جايگاه دنيا و آخرت از ديدگاه امیرالمومنین عليه السلام

جايگاه دنيا و آخرت از ديدگاه امیرالمومنین عليه السلام

أَفَلاَ تَائِبٌ مِنْ خَطِيئَتِهِ قَبْلَ مَنِيَّتِهِ! أَلاَ عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ!

آيا کسى نيست که پيش از فرا رسيدن مرگش از خطاهايش توبه کند؟ آيا انسانى پيدا نمى شود که قبل از رسيدن روز ناراحتيش عمل نيکى براى خود انجام دهد؟

اين تعبيرها ـ که براى تحريک و تشويق هر چه بيشتر آگاهان و تنبيه و بيدار ساختن غافلان ايراد شده است ـ در واقع نتيجه منطقى جمله هاى قبل است، زيرا با توجه به اين که دنيا، بسرعت پشت مى کند و آخرت با شتاب روى مى آورد و امروز، روز آمادگى و فردا، روز مسابقه سعادت و شقاوت است، چرا افراد عاقل و هوشيار، با توبه کردن و بازگشت به سوى خدا و انجام عمل نيک پيش از آن که فرصت از دست رود خود را آماده اين سفر نکنند؟

قيامت را به «يومَ بُؤس» تعبير کردن، به خاطر حوادث شديد و عذاب هاى سخت و نگرانى هاى فوق العاده آن است. آن عذاب ها در آيات مختلف قرآن منعکس شده است و به انسان ها هشدار مى دهد تا امروز که فرصتى در دست دارند، براى آن روز سخت ـ که انبوه مشکلات آن را احاطه کرده ـ فکرى کنند و ذخيره اى بيندوزند.

خطبه ۲۸

آیت الله جوادی آملی: اصلاح منزل آخرت 

امير مؤمنان (سلام الله علیه) می فرمايد: آن جا را كه بايد پس از مردن بروی و بيارمی، به نحو شايسته ای بيارای؛ «فأصلح مَثواك»

حضرت درباره عمل و تلاش در راه آن می فرمايد: تا زنده ايد و دفتر عمل باز است بكوشيد، تا زمانی كه سفره توبه گشاده است و انسان روگردان به استفاده از آن دعوت می شود، تلاش كنيد، تا آن جا كه افراد بد عمل و تبه كار را مهلت می دهند، به اميد آن كه اساءه او به احسان، و گناه او به ثواب تبديل گردد، قبل از آن كه اجل فرا رسد و باب توبه بسته شود و برنامه فرشته های نويسنده اعمال به پايان رسيده، صعود كنند و انسان از اين جهان به عالم ديگر منتقل شود، بكوشيد؛

فَاعْملوا وأنتم في نَفَس البقاء والصُحُف منشورةٌ والتوبةُ مبسوطةٌ والمُدِْبرُ يُدْعي و المسي ءُ يُرجي قبل أن يَخمُد العَمل وينقطع المَهَل وينَقضي الاَجل ويَسُدّ بابُ التوبة وتصعد الملائكة.

مردانی هستند كه از خود به سود خويش بر گرفته اند و از عمر فانی و زودگذر برای روزگاری پايدار بهره جسته اند و از زمان زندگی برای دوران مرگ استفاده برده، مايه فراهم ديده اند؛ «فَأخذ امرءٌ من نفسه لنفسه وأخذ من حيٍّ لميّتٍ ومِن فانٍ لباقٍ وَمِن ذاهبٍ لدائمٍ».

شمیم ولایت ص۶۲۱،۶۲۲

حدیث از حضرت امام رضا علیه السلام درباره لزوم حفظ تعادل بین زندگی دنیوی و اخروی

حدیث از حضرت امام رضا علیه السلام درباره لزوم حفظ تعادل بین تلاش برای زندگی دنیوی و اخروی

حدیث از حضرت امام رضا علیه السلام درباره لزوم حفظ تعادل بین زندگی دنیوی و اخروی

امام رضا علیه السلام:

لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِهِ و دِینَهُ لِدُنیاهُ.

از ما نیست آن که دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک گوید.

بحار الأنوار، ج 78، ص 346

امام حسن علیه‌ السلام: دنیا محل عمل و آخرت محل پاسخگویی

امام حسن مجتبی علیه‌ السلام:

النّاسُ فِي دارِ سَهْوٍ وَ غَفْلَةٍ يَعْمَلُونَ وَلا يَعْلَمُونَ فَاِذا صارُوا إلى الآخِرَةِ صارُوا اِلى دارِ يَقينٍ يَعْلَمُونَ وَ لا يَعْمَلُونَ.

مردم [در اين دنيا] در خانه بى‌خبرى و غفلت بسر مى‌برند، پس هر كارى را انجام مى‌دهند، نمى‌دانند [ثمرش را] و چون به خانه آخرت روند، به وادى يقين در آيند و همه چيز را بدانند و لكن نتوانند عمل سودمندى را در آنجا براى خويش انجام دهند.

سيدعبدالله شبّر، مصابيح الانوار، ج ۲، ص ۲۷۱

تاکید موکد حضرت امام رضا علیه السلام بر صداقت و راستگویی

امام رضا عليه السلام :

انَّ رَجُلاً اَتَى سَيِّدَنا رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالَ يا رَسولَ اللّه عَلِّمْنى خُلُقايَجْمَعُ لى خَيْرَ الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ فَقالَ صلي الله عليه و آله لا تَكْذِبْ.

مردى نزد سرور ما رسول خدا (صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله) آمد و عرض كرد : به من اخلاقى بياموزيد كه خير دنيا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند:

❌دروغ نگو.

فقه الرضا(عليه السلام)،ص۳۵۴

زندانی واقعی کیست؟

امام صادق علیه‌السلام:

المَسجونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ

زندانى [واقعى] كسى است كه دنيايش او را از آخرتش باز داشته باشد.

الكافی: ج ۲ ص ۴۵۵ ح ۹

نامه 22 نهج البلاغه: برای دستاوردهای دنیایی زیاد خوشحالی نکن و برای از دست داده ها ناراحتی زیاد

وَمَا نِلْتَ مِنْ دُنْيَاکَ فَلاَ تُکْثِرْ بِهِ فَرَحاً، وَمَا فَاتَکَ مِنْهَا فَلاَ تَأْسَ عَلَيْهِ جَزَعاً، وَلْيَکُنْ هَمُّکَ فِيمَا بَعْدَ الْمَوْتِ

بنابراين آنچه از دنيا به دست آورده اى زياد به آن خوشحال نباش و آنچه را از دنيا از دست داده اى بر آن تأسف نخور و جزع نکن؛ تمام همّت خود را براى آنچه بعد از مرگ و پايان زندگى است قرار ده.

مواهب دنيا بر دو قسم است و مواهب آخرت يک نوع بيش نيست، مواهب دنيا گاه با تلاش و کوشش به دست مى آيد و گاه بدون تلاش و کوشش؛ و به تعبير بعضى: «گر نستانى به ستم مى دهند». از آنجا که انسان در بسيارى از مواردى که به نعمتى مى رسد يا از نعمتى محروم مى شود، نمى داند دقيقا از کدام قسم است به همين دليل امام (عليه السلام) مى فرمايد: به آنچه مى رسى زياد مسرور و شادمان نباش چه بسا از آن نوع مواهبى بوده که هرگز از دست نمى رفت، همچنين از آنچه محروم مى شوى نگران نباش چه بسا چيزى بوده که هرگز به دست نمى آمده است؛ ولى تمام همّت خود را براى آخرت بگمار که آن را جز با سعى و تلاش و کوشش به کسى نمى دهند.

نامه 22

بهترین توشه آخرت حکمت 130

بهترین توشه آخرت

امام عليه السّلام، وقتى از جنگ صفّين برگشت و به قبرستان پشت دروازه كوفه رسيد رو به مردگان كرد و فرمود): اى ساكنان خانه هاى وحشت زا، و محلّه هاى خالى و گروهاى تاريك، اى خفتگان در خاك، اى غريبان، اى تنها شدگان، اى وحشت زدگان، شما پيش از ما رفتيد و ما در پى شما روانيم، و به شما خواهيم رسيد.امّا خانه هايتان ديگران در آن سكونت گزيدند و امّا زنانتان با ديگران ازدواج كردند، و امّا اموال شما در ميان ديگران تقسيم شد. اين خبرى است كه ما داريم، حال شما چه خبر داريد؟ (سپس به اصحاب خود رو كرد و فرمود) بدانيد كه اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را خبر مى دادند كه: بهترين توشه، تقوا است.

حکمت 130

تأکید حضرت امیر المؤمنین علیه السلام بر اخلاق خوب

حضرت امام علی علیه السلام:

اخلاقت را خوب كن تا خداوند حسابت را آسان گرداند.

امالى صدوق، ص 278

خطرات انتخاب دنیا به جای آخرت خطبه 144 نهج البلاغه

خطرات انتخاب دنیا به جای آخرت خطبه 144 نهج البلاغه

افسوس که دنياپرستان بر متاع پست دنيا هجوم آوردند، و براى به دست آوردن حرام يورش آورده يكديگر را پس زدند، نشانه بهشت و جهنّم براى آنان بر افراشته، اما از بهشت روى گردان و با كردار زشت خود به طرف آتش روى آوردند، پروردگارشان آنان را فراخواند امّا پشت كرده، فرار كردند، و شيطان آنان را دعوت كرد، پذيرفته به سوى او شتابان حركت كردند....گمراهان، دنياى زودگذر را برگزيدند، و آخرت جاويدان را رها كردند. چشمه زلال را گذاشتند و از آب تيره و ناگوار نوشيدند، گويا فاسق آنها را مى نگرم كه با منكر و زشتى ها يار است و با آن انس گرفته و همنشين مى گردد تا آن كه موى سرش در گناهان سفيد گشته و خلق و خوى او رنگ گناه و منكر گيرد..

كجايند دل هاى به خدا پيش كش شده و در اطاعت خدا پيمان بسته.

خطبه 144

إذا حَمَلتَ جَنازَةً فكُنْ كأنّكَ أنتَ المَحمولُ

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :

إذا حَمَلتَ جَنازَةً فكُنْ كأنّكَ أنتَ المَحمولُ ، أو كأنّكَ سَألتَ ربَّكَ الرُّجوعَ إلَى الدُّنيا لِتَعمَلَ، فانظُرْ ما ذا تَستَأنِفُ ـ ثُمّ قالَ : ـ عَجَبا لقَومٍ حُبِسَ أوّلُهُم على آخِرِهِم ، ثُمّ نادى مُنادٍ فيهِم بالرَّحيلِ و هُم يَلعَبونَ !

الزهد للحسين بن سعيد : 77/208

امام صادق عليه السلام : هرگاه جنازه اى را بر دوش كشيدى، تصوّر كن اين تو هستى كه بر شانه ها حمل مى شوى يا گويى از پروردگارت مى خواهى به دنيا برگردى تا دست به عمل [نيک] زنى. پس، بنگر كه چگونه [زندگى را ]از سر مى گيرى. حضرت سپس فرمود: شگفتا از مردمى كه رستاخيز رفتگانشان به خاطر پيوستن بازماندگانشان به آنها به تأخير افتاده و چاووشى در ميان آنها بانگ رحيل سر داده، امّا آنان همچنان به بازى و تفريح سرگرمند

نهج البلاغه : فرصت ها را از دست ندهید

🔅 حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

✍️ اَلاْنَ فَاعْمَلُوا، وَالْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ، وَالْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ، وَالْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ، وَالْمُنْقَلَبُ فَسِيحٌ، وَالْمَجَالُ عَريضٌ.

هم‌اكنون عمل كنيد كه زبان‌ها باز و رهاست، و بدن‌ها سالم، و اندام‌ها نرم و انعطاف‌پذير، و زمينه دگرگونى گسترده، و مجال، گسترده و وسيع است.

📚 نهج‌البلاغه، ص۳۱۱

آخرت گرايى در نهج البلاغه خطبه 203

آخرت گرايى

وَ أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْيَا قُلُوبَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا أَبْدَانُكُمْ، فَفِيهَا اخْتُبِرْتُمْ وَ لِغَيْرِهَا خُلِقْتُمْ. إِنَّ الْمَرْءَ إِذَا هَلَكَ قَالَ النَّاسُ مَا تَرَكَ، وَ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ مَا قَدَّمَ؟ لِلَّهِ آبَاؤُكُمْ، فَقَدِّمُوا بَعْضاً يَكُنْ لَكُمْ قَرْضاً، وَ لَا تُخْلِفُوا كُلًّا فَيَكُونَ فَرْضاً عَلَيْكُم.

پيش از آن كه بدن هاى شما از دنيا خارج گردد، دل هايتان را خارج كنيد، شما را در دنيا آزموده اند، و براى غير دنيا آفريده اند.كسى كه بميرد، مردم مى گويند «چه باقى گذاشت»، امّا فرشتگان مى گويند «چه پيش فرستاد» خدا پدرانتان را بيامرزد، مقدارى از ثروت خود را جلوتر بفرستيد تا در نزد خدا باقى ماند، و همه را براى وارثان مگذاريد كه پاسخگويى آن بر شما واجب است.

خطبه_203

نهج البلاغه حکمت 103 مقایسه دنیا و آخرت

حضرت ‏‏‏‏‏‌‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‌‏‏‏‏‏‏‌‏امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

💠إنَّ الدُّنیا وَالآخِرَةَ عَدُوّانِ مُتَفاوِتانِ، و سَبیلانِ مُختَلِفانِ؛ فَمَن أحَبَّ الدُّنیا و تَوَلّاها أبغَضَ الآخِرَةَ و عاداها، و هُما بِمَنزِلَةِ المَشرِقِ والمَغرِبِ، وَ الماشی بَینَهُما کُلَّما قَرُبَ مِن واحِدَةٍ بَعُدَ مِنَ الاُخری.

همانا دنیا و آخرت دو دشمن ناسازگار و دو راه مختلف هستند؛ پس کسی که دنیا را دوست بدارد و آن را پیروی کند، به آخرت کینه کرده و با آن دشمنی کند،آن دو مانند مشرق و مغرب هستند، هر کسی به هر کدام نزدیک شود از دیگری دور خواهد شد.

نهج البلاغه، حکمت 103

با منزلت ترين مردم نزد خداوند در روز قيامت

‏‏‏‏‏‌‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم:

إنّ أعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَ اللّه يَومَ القِيامَةِ أمشاهُم في أرضِهِ بالنَّصيحَةِ لِخَلقِهِ.

با منزلت ترين مردم نزد خداوند در روز قيامت، كسى است كه در راه خيرخواهى براى خلق او، بيش از ديگران قدم بر دارد.

الكافی، ج، ص۲٠۸

صَبَروا اَیّاماً قَصیرة اَعْقَبَتْهُم راحَةٌ طَویلَةً تِجارَةٌ مُرْبِحةٌ یَسِّرها لَهُم رَبُّهُم

صَبَروا اَیّاماً قَصیرة اَعْقَبَتْهُم راحَةٌ طَویلَةً، تِجارَةٌ مُرْبِحةٌ یَسِّرها لَهُم رَبُّهُم.

ترجمه: براى مدتى کوتاه در این جهان صبر و استقامت ورزیدند و راحتى بس طولانى بدست آوردند، تجارتى است پرسود که پروردگارشان بر ایشان فراهم ساخته.

شرح: صبر یعنى چه؟

از جمله کلماتى که بیرحمانه مورد تاخت و تاز به اصطلاح مفسران نادان قرار گرفته کلمه نورانى صبر است، کلمه اى که همچون کلمات دیگرى مانند مذهب از گزند نیشهاى مار و عقرب صفتان در امان نبوده است، عده اى صبر را عامل تخدیر و تن به ذلت دادن تفسیر کرده اند، اینها همان کسانى هستند که: مذهب را هم همانند مخدّرى براى تخدیر و به رکود کشیدن انسانها و در نتیجه جوامع تفسیر مى کردند، قبل از پیاده شدن حکومت و جمهورى اسلامى در ایران باید با آنها بحث مى کردیم که مذهب عامل تخدیر و رکود نیست، ولى پس از انقلاب و تحریکات مسلمانان لبنان و پایدارى و استقامت و صبر آنها، در سرزمینهاى اشغالى فلسطین و دیگر نقاط مبارزاتى جوابى گویا و عملى به این سخن آنهاداده شد، باید به آنها گفت مذهب که تبلور صبر و استقامت است در کشورهائى که زیر نفوذ استعمار بوده موجب تحرک و مبارزه شده است، آیا این چنین مذهبى مخدّر است، آیا چیزى که خواب و استراحت را از دشمنان و جباران و ستمگران و مرتجعین ربوده، عامل رکود است؟! ایستادن در مقابل دشمن با سنگ که سلاح ابتدائى است، در برابر اسلحه هاى آمریکائى و روسى که مدرنترین اسلحه هاى دنیا است رکود است؟ در یک جمله کوتاه باید به این دشمنان اسلام و آزادى انسان ها گفت: رویتان سیاه باد از اندیشه اى که در سر مى پرورانید آیا تفسیر صبر، تن به ذلت دادن و ظلم پذیرى است، هرگز!! از منابع اسلامى شواهدى فراوان دال بر خلاف این معنا مى توان اصطیاد کرد، براى روشن شدن مطلب ابتداء به سراغ یک لغوى بزرگ و سپس یک معلم اخلاق و خود ساخته رفته، و گوش جان به سخنان جانبخش آنها مى سپاریم: راغب اصفهانى در کتاب خود مفردات گوید: «الصَّبرُ اَلامساکُ فِى الضّیق»: «صبر کنترل نفس در تنگنا (و استقامت آن در انواع شدائد و مشکلات) است».(1)

مرحوم محمدمهدى نراقى در جامع السعادات صبر را چنین تعریف مى کند: «الصَّبْرُ ثباتُ النّفسِ و عدمُ اِضْطرابِها فى الشدائِد و المَصائب باَنْ تُقاوَمَ مَعَها بِحیث لا تُخْرجُها عَنْ سِعَةِ الصّدر و ما کانت علیه قبل ذلک من السرور و الطمأنینتة»: «صبر، استقامت و پایدارى نفس و عدم تشویش در سختیها و مصیبتها است، به نحوى که مقاومت کنى در برابر آن سختیها و بلاها و خارج نکنى نفس خود را از سعه صدر و از آن حالت سرور و آرامشى که بر آن حاکم بود».(2)

در روایتى از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) هم تفسیر صبر چنین آمده است. حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) از جبرئیل پرسیدند: «فَما تَفسیر الصبر؟»: «صبر چیست»؟ قال: «تبصر فى الضرّاء کما تبصر فى السرّاء و فى الفاقةِ کما تصبر فى العافیة، فلا یشکو حاله عند الخلق بما یصیب من البلاء»: جبرئیل گفت: «صبر این است که شکیبائى و استقامت ورزى در ناراحتى، چنانکه پایدارى مىورزى در شادمانى و در بیمارى، چنانکه در سلامتى، پس نباید شکایت کند، صابر از کیفیت حال خود نزد خلق بواسطه مصیبت و بلاهائى که به او رسیده است (و در یک جمله، در هر حال پایدارى ورزد)».(3)

حال با این تفاسیر خود بنگرید آیا مفهوم صبر جزء مفهوم نورانى استقامت چیز دیگرى است آیا این مفهوم همان مفهوم ظلمانى زیر بار ظلم و ستم رفتن است؟! (ذلک مَبْلَغُهم مِنَ العِلْم).


1. مفردات، صفحه 273.
2. جامع السعادات، جلد 3، صفحه 280، چاپ مؤسسه اعلمى.
3. بحارالانوار، جلد 77، صفحه 20; میزان الحکمة، جلد 5، صفحه 266.

به فکر آخرت باشید که آمدنی است - فرازی ازخطبه ۱۱۳ نهج البلاغه

امام علی (ع):

مَا بَالُکُمْ تَفْرَحُونَ بِالْیَسِیرِ مِنَ اَلدُّنْیَا تُدْرِکُونَهُ وَ لاَ یَحْزُنُکُمُ اَلْکَثِیرُ مِنَ اَلآْخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ

شما را چه می شود؟!

اندکى از دنیا را که می‌یابید شادمان می‌شوید ولى بسیارى از آخرت را (که از دست می دهید و) محروم می‌گردید، شما را اندوهگین نمی سازد؟

فرازی ازخطبه ۱۱۳ نهج البلاغه

استفاده از فرصت ها برای دنیای ابدی

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

مؤمن باید از نیرویش به نفع خود، و از دنیایش برای آخرتش و از جوانی پیش از پیری اش و از زندگی پیش از مرگش بهره بگیرد.

مفاتیح الحیاة، صفحه ۱۹۶

امام سجاد علیه السلام: دنیا به مثابۀ برزخ است

امام سجاد علیه السلام:

دنيا خواب است و آخرت، بيدارى، و ما [در فاصله] ميان اين دو، خواب هايى آشفته مى بينيم.

تنبيه الخواطر، ج۲، ص۲۴

المَسجُونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ

حضرت امام صادق علیه السلام:

المَسجُونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ.

زندانى [واقعى] كسى است كه دنيايش او را از آخرتش باز داشته باشد.

شرح غررالحکم، الكافی : ۲/۴۵۵/۹.

كُنْ مَشْغـُولاً بِمـا أَنـْتَ عـَنْهُ مَسـْؤُولٌ

امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:

كُنْ مَشْغـُولاً بِمـا أَنـْتَ عـَنْهُ مَسـْؤُولٌ.

به كارى مشـغول باش كه از آن سؤال خواهى شد.

غررالحكم، ج۴، ص۶۰۱

امام صادق علیه‌السّلام: آخرت را به دنیا مفروش

امام صادق عليه السلام:

چه بسيار دنياطلبانى كه به آن نرسيدند و چه بسيار كسانى كه به دنيا رسيدند و از آن جدا شدند [و رفتند]! پس مبادا كه طلب دنيا، تو را از عمل كردن [براى آخرت] باز بدارد. و دنيا را از دهنده آن و مالكش (خداوند) بخواه. اى بسا آزمندِ به دنيا كه دنيا او را به خاک افكنْد و به جهت آنچه از دنيا به دست آورْد، از طلب آخرتش باز مانْد، تا آن كه عمرش سپرى شد و مرگش فرا رسيد!

الكافی ج 2، ص 455

إنّ دُنياكُم هذِه لاَهوَنُ فِى عَينى مِن عراق خنزير فِى يَدِ مَجذوُم

این امیرالمؤمنینِ ماست! با کسی مقایسه اش نکنید ...

إنّ دُنياكُم هذِه لاَهوَنُ فِى عَينى مِن عراق خنزير فِى يَدِ مَجذوُم، وَ اَحقَرُ مِن وَرقة فى جرادة، ما لِعَلىّ و نَعيم يَفنى وَ لذّة لا تَبقى ...

به راستى كه اين دنياى شما در ديده من پست‌تر است از تكّه استخوانِ خوكى كه در دست جُذامى باشد،
و حقیرتر است از برگِ گياهى كه در دهان ملخى باشد،
على را با نعمتهاى فانى و لذّتهاى ناپايدار چه كار ...

غررالحکم / حدیث 2626

قال رسول الله: إنَّمَا تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إلَی‌ دَارٍ

علامه طباطبایی(ره) می فرمود: ما بزرگترین و مهم ترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شؤون زندگی ما مهم تر از آن نیست، (آن است) که خودمان را درست بسازیم. کاری مهم تر از خود سازی نداریم. ما، ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم: «وَ إنَّمَا تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إلَی‌ دَارٍ» (شما برای‌ معدوم‌ شدن‌ و نابود گشتن‌ آفریده‌ نشده‌اید بلکه‌ برای‌ بقاء و ابدیّت‌ بوجود آمدید؛ و اینست‌ و جز این‌ نیست‌ که‌ بواسطۀ مردن‌ از خانه‌ای‌ به‌ خانۀ دگری‌ کوچ‌ می‌کنید.)

رمز موفقیت علامه طباطبایی، ص 144

فان الیوم عمل و لاحساب وغدا حساب و لا عمل

پرسش

تكیلف كسانی كه ظلم بسیار كردند و چه بسا بدون سختی مُردند و یا آنها كه سختی و آزار بسیار دیدند و با همین زجر و سختی‌ها از دنیا رفتند، چیست؟ مگر بخشی از عواقب و یا اثرات كارهای خوب و بد انسان‌ها در همین دنیا به آنها باز نمی‌گردد؟

پاسخ

1. درباره ی این كه ظالمانی بوده‌اند كه تا دم مرگ زندگی خوب و راحتی داشته‌اند و احیاناً جان دادن آسانی، باید گفت، اولا: دنیا جای عمل است نه حساب و كتاب, فان الیوم عملٌ و لاحساب وغدا حساب و لا عمل (1). لذا نباید توقع این را داشت انسان ظالم و گناهكار حتما در این دنیا تمام و كمال, مجازات و عذاب افعال و كردار بدش را ببیند. ثانیا چنین نیست كه این قبیل انسانها هیچ درد و ناراحتی نداشته باشند. زیرا خوب و راحت بودن زندگی تنها به برخورداری بیشتر از امكانات دنیایی مانند ثروت، قدرت و شهرت و ... نیست. همان‌گونه كه عذاب‌های الهی منحصر در عذاب‌های مادّی و ملموس نیست. قرآن كریم از زندگی اینان با تعبیر «معیشة ضنكا» یعنی «روزگار تنگ»(2) یاد می‌كند. یعنی روزگار و زندگی‌ای كه در عطش سیری ناپذیر آنها برای بدست آوردن هرچه بیشتر مسائل مادّی تباه می‌شود، آنان همواره در زندانی از اندوه و اضطراب و ترس از وارد شدن آفت‌ها و ناملایمات و فرا رسیدن مرگ به سر می‌برند و از شر حسودان و كید دشمنان‌شان در اضطرابی كشنده دست و پا می‌زنند و در نتیجه پیوسته در میان آروزهای برآورده نشده و ترس از فراق آنچه برآورده شده به سر می‌برند.(3)

همچنین در همان لحظه‌ای كه ستمگری در لحظات پایانی زندگی ننگین و نكبت‌بارش بر بستری آرمیده و ما گمان می‌كنیم دارد به آسانی جان می‌دهد، چه بسا در چنان عذاب و فشار روحی و درونی دست و پا می‌زند كه به وصف نیاید. لذا مبنای قضاوت و داوری ما دربارة حال افراد نباید ظاهر زندگی و مرگ آنها باشد.

امّا این‌كه چرا با این همه ستم و حق‌كشی، باز این همه نعمت و امكانات در اختیار آنهاست، پاسخش این است كه این خود عذابی خردكننده است كه در فرهنگ و معارف قرآنی با واژة «استدراج» از آن یاد شده است.(4)

استدراج یعنی اینكه انسان به تدریج از رحمت الهی دور و به عذاب نزدیك می‌گردد، و این‌كه خداوند تعالی حاجات بنده‌اش را در مدتی معین و یا تا پایان عمرش برآورده سازد، برای اینكه تدریجا او را به عذاب و بلا مبتلا كند.(5) حال اینها مانند كسانی هستند كه مبتلا به سرطان و یا ایدز هستند كه سال‌های سال هیچ احساس دردی نمی‌كنند، تا این‌كه بیماری در تمام بدنشان منتشر می‌شود و زمانی متوجّه می‌شوند كه دیگر كار از كار گذشته است.

نكتة قابل توجّه دیگر این‌كه، ممكن است اینها بالاخره حسناتی نیز داشته باشند، و چون خداوند تعالی عادل است و هیچ خوبی و بدی را بی‌پاداش و مجازات نمی‌گذارد، نعمت‌ها و پاداش‌هایی را در دنیا به آنها عطا می‌كند تا با آنها بی‌حساب شود و آنها روز قیامت طلبكار نباشند و یكسره در عذاب بسر برند.

چنان‌كه حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند كه پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند كه خداوند عزّوجلّ فرمودند: «...به عزت و جلالم سوگند كه بنده‌ای را كه بخواهم (در قیامت یكسره) عذابش كنم، از دنیا نمی‌برم تا این‌كه پاداش كامل هر حسنه‌ای را كه انجام داده است (در همین دنیا) به او بدهم یا به وسیلة فراخ كردن روزی‌اش یا سلامتی بدنش، یا به ایمنی در دنیایش و اگر هنوز چیزی (از حسناتش بی‌پاداش) مانده بود، جان دادن را به او آسان می‌كنم.(6)

2. در پاسخ به این مسأله كه ستمدیدگانی بوده و هستند كه تا دم مرگ در سختی و رنج زندگی كرده‌اند و احیانا در لحظة مرگ لحظات سختی را سپری كرده‌اند، چند نكته را باید در نظر گرفت:

بعضی از سختی‌ها و رنج‌ها در زندگی انسان‌ها عواقب و آثار اعمال بد خود آنهاست. حضرت علی علیه السلام در سخنی گهربار، آیه 30 سورة شوری را قرائت كردند كه خداوند تعالی در آن می‌فرماید: «هر مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و (خدا) از بسیاری درمی‌گذرد.» و پس از آن حضرت فرمود: حتّی پیچ خوردن رگی در انسان یا برخورد كردنش با سنگی و لغزیدن پایش و ... به سبب گناهان اوست.(7)

از سویی، رنج و مشكلات می تواند از جمله نعمت‌ها و الطاف خداوند بر انسان‌ها باشد. چون آثار مثبت دنیایی و آخرتی بسیار به ارمغان می‌آورد. از قبیل بیداری از خواب غفلت، رشد و شكوفایی استعدادها و توانایی‌های بالقوه، پاک شدن از بعضی گناهان و رسیدن به درجات و ثواب‌های بزرگ به سبب صبر بر آنها تا جایی كه حضرت امام صادق ع در پاسخ مردی كه از بیماریش شكایت می‌كرد، فرمود: ای بنده خدا، اگر مؤمن می‌دانست، چه اجری در مصائب می‌برد آرزو می‌كرد با قیچی قطعه قطعه شود. (8)

و نكتة پایانی این‌كه، رنج‌ها و دشواری‌ها در زندگی بعضی انسان‌ها برای این است كه خداوند تبارك و تعالی می‌خواهد آنها مكافات همة بدی‌ها و سیئاتشان را در دنیا بكشند تا در روز قیامت بدهكار نباشند و یكسره در بهشت رحمت الهی بسر برند. همان‌گونه كه در حدیث شریفی امام صادق علیه السّلام به نقل از پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله فرمودند كه خداوند عزوجل فرمودند: به عزّت و جلالم سوگند كه بنده‌ای را كه بخواهم مورد رحمت قرار دهم، از دنیا نمی‌برم تا این كه مكافات هر گناهی را كه كرده است در همین دنیا به او بدهم، حال یا به وسیله بیماری در بدنش یا به تنگی در روزیش یا با ترس و هراس در دنیایش و اگر باز هم چیزی باقی ماند، مردن را بر او سخت می‌كنم...(9)

نكته پایانی اینكه، بسیاری از رنج و گرفتاری هایی كه متوجه افرادی در این دنیا می شود، نتیجه آن است كه خداوند این عالم را عالم اسباب و مسببات قرار داده. هر كس اسباب رسیدن به امكانات مادی را بتواند به چنگ آورد می تواند از آن بهره مند گردد. منتهی گاهی ساختار جامعه به گونه ای سازمان دهی می شود كه فرصت رسیدن اقشار خاص به امكانات مادی بسیار كم می گردد. در چنین حالتی، ممكن است تلاش انسان های فقیر به نتیجه ای هم نرسد. اما این امر تكلیف را از افراد برخوردار بر نمی دارد و آن ها نیز در برابر اعمال خود مسئولیت دارند و مكافات اعمال ناروای خود را در این دنیا، یا در دنیای دیگر می بینند. خلاصه این كه عدالت خداوند ایجاب می كند سزای عمل نیك و بد همه را به آن ها برساند، اگر احیانا در این دنیا به دلیل مصلحتی كه ممكن است بر ما پوشیده باشد، دامن كسی را نگیرد، مطمئنا از دادگاه حقیقی خداوند در امان نخواهند بود.

ستمگران بخشی از عواقب اعمال خود را در دنیا می‌چشند هر چند ممكن است برای ما مشهود و ملموس نباشد و یا حتی عذاب آنها را آسایش بدانیم! چنان كه استدراج در نگاه سطحی رفاه و نعمت است، ولی با نگاه عمیق‌تر، عذاب و نقمت است، جان دادن بعضی ظالمان به آسانی، برای این است كه خداوند پاداش حسنات آنها را در دنیا به آنها بدهد و نیز به سختی جان دادن بعضی مظلومان برای این است كه خداوند جزای سیئاتشان را در دنیا به آنها بدهد تا گروه نخست یكسره در جهنم و گروه دومین یكسره در بهشت بسر برند. و نیز نباید از نظر دور دانست كه بعضی رنج‌ها در زندگی انسان‌ها دستاورد خود آنهاست و همچنین به نقش تربیتی بلاها و آثار مثبت اخروی آنها باید توجّه داشت.

پی نوشت:

1. مجلسی, محمد باقر, بحار الانوار, ج67, ص77.

2. طه: 124.

3. ر.ك: طباطبایی، سید محمّد حسین، تفسیر المیزان، ترجمة سید محمّد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ یازدهم، 1378ج 14، ص 315 ـ 314.

4. اعراف: 182.

5. ر.ك: جرجانی، میر سید شریف، تعریفات، ترجمة حسن سید عرب و ... تهران، نشر فرزان، چاپ اول، 1377، ص 10.

6. ر.ك: كلینی، محمّد بن یعقوب، اصول كافی، ترجمة سید هاشم رسولی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ ، بی‌تا، ج 4، ص 180.

7. همان، ج4، ص 181.

8. همان، ج3، ص 354.

9. همان، ج4، ص 180.

اگر خورشید شد خاموش، ماه و اختری هم هست

اگر خورشید شد خاموش ، ماه و اختری هم هست

وگر آتش شود خاکستر آن زیر اخگری هم هست

ادامه نوشته