دفاع حضرت علی ع از ایرانیان در مقابل اشعث بن قیس (یا أمیر المؤمنین غَلَبتْنا علیكَ هذِهِ الحمراءُ)
اگر چه امیر مؤمنان علی (ع) در طول دوران حكومت چند ساله اش كه بسیار كوتاه، ولی پربار و پربركت بود، به شدت به مبارزه با سیاست تبعیض نژادی برخاست و دیوار انحصارطلبی و دوگانگی را ویران ساخت. اما متأسفانه این روش زشت و ناپسند و اعمال ضدانسانی و خلاف اسلامی، چنان در روح و خون و جان عرب ریشه دوانده بود كه وقتی دیدند علی (ع) برخلاف شیوهی زمامداران گذشته، «مسلمانان غیر عرب» را به خود نزدیك ساخته و به آنان توجه بیش تری دارد و به تعلیم و تربیتشان پرداخته است، این معنا آن چنان بر اعیان و اشراف و بزرگان عرب و خفاشان درمانده از دیدار نور ولایت، سخت و ناگوار آمد تا جایی كه «اشعث بن قیس كِندی» سردار به اصطلاح نامی و معروف عرب، بدان حضرت اعتراض و پرخاش نمود و او را بر این عمل انسانی اسلامیاش سرزنش كرد و با لحن تند و زنندهای كه حاكی از تعصب عربی بود، به حضرت علی (ع) كه مشغول سخنرانی بود، اعتراض كرد و گفت: «یا أمیر المؤمنین غَلَبتْنا علیكَ هذِهِ الحمراءُ؛ ای امیر مؤمنان! این سرخ رویان (یعنی: ایرانیان) در نزدیكی به تو بر ما غلبه كردهاند و جلو روی شما بر ما (عرب ها) چیره شدهاند و مقربان درگاه حضرتت گردیدهاند و تو جلو آن ها را نمیگیری؟» آن حضرت از شنیدن این سخن خشمناك شد و پای خود را محكم به منبر كوبید، تا این كه «ابن صوحان» گفت: ما را با این مرد (ابن اشعث) چكار؟ آن گاه گفت: به طور مسلم امروز علی (ع) سخنی خواهد گفت كه پرده از چهرهی عرب بردارد و نشان خواهد داد كه عرب چكاره است. امروز علی (ع) سخنی خواهد گفت كه آنچه نهان است، آشكار شود و برای همیشه در خاطرهها بماند. آن گاه علی (ع) فرمود: «من یعذرنی من هؤلاء الضیاطرة یقبل أحدهم یتقلب علی حشایاه و یهجد قوم لذكر الله فیأمرنی أن أطردهم فأكون من الظالمین؛ یعنی، چه كسی است كه عذر مرا از این شكم گندههای بیفایده بخواهد (یعنی مرا از شر اینگونه افراد خلاص كند) كه خودشان در بستر نرم استراحت میكنند و مانند حیوانات و چهارپایان درازگوش این طرف و آن طرف ملق میزنند و یكی از آن ها (به عنوان نمایندگی از دیگران) پیش میآید و در حالی كه بر رودههای خود زیر و رو میشود (یعنی: به قول معروف، از باد شكم سخن میگوید) و مردمی هم (یعنی موالی و ایرانیان) آفتاب میخورند و روزهای گرم برای خدا فعالیت میكنند و او (یعنی اشعث) به من فرمان میدهد كه من آن ها را (یعنی موالی را) از خود برانم و از نزد خویشتن دورشان سازم تا از ستمكاران باشم!» سپس فرمود: «أما والذي فلق الحبة و برء النسمة لقد سمعت محمدا صلی الله علیه و آله یقول: لیضربنكم و الله علی الدین عودا كما ضربتموهم علیه بدءا؛ قسم به پروردگاری كه دانه را شكافت و گیاه را رویاند و انسان را آفرید، من خود از پیغمبر اكرم - صلی الله علیه و اله - شنیدم كه میفرمود: به خدا قسم! همچنان كه شما در ابتدای كار، با ایرانیان برای اسلام خواهید جنگید، بعد ایرانیان، به خاطر تازه شدن اسلام و حمایت از دین با شماها خواهند جنگید». این روایت در كتاب الغارات (2)، شرح نهج البلاغه ابن حدید (3) و غریب الحدیث ابن سلام (4) نقل شده و سند كامل آن در این كتاب ها و سایر كتب ذكر نشده است. إعراب جمله اشعث هم به این صورت می باشد: «غَلَبَتْنَا عَلَیك هذه الحَمْراءُ».
پی نوشت ها:
1. هاشمی شهیدی، سید اسدالله، زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی، پرهیزكار، ص 138.
2. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج 2، ص 340، مؤسسه دارالكتاب، قم، 1410ق.
3. ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج 20، ص 284، انتشارات كتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، قم، 1404ق.
4. ابن سلام، غریب الحدیث، ج 3، ص 484، بیروت، دارالكتاب العربی، 1384ق.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی