید. تفسیر قرآن کریم، جمع‌آوری و صحت روایات، تاریخ قرآن کریم و احادیث و ... از جمله موضوعاتی است همواره مورد مطالعه دانشمندان اسلامی بوده است و سابقه‌ای به عمر اسلام دارد. لکن این دانش با تأسیس دانشگاه، برای نخستین بار به صورت رشته دانشگاهی در سال 1313 در دانشکده معقول و منقول (دانشکده الهیات امروزی) دانشگاه تهران تدریس گردید و امروزه نیز در دانشگاه‌های دیگر تدریس می‌شود. این رشته در دانشگاه بیشتر با محوریت بررسی‌های تاریخی و علوم حاشیه‌ای درحوزه قرآن و حدیث شکل گرفته است.

ادامه نوشته

مجموعه های احادیث فقهی شیعه | Collections of Shia jurisprudential hadiths

مجموعه های احادیث فقهی شیعه | Collections of Shia jurisprudential hadiths

1 - منتقی الجمان فی الأحادیث الصحاح و الحسان (جمال الدین حسن بن زین الدین)

2 - الحبل المتین فی أحکام أحکام الدین (عبدالصمد حارثی عاملی)

3 - عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة (ابی جمهور احسایی)

4 - الأحادیث الفقهیة علی مذهب الإمامیة (ابی جمهور احسایی)

5 - جامع المعارف و الأخبار (محمد رضا شُبَّر)

دکتری تفسیر تطبیقی (بمانعلی دهقان منگابادی)

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، خروجی هر کاری به عنوان ماحصل کار دارای اهمیت و ارزش خاصی است. دانشجویان با چه سطحی و با چه ویژگی‌هایی از دانشگاه خارج می‌شوند و در واقع خروجی دانشگاه‌ها چه چیزی است. در مورد دکتری تفسیر تطبیقی پای صحبت‌های بمانعلی دهقان منگابادی، عضو هیئت علمی و مشاور رئیس دانشگاه یزد در امور هیئت علمی نشستیم تا در مورد اینکه دکترای این رشته در حقیقت متخصص چه چیزی می‌شود، نظر وی را جویا شویم. مشروح گفت‌وگوی ما با ایشان را در ادامه بخوانید:

دکتری تفسیر تطبیقی (بمانعلی دهقان منگابادی)

ایکنا: موانع ساختاری در حوزه سیاست‌گذاری در سطح کلان مانع ایجاد می‌کند برای اینکه خروجی دانشگاه‌ها، دانشجویانی نباشند که روحیه تحقیق را داشته باشند و در واقع این یک مقدار ضعف پیدا می‌کند، به‌عنوان کسی که ۲۰ سال در رشته‌های علوم قرآنی فعال هستید، اگر این موانع برداشته شود، نگاه خود شما به دانشجویی که می‌آید تا در مقطع دکتری تفسیر تطبیقی بخواند چیست؟ دانشجویی که چندین سال تحصیلات تکمیلی خوانده وقتی فارغ‌التحصیل مقطع دکتری می‌شود در واقع قرار است چه کاری را بلد باشد؟

ادامه نوشته

شرایط مفسر قرآن

شرایط مفسر

1 - تسلط و حضور ذهن نسبت به پيش‌فهمای تفسير

2 - ملکه استنباط

3 - آگاهی و اعتقاد به جهان بینی قرآن

4 - بی طرفی علمی

5 - توانمندی فکری و صفای باطنی

6 - پر سؤال بودن ذهن


در فصول گذشته یادآور شدیم که رعایت نکردن اصول و قواعد تفسیر، بی توجهی و استفاده نکردن از منابع معتبر تفسیر و فرانگرفتن علوم مورد نیاز مفسر، سبب خطای در تفسیر و بی اعتباری آن می‌شود. در این فصل در صدد بیان آنیم که علاوه بر امور یاد شده، مفسر باید دارای ویژگی‌ها و شرایطی باشد که رعایت آن‌ها نیز سبب می‌شود تا خطای وی در تفسیر کاهش یابد.

ادامه نوشته

اعجاز بیانی آیت الله معرفت تلخیص التمهید 2

وجوه اعجاز بیانی

آثاری که درباره ی اعجاز بیانی سامان یافته اند، یا در ضمن دیگر وجوه اعجاز، فصلی را به اعجاز بیانی اختصاص داده اند، هر کدام به فراخور مجال کتاب و دانش و توان نویسنده ی آن، گوشه هایی از اعجاز بیانی قرآن کریم را به تصویر کشیده اند. خانم بنت الشاطی به سه پدیده از اعجاز بیانی می پردازد: راز نهفته ی در حروف، راز کلمات و اسلوب های قرآنی و راز نهفته در چگونگی تعبیر. (۳۸)

صلاح خالدی با الهام از سید قطب عناصر پنج گانه ای برای بیان قرآنی یاد می کند:

۱. دقیق بودن الفاظ قرآن؛ ۲. زیبایی معناهای الفاظ آن؛ ۳. جاذبه ی موسیقایی قرآن؛ ۴. زیبایی تصویرهای قرآن؛ ۵. نظم والای قرآن. (۳۹)

مصطفی مسلم فصاحت و بلاغت قرآن، نظم قرآنی و اسلوب یگانه ی آن را مطرح می کند. (۴۰)

استاد آیت الله معرفت (رحمه الله) در جلد پنجم التمهید فی علوم القرآن که به اعجاز بیانی اختصاص دارد، وجوه ده گانه ای را برای اعجاز بیانی یاد می کند، تا آنجا که نگارنده ی این سطور که دستی در منبع شناسی نیز دارد، آگاه است، کتابی به جامعیت و گستردگی آن در اعجاز بیانی تألیف نشده است. استاد از اعجاز بیانی تعبیر دیگری نیز دارند، با عنوان « بدیع نظمه و عجیب رصفه »؛ یعنی نظم نو و چینش شگفت قرآن، که وجوه ده گانه در ذیل آن یاد می شود. (۴۱)

ادامه نوشته

وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّكَ‏ جِرْمٌ‏ صَغِيرٌ وَ فِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ

روایتی است از امام علی(ع) که می‌فرماید: «شما فکر می‌کنید یک موجود کوچک هستید، در حالی که کل جهان در درونتان احاطه شده است». این‌جانب به واقع چیزی از معنای این گفتار را متوجه نمی‌شوم. فرض می‌کنم که در پس این کلمات یک معنا و مقصود عمیقی نهفته شده است. حال از شما می‌خواهم که این مطلب را برایم تبیین نمایید.


برخی از کتاب‌های عرفانی و ادبی، ابیاتی را به امام علی(ع) نسبت داده‌اند که در یکی از آنها آمده است: «آيا گمان مى‏كنى كه تو موجود كوچكى هستى در حالى‌كه عالم بزرگ در تو نهفته است». این شعر اگر چه دارای سند نیست، اما دارای محتوای عمیقی می‌باشد و در بیان حقیقت واقعی انسان و بیان جایگاه و مقامی است که انسان توان رسیدن به آن‌را دارد، اما توجهی به آن نکرده و خود را تنها یک جسم کوچک بی‌فایده می‌پندارد.

آنچه در پرسش آمده در واقع شعری است منسوب به امام علی(ع) که عبارت کامل آن چنین است:

دَوَاؤُكَ فِيكَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّكَ‏ جِرْمٌ‏ صَغِيرٌ
وَ فِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِينُ الَّذِي
بِأَحْرُفِهِ يَظْهَرُ الْمُضْمَر[1]

ادامه نوشته

پاسخ سؤالات ریدینگ شماره 2 زبان عمومی علوم انسانی  آزمون دکتری 1401 (دانلود صوت)

پاسخ سؤالات ریدینگ شماره 2 زبان عمومی علوم انسانی آزمون دکتری 1401 (دانلود صوت)

پاسخ سؤالات ریدینگ شماره 2 زبان عمومی علوم انسانی  آزمون دکتری 1401 (دانلود صوت)

برای مشاهده ی اندازه واقعی تصویر فوق، روی آن کلیک کنید

دانلود فایل با لینک مستقیم

حجم: 6 مگابایت

مدت زمان: 17 دقیقه

ترجمه فارسی ریدینگ شماره 2 آزمون زبان عمومی دکتری علوم انسانی 1401

ترجمه فارسی ریدینگ شماره 2 آزمون زبان عمومی دکتری علوم انسانی 1401

A Neuroscientist Reveals How To Think Differently
یک متخصص مغز و اعصاب فاش کرد که چگونه متفاوت فکر کنیم

A neuroscientist reveals how to think differently

In the last decade a revolution has occurred In the way that scientists think about the brain.
در دهه گذشته تحولی در روشی که دانشمندان درباره مغز تصور می کردند، ایجاد شد. We now know that the decisions humans make can be traced to the firing patterns of neurons in specific parts of the brain.
ما حالا می دانیم که می‌توان تصمیماتی که انسانها می گیرند را ردیابی کرد تا به الگوهای ارسال شده از اعصاب در بخش خاصی از مغز رسید. These discoveries have led to the field known as neuroeconomics, which studies the brain's secrets to success in an economic environment that demands innovation and being able to do things differently from competitors .
این کشفیات منجر به رشته ای به نام اقتصاد عصبی شده که در آن اسرار مغز برای موفقیت در یک محیط اقتصادی که نیازمند مشارکت و توانمندی برای انجام چیزها به شکلی متفاوت از رقبا است، مطالعه می‌کند. A brain that can do this is an iconoclastic one.
مغزی که توانایی این کار را دارد از نوع آیکونوکلاست (بت شکن) است. Briefly, an iconoclast is a person who does something that others say can't be done.
به طور خلاصه یک آیکونوکلاست، شخصی است که کاری انجام میدهد که دیگران می گویند نمی توانند. This definition implies that iconoclasts are different from other people, but more precisely, it is their brains that are different in three distinct ways: perception, fear response, and social intelligence.
این تعریف بیان می کند که آیکونوکلاست ها نسبت به اشخاص دیگر متفاوت هستند اما اگر دقیق تر شویم مغز آنها است که به سه روش متفاوت از دیگران است: درک، پاسخ به ترس و هوش اجتماعی. Each of these three functions utilizes a different circuit in the brain.
هر کدام از این سه وظیفه، مدار متفاوتی در مغز به کار می برند. Naysayers might suggest that the brain is irrelevant, that thinking in an original, even revolutionary, way is more a matter of personality than brain function.
بدبینان ممکن است بیان کنند که مغز ارتباطی با این موضوع ندارد و فکر کردن در اصل و حتی با ایجاد تحول، بیشتر از اینکه وظیفه مغز باشد، یک موضوع شخصی است. But the field of neuroeconomics was born out of the realization that the physicalworkings of the brain place limitations on the way we make decisions.
اما رشته اقتصاد عصبی با توجه به این حقیقت به وجود آمد که کارهای فیزیکی که مغز انجام میدهد، روی نحوه تصمیم‌گیری ما تاثیر می گذارد. By understanding these constraints, we begin to understand why some people march to a different drumbeat.
با درک این محدودیت ها ما متوجه می شویم که چرا برخی افراد، ساز ناکوک میزنند. {متفاوت از ما فکر می‌کنند.} The first thing to realize is that the brain suffers from limited resources.
اولین چیزی که باید درک کنیم این است که مغز از منابع محدودی استفاده می کند. It has a fixed energy budget, about the same as a 40 watt light bulb, so it has evolved to work as efficiently as possible.
دارای مقدار انرژی ثابتی در حدود یک لامپ روشنایی ۴۰ وات است و تا جایی که بتواند سعی می‌کند با بازدهی بالا کار کند. This is where most people are impeded from being an iconoclast.
همین جاست که اکثر افراد از آکونوکلاست بودن باز می مانند. For example, when confronted with information streaming from the eyes, the brain will interpret this information in the quickest way possible.
به عنوان مثال، وقتی که مغز با اطلاعاتی که از چشم ها به آن رسیده روبه رو می شود، این اطلاعات را به سریع ترین روش ممکن تفسیر می کند. Thus it will draw on both past experience and any other source of information, such as what other people say, to make sense of what it is seeing.
بنابراین، هم در تجربیات گذشته و هم روی منابع اطلاعاتی دیگری مانند آنچه که افراد دیگر گفته اند؛ جستجو می کند تا از آنچه که دیده یک مفهوم معقول بسازد. This happens all the time.
این کار، مدام اتفاق می افتد. The brain takes shortcuts that work so well we are hardly ever aware of them.
مغز، میانبرهایی برای کار کردن خود ایجاد می کند که ما به سختی حتی از از وجود آنها آگاه می شویم. We think our perceptions of the world are real, but they are only biological and electrical rumblings.
ما فکر می‌کنیم ادراک ما از جهان، واقعی است اما این ادراک، فقط لرزش های الکتریکی و بیولوژیکی است. Perception is not simply a product of what your eyes or ears transmit to your brain.
ادراک صرفاً محصول آنچه که چشم های شما یا گوش های شما به مغزتان منتقل می کند، نیست. More than the physical reality of photons or sound waves, perception is a product of the brain.
ادراک بیشتر از واقعیت فیزیکی فوتون ها یا موج های صدا، محصول مغز است.

دانلود صوت بررسی لغات passage 2 آزمون دکتری علوم انسانی زبان انگلیسی عمومی 1401

دانلود صوت بررسی لغات passage 2 آزمون دکتری علوم انسانی زبان انگلیسی عمومی 1401

در این صوت، می توانید به بخش دوم قسمت reading گوش کنید.

دانلود صوت بررسی لغات passage 2 آزمون دکتری علوم انسانی زبان انگلیسی عمومی 1401


In the last decade a revolution has occurred In the way that scientists think about the brain

We now know that the decisions humans make can be traced to the firing patterns of neurons in specific parts of the brain. These discoveries have led to the field known as neuroeconomics, which studies the brain's secrets to success in an economic environment that demands innovation and being able to do things differently from competitors. A brain that can do this is an iconoclastic one. Briefly, an iconoclast is a person who does something that others say can't be done

This definition implies that iconoclasts are different from other people, but more precisely, it is their brains that are different in three distinct ways: perception, fear response, and social intelligence. Each of these three functions utilizes a different circuit in the brain. Naysayers might suggest that the brain is irrelevant, that thinking in an original, even revolutionary, way is more a matter of personality than brain function. But the field of neuroeconomics was born out of the realization that the physical workings of the brain place limitations on the way we make decisions. By understanding these constraints, we begin to understand why some people march to a different drumbeat

The first thing to realize is that the brain suffers from limited resources. It has a fixed energy budget, about the same as a 40 watt light bulb, so it has evolved to work as efficiently as possible. This is where most people are impeded from being an iconoclast. For example, when confronted with information streaming from the eyes, the brain will interpret this information in the quickest way possible. Thus it will draw on both past experience and any other source of information, such as what other people say, to make sense of what it is seeing. This happens all the time. The brain takes shortcuts that work so well we are hardly ever aware of them

We think our perceptions of the world are real, but they are only biological and electrical rumblings. Perception is not simply a product of what your eyes or ears transmit to your brain. More than the physical reality of photons or sound waves, perception is a product of the brain

(1) (با فعل مفرد) اقتصاد خرد، اقتصاد ذره‌ای، ریزمانبد (در برابر: اقتصاد کلان یا کلان مانبد macroeconomics).

https://nbml.ir/fa/posts/What-Is-Neuroeconomics

(2) بُت‌ شکن.

(3) اجبار، اضطرار، فشار، قید، گرفتاری، توقیف.

(4) بی‌ربط، پرت، نامربوط، پریشان، گردش‌کننده، سیار، هرزه‌رو

(5) واحد شدت نور وارده به شبکیه چشم، فوتون

* آن صفحه ای که در ابتدای صوت عرض کردم که این متن از آنجا گرفته شده است.

https://mini-ielts.com/283/view-solution/reading/a-neuroscientist-reveals-how-to-think-differently

* ترجمه فارسی متن بالا به صورت کامل در این پست، قابل مشاهده است:

ترجمه فارسی ریدینگ شماره 2 آزمون زبان عمومی دکتری علوم انسانی 1401


دانلود صوت بررسی لغات

حجم: 8 مگابایت

مدت زمان: 20 دقیقه

اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات

*اللهمّ اغفِر للمومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات*
*اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَمواتِ، تابِع بَینَنا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ*
*اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَواتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئاتِ*
*وَ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَيءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفاتِحةِ مَعَ الصَّلَواتِ*

برای مصاحبه دکتری چند مقاله لازم است؟

برای مصاحبه دکتری چند مقاله لازم است؟

برای مصاحبه دکتری چند مقاله لازم است؟

How many essays are required for a doctoral interview?

تعداد مشخصی برای مقالات لازم برای پذیرش در دوره دکتری مشخص نشده است. بسته به رشته، سن داوطلب و مدت زمانی که از گرفتن مدرک ارشد سپری شده و معیارهای اساتید مصاحبه‌کننده این عدد می‌تواند متغیّر باشد.

نداشتن مقاله در مصاحبه دکتری به معنای عدم قبولی است؟ قبولی دکتری بدون مقاله امکان پذیر است؟

داشتن مقاله در مصاحبه دکتری امتیازآور است و یکی از مؤلفه‌های بسیار مهم در مصاحبه تلقی می‌شود. اما این بدان معنی نیست که نداشتن مقاله در مصاحبه دکتری منجر به عدم پذیرش در مقطع دکتری می‌شود.

در جدول امتیازبندی مصاحبه دکتری، جزئیات مؤلفه‌های امتیازآور در مصاحبه مشخص شده است که مقاله تنها یکی از آن‌هاست.

نکته مهم دیگر این است که معمولاً اساتید از داوطلبانی که به تازگی از مقطع ارشد فارغ‌التحصیل شده‌اند، انتظار ندارند که مقالات زیادی داشته باشند. چرا که این داوطلبان در واقع در ابتدای راه پژوهش هستند.

تجربه مصاحبه دکتری داوطلبان رشته‌های مختلف در سال‌های گذشته هم نشان می‌دهد که بدون مقاله هم می‌توان در بهترین دانشگاه‌ها قبول شد! اما مسلما داشتن مقاله، به خصوص مقاله علمی پژوهشی کمک بسیار زیادی به پذیرش در مصاحبه دکتری خواهد کرد


کانال آموزش زبان انگلیسی دکتر مصطفوی

آموزش زبان انگلیسی (اسپیکینگ، ریدینگ، لسنینگ و .....)

برای عضویت در کانال آموزش زبان روز انگلیسی روی لینک ذیل کلیک کنید و گزینه پیوستن به کانال را کلیک کنید

تلگرام

برای مصاحبه دکتری چند مقاله لازم است؟

t.me/drsmmostafavi

برای عضویت در کانال آموزش زبان روز انگلیسی روی لینک ذیل کلیک کنید و گزینه پیوستن به کانال را کلیک کنید

ایتا

برای مصاحبه دکتری چند مقاله لازم است؟

https://eitaa.com/joinchat/2063007986C208b4fdf82

نکات بسیار مهم کسب امتیاز از مقاله در مصاحبه دکتری

نکات بسیار مهم کسب امتیاز از مقاله در مصاحبه دکتری

نکات بسیار مهم کسب امتیاز از مقاله در مصاحبه دکتری

Very important tips for getting points from the essay in the doctoral interview

تفاوت چندانی ندارد که شما داوطلب دکتری سراسری هستید و یا قصد شرکت در مصاحبه دکتری دانشگاه آزاد را دارید؛ به هر صورت، نکات مهم مقاله‌نویسی جهت تقویت رزومه مصاحبه دکتری به شرح زیر است:

1- میزان امتیاز درنظرگرفته‌شده برای انواع مقالات در مصاحبه‌های دکتری عموما بدین ترتیب است:

مقاله ISI؛
مقاله ISC؛
مقاله علمی-پژوهشی؛
مقاله علمی-ترویجی؛
مقاله همایش بین‌المللی (که میزان امتیاز همایش خارجی عموماً بیشتر از همایش داخلی است)؛
مقاله همایش ملی.

2 - نکته مهم: به طور معمول در ارزیابی داوطلبان دکتری، تنها مقالات و کتاب‌های مرتبط با رشته تحصیلی در نظر گرفته می‌شود و فعالیت پژوهشی که با رشته موردنظر جهت تحصیل در مقطع دکتری متناسب نباشد، ارزش چندانی ندارد.

3 - بسیاری از داوطلبان علاقه‌مند هستند اسم خود را ‌در مقالات جهت کسب امتیاز بیشتر در مصاحبه دکتری و سایر مصاحبه‌ها مانند مصاحبه هیأت علمی به عنوان اسم اول بیاورند.

اگر چه این امر در برخی دانشگاه‌ها ممکن است امتیاز بیشتری به دلیل اسم اول بودن به همراه داشته باشد، اما باید توجه داشت که اساتید مصاحبه‌کننده، کسانی هستند که در آینده راهنمایی پایان‌نامه‌های شما را بر عهده خواهند گرفت. بسیاری از اساتید، این که دانشجویان اسم خود را به عنوان اسم اول در مقاله بیاورند را نپسندیده و گمان می‌کنند که داوطلبان در مقطع دکتری نیز هم منوال را در پیش خواهند گرفت و این امر تأثیر منفی در ذهن آن‌ها ایجاد خواهد نمود.

ضمن این که عموماً در هنگام امتیازدهی، در صورتی که اسم اساتید به عنوان اسم اول آورده شود، امتیاز کامل به دانشجو تعلق می‌گیرد.

4 - برای ارزیابی کار تحقیقاتی انجام‌شده، مهم‌ترین پارامتر، اعتبار مجله‌ای است که مقاله در آن چاپ شده است.

با توجه به فعالیت شرکت‌های مشاوره و سوء استفاده بعضی از این شرکت‌ها، وزارت علوم ایران برای جلوگیری از سوء استفاده افراد و مجلات و جلوگیری از اتلاف زمان و هزینه محققین، فهرست مجلات نامعتبر (لیست سیاه) را جمع‌آوری کرده و در اختیار عموم قرار می‌دهد و در بازه‌های زمانی مختلف این فهرست را بازنگری و به‌روزرسانی نیز می‌نماید.

این فهرست از طریق سایت وزارت علوم قابل دریافت است (کلیک کنید). همچنین دانشگاه آزاد اسلامی و وزارت بهداشت نیز فهرست‌های مشابهی منتشر می‌کنند.

درمورد مقالاتی که در مجلاتی چاپ شده‌اند که در لیست سیاه قرار گرفته‌اند، قاعده این است که وضعیت مجلات در هنگام چاپ مقاله شما در آن، در نظر گرفته شود، اما برخی دانشگاه‌ها به این مقالات، حتی در صورتی که در زمان چاپ مقاله در مجله، در فهرست سیاه قرار نداشته، امتیاز نمی‌دهند.

5 - همه مقالات در صورتی که از دید اساتید مصاحبه‌کننده‌ ارزشمند باشند، امتیاز خواهند گرفت و لزومی به وجود اسم اساتید در همه مقالات نیست.

گردآوری و تنظیم: وبلاگ علوم قرآن و حدیث

منبع: پی اچ دی تس