حجیت یا عدم حجیت اصل مثبت در استصحاب
اصل مثبت از اقسام اصول عملی و مقابل اصل غیر مثبت است و به اصلی گفته میشود که اثر شرعی مؤدای آن مستصحب در استصحاب به واسطه امری عادی و یا عقلی بر آن مترتب میگردد.[۲]
اصل مثبت جایی است که بین مستصحب و بین اثر شرعی یک امر عقلی و عادی واسطه شود.
درحالت عادی استصحاب به این شکل است: «مستصحب » >> «اثر شرعی».
اما در اصل مثبت استصحاب به این شکل است: «مستصحب» >> «امر عقلی یا عادی» >> «اثر شرعی».
۲ - توضیح
اگر موضوعی که به طور مستقیم دارای اثر شرعی است، استصحاب گردد، در این صورت، آن اثر شرعی باید بر مستصحب مترتب گردد، مانند: استصحاب عدالت زید که اثر شرعی آن، جواز اقتدا به او در نماز است، و یا مانند: استصحاب حیات زید که برخی از آثار آن، حرمت تقسیم اموال وی و تزویج زوجه او میباشد. اما گاهی موضوعی که استصحاب میشود، بطور مستقیم دارای اثر شرعی نیست، بلکه دارای یک لازم عادی است که اگر آن لازم عادی ثابت شود، یک اثر شرعی دارد؛ یعنی اثر شرعی به واسطه امر عادی بر مستصحب بار میشود؛ برای مثال، روییدن موبر چهره، لازمه عادی حیات کودکی است که به مدت 20 سال از نظرها غایب میباشد؛ حال اگر بعد از گذشت این مدت، در حیات او تردید شود و نسبت به آن استصحاب حیات جاری گردد و نتیجه گرفته شود که او دارای ریش هم هست درصورتی که پدرش نذر کرده باشد که اگر بر چهره فرزندش مو بروید، صد درهم صدقه بدهد، باید به نذر خود عمل کند؛ بنابراین، اثر شرعی (عمل به نذر) به واسطه لازم عادی مستصحب که روییدن مو بر چهره شخص زنده است، اثبات میگردد.[۳]
گاهی مستصحب به واسطه یک لازم عقلی، دارای اثر شرعی میگردد، مثل این که پدری در تاریخ 1 اسفند فوت کند، و پسر او در تاریخ 30ام بهمن ناپدید شده و چند روز بعد جسدش پیدا شود، در این صورت، فرزند زمانی از پدر ارث میبرد که اثبات گردد هنگام مرگ پدر، زنده بوده و بعد از آن فوت نموده است. در اینجا اگر با استصحاب، حیات پسر تا روز اول اسفند، اثبات گردد، لازمه عقلی آن، تأخّر فوت پسر، از فوت پدر است و در نتیجه، اثر شرعی که ارث بردن پسر از پدر است ثابت میگردد.
بنابراین، به استصحابی که اثر شرعیِ مستصحب، به واسطه ی امری عادی یا عقلی، بر آن بار شود، اصل مثبت گویند.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی