واژگان جانشین پارسی برای برخی از واژگان زبان عربی

تعدادی از اساتید متعهد و متخصص زبان پارسی در تلاشی زیبا و درخور سپاس برای بسیاری از واژگان عربی ادغام شده در زبان زیبای پارسی، برابری درست و روان را برگزیده اند تا پارسی زبانان و  ایران دوستان بتوانند به مرور آن واژگان را به جای واژه های متداول قرار داده و بکار بندند.

به جای ابتدا، بگو نخست
به جای ابتدایی ترین، بگو ساده ترین
به جای ابتلاء، بگو دچار
به جای ابتکار، بگو نوآوری
به جای ابدیت، بگو همیشگی
به جای ابن سینا بگو پورِ سینا
به جای اتباع،بگو شهروندان
به جای اتحاد، بگو همبستگی
به جای اتفاق افتاد، بگو رخ داد
به جای اتفاق افتادن، بگو رخ دادن

ادامه نوشته

کتاب حجة السنة في الفكر الإسلامي حيدر حب الله

کتاب حجة السنة في الفكر الإسلامي حيدر حب الله

شیخ حیدر حب‌الله (متولد 1352 هجری شمسی) عالم شیعی لبنانی الاصل مقیم ایران است. او از اساتید درس خارج فقه، اصول، رجال و حدیث در شهر قم می‌باشد. وی همچنین دارای تألیفات و مقالات بسیاری در علوم اسلامی است و سردبیری دو مجله عربی «الاجتهاد و التجدید» و «نصوص معاصرة» را بر عهده دارد. وی در سال 1387 طی حکمی از سوی آیتالله سید محمود هاشمی شاهرودی، به عنوان معاون علمی دایرة المعارف فقه اسلامی منصوب شد. از کتابهای مهم او می‌توان به نظریة السنة، حجیة السنة، حجیة الحدیث و منطق نقد سندی در مباحث رجالی اشاره کرد.

ادامه نوشته

دانلود سخنرانی دکتر مهدوی راد - پژوهش و مراکز پژوهش در جهان اسلام معاصر

دانلود سخنرانی دکتر مهدوی راد - پژوهش و مراکز پژوهش در جهان اسلام معاصر

Download Lecture by Dr. Mahdavi Rad - Research and Research Centers in the Contemporary Islamic World

موضوع: پژوهش و مراکز پژوهش در جهان اسلام معاصر

سخنران: حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدوی راد

تاریخ سخنرانی: 14 دی 1400

دانلود فایل صوتی

تفسیر آیه 31 سوره یوسف - فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ - نتیجه استخاره

تفسیر آیه 31 سوره یوسف - فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنْ هَٰذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ - نتیجه استخاره

هنگامی که (همسر عزیز) از فکر آنها باخبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت کرد)؛ و برای آنها پشتی (گرانبها، و مجلس باشکوهی) فراهم ساخت؛ و به دست هر کدام، چاقویی (برای بریدن میوه) داد؛ و در این موقع (به یوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامی که چشمشان به او افتاد، او را بسیار بزرگ (و زیبا) شمردند؛ و (بی‌توجه) دستهای خود را بریدند؛ و گفتند: «منزّه است خدا! این بشر نیست؛ این یک فرشته بزرگوار است!»


معانی کلمات آیه

اعتدت: عتاد: آماده شدن. اعتاد: آماده كردن .«اعتدت» : آماده كرد آن زن.

متكئا: توكؤ: تكيه كردن. اتكاء: نشستن با اطمينان و آرامش «اتكا اتكاء: جلس متمكنا». «متكئا» : اسم مفعول است از اتكاء به معنى تكيه شده. خواه بالش باشد و خواه تختى كه بر آن مى ‏نشينند. مراد از آن در آيه، مجلسى است كه با اطمينان در آن مى ‏نشينند. فيومى در مصباح، مجلس معنى كرده است. بعضى آن را متكا بر وزن‏ قفل خوانده ‏اند كه، به معنى ترنج است و بعضى متكا بدون همزه و با تشديد خوانده‏ اند يعنى طعامى كه بريده مى‏ شود.

حاش للَّه: حاش و حاشا هر دو كلمه استثنا هستند. «حاش للَّه» يعنى منزّه است خدا. در الميزان فرموده از ادب ملّيون است كه چون خواهند كسى را تبرئه و تنزيه كنند، اول خدا را تبرئه و تنزيه مى ‏كنند، زنان مصر چون خواستند يوسف را در جمال از انسان بودن تنزيه كنند، اول خدا را تنزيه كردند.


برگزیده تفسیر نمونه

«هنگامی که همسر عزیز، از مکر زنان حیله‌گر مصر، آگاه شد (نخست ناراحت گشت، سپس چاره‌ای اندیشید و آن این بود که) به سراغشان فرستاد و از آنها دعوت کرد و برای آنها پشتی (گرانبها و مجلس باشکوهی) فراهم ساخت و به دست هر کدام چاقویی برای بریدن میوه داد» اما چاقوهای تیز، تیزتر از نیاز بریدن میوه‌ها! (فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَ آتَتْ کُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکِّیناً).

و این کار خود دلیل بر این است که او از شوهر خود، حساب نمی‌برد، و از رسوایی گذشته‌اش درسی نگرفته بود.

«در این موقع (به یوسف) گفت: وارد مجلس آنان شو»! تا زنان سرزنش گر، با دیدن جمال او، وی را در این عشقش ملامت نکنند (وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ).

زنان مصر که طبق بعضی از روایات ده نفر و یا بیشتر از آن بودند، هنگامی که آن قامت زیبا و چهره نورانی را دیدند، و چشمشان به صورت دلربای یوسف افتاد، صورتی همچون خورشید که از پشت ابر ناگهان ظاهر شود و چشمها را خیره کند، در آن مجلس طلوع کرد چنان واله و حیران شدند که دست از پا و ترنج از دست، نمی‌شناختند «هنگامی که چشمشان به او افتاد، او را بسیار بزرگ و زیبا شمردند» (فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ).

و آنچنان از خود بی‌خود شدند که به جای ترنج «دستهایشان را بریدند» (وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ).

و هنگامی که دیدند، برق حیا و عفت از چشمان جذاب او می‌درخشد و رخسار معصومش از شدت حیا و شرم گلگون شده، «همگی فریاد برآوردند که نه، این جوان هرگز آلوده نیست، او اصلا بشر نیست، او یک فرشته بزرگوار آسمانی است» (وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ).

ج2، ص418


نتیجه استخاره: حتما انجام بده

نتیجه کلی: بسیار خوب است مورد تحسین افرادی قرار می‌گیرید که در اول به کار شما خرده می‌گرفتند.

نتیجه ازدواج: مورد مناسبی است از سختیها و مشکلات نهراسید که ارزش انجام را دارد.

نتیجه معامله: مشکلاتی وجود دارد ولی با توجه به منفعت و سودی که نصیبتان خواهد شد ناچیز است.

معنی و تعریف واژه «حجیت» در لغت و اصطلاح

 معنی و تعریف واژه «حجیت» در لغت و اصطلاح

ادامه نوشته

تفسیر آیه 149 سوره آل عمران - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ - جواب استخاره

تفسیر آیه 149 سوره آل عمران - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ - جواب استخاره

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانی که کافر شده‌اند اطاعت کنید، شما را به گذشته‌هایتان بازمی‌گردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد.


برگزیده تفسیر نمونه

اخطارهای مکرر! بعد از پایان جنگ احد دشمنان اسلام با یک سلسله تبلیغات مسموم کننده در لباس نصیحت و دلسوزی تخم تفرقه در میان مسلمانان می‌پاشیدند و آنها را نسبت به اسلام بدبین می‌کردند در این آیه به مسلمانان اخطار می‌کند و از پیروی آنها بر حذر می‌دارد و می‌گوید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کفار پیروی کنید شما را به عقب بر می‌گردانند (و پس از پیمودن راه پرافتخار تکامل معنوی و مادی در پرتو تعلیمات اسلام) به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط می‌دهند و در این موقع بزرگترین زیانکاری دامن‌گیر شما خواهد شد» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ).

چه زیانی از این بالاتر که انسان اسلام را با کفر، و سعادت را با شقاوت، و حقیقت را با باطل معاوضه کند.


نتیجه استخاره: انجام نده.

نتیجه کلی: بد است، دچار ناراحتی زیادی خواهید شد و در راهی قرار می‌گیرید که بازگشتی در آن نیست.

نتیجه ازدواج: هیچ خوبی و خیری در آن نیست ترک کنید.

نتیجه معامله: به حرام می‌افتید و فریب خواهید خورد ترک کنید.

زادروز ولادت قطب عالم امکان حضرت بقية الله مبارک باد

زادروز ولادت قطب عالم امکان حضرت بقية الله مبارک باد

زادروز ولادت قطب عالم امکان حضرت بقية الله مبارک باد

بزرگداشت شهدا (دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز)

مراسم یادواره شهدای گمنام مدفون در دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز، همزمان با روز بزرگداشت شهدا با روایت‌گری سید‌رضا متولی و مداحی کاظم محمدی و اجرای گروه سرود دختران پاک در این دانشکده، برگزار شد.

بزرگداشت شهدا (دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز)

بزرگداشت شهدا (دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز)

بزرگداشت شهدا (دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز)

نشست روش‌ شناسی قرآن‌ پژوهان در غرب دکتر احمد پاکتچی

نشست روش‌ شناسی قرآن‌ پژوهان در غرب دکتر احمد پاکتچی

نشست روش‌ شناسی قرآن‌ پژوهان در غرب دکتر احمد پاکتچی

نشست «روش‌شناسی قرآن‌پژوهان در غرب» با سخنرانی احمد پاکتچی، سفیر و نماینده دائم ایران در یونسکو به همت دانشگاه اهل بیت(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده‌ای از سخنان پاکتچی را می‌خوانید؛

بنا است بحثی در ارتباط با روش‌شناسی مستشرقان و پژوهشگران غرب در حوزه مطالعات قرآنی و قرآن‌پژوهی داشته باشم. با اینکه اصراری نیست قرآن‌پژوهان غیرمسلمان باشند ولی من مسلمانان را از برنامه کاری خودم بیرون گذاشتم و سعی کردم روی چهره‌هایی متمرکز شوم که به معنای دقیق کلمه غربی هستند.

نکته بعدی اینکه در حوزه قرآن‌پژوهی روی جریان‌ها و اندیشه‌هایی متمرکز شدم که مستقیما به متن قرآن مربوط می‌شوند. بنابراین مطالعات غربی در حوزه ترجمه و تفسیر قرآن را از برنامه خودم خارج کردم و همینطور مطالعاتی که درباره زندگی پیامبر اسلام و وقایع صدر اسلام نوشته شده است.

با اینکه وقتی می‌گویم غرب، طیف گسترده‌ای را در بر می‌گیرد ولی در فضای تفکر غربی چند جریان بسیار شاخص داریم که من تلاش کردم این چند جریان را پررنگ‌تر ببینم و نمی‌خواهم سراغ بحث‌های قدیمی بروم و هدفم تاریخ گفتن نیست. در این میان، این سه جریان وجود دارد که به نظر می‌رسد حاضر و فعال است. یکی از آنها اصحاب بازنگری هستند که بیشتر آنها را در آمریکای شمالی مشاهده می‌کنید. جریان دوم اصحاب پیکره قرآنی که تمرکز آنها را در آلمان می‌بینیم و جریان سوم جریان قرآن‌ مورخان هستند که تمرکز آنها را در فرانسه می‌بینید.

در بحث از اینکه چند رویکرد اصلی در حوزه مطالعات قرآن‌پژوهی داریم، می‌توانم بگویم سه رویکرد مهمی که در حوزه روش تحقیق با آن مواجه هستیم یعنی رویکردهای تاریخی، تحلیلی و تطبیقی در حوزه قرآن‌پژوهی دیده می‌شود ولی وزن آنها با هم برابر نیست. مثلا وزن رویکرد تاریخی بسیار سنگین‌تر از سایر رویکردهاست. بنابراین بحث را با رویکرد تاریخی به قرآن آغاز می‌کنم. در حوزه رویکرد تاریخی اگر بخواهیم به طبقه‌بندی دست پیدا کنیم مطالعاتی وجود دارند که بیشتر در حوزه تاریخ متن قرآن است یعنی به صورت تاریخمند به متن قرآن نگاه می‌کند و سعی می‌کند مراحل شکل‌گیری این متن را مورد بررسی قرار دهد. نسخه‌پژوهی طیف دیگری از این مطالعات است. مطالعه قرائات که سنت در علوم قرآن ما دارد بخش دیگری از این مطالعات است. یک طیف محدودتر از مطالعات وجود دارد که متون موجود در بافت نزول را مورد بررسی قرار می‌دهد. طیفی از قرآن پژوهان دنبال فرهنگ بافت نزول بودند و اینکه چه ارتباطی میان قران و فرهنگ رایج شبه جزیره وجود دارد و نهایتا رویکرد تاریخی انتقادی که در فضای مجازی بیشتر به آن توجه می‌شود.

سابقه مطالعات تاریخی انتقادی درباره قرآن

رویکرد تاریخی انتقادی با اینکه یکی از فعال‌ترین و زنده‌ترین رویکردها به قرآن‌پژوهی است سابقه دیرینه‌ای هم دارد. سابقه این رویکرد به حوزه‌ای از مطالعات که با نام نقد کتاب مقدس، برمی‌گردد. این جریان فکری منجر به به‌وجود آمدن حوزه‌های آکادمیک و دانشمندانی شد که تلاش کردند دانشی را به وجود بیاورند که موضوع آن دانش نقد بایبل بود و خود نقد بایبل را به دو بخش نقد اعلی و نقد اسفل تقسیم کردند. در نقد اعلی مسئله اصلی هویت و انتساب متن‌های مختلف بایبل بود و اینکه آیا کتابی که به نام صحیفه اشعیا شناخته می‌شود متعلق به پیامبری به نام اشعیاست؟ نقد اسفل عبارت از نقدی بود که اصل انتساب را مورد بحث قرار نمی‌داد بلکه وارد مباحث انتقادی درون متن می‌شد. این رویه بعدها در مورد قرآن هم شبیه‌سازی شده است. وقتی مستشرقی در حوزه قرائات مطالعاتی انجام می‌دهد درگیر نقد اسفل شده است و موقعی که این بحث صورت می‌گیرد که قرآن متعلق به شبه جزیره عربستان هست یا نیست بحث را به ساحت نقد اعلی می‌برد. بنابراین سنت به وجود آمده در حوزه نقد عهدینی کاملا دست‌مایه مستشرقین برای مطالعه قرآن قرار گرفته و آنچه به عنوان رویکرد تاریخی انتقادی مشاهده می‌کنیم و ظهور و بروز آن را می‌توان در قرآن مورخان مشاهده کرد ادامه این مسیر است که چگونه می‌شود روش‌های مطالعات عهدینی را در مورد قرآن هم به کار بست و قرآن را از این منظر مورد مطالعه قرار داد.

در کتاب قرآن مورخان که سرویراستار آن امیرمعزی و گیوم دی بودند شاهد ارائه یک مجموعه وسیع از دستاوردهای چند ده نفر از دانشمندان غربی هستیم که با رویکرد تاریخی انتقادی به جنبه‌های مختلف قرآن نگاه کردند. بخش‌هایی از اثر از جنس نقد اعلی و بخش‌هایی از جنس نقد اسفل است.

تداوم رویکرد لایه‌شناسی قرآن

یکی از گونه‌های مطالعه کتاب مقدس که از قرن هجدهم مورد توجه قرار گرفت گونه‌ای از مطالعه است که به آن لایه‌شناسی گفته می‌شود یعنی متنی را مورد بررسی قرار دهیم و نشان دهیم این متن چندپارچه است و لایه‌های مختلف با هم ترکیب شدند و این متن را به وجود آوردند. نمونه بارزی از لایه‌شناسی را در مطالعه اسفار خمسه تورات مشاهده می‌کنیم که چگونه متخصصین حوزه نقد کتاب مقدس دو لایه را در متن اسفار خمسه از هم جدا کردند و گفتند این دو لایه از هم مستقل هستند که با هم ترکیب شده‌اند. پرسش‌های مشابهی در مورد کتبا اشعیا مطرح بود. در مورد قرآن هم در طول یک و نیم قرن اخیر سوالات مشابهی وجود داشت. برخی از اطلاعات موجود در کتب اسلامی مثل مباحثی که در تقسیم سوره‌های قرآن به مکی و مدنی داشتیم یا مباحثی که در مورد بحث سبب نزول داشتیم به قرآن‌پژوهان غربی کمک کرد برداشتی لایه‌شناسانه از قرآن داشته باشند و معتقد باشند قرآن از یک لایه مکی تشکیل شده و بعدا یک لایه مدنی به آن اضافه شده است.

این نگاه لایه‌شناسانه کمابیش در دوره‌های بعدی ادامه پیدا کرده است ولی در حال حاضر دغدغه قرآن‌پژوهان غربی مسئله لایه‌شناسی به معنای سنتی خودش نیست و می‌شود گفت پژوهشگران غربی احساس می‌کنند کوشش‌ها در مورد این نوع لایه‌شناسی در مورد قرآن جواب نمی‌دهد و بیشتر پرسش درباره انسجام و عدم انسجام قرآن را دنبال می‌کنند، هر دو نگاه طرفدارانی دارد.

رویکرد تاریخ انتقادی علاوه بر لایه‌شناسی بحث دیگری تحت عنوان منبع‌جویی و منشأجویی دارد یعنی ما یک متنی را مورد بررسی قرار دهیم و پیش‌متن‌های آن را به دست بیاوریم یعنی نشان دهیم این متن از چه متون قبلی استفاده کرده است. استفاده قرآن از متون قبلی برای یک مسلمان قابل تحمل و قابل باور نیست چراکه طبق باور مسلمانان، قرآن منشأ وحیانی دارد و اگر مشابهت‌هایی بین مضامین قرآن با تورات و انجیل وجود دارد به دلیل اشتراک آنها در وحی است اما یک مستشرق که به حقانیت قرآن معتقد نیست این حساسیت را ندارد و به این دلیل مشاهده می‌کنیم از قرن هجدهم مستشرقین ادعا داشتند و تلاش کردند نشان دهند پیامبر اسلام از متون پیشین یهودی و مسیحی اطلاعاتی برداشت کرده و مورد استفاده قرار داده است.

رویکرد اصحاب بازنگری

در کنار نگرش تاریخی انتقادی باید توجه دوستان را به مسیری جلب کنم که در فضای حوزه آنگلاساکسون به وجود آمد. جریانی که از پیروان آن به عنوان اصحاب بازنگری یاد می‌شود. یک ویژگی که در میان پیروان این جریان مشترک است این است که به شدت نسبت به احادیث اسلامی و اخبار تاریخی بدبین هستند و این اخبار را قابل اعتماد نمی‌دانند و آنها را در مسیر الگویی از تاریخ نجات تلقی می‌کنند و معتقدند در این اخبار صحنه‌سازی اتفاق افتاده است و نباید عبارات قرآنی را در سایه احادیث صدر اسلام فهم کرد بلکه عبارات قرآنی را باید مستقل از احادیث و اخبار فهم کرد و وقتی کسی به صورت مستقل نگاه می‌کند ممکن است پرسش‌های جدی برایش مطرح شود.

گونه دیگری از مطالعات تاریخی انتقادی گونه‌ای است که می‌شود آن را در ضمن نقد اسفل قرار دهد یعنی کسانی که مسئله‌شان انتساب نیست بلکه مسئله‌شان این است آیا در متنی که در اختیار ما هست تغییراتی به وجود آمده است یا نه.

جایگاه عقل در قرآن (علامه طباطبایی)

سومین همایش «علوم انسانی قرآن‌بنیان (در مبانی و آرای علمی علامه طباطبایی)» از سوی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

سیدجابر موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در این همایش با موضوع «فلسفه اسلامی؛ امکان یا امتناع با محوریت آرای علامه طباطبایی»، به سخنرانی پرداخت که در ادامه می‌خوانید:

جایگاه عقل در قرآن (علامه طباطبایی)

بنده ابتدا به ادله مخالفان فلسفه اسلامی خواهم پرداخت سپس وارد دیدگاه علامه طباطبایی در زمینه فلسفه اسلامی می‌شوم. اولین گروه مخالفان فلسفه اسلامی کسانی هستند که تحت عنوان مکتب تفکیک یا مکتب معارفی خراسان شناخته می‌شوند که معتقدند قبل از ورود به دین، در بحث اثبات خدا و اعتبار وحی می‌توانیم از عقل استفاده کنیم اما بعد از اینکه وارد دین شدیم دیگر نباید از روش‌های عقلانی استفاده کنیم بلکه نیازمند روش‌های نقلی و وحیانی هستیم البته پیروان مکتب تفکیک، بین دو نوع عقل تفکیک قائل می‌شوند و می‌گویند در مسائلِ عقلی صریح، ما می‌توانیم از عقل استفاده کنیم اما در سایر مسائل نمی‌توانیم از عقل استفاده کنیم و باید تابع روش نقلی باشیم.

ادله‌ مخالفان فلسفه اسلامی

دیدگاه دیگر دیدگاه برخی از نواندیشان معاصر است که تقریباً هفت تا هشت اشکال به فلسفه اسلامی وارد کرده‌اند و بر این اساس معتقدند که نباید از چیزی با عنوان فلسفه اسلامی سخن بگوییم. این افراد دلایلی برای اثبات امتناع از فلسفه اسلامی ارائه کرده‌اند و از جمله می‌گویند اگر چیزی با عنوان فلسفه اسلامی داشته باشیم تبدیل به امر مقدسی می‌شود در حالی که فلسفه، نوعی از تفکر بشری است و نباید به چنین چیزی قداست داد. 
 
دلیل دیگری که ذکر کرده‌اند موضوع تناقض است و گفته‌اند چون فیلسوفان مسلمان با روش عقلی پیش رفته‌اند بنابراین در برخی موارد دچار تناقض شده‌اند و برای حل این تناقضات دچار تأویل شده‌اند در حالی که اگر از همان اول می‌گفتیم که اسلام باید از طریق نقل و فلسفه از طریق عقل به دست بیاید دچار این مشکلات نمی‌شدیم. اشکال سومی که مخالفان فلسفه اسلامی به آن وارد می‌دانند به مسئله ناسازگاری مربوط است و مثلا می‌گویند نفسی که در فلسفه اسلامی مطرح می‌شود جاودان است اما نفسی که در قرآن وجود دارد نفس دیگری است چراکه در قرآن گفته شده خداوند نفوس را هنگام مرگ و همچنین نفس کسی که در خواب است را هم اخذ می‌کند.


مشکل دیگری که مخالفین فلسفه اسلامی به آن اشاره می‌کنند این است که فلسفه از روش عقلی استفاده می‌کند و دین مسئله‌ای تعبدی و نقلی است و اگر قرار است فلسفه رشد داشته باشد باید از همان روش عقلی استفاده کرده و خود را مقید به اسلام نکند. ایراد دیگر اینکه گفته‌اند بسیاری از متکلمان و عالمان بزرگ مسلمان در طول تاریخ، فلسفه اسلامی را قبول نداشته‌اند پس اسلام وابسته به فلسفه خاصی نیست. ایراد دیگر این است که اگر اسم این فلسفه را اسلامی بگذاریم چه تفاوتی با فلسفه سایر ادیان همانند فلسفه توماس آکوئینانس دارد که از فلاسفه مسیحی است.

همچنین گفته‌اند بسیاری از مباحث فلسفه اسلامی همانند ماهیت و جوهر، ربطی به اسلام ندارد بلکه هر کسی هر دیدگاهی را بپذیرد در عین اینکه مسلمان باشد یا نباشد می‌تواند نظریه خاصی در باب ماهیت و جوهر داشته باشد. در باب اندیشه‌های علامه طباطبایی در زمینه فلسفه اسلامی باید گفت که ایشان در هیچ جایی از عنوان فلسفه اسلامی استفاده نکرده‌اند اما آیا این بدین معناست که ایشان فلسفه اسلامی را قبول ندارند؟ به نظر می‌رسد که جواب منفی است چون تاکیدی که بر تفکر عقلی دارند نشان می‌دهند به یک معنا فلسفه اسلامی را قبول دارند.
 
علامه طباطبایی می‌‌گوید آیات زیادی در قرآن کریم وجود دارد که انسان را به تفکر عقلی ارجاع داده است. همچنین در مقابل کسانی که می‌گویند با وجود قرآن و سنت نیازی به تفکر فلسفی نیست چند پاسخ ذکر می‌کنند؛ از جمله معتقدند در قرآن و روایات تاکید زیادی بر روش عقلی شده است. همچنین می‌‌فرمایند مهم نیست انسان حق را از چه منبعی اخذ می‌کند چراکه معیار حق، روشن است و چه از طریق عقل و چه نقل به دست بیاید باید آن را پذیرفت.

جایگاه عقل در قرآن

علامه به جریانات فلسفی و کلامی اشاره می‌کنند و می‌گویند درست است که بسیاری از آنها ریشه در اندیشه یونانی دارد اما هم به لحاظ ماهیت و هم صورت، تغییرات زیادی در طول تاریخ توسط فیلسوفان مسلمان و غیر مسلمان در آنها صورت گرفته و می‌توان گفت مبانی این فلسفه تا حد زیادی مبتنی بر قرآن و حدیث است.
اگر بخواهم دیدگاه شخصی‌ام را در این زمینه بیان کنم به نظر بنده در جمع بین این دو دیدگاه اگر بگوییم نظر مخالفان فلسفه اسلامی این است که اساساً اسلام تفکر عقلی را قبول ندارد و همه چیز باید از طریق نقل به دست بیاید؛ در جواب آنها می‌‌توانیم به ادله علامه طباطبایی اشاره کنیم و بگوییم در آیات و روایات زیادی بر تفکر عقلی تاکید شده و عقل، حجت باطنی دانسته شده و به تعبیر علامه، عقل قطعی، راهی به سمت دین است. البته این سخن بدین معنی نیست که هرچه فیلسوفان مسلمان گفته‌اند درست است اما بخش عقلی آن راهی به سمت دین و صددرصد مطابق با دین است و آن اندیشه‌هایی هم که در حد ظن است را می‌توانیم به عنوان یک اصل ظنی بدانیم.
 
اما از سوی دیگر می‌توانیم فلسفه اسلامی را بپذیریم؛ به این معنا که فلسفه اسلامی، فلسفه‌ای است که از روش عقلانی استفاده می‌کند و روش عقلانی نیز مورد تایید قرآن و روایات است و فلسفه موجود همانند فلسفه ملاصدرا، نوصدرائیان، ابن سینا و امثالهم از این جهت که توسط فیلسوفان مسلمان شکل گرفته و تا حد زیادی منطبق بر آموزه‌های اسلامی و قرآنی است بنابراین می‌توانیم آن را اسلامی بدانیم. با این بیان، نقدها هم از بین می‌رود. البته راه نقد در این فلسفه باز است و ما به طور قطعی مدعی درست بودن صددرصدی ادعاهای خود نیستیم.

اسلوب قرآن در بیان تاریخ دکتر احمد پاکتچی - The style of the Quran in expressing the history of Dr.

اسلوب قرآن در بیان تاریخ دکتر احمد پاکتچی - The style of the Quran in expressing the history of Dr. Ahmad Paktachi

 نشست مجازی «قرآن و تاریخ؛ اسلوب قرآن در بیان تاریخ» شامگاه شنبه، ۱۵ آذرماه با سخنرانی احمد پاکتچی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به میزبانی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

پاکتچی سخنان خود را با بیان تعریفی از تاریخ آغاز کرد و گفت: تاریخ تعاریف مختلفی دارد. تعریفی که من آن را ترجیح می‌دهم، این است که تاریخ عبارت است از شناخت رابطه رخدادهای گذشته و کنش‌های مربوط به تحول انسانیت که شایسته به خاطر سپردن است یا شایسته آن انگاشته شده است. پس خود رخدادهای گذشته موضوع علم تاریخ نیست، بلکه رابطه رخدادهای گذشته موضوع علم تاریخ است. قرآن خیلی دنبال این است که مطالبی که از گذشتگان نقل می‌کند، به هم ربط بدهد و معنادار شود. ضمن اینکه در قرآن خیلی مواقع در مورد رخدادهایی در گذشته صحبت می‌شود که انسان در آنها حضور ندارد؛ مثلاً در قرآن در رابطه با آفرینش زمین و آسمان صحبت می‌شود. در زمان آفرینش آسمان‌ها ما نبودیم، لذا این موضوع به تحول انسانیت ارتباطی ندارد، مگر آنکه به آن ربط داده بشود. مطلب بعد اینکه قرآن اشاره می‌کند پیامبرانی بودند که ما قصه آنها را برای شما نگفتیم. پس همه آنچه در تاریخ بوده است، شایسته به خاطر سپردن نیست. پس اینکه چرا برخی پیامبران در قرآن انتخاب شدند و داستانشان ذکر می‌شود، ولی برخی انتخاب نمی‌شوند و داستانشان گفته نمی‌شود، برای این است که یا آنها شایسته به خاطر سپردن نیستند یا باید در اخبار و روایات به خاطر سپرده شوند. پس ما نوعی اولویت‌بندی در به خاطرسپاری قصه‌ها مشاهده می‌کنیم. این نکته اول اسلوب قرآن در بیان تاریخ است. پس اولین اسوب، انتخاب‌های قرآن کریم است. وقتی قرآن قصه‌ای را می‌آورد، به این دلیل است که آنها شایسته به خاطر سپردن هستند و هنگامی که قصه‌ای را نمی‌آورد یا به خاطر این است که شایسته به خاطر سپردن نیستند یا اولویت ندارند.

جایگاه تاریخ در قرآن

وی در ادامه به بررسی این مسئله پرداخت که در کجای قرآن باید دنبال تاریخ بگردیم. پاکتچی در این رابطه یادآور شد: نکته بعدی که به عنوان بخشی از مقدمه مطالبم عرض می‌کنم، این است که وقتی با سنت مطالعات قرآنی مواجه می‌شویم، اصطلاحی برای ما جا افتاده و آن قصص قرآن است. تاریخ تعبیری نیست که خود قرآن آن را به کار برده باشد، لذا یکی از چالش‌های ما این است که کجای قرآن باید دنبال تاریخ بگردیم. یک نگاه این است که در قرآن، تاریخ وجود ندارد و فقط قصه است. یک نگاه دیگر این است که قصه‌های قرآن دقیقاً تاریخ است. پیشنهاد بنده یک پیشنهاد محتاطانه و علمی است و در موقعیتی میانی قرار دارد. قرآن کریم از سه انگاره استفاده می‌کند که این سه انگاره می‌تواند ارتباط قصه‌های قرآنی را با تاریخ برای ما روشن کند. انگاره اول، بحث «حدیث» است. در آیه ۱۹ سوره سبأ می‌خوانیم: «فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ تا گفتند پروردگارا میان [منزل‌هاى] سفرهایمان فاصله انداز و بر خویشتن ستم كردند، پس آنها را [براى آیندگان موضوع] حكایت‌ها گردانیدیم و سخت تار و مارشان كردیم قطعاً در این [ماجرا] براى هر شكیباى سپاسگزارى، عبرت‌هاست».

وی اظهار کرد: این آیه می‌گوید ما کاری کردیم که آنها به حدیث تبدیل شوند، یعنی آنها را نابودشان کردیم و کاری کردیم که رفتار آنها خاتمه پیدا کند، تنها چیزی که از آنها باقی می‌ماند، احادیث و گزارشات تاریخی است؛ یعنی نقل آنچه بر آنها گذشته است. به این ترتیب می‌خواهد بگوید این اتفاق، یعنی اینکه چگونه امت‌هایی را نابود می‌کنیم و آنها را به یک سلسله احادیث تبدیل می‌کنیم، نشانه‌هایی است برای کسانی است که اهل صبر و شکر هستند. من نمی‌خواهم وارد بحث اخلاقی رابطه صبر و شکر شوم که در جای خودش حائز اهمیت است. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که مگر این اتفاق برای همه نمی‌افتد؟ مگر کسی هست که از تیررس مرگ و نابودی در امان باشد؟ در واقع چیزی که قرآن در آیات مختلف از آن صبحت می‌کند، این است که ما با جریان‌های مثبت و جریان‌های توأم با نیکی مواجه هستیم که استمرار پیدا می‌کند و به عنوان سنت الهی امکان استمرار دارد و در نقطه مقابل، تبهکارانی هستند که پشت آنها قطع می‌شود و دیگر امکان استمرار پیدا نمی‌کنند و فقط از آنها احادیث باقی می‌ماند. ممکن است یک پرسش پیش بیاید و آن اینکه بهتر نبود یاد و خاطره آنها هم از بین برود؟ این آیه در پاسخ می‌گوید این نابودی را بر سر آنها آوردیم و به گزارش تاریخی تبدیل کردیم، اما این گزارشات تاریخی آیات هستند. شما این مسئله که باید از اطلاعات گذشته استفاده کنیم تا راه زندگی خودمان را پیدا کنیم، در آیات مختلف می‌بینید. از این جهت قرآن، تاریخ را از جهت یادآوری گذشته سودمند می‌داند. نکته که می‌خواهم برآن تأکید کنم، این است که حدیث به معنای تازه کردن یاد است و در قرآن کریم روایت تاریخی به مثابه حدیث و تازه کردن یاد، مورد تأکید است.

وی در ادامه تصریح کرد: نکته بعدی، انگاره روایت تاریخی در قرآن است که در قالب ذکر بیان شده است. ذکر به معنای به یاد آوردن است. نمونه آن را در آیه ۸۳ سوره کهف مشاهده می‌کنید: «وَیَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا؛ و از تو درباره ذوالقرنین مى‌‏پرسند، بگو به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند». انگار عده‌ای به پیامبر(ص) مراجعه کردند و درباره تاریخ یک شخص از ایشان استفسار کردند. در ادامه، قرآن می‌گوید به زودی برای شما از ذوالقرنین ذکری را ارائه خواهم داد. در اینجا به هنگام صحبت کردن از یک گزارش تاریخی، از واژه ذکر استفاده شده است. ذکر از واژه‌های کلیدی قرآن کریم است. در انگاره ذکر، دو مولفه معنایی مهم وجود دارد. یک مولفه معنایی، مولفه معنایی خاطره است؛ یعنی ما راجع به چیزی صحبت می‌کنیم که خود آن چیز الآن مفقود است. مولف معنایی دوم، مولفه تکرار است؛ یعنی چیزی را به صورت مکرر به خاطر آوردن که نوعی نگاه به تاریخ است. ما در تاریخ با انسان‌ها و ماجراهایی در گذشته مواجه هستیم که امروز فقط از آنها خاطره و یاد وجود دارد و آن یادها را تازه می‌کنیم. در همین راستا ما کاربرد فعلی ذکر را هم مشاهده می‌کنیم.

قانونمندی تاریخ از نظر قرآن کریم

پاکتچی از انگاره «قصص» به عنوان سومین انگاره یاد کرد و توضیح داد: انگاره سوم، انگاره قصص هست که هم به صورت اسمی در قرآن به کار برده شده است و هم به صورت فعلی. در تمام موارد کاربرد قصص، صحبت از دنبال کردن قطعه‌های متصل است؛ یعنی قطعه‌هایی را به هم وصل می‌کنیم و به عنوان یک پدیده ممتد مطرح می‌کنیم، همان چیزی که در مباحث روایت‌شناسی از آن صحبت می‌شود. مطلب بعدی نگاه قرآن کریم به قانون‌مداری تاریخ است. قرآن کریم در آیات متعدد ما را متوجه می‌کند که تاریخ از قوانینی پیروی می‌کند که با تعبیر سنت از آنها سخن به میان آمده است. مثلا می‌فرماید: «وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ؛ براى هر قومى رهبرى است» یعنی هیچ قومی را بدون هدایتگر قرار نمی‌دهیم و هر قومی هدایتگری خواهد داشت. می‌توان گفت قرآن از رابطه علت و معلولی در تاریخ صحبت می‌کند. وقتی شما رویکرد قانون‌مدار داشته باشید، قوانین فرازمانی هستند و بر آینده هم حاکم است و به همین دلیل تاریخ می‌تواند درس‌آموز باشد. کسی که به قانون‌مداری تاریخ اعتقاد نداشته باشد، مطالعه تاریخ برایش اتلاف وقت است. امروزه که مطالعات آینده‌پژوهی جدی شده است، یکی از مبناهای مهم در آن استفاده از گذشته و اعتقاد به قانون‌مداری تاریخ است. البته خود اتفاقات به ما کمک نمی‌کنند، بلکه باید رابطه معنادار بین رخدادها را پیدا کنیم. در آن صورت می‌توانیم در مورد اتفاقات آینده هم اظهار نظر کنیم.

قصص قرآن بیانگر تاریخ نجات و هلاک است

وی در ادامه نشست به توضیح درباره ساختار روایی قصص قرآن پرداخت و اظهار کرد: با این توضیحات که راجع به ساختار فلسفه تاریخ در قرآن کریم بود، وارد ساختار روایی قصص در قرآن می‌شویم. سوال این است که روایت‌های تاریخی قرآن کریم از چه ساختاری برخوردار هستند. نکته‌ای که در مورد قانونمندی تاریخ در قرآن بیان کردیم و گفتیم قرآن به این دلیل رخدادهای تاریخ را نقل می‌کند که بتوانیم قوانین را از آن استخراج کنیم، از این حیث مهم است که به انسان راه نجات و راه هلاک را نشان می‌دهد. اساساً بیشتر قصه‌های قرآن راه هلاک را به ما نشان می‌دهند و بیشتر داستان اقوامی هستند که هلاک شدند. این امر دقیقاً به دلیل این است که با مطالعه اقوام هلاک‌شده، می‌توانیم قوانینی را به دست بیاوریم تا بر اساس آن بدانیم چگونه عمل کنیم که امت هلاک‌شده نباشیم. با این نگاه می‌توانیم بگوییم تاریخ موجود در قرآن بیشتر تاریخ نجات است. اگر من خیلی کوتاه بخواهم مقایسه‌ای بین اسلوب تاریخی قرآن و اسلوب بیان تاریخ در تورات انجام دهم، باید عرض کنم آنچه در تورات است، بیشتر تاریخ قومی است، اما آنچه در قرآن وجود دارد، تاریخ نجات است.

پژوهشگر مطالعات قرآنی ادامه داد: وقتی شما تورات را می‌خوانید، می‌بینید همّ و غم آن این است که بنی‌اسرائیل را متقاعد کند که در راه درست حرکت کنند تا سرزمین مقدس را در اختیار بگیرند و میراث‌دار آن باشند، ولی در قرآن صحبت نجات زمین و نجات امت‌های صالح است: «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». قرآن درباره حضرت آدم صحبت می‌کند، ولی داستان حضرت آدم زمانی تمام می‌شود که نجات پیدا می‌کند و توبه می‌کند. قرآن دیگر در رابطه با زاد و ولد حضرت آدم صحبت نمی‌کند. وقتی قرآن درباره نوح صحبت می‌کند، زمانی داستان تمام می‌شود که کشتی نوح بر کوه جودی کناره می‌گیرد و همه به نجات می‌رسند. داستان حضرت ابراهیم با شکستن بت‌ها آغاز می‌شود و با نجات او تمام می‌شود. پس مهمترین اسلوب بیانی قرآن در مواجهه با تاریخ این است که تکیه قرآن کریم بر نجات است. اصلا قرآن دنبال این نیست که تاریخ یک قوم معین را بیان کند. قرآن هیچ وقت تاریخ مکه و مدینه را بیان نکرده است و فقط تاریخ نجات و تاریخ هلاک اقوام را برای ما بیان کرده است. قرآن تاریخ نجات و هلاک است. به همین دلیل، این فلسفه مهم بر روایت‌های تاریخی قرآن سایه افکنده است و تمام داستان‌های قرآن بر این اساس بیان شده است. حتی داستان حضرت یوسف به صورت تاریخ نجات بیان شده است و وقتی یعقوب به فرزندش می‌رسد و موقعی که یوسف به پدرش می‌رسد و هر دو به گم کرده خود می‌رسند، داستان تمام می‌شود. دیگر اینکه بعدش چه می‌شود در قرآن بیان نمی‌شود.

تفسیر آیه 91 سوره نحل - وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ

تفسیر آیه 91 سوره نحل

وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

شأن نزول:

در آن هنگام که جمعیت مسلمانان کم، و دشمنان فراوان بودند، و امکان داشت بعضی از مؤمنان به خاطر همین تفاوت و احساس تنهایی، بیعت خود را با پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بشکنند و از حمایت او دست بردارند، آیه نازل شد و به آنها در این زمینه هشدار داد.

تفسیر:

استحکام پیمان های شما دلیل بر ایمان شماست! در اینجا به بخش دیگری از مهمترین تعلیمات اسلام پرداخته، نخست می‌فرماید: «و هنگامی که با خدا عهد بستید به عهد او وفا کنید» (وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ).

سپس اضافه می‌کند: «و سوگندها را بعد از محکم ساختن نقض نکنید» (وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْکِیدِها).

«در حالی که (به نام خدا سوگند یاد کرده‌اید و) خداوند را کفیل و ضامن بر سوگند خود قرار داده‌اید» (وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلًا).

«چرا که خداوند از تمام اعمال شما آگاه است» (إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ).

مسأله «ایمان» (جمع یمین به معنی سوگند) که در آیه فوق آمده معنی وسیعی دارد که هم تعهداتی را که انسان با سوگند در برابر خداوند کرده، شامل می‌گردد، و هم تعهداتی را که با تکیه بر قسم در برابر خلق خدا می‌کند.

و به تعبیر دیگر هرگونه تعهدی که زیر نام خدا و با سوگند به نام او انجام می‌گیرد در این جمله وارد است.

ج2، ص594

بسیج دانشجویی دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز (راهیان نور 1400)

بسیج دانشجویی دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز (راهیان نور 1400)

سرپرست و اعضای شورای تشکیلات بسیج دانشجویی دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز با حضور در اردوی راهیان نور و بازدید از مناطق عملیاتی شلمچه، فکه، هویزه، طلائیه و معراج شهدا طی روزهای ۱۴ تا ۲۰ اسفندماه، خاطرات شهدای جنگ تحمیلی را گرامی می‌دارند.

تفسیر آیه 69 سوره حج - اللَّه يَحْكُمُ بيْنكم يوم القيامة فيما كنتم فه تَختلفون - جواب استخاره

تفسیر آیه 69 سوره حج - اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ - جواب استخاره

خدا در روز قیامت میان شما در آنچه (با من) خلاف و نزاع می‌کردید حکم خواهد فرمود.


برگزیده تفسیر نمونه

«و خداوند روز قیامت در میان شما در آنچه اختلاف داشتید داوری می‌کند» (اللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیما کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ). در صحنه قیامت که صحنه بازگشت به توحید و یکپارچگی و بر طرف شدن اختلافات است حقایق را برای همه شما آشکار می‌سازد.


جواب استخاره: بد

تفسیر آیه 105 سوره إسراء - وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا - جواب استخاره

تفسیر آیه 105 سوره إسراء - وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا - جواب استخاره

و آن [قرآن‌] را به حق فرود آورديم و به حق فرود آمد، و تو را جز بشارت‌دهنده و بيم‌رسان نفرستاديم.


برگزیده تفسیر نمونه

بار دیگر قرآن به سراغ اهمیت و عظمت این کتاب آسمانی می‌رود و به پاسخ بعضی از ایرادات و یا بهانه جوئیهای مخالفان می‌پردازد.

نخست می‌گوید: «و ما قرآن را بحق نازل کردیم» (وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ).

بلافاصله اضافه می‌کند: «و بحق نازل شد» (وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ).

گاهی انسان شروع به کاری می‌کند اما چون قدرتش محدود است نمی‌تواند آن را تا به آخر بطور صحیح پیاده کند، اما کسی که از همه چیز آگاه است، و بر همه چیز تواناست، هم آغاز را بطور صحیح شروع می‌کند و هم انجام را بطور کامل تحقق می‌بخشد، فی المثل گاهی انسان آب زلالی را از سر چشمه رها می‌کند، اما چون نمی‌تواند در مسیر راه آن را از آلودگیها حفظ کند پاک و زلال به دست مصرف کننده نمی‌رسد، ولی آن کس که از هر نظر بر کار خود مسلط است، هم آن را پاک و زلال از چشمه بیرون می‌آورد، و هم آن را پاک و زلال در ظرفهای تشنگان و نوشندگان وارد می‌سازد.

قرآن نیز درست چنین کتابی است که به حق از ناحیه خداوند نازل شده است و در تمام مسیر ابلاغ چه در آن مرحله که واسطه جبرئیل بوده، و چه در آن مرحله که گیرنده پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بود، در همه حال آن را از هر نظر حفظ و حراست فرمود و حتّی با گذشت زمان دست هیچ گونه تحریف به دامانش دراز نشده و نخواهد شد، چرا که خدا پاسداریش را بر عهده گرفته است.

بنابراین، این آب زلال وحی الهی از عصر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله تا پایان جهان دست نخورده به همه دلها راه می‌یابد.

و در پایان می‌فرماید: «و ما تو را جز به عنوان بشارت دهنده نفرستادیم» و حق هیچ گونه تغییر در محتوای قرآن نداری (وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِیراً).


جواب استخاره: خوب است

به دنیا آمدى تا مطلبى دیگر بیاموزم من از رفتار تو الله را اکبر بیاموزم

به دنیا آمدى تا مطلبى دیگر بیاموزم
من از رفتار تو الله را اکبر بیاموزم

کلاس درس شد سجاده ات، من روز میلادت
نشستم تا جهان را پاى این منبر بیاموزم

بریزم دور این ناعلم هارا و منِ خود را
بدون واسطه از ساقى کوثر بیاموزم

سر شب در تَعَلُّم سر به مهر کربلا بگذار
سحر بردار سر از سجده تا از سر بیاموزم

دعا در حق دشمن کردن و با دوست سر کردن
مرام شیعه را در سطح بالاتر بیاموزم

زبان تائبین وخائفین را پانزده گانه
به هنگام دعا از چهارمین حیدر بیاموزم

طریق روضه خواندن را ز. تو آموختم، اما.
طریق نوکرى را باید از قنبر بیاموزم

دعا را از ابوحمزه، مکارم را از اخلاقت
تجافى جهان را از همین منظر بیاموزم

هر آن چیزى که میبینم دلیلش کربلا باشد
اگر چیزى می‌آموزم به چشم‌تر بیاموزم

فرات مست را از چشم، تل را از سر شانه
ته گودال را از گودى حنجر بیاموزم

و مصداق شنیدن کى بود مانند دیدن را
بخوانم زندگیت را، مگر بهتر بیاموزم

اگر دیدم گلوى غنچه اى رد میشود از تیغ
شبیه تو گریز بر على اصغر بیاموزم

دکتر فروغ پارسا (جمال الدین اسدآبادی - تفسیر عصری اجتماعی قرآن)

دکتر فروغ پارسا (جمال الدین اسدآبادی - تفسیر عصری اجتماعی قرآن) - فروغ پارسا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیر علمی همایش تفسیر اجتماعی قرآن کریم در جهان اسلام، امروز چهارشنبه ۱۸ اسفندماه در این همایش به سخنرانی پرداخت که متن سخنان وی را در ادامه می‌‌خوانید:

دکتر فروغ پارسا (تفسیر عصری اجتماعی قرآن)

برگزاری همایش تفسیر اجتماعی در جهان اسلام در شمار برنامه‌های راهبردی انجمن ایرانی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی بوده است که تبیین ابعاد و ویژگی گرایش‌های مختلف تفسیری را وجهه همت خود قرار داده است. این مهم با حمایت معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محقق شد و دانشگاه ها و مراکز پژوهشی مختلف و از همه مهم‌تر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با همایش همکاری داشتند. 

ادامه نوشته

حقوق بین‌الملل در اندیشه شیخ طوسی (حجت‌ الاسلام و المسلمین سعید رهایی)

حقوق بین‌الملل در اندیشه شیخ طوسی (حجت‌ الاسلام و المسلمین سعید رهایی) - نشست علمی «دیدگاه‌های شیخ طوسی در حقوق بین‌الملل» صبح امروز هجدهم اسفندماه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین سعید رهایی، عضو هیئت علمی دانشگاه مفید برگزار شد. گزیده سخنان رهایی را در ادامه می‌خوانید؛

حقوق بین‌الملل در اندیشه شیخ طوسی

من مباحثم را در سه بخش ارائه می‌کنم. ابتدا یک مقدمه عرض می‌کنم، بعد اجمالی از سرگذشت شیخ طوسی را بیان می‌کنم و سپس به برخی از دیدگاه‌های شیخ طوسی در حقوق بین‌الملل اشاره می‌کنم. وقتی می‌خواهیم دیدگاه گذشتگان را در یک موضوعی مثل حقوق بین‌الملل بررسی کنیم با توجه به اینکه شیخ طوسی هزار سال پیش می‌زیسته است و در آن زمان چیزی به نام حقوق بین‌الملل وجود نداشته، جنگ به عنوان امری مجاز تلقی می‌شده، حقوق بشر پیشرفتی نداشته، اموری مثل برده‌داری مجاز بوده است و معاهدات بین‌المللی در حد بسیط و ساده‌ای وجود داشته است، نباید انتظار داشته باشیم دیدگاه‌هایی که امروزه به وجود آمده است در زمان شیخ طوسی مورد توجه بوده باشد. اصولا برخی از امور که امروز ناعادلانه می‌دانیم در زمان آنها عادلانه و امری معمول تلقی می‌شده است. این نکته مهمی در مطالعه تطبیقی دیدگاه گذشتگان است.

ادامه نوشته

دکتر احمد پاکتچی (تفسیر اجتماعی قرآن)

 دکتر احمد پاکتچی (تفسیر اجتماعی قرآن)

دکتر احمد پاکتچی (تفسیر اجتماعی قرآن)

دکتر احمد پاکتچی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در یونسکو، امروز چهارشنبه ۱۸ اسفندماه در همایش بین‌المللی «تفسیر اجتماعی قرآن کریم در جهان اسلام» که به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد با موضوع «امواج تفسیر اجتماعی در ایران» به سخنرانی پرداخت که در ادامه می‌‌خوانید:

ادامه نوشته

شخصیت و مقام حضرت عباس بن علی (علیه السلام)

شخصیت و مقام حضرت عباس بن علی (علیه السلام)

سیدحسن مهدیخانی سروجهانی، دکترای تاریخ و تمدن ملل اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا از قزوین، اظهار کرد: حضرت عباس(ع) شخصیت و مقام بسیار والایی دارند و برخی بزرگان به‌خاطر شجاعت، تقوا، ایثار و فداکاری ایشان، گفته‌اند هرچند حضرت مقام عصمت ندارند ولی جایگاهشان کمتر از مقام عصمت نیست.

حضرت عباس(ع)

وی ادامه داد: اطلاعات ما درباره حضرت عباس(ع) بیشتر پیرامون فداکاری و نقش حضرت در عاشورا و واقعه کربلاست. واقع امر این است که اطلاع چندانی از زندگانی حضرت پیش از قیام عاشورا در دست نیست؛ اخبار و اطلاعات مشهور، اغلب در آثار سده‌های اخیر مطرح شده است و در منابع دست‌ اول و اصیل که در سده‌های نخستین تألیف شده، اطلاعات چندانی وجود ندارد.

ادامه نوشته

و ان للعباس عند الله تبارك و تعالي منزلة يغبطه بها جميع الشهداءيوم القيامة

مقام والای عباس بن علی‏(ع‏) بسیار است. كه نشانگر تقوای اوست. تعابیر بلندی كه در زیارت‌نامه اوست، گویای ‏آن است. این زیارت كه از قول حضرت صادق‏(ع‏) روایت ‏شده، از جمله چنین دارد:

و ان للعباس عند الله تبارك و تعالي منزلة يغبطه بها جميع الشهداءيوم القيامة

السلام علیك ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لامیر المؤمنین و الحسن و الحسین...

اشهد الله انك مضیت علی ما مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله المناصحون فی‏جهاد اعدائه المبالغون فی نصرة اولیائه الذابون عن احبائه.... (1) كه تأیید و تأکیدی بر مقام عبودیت و صلاح و طاعت او و نیز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و یاوران ‏اولیاء خدا و مدافعان از دوستان خداست.

امام سجاد (ع) نیز سیمای درخشان عباس بن‏ علی را این‌گونه ترسیم فرموده است:

«رحم الله عمی العباس فلقد آثر و ابلی و فدا اخاه ‏بنفسه حتی قطعت‏یداه فابدله الله عز و جل بهما جناحین یطیر بهما مع الملائكة فی الجنة كماجعل جعفر بن ابی طالب. و ان للعباس عند الله تبارك و تعالی منزلة یغبطه بها جمیع الشهداءیوم القیامة‏». (2) كه در آن نیز مقام ایثار، گذشت، فداكاری، جانبازی، قطع شدن دستانش و یافتن بال پرواز در بهشت، همبال با جعفر طیار و فرشتگان مطرح است و اینكه: عمویم عباس، نزد خدای متعال، مقامی دارد كه روز قیامت، همه شهیدان به آن غبطه می‏خورند و رشک می‏برند.

در زیارت ناحیه مقدسه نیز از زبان حضرت مهدی‏(ع‏) به او این‌گونه سلام داده شده است: «السلام علی ابی الفضل العباس بن امیر المؤمنین، المواسی اخاه بنفسه، الآخذ لغده من‏امسه، الفادی له، الواقی الساعی الیه بمائه، المقطوعة یداه...». (3)

درود بر ابالفضل العباس فرزند امیرمومنان (ع) كه خود را فدای برادرش كرد و این ایثار را ذخیره فردایش نمود و به خاطر تشنگی برادر از نوشیدن آب خود داری كرد و دو دستش در راه خدا قطع شد.

جهت آگاهی بیش‌تر به كتاب زندگی حضرت ابوالفضل العباس (ع) باقر قریشی مراجعه فرمایید، فرهنگ عاشورا، جواد محدثی.


پی‌نوشت‌ها:

1. مفاتیح‌الجنان، ص 435.
2. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 155.
3. علامه المجلسی، بحارالانوار، بیروت - لبنان، ناشر: دار إحیاء التراث العربی سال چاپ: 1403 - 1983 م، ج 45، ص 66.

زندگی امام حسین(ع) (الهیات تاریخ) - حجت الاسلام محسن الویری

زندگی امام حسین(ع) (الهیات تاریخ) - حجت الاسلام محسن الویری

 نشست «الهیات تاریخ و عاشورا» صبح امروز شانزدهم اسفندماه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین محسن الویری، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در موسسه وارث الانبیاء برگزار شد.

زندگی امام حسین(ع) (الهیات تاریخ) - حجت الاسلام محسن الویری

گزیده متن سخنان الویری را در ادامه می‌خوانید؛

طبیعتا بهتر بود به خاطر تولد امام حسین(ع) عنوان بحث را الهیات عاشورا و تاریخ زندگی حسین(ع) قرار می‌دادیم ولی عاشورا و امام حسین(ع) دو مقوله ناگسستنی هستند و از هم جدا نمی‌شوند. در هفتم فروردین بحثی با عنوان الهیات تاریخ و فرجام نیکوی بشر داشتم که در آن مهدویت از منظر الهیات تاریخ مد نظر قرار گرفته بود. در آن بحث درباره تعریف الهیات تاریخ و ویژگی‌هایش مباحثی مطرح شد که با توجه به ضیق وقت آنها را تکرار نمی‌کنم ولی برای اینکه فضای بحث معلوم شود مروری بر تعریف منتخبم از الهیات تاریخ خواهم داشت.

درباره الهیات تاریخ تعریف مشخصی که مبنای من است این است که الهیات تاریخ به عنوان شاخه‌ای از الهیات جدید در نظر گرفته شده و موضوعات تاریخ را به صورت روشمند بر متن دینی عرضه می‌کند و با رویکرد برون‌دینی موضوعات تاریخی را در پرتو متن دینی بررسی می‌کند. هدف از این عرضه‌داشت فهم متن دینی است یعنی می‌خواهیم ببینیم فهم دینی درباره یک موضوع تاریخی چه گفته است. گاهی هدف فراتر از فهم است و هدف، تبیین است. حتی گاهی می‌خواهیم از یک موضوع دفاع کنیم و بگوییم این درست است یا گاهی می‌خواهیم توجیه کنیم. ممکن است گاهی موضع ما ناهمدلانه باشد و بخواهیم نقد کنیم.

بر این اساس ویژگی‌های الهیات تاریخ به مثابه شاخه‌ای از الهیات جدید این است که به جای مرجع صدور بر خود متن تکیه دارد یعنی من کار ندارم این متن از چه کسی صادر شده است بلکه با خود متن کار دارم. همچنین در الهیات تاریخ به جای اینکه همه تلاشم این باشد صفات و افعال خدا را بفهمم، نیازهایم را دنبال می‌کنم و می‌بینم که برای رفع نیاز امروز من متن دینی چقدر حرف دارد. نکته دیگر این است که الهیات جدید که الهیات تاریخ شاخه آن است مرز روشنی با ایمان و باورهای دینی دارد. در نگاه درون‌دینی بر پایه ایمان سراغ متون می‌رویم ولی در الهیات تاریخ شاید به آن متن ایمان نداشته باشیم. نکته دیگر اینکه انواع روش‌های متن‌‌پژوهی مورد استفاده الهیات تاریخ هستند. با این ویژگی‌ها سراغ عاشورا می‌رویم.

دو نگاه متفاوت به عاشورا و زندگی امام حسین(ع)

ما در اینجا با بقیه رویدادهای تاریخی تفاوتی مشاهده می‌کنیم. ما می‌توانیم دو نگاه به عاشورا داشته باشم. گاهی سیدالشهدا(ع) را به عنوان کنشگر تاریخ در نظر می‌گیرم. از طرفی زندگی امام حسین(ع) هم یک رویداد تاریخی است، عاشورا هم رویداد تاریخی است. این یک نگاه است. گاهی رویداد عاشورا را به عنوان امر دینی در نظر می‌گیرم. اینها دو مقوله جدا از هم هستند که در این موضوع باید میان این دو نگاه مرز نهاد و تفاوت قائل شد.

اگر عاشورا را به عنوان رویداد تاریخ در نظر بگیریم، در واقع داریم یک حادثه تاریخی را مستقل از گرایش‌های دینی و مستقل از گرایشات مذهبی خودمان بر قرآن و روایات عرضه می‌کنیم و می‌خواهیم بفهمیم متن دینی ما درباره امام حسین(ع) چه حرف‌هایی زده است. اگر بخواهیم دسته‌بندی از مباحث احتمالی عرضه کنیم شاید قدیمی‌ترین نکاتی که به زندگی امام حسین(ع) برمی‌گردد مغیبات ادیان پیشین درباره امام حسین(ع) است البته آنچه در متون ما بازتاب یافته است. همچنین اخبار مربوط به برش‌های زندگی امام حسین(ع) مثل ولادت، خردسالی دوران جوانی، نقش حضرت در ایام خلافت امیرالمومنین(ع) و ... مورد بررسی قرار می‌گیرد. ما متن دینی را می‌گردیم تا ببینیم در این موضوعات چه مطالبی گفته است تا یک کنشگر تاریخ را بهتر بشناسم. همانطور که اشاره شد، گاهی من فقط می‌خواهم بفهمم ولی گاهی می‌خواهم اتخاذ موضع کنم. موضع من هم الزاما موضع ایجابی نیست و ممکن است بخواهم نقد کنم. چه بسا یک غیر مسلمان بگوید اینکه می‌گویید فلان آیات درباره امام حسین(ع) است حرف غلطی است.

این کار چه فایده‌ای دارد؟ یک تاریخ‌پژوه از این مطالعات الهیاتی برای تکمیل پژوهش خود درباره سیدالشهدا(ع) و قیام کربلا به خوبی استفاده می‌کند. نه فقط می‌تواند استفاده ‌کند بلکه باید استفاده کند و اگر چنین نکند یک قسمت از ارکان پژوهش او ناقص است.

این بحث مربوط به زمانی بود که شخصیتی را به عنوان امر تاریخی در نظر می‌گیریم اما یک نگاه دیگر این است عاشورا و امام حسین(ع) یک مسئله دینی است، یعنی فقط دغدغه پژوهشگر تاریخ نیست. بر این اساس امام حسین(ع) و اخبار مربوط به ایشان بخشی از متن دینی است. در اینجا یک الهیات‌پژوه یک مضمون را می‌گیرد و می‌بیند این مضامین چه دلالت‌هایی، چه آورده‌هایی برای تاریخ دارند. به عبارت دیگر اگر این اخبار را بخوانم، در حوزه تاریخ چه دستم را می‌گیرد. در این روش ما می‌خواهیم ببینیم مضامین موجود به عنوان بخشی از متن دینی چه کمکی به مطالعات تاریخی می‌کند و به کدام پرسش تاریخ‌پژوه پاسخ می‌دهد. به عبارت دیگر کدام یک از پرسش‌های بنیادی که در الهیات تاریخ مطرح است در پرتو این مضامین پاسخ پیدا می‌کند. در نگاه اول شخصیت تاریخی را بر متن عرضه می‌کنم ولی در نگاه دوم این متن را می‌خوانم که ببینم چه آورده‌ای برای مباحث تاریخی من دارد.

آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی استاد سطح خارج حوزه علمیه (حسرت در قیامت)

 آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی استاد سطح خارج حوزه علمیه (حسرت در قیامت)

 آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی استاد سطح خارج حوزه علمیه (حسرت در قیامت)

آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی، استاد سطح خارج حوزه علمیه، ۱۵ اسفند ماه در ادامه مباحث تفسیری گفت: در آیه ۵۲ به این مطلب اشاره شد که به افراد مشرک در روز قیامت ندا داده می‌شوند که شرکاء خود را بیاورید ولی پاسخی نمی‌شنوند (یعنی چیزهایی را که به جای خدا می‌پرستیدند و شریک او قرار داده بودند) و سرانجام اینها عذاب است. در این آیه بر سر این بحث است که آیا آن شرکا هم عذاب می‌شوند که علامه طباطبایی معتقد است اینطور نیست زیرا مثلا کسانی که امام علی(ع) را خدا می‌دانند این تفکر ناشی از جهالت آنان است نه اینکه امام(ع)، مشکلی داشته باشد.

ادامه نوشته

وَلَعَنَ اللهُ مَنْ حالَ بَیْنَکَ وَبَیْنَ مآءِ الْفُراتِ

در زیارت حضرت عبّاس بن علیّ بن ابیطالب(علیه السلام) است شیخ اجل جعفر بن قولویه قمی به سند معتبر از ابوحمزه ثمالی روایت کرده که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود که چون اراده نمائی که زیارت کنی قبر عبّاس بن علی(علیه السلام) را و آن بر کنار فرات محاذی حایر است می ایستی بر در روضه و می گوئی:

سَلامُ اللهِ وَسَلامُ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبینَ، 

سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش،

وَاَنْبِیآئِهِ الْمُرْسَلینَ، وَعِبادِهِ الصّالِحینَ، وَجَمیعِ الشُّهَدآءِوَالصِّدّیقینَ، 

و پیامبران مرسلش،و بندگان شایسته اش، و همه شهیدان و صدّیقان

وَالزَّاکِیاتُ الطَّیِّباتُ، فیـما تَغْتَدی وَتَرُوحُ، 

ادامه نوشته

سالروز میلاد حضرت أبا عبدالله الحسین علیه السلام مبارک باد

سالروز میلاد حضرت أبا عبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام و حضرت أباالفضل العباس علیه سلام الله (روز پاسدار و روز جانباز)  مبارک باد

سالروز تولد حضرت أبا عبدالله الحسین علیه السلام (روز پاسدار و روز جانباز)  مبارک باد

 

محمد مهدی اسماعیلی (لزوم ترویج صحیح قرآن کریم)

محمد مهدی اسماعیلی (لزوم ترویج صحیح قرآن کریم)

محمد مهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در آیین اختتامیه سی و هشتمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران، هفتمین دوره مسابقات دانش آموزان جهان اسلام و پنجمین دوره مسابقات نابینایان جهان اسلام، گفت: مشکلات کرونا تمام فعالیت های متداول و عادی را در این دو سال تحت‌الشعاع قرار داده است اما با اقدامات و کارهای مهمی که در شش و یا هفت ماه صورت گرفت، ایران عزیز توانست این بلیه را در سویه امیکرون پشت سر بگذارد و این اقدام محقق نشد جز به اهتمام دولت و ملت برای مبارزه با این بیماری و ویروسی که تمام دنیا را درگیر خود کرده بود.

محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

اسماعیلی اضافه کرد: در این سویه جدید با بیشترین واکسیناسیون توانستیم مشکلات را پشت سر بگذاریم و برای همه فوتی های این بیماری، آرزوی غفران و برای همه مدافعان سلامتی آرزوی تندرستی داریم. 

ادامه نوشته

اهمیت و جایگاه والای ماه شعبان

در خصوص جایگاه و عظمت این ماه همین بس که حضرت رسول(ص) در خصوص ماه شعبان فرموده‌اند: «شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می‌شمارند و حق آن را می‌شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می‌شود».

روزه گرفتن در اولین روز ماه شعبان از توصیه‌ شده‌ترین اعمال است. امام صادق (ع) فرموده‌اند: هر که روز اول شعبان را روزه بگیرد، بى‌تردید بهشت بر او واجب می‌شود.

همچنین سید بن طاووس به نقل از حضرت رسول(ص) ثواب بسیارى براى کسى که سه روز اوّل ماه شعبان را روزه بگیرد و در شب‌هاى آن، دو رکعت نماز به‌جاى آورد، با این ترتیب که در هر رکعت سوره «حمد» یک بار، و سوره «قل هو اللّه احد» یازده بار خوانده شود، روایت کرده است.

روزه به طور کلی در این ماه بسیار توصیه شده است به ویژه در روزهای دوشنبه و پنج شنبه.

استغفار در ماه شعبان

در کنار روزه استغفار در ماه شعبان نیز بسیار توصیه و گفته شده است که هر که در هر روز این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماه‌های دیگر استغفار کرده است پس هر روز ۷۰ مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ.

صدقه دادن

در روایت آمده است: به امام صادق(ع) عرض کردم: یابن رسول اللّه، بهترین اعمال در این ماه کدام است؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار. هر کس در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند متعال، صدقه او را پرورش می‌دهد همچنان که شما شتربچه‌ای را پرورش می‌دهید و در قیامت به صاحبش می‌رسد، در حالی که به اندازه کوه اُحُد بزرگ شده باشد. در روایت دیگری از امام رضا(ع) آمده است که صدقه در این ماه سبب نجات از آتش دوزخ است.

نماز در ماه شعبان

نماز در ماه شعبان فضیلت زیادی دارد. هر کس در هر پنجشنبه ماه شعبان، دو رکعت نماز بگذارد، در هر رکعت بعد از سوره حمد صد مرتبه، سوره توحید را بخواند و پس از سلام، صد بار صلوات بفرستد، خداوند هر حاجتی از حاجت‌های دینی و دنیوی که داشته باشد، برآورده سازد و هر کس آن روز را روزه بدارد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام کند.

خواندن مناجات شعبانیه و صلوات شعبانیه

امیرمؤمنان علی(ع) و فرزندانش در ماه شعبان مناجات شعبانیه را می‌خواندند و همه ائمّه معصومین(ع) بر آن مداومت داشتند. صلوات شعبانیه نیز از جمله اعمال مشترک ماه شعبان است که توصیه شده هر روز وقت ظهر و نیمه شب صلوات این صلوات که از امام سجاد(ع) نقل شده است خوانده شود.

تقرب جستن به پیامبر اکرم(ص)

تقرب جستن به پیامبر اکرم(ص) و ذکر گفتن از دیگر اعمال توصیه شده این ماه است. از جمله ذکرهای توصیه شده در این ماه این ذکر است که هزار بار بگوییم: «لا الهَ الَّا اللَّهُ، وَ لانَعْبُدُ الَّا ایَّاهُ، مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ، وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ معبودی جز خدا نیست، و نپرستیم جز او را درحالی که عبادت را برای او خالص می‌کنیم، گرچه مشرکان را خوش نیاید».

شیوه نامه اجرایی فرصت تحقیقاتی کوتاه مدت داخل و خارج از کشور+دانلود PDF

شیوه نامه اجرایی فرصت تحقیقاتی کوتاه مدت داخل و خارج از کشور+دانلود PDF

شیوه نامه اجرایی فرصت تحقیقاتی کوتاه مدت داخل و خارج از کشور+دانلود PDF

دانلود PDF

شهادت تعدادی از شیعیان پیشاور پاکستان را به ساحت مقدس حضرت امام زمان (عج) تسلیت عرض می کنم

شهادت تعدادی از شیعیان پیشاور پاکستان را به حضرت امام زمان تسلیت عرض می کنم

سال 1400 برای شیعیان پاکستان و افغانستان سال خوبی نبود. انفجار در مدرسه سیدالشهدا کابل و شهادت هشتاد و پنج کودک شیعه، انفجار در مراسم نماز جمعه‌ای در قندهار با سی وسه شهید و حالا انفجار در مسجد شیعیان پیشاور با سی شهید؛ ارمغان تروریست‌ها بود برای شیعیان در این سال. زیر سایه بی مسئولیتی و ناتوانی حاکمیت این دو کشور، شیعه بودن در افغانستان و پاکستان رسما تبدیل به یک جرم شده و نماز جمعه خواندن در این کشورهای اسلامی، همان اندازه ترسناک است که در مسجد القصی و زیر سایه ظلم یهود.

شهادت تعدادی از شیعیان پیشاور پاکستان را به ساحت مقدس حضرت امام زمان (عج) تسلیت عرض می کنم

سال ۱۴۰۰ برای شیعیان پاکستان و افغانستان سال خوبی نبود. انفجار در مدرسه سیدالشهدا کابل و شهادت هشتاد و پنج کودک شیعه، انفجار در مراسم نماز جمعه‌ای در قندهار با سی وسه شهید و حالا انفجار در مسجد شیعیان پیشاور با سی شهید؛ ارمغان تروریست‌ها بود برای شیعیان در این سال. زیر سایه بی مسئولیتی و ناتوانی حاکمیت این دو کشور، شیعه بودن در افغانستان و پاکستان رسما تبدیل به یک جرم شده و نماز جمعه خواندن در این کشورهای اسلامی، همان اندازه ترسناک است که در مسجد القصی و زیر سایه ظلم یهود. اگر شیعه باشی و برای نماز جمعه به مسجد بروی، شاید شهادتین نمازت آخرین شهادتینت باشد و به جز تروریست‌ها که از شریعت حقه شیعه کینه‌های دیرینه دارند، یک جو غیرت و وجدان در وجود حاکمان این دو کشور لازم است تا شیعیان در امنیت بیشتری زندگی کنند و نماز خواندن احترام بیشتری داشته باشد. کسانی که آدم‌ها را سر نماز می‌کشند، نشان می‌دهند هنوز ابن ملجم‌ها و شمر و ابن سعدها زنده‌اند و گواهی می‌دهند بر این فراز که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. شاید هم شیعه را باید سر نماز شهید کرد تا معلوم گردد خدا نماز طایفه شیعیان علی را جور دیگری دوست دارد.  به گزارش تسنیم، این انفجار در مسجد شیعیان در منطقه کوچه رسالدار هنگام برگزاری نماز جمعه رخ داد. منابع خبری ضمن تایید جان سپردن ۳۰ نفر و زخمی شدن ۵۰ نفر دیگر، گزارش داده‌اند که شدت این انفجار بسیار شدید بوده و احتمال افزایش قربانیان وجود دارد. هنوز هیچ گروهی مسئولیت این حادثه را بر عهده نگرفته است. بنا بر دیگر گزارش‌ها، تروریست‌ها در تلاش برای ورود به مسجد با پلیس درگیر شده و به تبادل آتش پرداختند و تروریست اصلی توانست خود را به داخل رسانده و اقدام انتحاری خود را انجام دهد. در این درگیری دو تن از محافظان مسجد در درگیری‌هایی که در ورودی آن رخ داد، جان خود را از دست دادند.

تفسیر آیه 35 سوره نحل - وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا - جواب استخاره

تفسیر آیه 35 سوره نحل - وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ - جواب استخاره

مشرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» (آری،) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!


برگزیده تفسیر نمونه

این آیه به یکی از منطق های سست و بی‌اساس مشرکان اشاره کرده، می‌گوید: «و مشرکان گفتند: اگر خدا می‌خواست نه ما و نه نیاکان ما هیچ چیز غیر او را عبادت نمی‌کردیم» و به سراغ بتها نمی‌رفتیم (وَ قالَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْ‌ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا).

«و چیزی را بدون اذن او تحریم نمی‌نمودیم» (وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْ‌ءٍ).

این جمله اشاره به قسمتی از چهارپایانی است که مشرکان در عصر جاهلیت، از پیش خود تحریم کرده بودند. آنها می‌خواستند چنین استدلال کنند که اگر اعمال ما مورد رضای خدا نیست پس چرا قبلا پیامبرانی نفرستاد و از همان روز اول به نیاکان ما نگفت من به این کار راضی نیستم این سکوت او دلیل بر رضای اوست! لذا در پاسخ می‌فرماید: «پیشینیان آنها نیز همین کارها را انجام دادند (و به همین بهانه‌ها متوسل شدند) ولی آیا پیامبران الهی وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند؟» (کَذلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ).

و این چنین است راه و رسم همه رهبران راستین که در اصل دعوت هرگز از سخنان دو پهلو استفاده نمی‌کنند، در بیان حقیقت چیزی فرو گذار نمی‌نمایند و تمام عواقب این صراحت و قاطعیت را نیز به جان پذیرا هستند.


جواب استخاره

میانه است و ترک آن به صواب نزدیک تر است