دلالت فعل معصوم|دلالت تقریر معصوم ع

دلالت فعل معصوم|دلالت تقریر معصوم ع

شکی نیست که فعل معصوم - به حکم اینکه معصوم است - دست‌کم بر مباح بودن آن فعل دلالت می‌کند، چنان‌که ترک یک فعل از سوی وی دست‌کم واجب نبودن آن را نشان می‌دهد.

یقینا این دلالت به این اندازه امری قطعی است و با توجه به ثبوت عصمت امام جای بحث ندارد.

ادامه نوشته

نقل قول‌های قرآن از دیگران

نقل قول‌های قرآن از دیگران

با توجه به اینکه تمام قرآن سخن مستقیم خود خدا نیست و بخشی شامل نقل قول‌ها می‌شود، چقدر از عقاید ما مسلمانان از بخش سخنان مستقیم خود خدا و چقدر از نقل قول‌های دیگران که در قرآن آمده گرفته شده است؟ آیا تمام قرآن می‌تواند منبع اخذ معارف و باور ما باشد، یا فقط حرف‌های مستقیم خدا می‌تواند؟ 

ادامه نوشته

آیا احکام شرایع پیشین حجت است؟ (دائرة المعارف فقه مقارن)+آیا سکوت قرآن، تأیید و تقریر است؟

آیا احکام شرایع پیشین حجت است؟ (دائرة المعارف فقه مقارن)

برخى از فقها، احكام شرايع گذشته را، به عنوان شريعت الهى براى مسلمين نيز حجّت دانسته، و برخى معتقدند - چنانكه محقّق نائينى احتمال داده است - كه تمام احكام شرايع گذشته توسط شريعت اسلام نسخ شده و اگر تشابهى در برخى احكام وجود دارد، به خاطر تشريع جديد حكمى است شبيه حكم شريعت پيشين، نه آنكه عين آن يا استمرار آن باشد [1]، اما در بخش احكامى كه در اسلام به نفى يا اثبات آنها تصريح شده است، دو نظر بين فقهاى اسلام وجود دارد:

1. جمهور حنفى‌ها و بعض مالكى‌ها و شافعى‌ها [2] و يک روايت از احمد، معتقدند كه: هر حكمى را قرآن كريم يا احاديث نبوى از شرايع گذشته نقل كنند و نسخ آن را اعلام نكرده باشند براى ما حجّت است، زيرا:

اوّلًا: خود نقل بدون رد، يک نوع امضاء و تقرير است. [3]

ثانياً: قرآن كريم در چندين آيه حقانيّت شرايع گذشته را (قبل از تحريف) و مشاركت مسلمين را با پيروان آن اديان در اصول كلّى تأكيد كرده و به همراهى با آنان توصيه كرده است. مانند:

«إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ»؛ ما تورات را نازل كرديم كه هدايت و نور در آن است، پيامبران بر اساس آن حكم كنند». [4]

ثالثاً: استصحاب احكام شرايع سابقه براى امّت ما مى‌تواند آن احكام را براى ما نيز ثابت كند.

2. بسيارى از فقهاى اماميّه‌ [5]، و نيز غزالى‌ [6] و آمدى و (جمعى از) اشاعره و معتزله‌ [7] معتقد به عدم ثبوت احكام شرايع گذشته براى مسلمين هستند، زيرا:

اوّلًا: «معاذ بن جبل‌» هنگام مأموريت از طرف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به «يمن‌» به جاى «شرايع گذشته» اجتهاد خودش را آخرين منبع فتوا و استنباط نزد حضرت شمرد و نامى از شرايع گذشته نبرد. [8]

ثانياً: اگر كتب شرايع قبلى يک منبع براى فتوا بود، بايد توصيه به حفظ و تلاوت آنها مى‌شد.

ثالثاً: اگر حجّت بود نمى‌بايست پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در پاسخ برخى به سؤالات، منتظر وحى جديدى باشد.

رابعاً: اگر حجّت بود علماى اهل كتاب مانند كعب الاحبار و عبد الله بن سلام بايد به طور گسترده از آن منابع براى مسلمين نقل مى‌كردند و مسلمانان‌.

خامساً: احكام شرايع سابقه براى پيروان آن مذاهب ثابت بوده و نمى‌توان به پيروان مذاهب ديگر تعميم داد، زيرا موضوع تغيير يافته. [2]


[1]. مصباح الاصول‌، (آية اللَّه خويى)، ج 3، ص 149.

[2]. الاصول العامة، ص 430؛ الإحكام فى اصول الأحكام‌، ج 4، ص 146؛ الاصول الاسلامية منهجها و ابعادها، ص 270.

[3]. مصباح الاصول‌، ج 3، ص149.

[4]. مائده، آيه 44.

[5]. مصباح الاصول‌، ج 3، ص149.

[6]. المستصفى‌، ج 1، ص 247.

[7]. الإحكام فى اصول الأحكام‌، ج 4، ص 147.

[8]. سنن كبرى‌، ج 10، ص 114؛ مسند احمد، ج 5، ص 230.
مى‌پذيرفتند. [1]


منبع: دائرة المعارف فقه مقارن، مكارم شيرازى، ناصر، ج1، ص352

وبلاگ علوم قرآن و حدیث

حجیت و اعتبار نقل قول ها در قرآن

در قرآن از دیگران (اعم از مشرکان و غیر مشرکان) نقل قولهایی آمده است. این کلمات روی چه جهت است؟ به تعبیر دیگر: اعتبار نقل قولها در قرآن از چه جهت می‎باشد؟

این پرسش نیاز به چند مقدمه دارد:

1- نقل قولهای قرآن به طور کلی به چند دسته تقسیم می‎شوند.

الف: کلماتی که خداوند از بعضی جمادات نقل قول می‎کند. مانند:

فقال لها وللارض ائتیا طوعاً او کرهاً قالتا اتینا طائعین (فصلت/11)

ادامه نوشته

پژوهشی در «سیره متشرّعه»  شرایط حجیت و شبکه ی روابط مفهومی آن

پژوهشی در «سیره متشرّعه» شرایط حجیت و شبکه ی روابط مفهومی آن

زھرا سادات احمدی سلیمانی

https://jfiqh.um.ac.ir/article_29858_569ae4d457d83d7a1251b5b8037d669e.pdf

حجیت تقریر معصوم از دیدگاه اصولیین شیعه

«در این مقاله تقریر معصوم و شؤون مختلف آن، مورد بررسی قرار گرفته است. این رساله مشتمل بر شش فصل می باشد. فصل اوّل، تعریف لغوی و إصطلاحی تقریر است. در فصل دوم به تقسیم های مختلف تقریر پرداخته شده است. در فصل سوم، أحکام شرعی که می توان از تقریر استفاده کرد، مورد بررسی قرار گرفته است. فصل چهارم، راجع به ادلّه حجّیّت تقریر می باشد. فصل پنجم مربوط به شرایط حجّیّت تقریر است و فصل ششم و پایانی از اطلاق نداشتن تقریر بحث شده است.

ادامه نوشته

مقاله حجیت تقریر معصوم از دیدگاه اصولیین شیعه (سید حسین منافی)

مقاله حجیت تقریر معصوم از دیدگاه اصولیین شیعه (سید حسین منافی) - «در این مقاله تقریر معصوم و شؤون مختلف آن، مورد بررسی قرار گرفته است. این رساله مشتمل بر شش فصل می باشد. فصل اوّل، تعریف لغوی و إصطلاحی تقریر است. در فصل دوم به تقسیم های مختلف تقریر پرداخته شده است. در فصل سوم، أحکام شرعی که می توان از تقریر استفاده کرد، مورد بررسی قرار گرفته است. فصل چهارم، راجع به ادلّه حجّیّت تقریر می باشد. فصل پنجم مربوط به شرایط حجّیّت تقریر است و فصل ششم و پایانی از اطلاق نداشتن تقریر بحث شده است.

ادامه نوشته

مقاله بررسی و تحلیل سخنان مفسران در اعتبارسنجی قول و فعل محکی در قرآن

مقاله: بررسی و تحلیل سخنان مفسران در اعتبارسنجی قول و فعل محکی در قرآن

دوفصلنامه علمی پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن

دوره 7، شماره 1 - شماره پیاپی 13
پاییز و زمستان 1397
صفحه 43-58

مقدمه
خداوند در برخی از آیات قرآن، سخن یا کردار فردی را نقل می‌کند. این سخن و کردار حکایت‌شده گاه با تأیید یا رد همراه است و گاه حکایت صرف است؛ آیا حکایت قول و فعل کسی در قرآن کریم دلیل بر اعتبار و صحت آن خواهد بود؟ آیا حکایت قول و فعل در قرآن کریم، تقریر و تأیید آن است؟ چنین تقریر و تأییدی چه شرایط و زمینه‌هایی دارد؟ سخنان مفسران در این باب چند گونه است؟ بررسی و نقد این سخنان چه نتایجی دربردارد؟ و نتیجه این پژوهش که به تبیین «قاعده تقریر» می‌انجامد، چه تأثیری در تفسیر آیات حکایت دارد؟

ادامه نوشته

معنای لغوی حجت - اثر حجت

معنای لغوی حجت - اثر حجت

حجت به معنای وسیله ی پیروزی بر مخالف در استدلال می باشد.

معنای لغوی حجت

حجت، در لغت عبارت است از هر آنچه که صلاحیت دارد در استدلال بر ضد خصم به آن تمسک و به وسیله آن علیه دیگری احتجاج شود به بیان دیگر، هر آن چیزی که سبب غلبه و پیروزی بر خصم گردد، در لغت حجت نامیده می شود. برخی از اصولی ها حجیت در باب قطع و ظن را به معنای لغوی آن گرفته و برخی دیگر آن را نپذیرفته اند.

اثر حجت

حجت یا باعثِ ابطال استدلال خصم و اسکات ـ محکوم شدن و سکوت ـ او و یا باعث پذیرش عذر دارنده ی حجت و همچنین معذوریت وی می شود.

مستندات مقاله

سبحاني، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج۳، ص۲۱.

اصول الفقه، ج۲، ص۱۸.

محمدي، علي، شرح رسائل، ج۱,۲، ص۱۳.

صدر، محمدباقر، بحوث فى علم الاصول، ج۴، ص۲۷.

سبحاني، جعفر، الموجزفى اصول الفقه، ص۲۴۵.

محمدي، علي، شرح اصول فقه، ج۳، ص۱۴-۱۵.

منبع

سایت مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی

حجیت یا عدم حجیت اصل مثبت در استصحاب

حجیت یا عدم حجیت اصل مثبت در استصحاب

اصل مثبت از اقسام اصول عملی و مقابل اصل غیر مثبت است و به اصلی گفته می‌شود که اثر شرعی مؤدای آن مستصحب در استصحاب به واسطه امری عادی و یا عقلی بر آن مترتب می‌گردد.[۲]

اصل مثبت جایی است که بین مستصحب و بین اثر شرعی یک امر عقلی و عادی واسطه شود.

درحالت عادی استصحاب به این شکل است: «مستصحب » >> «اثر شرعی».

اما در اصل مثبت استصحاب به این شکل است: «مستصحب» >> «امر عقلی یا عادی» >> «اثر شرعی».

ادامه نوشته

استصحاب احکام شرایع سابق+مثال

استصحاب احکام شرایع سابق به حکم به اعتبار احکامِ غیر منسوخ شرایع گذشته اطلاق می‌شود.

۱ - تعریف

استصحاب احکام شرایع گذشته، از اقسام استصحاب حکم شرعی بوده و در جایی است که حکمی در شریعتی از شرایع گذشته ثابت باشد و بعد از ظهور اسلام، دلیل معتبری بر نسخ آن نباشد و شک شود که آیا الآن هم آن حکم برای مسلمانان ثابت است یا نه؛ در چنین صورتی آن حکم استصحاب می‌شود؛ برای مثال، در قرآن از زبان منادی و مؤذن حضرت یوسف آمده است: ﴿وَلِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِیر وَأَنَا بِهِ زَعِیمٌ﴾؛ «و برای هر کس که آن را بیاورد یک بار شتر خواهد بود و من ضامن آنم». [۱]

برخی از فقها به این آیه استشهاد کرده‌اند که در آن زمان، به یقین جعاله بر عوض مجهول منعقد می‌شده و الآن که مسلمانان در بقا و استمرار آن شک دارند، استصحاب بقای آن جاری می‌شود.[۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹]

۲ - حجیت

درباره حجیت این استصحاب بین اصولیون اختلاف بوده و دو دیدگاه ارایه شده است:

۱. مشهور اصولی‌ها، هم چون مرحوم « آخوند » و « شیخ انصاری »، معتقدند همان گونه که استصحاب در احکام شریعت اسلام جاری است، در احکام شرایع گذشته نیز جاری می‌شود. [۱۰][۱۱][۱۲]

۲. جماعتی دیگر از اصولی‌ها، همانند مرحوم صاحب «فصول» و « میرزای قمی »، بر این باورند که استصحاب نسبت به احکام شرایع گذشته، جاری نمی‌شود.[۱۳][۱۴]

۳ - پانویس

 ۱. یوسف/سوره۱۲، آیه۷۲.    
۲. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۴۶۹.    
۳. اصفهانی، محمد حسین، الفصول الغرویة فی الاصول الفقهیة، ص۳۸۰.    
۴. محمدی، علی، شرح اصول فقه، ج۴، ص۳۲۰.
۵. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۳، ص۴۱۰.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۳، ص۴۵۱.    
۷. بهبهانی، محمد باقر بن محمد اکمل، الفوائد الحائریة، ص۴۱۳.    
۸. حکیم، محمد سعید، المحکم فی اصول الفقه، ج۵، ص۲۷۱.    
۹. سبحانی تبریزی، جعفر، المحصول فی علم الاصول، ج۴، ص۱۵۰.    
۱۰. خمینی، مصطفی، تحریرات فی الاصول، ج۸، ص۵۳۷ و ۵۳۹.    
۱۱. زنجانی، میرزاباقر، تحریر الاصول، ص۲۲۲.
۱۲. زنجانی، میرزاباقر، تحریر الاصول، ص۲۳۰.
۱۳. فاضل لنکرانی، محمد، کفایة الاصول، ج۵، ص ۴۳۴-۴۱۸.
۱۴. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۱۵، ص۱۰۷.

تعریف منجزیت و معذریت

تعریف منجزیت و معذریت

احکام حجیت قطع

حجیت قطع؛ و آن، قابلیت استناد به قطع در استنباط احکام شرعی است، که لازمه آن، منجزیت و معذریت می‌باشد.

مُنَجِّزیت قطع

منجزیت، به معنای لزوم موافقت با قطع و عدم مخالفت با آن است؛ پس در جایی که قطع، مطابق واقع باشد، لازمه حجیت قطع، منجزیت آن است؛ یعنی آخرین مرحله از مراحل چهارگانه تکلیف (اقتضاء، إنشاء، فعلیت و تَنجُّز) مسلّم شده است و چنان چه کسی با آن مخالفت کند، مستحق عقوبت است.

مُعَذِّریّت قطع

در جایی که قطع، مخالف واقع باشد، معنای حجیت، معذریت است؛ به این معنا که قطع مکلف به خلاف تکلیف واقعی، عذری برای وی در مقابل مولا محسوب می‌گردد و او را از عقاب می‌رهاند.

اقوال در باب حجیت استصحاب نظر شیخ(ره)، مثال عرفی و شرعی، ادله شیخ و نقد آن (دکتر احمد عابدی)

اقوال در باب حجیت استصحاب نظر شیخ (ره)، مثال عرفی و شرعی، ادله شیخ و نقد آن (دکتر احمد عابدی) - یکشنبه ۱۳۹۹/۶/۱۶

https://dl.ahmadabedi.com/lessons/1399-osul-pardisan/ahmadabedi.com-osul-pardisan-1399-06-16--1.mp3

بقیه دروس از این صفحه

https://lessons.ahmadabedi.com/entries/course/%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d9%be%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86-%db%b1%db%b3%db%b9%db%b9

معنی حجیت سیره عقلا در اصول فقه

معنی حجیت سیره عقلا در اصول فقه

حجیت سیره عقلا، صحّت استناد به سیره عقلا در استنباط حکم شرعی است.

حجیت سیره عقلا، به معنای صحت استناد و احتجاج به سیره عقلا در میان عقلا است و چون شارع رئیس عقلا است، نزد وی نیز چنین رویه‌ای پسندیده است.

اقسام سیره عقلایی

سیره عقلا اقسام متفاوتی دارد که برخی از آن‌ها به طور مستقل و برخی به خاطر کشف از قول معصوم علیه‌السلام حجت است.

به عبارت دیگر سیره عقلایی سه گونه است:

۱. سیره‌ای که موضوع حکم شرعی را منقح می‌کند؛ این نوع از سیره عقلا به طور مستقل حجت است؛

۲. سیره‌ای که ظهور دلیل را منقح می‌سازد؛ شرط حجیت این قسم از سیره، معاصر بودن آن با زمان معصوم علیه‌السّلام است؛

۳. سیره‌ای که از آن حکم شرعی فهمیده می‌شود، که حجیت آن به دو چیز بستگی دارد:

ا) اثبات معاصر بودن سیره با زمان معصوم علیه‌السّلام؛

ب) سکوت معصوم علیه‌السّلام، به گونه‌ای که دلالت بر امضای آن سیره داشته باشد. [۱]

۳ - تقسیم سیره عقلا توسط مرحوم مظفر

مرحوم مظفر درباره حجیت سیره عقلا می‌گوید:

گاهی سیره عقلایی از سیره‌هایی است که انتظار می‌رود شارع با عقلا در آن، مسلک و رویه واحدی داشته باشد، و گاهی چنین نیست؛

۳.۱ - اقسام مورد اول

اما مورد اول به سه دسته تقسیم می‌گردد:

۱. شارع مقدس پیروی کردن از آن را منع نموده است؛ مثل این که عقلای عالم در همه امور و شئون زندگی خود به خبر واحد ثقه عمل می‌کنند، اما چون در خصوص باب دعاوی و منازعات، شارع شهادت دو نفر عادل را معتبر دانسته است روشن است که چنین سیره‌ای در باب دعاوی، حجیت ندارد.

۲. شارع مقدس آن را امضا نموده است؛ مثل عمل به خبر واحد ثقه در غیر باب شهادات. بدیهی است که این نوع سیره حجت است.

۳. گاهی شارع چنین سیره‌ای را نه به طور مستقیم منع کرده و نه به طور مستقیم امضا نموده است؛ یعنی موضع شارع نسبت به آن عدم ردع است، مانند: عدم ردع شارع از عمل به ظواهر کلام متکلم. در این گونه موارد، مجردِ عدم ردع منع نکردن برای حجیت آن کفایت می‌کند، زیرا معلوم می‌شود که شارع این شیوه را پسندیده است، چون شارع رئیس عقلا است، و مانعی بر سر راه اتحاد مسلک شارع و عقلا نیست.

۳.۲ - اقسام مورد دوم

مورد دوم نیز بر دو قسم است:

۱. گاهی یقین وجود دارد که عقلای عالم ازاین سیره در همه امور خود حتی در استنباط احکام شرعی، استفاده می‌کنند، مثل: به کارگیری استصحاب و قیاس؛

۲. گاهی چنین یقینی وجود ندارد، مثل: رجوع به اهل خبره برای اثبات موضوع له الفاظ.

۳.۳ - فرق مورد اول با مورد دوم

در مورد اول، اگر این سیره عقلایی به طور مستقیم مورد ردع و منع شارع قرار گیرد مثل عمل به قیاس در عدم حجیت آن شکی وجود ندارد. و اگر این سیره مورد امضای مستقیم قرار گیرد، مثل: سیره عقلا در باب معاملات که خداوند با آیه «اوفوا بالعقود» آن را امضا نموده است، در حجیت آن شک وجود ندارد.

و اگر درباره آن، مجرد عدم ردع باشد، مانند عمل به استصحاب، چون چنین سیره‌ای در حضور معصوم علیه‌السّلام بوده و با این حال وی آن را ردع نکرده است، حجیت آن کشف می‌شود.

اما در مورد دوم، یعنی در جایی که ثبوت این سیره در امور شرعی، معلوم نیست، مثل: رجوع به اهل خبره در تعیین معنای لغوی کلمات شارع، صرف عدم ردع، از موافقت شارع کشف نمی‌کند.

۴ - نکته

دو راه برای کشف امضای شارع نسبت به سیره عقلایی وجود دارد:

۱. سکوت شارع در برابر سیره عقلا، بر امضای آن از سوی وی دلالت می‌کند، وگرنه اظهار مخالفت در جایی که امکان آن وجود دارد بر او واجب است؛

۲. شارع رئیس عقلا است و هر چه مورد پسند عقلا است مورد پسند او نیز هست، وگرنه باید مخالفت خود را اعلام کند. [۲][۳][۴][۵][۶][۷]

۵ - پانویس

۱. بحوث فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ص (۲۳۸-۲۳۴).

۲. دروس فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۱، ص (۲۶۵-۲۶۴).

۳. الرسائل، خمینی، روح الله، ج۲، ص۱۳۰.

۴. اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص۱۳۲.

۵. شرح اصول فقه، محمدی، علی، ج۳، ص۳۲۸.

۶. المعجم الاصولی، حیدر، محمد صنقور علی، ص (۶۴۱-۶۴۰)

۷. منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامی)، جناتی، محمد ابراهیم، ص۴۱۴.

معنی و تعریف واژه «حجیت» در لغت و اصطلاح

 معنی و تعریف واژه «حجیت» در لغت و اصطلاح

ادامه نوشته

معنی «ارتکاز» اصول فقه

معنی «ارتکاز» اصول فقه

رسوخ و ثبوت مفهومی خاص در ذهن را ارتکاز گویند.

۱ - تعریف ارتکاز

ارتکاز عبارت است از رسوخ مفهومی خاص در ذهن گروهی يا اکثر و يا همه مردم مانند ارتکاز محترم بودن قرآن و کعبه نزد مسلمانان و ارتکاز حرمت داشتن امامان معصوم عليهم السّلام نزد شیعیان.

کاربرد واژه ارتکاز به عنوان دليل، نزد اصوليان معاصر رايج شده که در اصول فقه، بحث حجيّت خبر واحد آن جا که از سیره به عنوان دليل بر حجيّت خبر واحد بحث می‌شود بدان اشاره کرده‌اند. برخی نيز برای ارتکاز متشرّعه باب جداگانه‌ای گشوده و به اختصار از آن سخن گفته‌اند.[۱]

۲ - مراد از ارتکاز در کلام فقها

مراد از ارتکاز به عنوان دليل بنا بر آنچه از موارد استعمال آن در کلمات فقيهان و اصوليان استفاده می‌شود ارتکازی است که سيره عملی بر طبق آن موجود باشد و ارتکاز، در حقيقت، پشتوانه علمی سيره به شمار می‌آيد.[۲]

البته از ظاهر سخنان برخی برمی‌آيد که ارتکاز پشتوانه علمی سيره است؛ هر چند سیره عملی به جهت نظری بودن موضوع ارتکاز يا عدم تحقّق موضوع آن تا به حال بر طبق آن وجود نداشته باشد.[۳][۴]

۳ - فرق ارتکاز و سیره

ويژگی ارتکاز نسبت به سيره در آن است که سيره از آن جهت که ماهیت آن فعل يا ترک است نسبت به نوع حکم اجمال دارد، برخلاف ارتکاز که نوع حکم را تعيين می‌کند.[۵]

۴ - انواع ارتکاز

ارتکاز به ارتکاز عقلاء و متشرّعه تقسيم می‌شود. مراد از عقلا، عقلای جامعه، قطع نظر از آيين آنان است مانند ارتکاز پذيرش خبر ثقه، و مراد از متشرّعه افرادی هستند که به مذهب و شریعت پايبند می‌باشند مانند ارتکاز قبح و ناپسندی تراشيدن ریش نزد آنان. ارتکاز متشرّعه در زمره راه‌های يقينی دستيابی به سنت شمرده شده است.[۶]

۵ - حجیت ارتکاز

حجيّت ارتکاز همانند حجيّت سيره است؛ به اين معنا که ارتکاز اگر به زمان معصوم عليه السّلام متّصل باشد و امام با آگاهی از آن و توان نهی از آن، مردم را از آن نهی نکرده باشد، حجّت است. ارتکازی که چنين ويژگی‌ای ندارد حجّت نيست، مگر آن که به گونه‌ای رضايت و موافقت معصوم عليه السّلام با آن محرز شود.

ارتکاز همچون اجماع و سيره از دليل‌های لبّی است و اطلاق ندارد.[۷]

۶ - پانویس

۱. الاصول العامة للفقه المقارن، ص۱۹۴-۲۰۰.    
۲. الاصول العامة للفقه المقارن، ص۲۰۰.    
۳. بحوث فی علم الاصول،ج۴، ص۲۳۴.
۴. الموسوعة الفقهیة المیسّرة،ج۲، ص۳۹۱.    
۵. الاصول العامة للفقه المقارن، ص۲۰۰.    
۶. الموسوعة الفقهیة المیسّرة،ج۲، ص۳۹۱.    
۷. الموسوعة الفقهیة المیسّرة،ج۲، ص۳۹۲.  
 


۷ - منبع

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جلد۱ صفحه۳۷۳-۳۷۴.    

در مقام بيان بودن متكلم‌ (مقدمات حکمت)+مثال های قرآنی

در مقام بيان بودن متكلم‌

اولين مقدمه مقدمات حكمت، در مقام بیان بودن متكلم است، یعنى بايد احراز شود که گوينده درصدد بيانِ تمام منظور و مقصود خويش (از جهتى كه اطلاق آن مورد بحث است) براى شنونده هست تا شنونده با دريافت تمامى مقصود او از مراد وى آگاه شود.


در صورتى كه لفظى بدون قيد و به طور مطلق وارد شود و سپس در مراد متكلم ترديد شود كه آيا مقصود وى همان معناى مطلق است يا معناى مقيد با فرض اين كه قيدى در كلام او نيامده و يا اگر آمده، به شنونده نرسيده است در چنين موردى اصالت اطلاق جارى مى گردد; با اين استدلال كه اگر گوينده، از لفظ معناى مقيد اراده كرده، مى بايست اعلام مى نمود و چون اعلام نكرده، عقلا به احتمال وجود قيد اعتنا نمى كنند.

براى مثال، اگر دليلى بر وجوب نماز دلالت كند و همان دليل يا دليل ديگر بگويد:

در نماز وجود فلان خصوصيت مثل طهارت يا رو به قبله بودن و، يا عدم فلان خصوصيت مثل فاصله انداختن بين اجزا لازم است، در هر دو صورت، بايد تابع دليل بود و مقتضاى دليل را رعايت كرد؛ اما اگر همان دليل يا دليل ديگر متضمن بيان خصوصيتى باشد كه احتمال دارد در نماز مدخليت داشته باشد، ولى لزوم يا عدم لزوم آن را بيان نكرده، در اين صورت، به اصالت اطلاق تمسک گرديده و دخالت اين خصوصيت - وجود يا عدم آن - نفى مى شود و ثابت مى گردد كه واجب نسبت به اين خصوصيت لابشرط است؛ البته مشروط به اين كه مقدمات حكمت فراهم باشد.

مثال ديگر اين كه خداوند در قرآن بيع را حلال فرموده، ولى در صورت شك در اين كه آيا حليت بيع مقيد به قيود و مشروط به شروطى (مثل نقدى بودن يا عربى بودن صيغه آن) هست يا نه، اصالت اطلاق جارى مى شود و با آن، چنين قيود مشكوكى نفى گرديده و انجام بيع به غير صيغه عربى و بيع نسيه اى صحيح مى گردد.

ادامه نوشته

میزان حجیت افعال و کلمات معصومین (ع)

میزان حجیت افعال و کلمات معصومین (ع)

1. از نتیجه روایات وارده به دست می آید که ما علم به وظیفه حضرات معصومین نداریم و در صورتی که علت رفتار خود را بیان نفرمایند ما نمی توانیم از علت آن رفتار مطلع گردیم. حال در این صورت سوالی مطرح می گردد که ما چگونه می توانیم افعال کسانی را که علم به وظیفه ی آن ها نداریم الگو قرار دهیم؟

2. آیا افعال حضرات معصومین حجت است؟ در صورت مثبت بودن جواب آیا حجیت فعل اولی تر است یا حجیت قول؟

3. الگو برداری ما از آن بزرگوران در چه حداست؟ برفرض مثال اگر امیرالمومنین درروز دوشنبه از یک مسیر و روز سه شنبه از مسبر دیگر تردد فرمایند ؛ آیا در مقابل این عمل وظیفه ای نداریم یا الگو برداری از این افعال به حال ما سودمند است؟

4. با توجه به اینکه ما علم به وظیفه حضرات معصومین نداریم،آیا ممکن است از آن بزرگواران رفتاری همچون ترک نماز،یا ترک واجباتی مانند نماز سر بزند؟

ادامه نوشته

آیا شرایع گذشته توسط اسلام نسخ شده اند؟

یکی از فضایل پیامبر صلی الله علیه و آله این است که شریعت آن حضرت ناسخ شرایع گذشته است.[1] از این رو فضیلت اختصاصی دیگر آن حضرت این است که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و امّت او، ملزم به پیروی از شرایع گذشته نیستند. منظور از شریعت گذشته، هر یک از شرایعی است که خداوند بر انبیای پیشین نازل فرموده است؛ مانند شریعت حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) و...[2]

آیا دین اسلام، ناسخ شرایع پیشین است؟

ادامه نوشته

گستره حجیت قول، فعل و تقریر معصوم (ع)

گستره حجیت قول، فعل و تقریر معصوم (ع)

یکی از ادله معتبر اسلام، سنت پیامبر (ص) و دیگر معصومین(ع) است که همانند آیات قرآن برای مسلمانان حجت است که به سه شکل قول، فعل و تقریر معصوم در دسترس ما قرار دارد. گفته‏ها و سخنان معصومین (ع) را که در احادیث و روایات آمده است «قول معصوم‏»، اعمال و افعالى را که آنان انجام مى‏داده‏اند «فعل معصوم‏» و تایید کردن سخن یا عمل دیگرى را «تقریر معصوم» گویند.

ادامه نوشته

آیا تمامی افعال معصوم ع حجت شرعی است؟

«توسعه استنباط از فعل معصوم» گفت: در بحث دلالت فعلی با تمرکز بر افعال پیامبر اکرم(ص) سه محور را باید مد نظر قرار داد:

۱- اصل دلالت گری فعل نبی یا فعل معصوم و این‌که آیا فعل به تنهایی می‌تواند دال و مفید معنا واقع شود و بیان کننده یک محتوا باشد یا نه؟  در شیعه و سنی بر سر این مساله اختلافی وجود ندارد و اصل دلالت‌گری مورد توافق هر دو گروه است.

تصویر نویسنده

ادامه نوشته

عصمت انبیاء و عصمت ائمّه اطهار علیهم صلوات الله

مسألة عصمت انبیاء و نیز عصمت ائمّه: از جمله بحث‌های پرگفتگو در کتب کلامی و تفسیری علمای اسلامی می‌باشد که دربارة ماهیت و دامنة آن، بحث و بررسی‌هایی صورت گرفته است. قسمتی از این بحث‌ها مربوط به آیات و روایاتی است که در آنها به ظاهر، نسبت گناه و خطا و گمراهی و نسیان داده شده است. از این رو، دشمنان اسلام با استفاده از اختلاف نظرات موجود میان علمای اسلامی در زمینة فوق، در صدد پاشیدن بذر تفرقه و اختلاف میان مسلمانان (شیعه و سنّی) و ایجاد بدبینی و سوء ظن نسبت به مذهب تشیع می‌باشند. بنابراین، پیرو فرمایش گرانقدر رهبر معظم انقلاب، آیةالله خامنه‌ای ـ دام ظلّه ـ که فرمودند: «هر پژوهشی در معرفی عقاید، کمکی به استقرار وحدت و برادری میان مسلمین است.»، [1] امیدواریم پژوهش حاضر نیز گامی فکری و عملی برای رسیدن به این مسیر باشد .

ادامه نوشته

تعریف تقریر معصوم (ع)

تعریف تقریر معصوم (ع)

تَقریر معصوم، سکوت معصوم(ع) در برابر گفتار یا رفتاری است که در حضورش انجام می‌شود و نشانه عدم مخالفت او با آن است. تقریر معصوم در کنار قول و فعل معصوم زیرمجموعه سنت قرار می‌گیرد که از یکی از منابع چهارگانه اسلامی است. از نظر شیعه، تقریر معصوم تقریر پیامبر اسلام(ص) و امامان دوازده‌گانه(ع) را شامل می‌شود.

به‌گفته اصولیان، تقریر معصوم در شرایط خاصی حجیت دارد که از آن میان، توجه معصوم به عمل انجام‌شده و امکان اظهارنظر او درباره آن است. دلیل حجیت تقریر هم یکی این بیان شده است که بر امام واجب است با منکَر برخورد کند و ترک این کار با عصمت او منافات دارد.

ادامه نوشته

حجیت شرع من قبلنا

پاره ای از احکام «شریعت های پیشین»، در قرآن یا سنت، بدون ذکر دلیل بر ثبوت یا عدم ثبوت آنها در حق مسلمانان، نقل شده اند. از این رو، علمای مذاهب در اینکه این قبیل احکام برای امّت اسلامی شریعت محسوب می شوند یا نه، اختلاف کرده اند. حنفیه، مالکیه، محمد بن ادریس شافعی بنا بر یکی از اقوال، گروهی از شافعیه، احمد بن حنبل بنا بر یکی از اقوال و به تبع وی جمهور حنابله، به حجیت این احکام معتقدند. آیات و روایات از مبانی استدلال این گروه به شمار می روند.

ادامه نوشته

حجیت قطع در استنباط احکام شرعی

حجیت قطع به صحّت استناد به قطع در استنباط احکام شرعی اطلاق می‌شود.

حجیت قطع، عبارت است از درستی استناد به قطع در استنباط احکام شرعی، که لازمه آن، منجّزیت تکلیف در صورت مطابقت آن با واقع و معذّریت در صورت عدم مطابقت با واقع است.[۱][۲]

ادامه نوشته

آیا قول معصوم حجیت دارد؟

دليل حجت بودن قول معصوم يعني روايات چيست؟ آيا اگر خود روايات بگويد روايت معصوم حجت است كافی است اين مستلزم دور نيست؟

روايات معصومين (عليهم السلام) را بايد به دو دسته تقسيم نمائيم:

يک دسته مربوط به خود پيامبر (ص) است.

ادامه نوشته

تحلیل انتقادی ادلّه موافقان و مخالفان حجیّت «شرع من قبلنا»

پاره ای از احکام «شریعت های پیشین»، در قرآن یا سنت، بدون ذکر دلیل بر ثبوت یا عدم ثبوت آنها در حق مسلمانان، نقل شده اند. از این رو، علمای مذاهب در اینکه این قبیل احکام برای امّت اسلامی شریعت محسوب می شوند یا نه، اختلاف کرده اند. حنفیه، مالکیه، محمد بن ادریس شافعی بنا بر یکی از اقوال، گروهی از شافعیه، احمد بن حنبل بنا بر یکی از اقوال و به تبع وی جمهور حنابله، به حجیت این احکام معتقدند. آیات و روایات از مبانی استدلال این گروه به شمار می روند. در مقابل، معتزله، شیعه، ظاهریه و گروهی از شافعیه قائل به عدم حجیت این احکام اند؛ چنان که ابن حزم، غزالی و آمدی این قول را اختیار کرده اند.

ادامه نوشته

مقاله علمی پژوهشی: کارکردهای تطبیقی مبحث حجیت اصول فقه در تفسیر قرآن

مقاله علمی پژوهشی: کارکردهای تطبیقی مبحث حجیت اصول فقه در تفسیر قرآن

نویسندگان: دکتر سید عبد الله اصفهانی و آقای حسن رنجبر

چکیده مقاله: اصول فقه و تفسیر قرآن مباحث مشترکی دارند که از تطبیق آنها می­توان به معارف تازهای دست یافت. از آنجا که دانش اصول فقه نسبت به تفسیر نقش ابزاری و مقدماتی دارد، بررسی مباحث مشترک آنها می­تواند در پویایی تفسیر قرآن اثرگذار باشد.

یکی از بخش­های دانش اصول، مبحث «حجیت» است که به بررسی اعتبار «ادله» می­پردازد. هدف از این نوشتار که با روش توصیفی - تحلیلی و با رویکردی تطبیقی نگارش یافته، جستجو از نقش مباحث «حجیت» در تفسیر قرآن است، در این خصوص می­توان گفت مباحث حجیت اصول فقه، در مبانی، روش­ها، منابع و قواعد تفسیر نقش دارد و موجب اعتبار بخشی تفاسیر می­شود.

از جمله مباحثی که ذکر کاربردهای آن در این زمینه حائز اهمیت است، بحث در خصوص «حجیت ظواهر قرآن»، «حجیت سنت»، «حجیت قول لغوی»، «اجماع» و «عقل» است که به کنکاش تطبیقی در این خصوص خواهیم پرداخت.

دانلود مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بررسی اجمالی حجیت ظواهر قرآن

بررسی اجمالی حجیت ظواهر قرآن

در اصطلاح علوم قرآنی مبنا قرار دادن معنای ظاهری قرآن را حجیت ظواهر قرآن می‌گویند، بر اساس این قاعده هست که ما می‌توانیم در موارد مختلف به معنای ظاهری قرآن تکیه کرده و ملاک عملمان قرار دهیم و حتی در گفتار و نظریاتمان آنها را مدنظر قرار دهیم چرا که ظواهر قرآن برای عموم مردم حجت و مدرک می‌باشد.

امکان فهم مفاهیم قرآن

ممکن است برخی دچار پندار باشند که به ظاهر آیات قرآن کریم نمی‌شود تمسک جست، چون ظاهرش آراسته، باطنش ژرف و اعماقش دست نیافتنی است و عوامل بازدارنده از تمسک به ظاهر آیات (از قبیل تخصیص، تقیید، نسخ، تاویل و...) هم بسیار است، ولی این مدعا با فرمان تدبر در آیات و تشویق بر تعمق در آن و استخراج گوهرهای تابناک آن ناسازگار است.

ادامه نوشته

تفسير آیات 30 تا 33 سوره بقره تفسیر المیزان (استخلاف آدم)

تفسير آیات 30 تا 33 سوره بقره تفسیر المیزان (استخلاف آدم)


30- و اذ قال ربك للملئكه انى جاعل فى الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انى اعلم ما لا تعلمون

31- و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملئكه فقال انبئونى باسماء هولاء ان كنتم صادقين

32- قالوا سبحنك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم

33- قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباه باسمائهم قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموت و الارض و اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون

ادامه نوشته