تعریف نفاق در نهج البلاغه خطبه 210

رَجُلٌ مُنَافِقٌ مُظْهِرٌ لِلاِْيمَانِ، مُتَصَنِّعٌ بِالاِْسْلاَمِ، لاَ يَتَأَثَّمُ وَ لاَ يَتَحَرَّجُ يَکْذِبُ عَلَى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه وآله مُتَعَمِّداً

«نخست شخص منافقى است که اظهار ايمان مى کند و نقاب اسلام بر چهره مى زند، نه از گناه باکى دارد و نه از آن دورى مى کند و از روى عمد به پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) دروغ مى بندد.

در زمانى که اسلام و مسلمين، قدرت کافى پيدا نکرده بودند دشمنان علناً به مقابله بر مى خاستند; ولى بعد از فتح مکّه که اسلام تمام منطقه را زير سيطره خود قرار داد دشمنان شکست خورده ـ همانند ديگر جوامع بشرى ـ لباس نفاق بر تن پوشيدند، در ظاهر به صفوف مسلمانان پيوستند; ولى در باطن به خرابکارى مرموزانه ادامه دادند و يکى از طرق مهم تخريب آنها اين بود که اهداف خود را در لباس اخبار پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) پوشاندند تا مسلمين را به انحراف بکشانند و به مقاصد سوء خود نزديک کنند. مسلمانان خوش باور و ساده دل نيز سخنان آنها را به عنوان صحابه رسول خدا صلى الله عليه وآله پذيرا شدند و مشکل عظيمى در جامعه اسلامى به وجود آمد.

خطبه 210

زعفران‌زارهای گناباد تا دانشگاه شریف؛ روایتی از شهید حسین شوریده

از زعفران‌زارهای گناباد تا دانشگاه شریف؛ روایتی از شهید حسین شوریده که با دستان پینه‌بسته و فکری روشن

شهید حسین شوریده از دوران کودکی در کارهای کشاورزی به خانواده‌اش کمک می‌کرد و در فصل پاییز، همراه آن‌ها در چیدن زعفران شرکت داشت؛ کاری که موجب ترک‌خوردگی دستانش شده بود. سال‌های اول و دوم دبیرستان را در شهرستان‌های گناباد و طبس گذراند، اما به‌دلیل نبود رشته ریاضی در گناباد، برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و در دبیرستان خصوصی «دانش و هنر» موفق به دریافت دیپلم ریاضی شد.

🔹این شهید والامقام در کنکور سراسری در رشته‌های مهندسی نفت، مهندسی مکانیک و دانشگاه شیراز پذیرفته شد، اما با علاقه‌ای که به مهندسی مکانیک داشت، رشته مکانیک دانشگاه صنعتی شریف را انتخاب کرد و برای ادامه تحصیل راهی تهران شد.

🔹در جریان تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، همسر حسین شوریده از دانشجویان فعال این اقدام بود. با وجود مخالفت اولیه، حسین شوریده پس از آن به محل سفارت رفت و نظرات انتقادی خود را با دانشجویان در میان گذاشت. دیدگاه‌های سیاسی و فکری او مورد توجه و احترام دانشجویان حاضر قرار داشت.

مکتب نحوی کوفه؛ تاریخچه و سرآمدان دکتر محمد سعید بیلکار

مکتب نحوی کوفه؛ تاریخچه و سرآمدان

🔸برگرفته از مقاله در دست انتشار «تأثیر مصحف ابن مسعود بر شکل‌گیری آرای نحوی کوفیان؛ بررسی موردی ابداعات نحوی فراء در معانی القرآن»

نویسندگان: دکتر محمدسعید بیلکار | مهدیار شیرازی فراشاه

🔸🔸🔸🔸🔸

آن‌گونه که از گزارشات تاریخی برمی‌آید، پیدایش دانش نحو تحت تأثیر مستقیم پدیدۀ اختلاط عرب و غیرعرب در جریان گرایش دیگر امم به اسلام بوده است (زبیدی، بی‌تا، 11 و برای گزارش‌های بیشتر ر.ک طنطاوی، بی‌تا، 16-17)؛ امری که نتیجۀ آن خطا یا «لحن» در إعراب بود که طبق نظر برخی نخستین بار در زمان پیامبر (ص) رخ داد (ابوالطیب، 1430: 19). به تدریج و با گسترش فتوحات اسلامی این معضل رو به وخامت نهاد تا جایی که به تعبیر ابن‌خلدون ترس از میان رفتن ملکه عربیت و بسته شدن باب فهم قرآن و حدیث می‌رفت (ابن‌خلدون، 1401: 1/754 به نقل از طنطاوی، همان). این ترس علتی شد برای جلوگیری از چالش به وجود آمده با ثبت و ضبط قواعد اصیل زبان عربی که به اتفاق دانشمندان، نخستین‌بار به دست ابوالأسود دؤلی (1) صورت گرفت (زبیدی، بی‌تا، 11؛ ابوالطیب، 1430: 20؛ قفطی، 1406: 1/49؛ ابن‌خلدون، 1401: همان). تولد علم نحو در سرزمینی بود که از نظر جغرافیایی بیشترین تلاقی زبان عربی و سایر زبان‌ها در آن دیده می‌شد (طنطاوی، بی‌تا، 20). بصره نخستین شهری است که به‌عنوان پایگاهی برای رشد و تطور دانش نحو شناخته می‌شود که با سکونت ابوالأسود در آن شهر ارتباط مستقیم دارد (2) (زبیدی، بی‌تا، 21). حد فاصل میان ابوالأسود دؤلی (م.69ق) تا خلیل بن احمد (م.170ق) دورۀ نخست از ادوار چهارگانه تکوین نحو شمرده شده است (طنطاوی، بی‌تا، 37). مطابق تقسیم‌بندی زبیدی (379ق) در طبقات النحویین چهار طبقه از نحویان مکتب بصره در این‌ بازۀ زمانی قرار می‌گیرند (زبیدی، بی‌تا، 21-46). در میان شخصیت‌های تأثیرگذار نحو بصره سه چهرۀ مهم یعنی ابوعمرو بن علاء، عیسی بن عمر و اخفش کبیر در طبقۀ سوم قرار دارند (همان: 35-40). همزمان با ورود جریان نحو بصری به طبقۀ پنجم یعنی طبقۀ خلیل بن احمد و اقران او، شاهد بروز و ظهور مکتب نحوی جدیدی در سرزمین عراق و پیدایش طبقۀ نخست از نحویان کوفه هستیم (همان: 125). ابوجعفر محمد بن حسن رؤاسی (۱۷۳-۱۹۳ق) از شاگردان عیسی بن عمر (همان) و ابوعمرو بن علاء (قفطی، 1406: 4/105) نخستین کسی است که با آوردن دانش بصریان به کوفه مکتب نحوی کوفه را پایه‌گذاری کرد (همان: 107؛ افعانی، بی‌تا، 41). برای وی کتبی از جمله الفیصل، التصغیر و معانی القرآن شمرده شده که مورد اخیر تا زمان قفطی باقی بوده است (قفطی، 1406: 4/107). طبق قول برخی وی کتاب الفیصل خود را بر اهل بصره عرضه کرد و مورد قبول نحویان آن سامان واقع نشد (افغانی، بی‌تا، 41). دو نفر دیگر نیز در عرض رؤاسی در طبقۀ نخست نحویان کوفه قرارگرفته‌اند که یکی عموی او معاذ بن مسلم هرّاء و دیگری ابومسلم، مؤدب عبدالملک بن مروان، است (زبیدی، بی‌تا، 125) که از ایشان اطلاعات زیادی در دست نیست. دو تن از مهم‌ترین نحویان مکتب کوفه اما در طبقۀ شاگردان رؤاسی قرار می‌گیرند. ابوالحسن علی بن حمزة کسائی (189ق) و ابوزکریاء یحیی بن زیاد فراء (207ق) هر دو از شاگردان رؤاسی هستند (قفطی: همان، افغانی: 42). کسائی و فراء به همراه ثعلب برجسته‌ترین شخصیت‌های نحو کوفه را شکل می‌دهند (قفطی، 1406: 4/11). مطابق تقسیم زبیدی، کسائی در طبقۀ دوم نحویان کوفه و فراء به همراه 8 تن دیگر در طبقۀ سوم قرارمی‌گیرند (زبیدی، بی‌تا، 127-136). کسائی امام کوفیان در زمانۀ خود و یکی از قراء سبعه در گزینش ابن‌مجاهد، علاوه بر شاگردی رؤاسی، در مجلس درس یونس بن حبیب و خلیل بن احمد نیز حاضر شده بود (افغانی: همان). او در قرائت، نخست شاگرد حمزة بن حبیب بود و سپس طریقۀ خویش را ابداع کرد (قفطی، 1406: 2/256). كتابی با عنوان معانی القرآن و نیز کتابی در قراءات برای کسائی شمرده شده است (همان: 257). کسائی نخستین شخصیت کوفی دانسته شده که به نقد آرای نحویان بصره پرداخت. با این حال مهم‌ترین شخصیت نحو کوفه را باید فراء دانست؛ زیرا معظم ابداعات نحوی کوفیان از آن اوست (برای مشاهدۀ ابداعات نحویِ فراء ر.ک بلغدوش: 2002: تمام متن). برتری جایگاه فراء نسبت به دیگر نحویان کوفه، مورد تصدیق بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است (به‌عنوان مثل ر.ک زبیدی، بی‌تا، 131؛ قفطی، 1406: 4/7؛ ابوالطیب، 1430: 105؛ بغدادی، 1422: 16/224).

فراء در سال 144ق در زمان منصور عباسی در کوفه متولد شد (فراء، بی‌تا، مقدمه 8) و در درس علمای نحو، قرائت فقه و حدیث کوفه حاضر گردید (همان). علاوه بر ابوجعفر رؤاسی که در کوفه استاد وی بود، در بصره در درس یونس بن حبیب نیز حضور یافت. پس از تحصیل در کوفه و بصره در نهایت به بغداد رفته و ملازم کسائی گردید (افغانی، بی‌تا، 43). نزدیک به 20 اثر از او شمرده شده (ابن‌الندیم، 1417: 92 به نقل از بلغدوش، 2002: 101-102) که مهم‌ترین آنها املاءات او پیرامون آیات قرآن با عنوان معانی القرآن است که ثعلب آن را بدون سابقه و نیز بی‌همانند توصیف می‌کند (زبیدی، بی‌تا، 132). ثعلب اقدام فراء برای املای این کتاب را مرهون درخواست عمر بن بکیر مبنی بر جمع‌آوری قواعد نحو برای توانایی بر پاسخ‌گویی به سوالاتِ حسن بن فضل، وزیر عباسیان، بیان می‌کند (ابن‌الندیم، 1417: 91). املای معانی القرآن در بغداد بوده است و افرادی چون سلمة بن عاصم (بغدادی، 1422: 16/224؛ زبیدی، بی‌تا، 137) و محمد بن جهم سمری (فراء‌، بی‌تا، مقدمه 12) متولی نگارش آن بوده‌اند. شخص اخیر راوی دو کتاب فراء که به دست ما رسیده یعنی معانی القرآن و کتاب فیه لغات القرآن است (فراء‌، بی‌تا، مقدمه 4؛ همو، 1435: 1). شخصی به نام ابوبُدیل وضّاحی می‌گوید: خواستیم حاضران در مجلس املای فراء را شمارش کنیم اما نتوانستیم؛ قضات حاضر را شمارش کردیم و هشتاد قاضی بر سر درس او حضور داشتند (همان). شناخت جایگاه فراء و نظرات او در تکوین مکتب نحوی کوفه نیازمند توجه به نحویان پیشین و پسین او در این مکتب است. نسبت به پیشینیان فراء یعنی رؤاسی و کسائی اين نکته لازم به ذکر است كه هیچ اثر نحوی از ایشان به دست ما نرسیده است. در ارتبط با رؤاسی ابن‌الندیم ادعا می‌کند که هرجا سیبویه در الکتاب از عبارت «قال الکوفی» استفاده می‌نماید، منظور او رؤاسی است (ابن‌الندیم 1417: 89)؛ درحالی‌که در جستجوهای صورت گرفته در نسخ فعلی الکتاب، هیچ استفاده‌ای از این عبارت دیده نمی‌شود. سيبويه مجموعا دو بار از عبارت «أهل الکوفة» استفاده کرده که هر دو ناظر به مکتب قرائی کوفه و خوانش ایشان از متن قرآن است (4) (سیبویه، 1408: 3/54؛ 4/477). در ارتباط با کسائی نیز اقوال معدود به‌دست‌آمده از وی همه از خلال نقل‌قول‌های نحویان بعدی از جمله خود فراء است. لازم به ذکر است که تنها کتاب موجود از کسائی نوشتۀ مختصری در زمینه مشتبهات القرآن است (کسائی، 1418: 1-40). در ارتباط با نحویان متأخر از فراء در مکتب کوفه نکته قابل‌توجه، وجود شخصیت‌های انگشت شمار در سیر تکامل این مکتب است؛ برخلاف مکتب همتای بصری که در آن شاهد بروز و ظهور نحویان توانمندی پس از سیبویه همچون ابوعثمان مازنی، ابوحاتم سجستانی، اخفش اوسط، مبرد، زجاج، نحاس، ابن‌سراج، زجاجی، سیرافی و... هستیم (زبیدی، بی‌تا، 55-116). پس از فراء، مسیر دستیابی ما با آرای نحویان کوفی تنها از خلال سه شخصیت ابوالعباس ثعلب (م.291ق)، ابوبکر ابن‌الانباری (م.328ق) و ابن‌خالویه (م.371ق) می‌گذرد. از ثعلب، کتابی ارزشمند با عنوان مجالس ثعلب باقی مانده است. ابوبکر ابن‌الأنباری دارای تألیفاتی متعدّد است که از جمله می‌توان به: إیضاح الوقف والإبتداء، الأضداد، المذکر والمؤنث و شرح القصائد السبع الطوال الجاهليات اشاره کرد. از جمله آثار ابن‌خالویه نیز می‌توان به الحجة فی القراءات السبع، إعراب ثلاثین سورة و لیس فی کلام العرب اشاره کرد.

پی نوشت:

1- ابن‌شبة نام او را عمرو بن سفیان بن ظالم و جاحظ نام وی را ظالم بن عمرو بن سفیان گفته‌اند. نسبتش به «دُئِل» یکی از رؤسای قبائل کنانه است. با وجود کسر همزه در «دئِل» اسم نسبت آن با فتح همزه «دؤَلی» خوانده می‌شود. «دئِل» نام جانوری میان سمور و روباه است که یکی از رؤسای قبائل کنانه به جهت تملک این حیوان بدین نام مشهور گشته است (ابوالطیب، بی‌تا، 20).

2- وی متولی منصب قضاوت در شهر بصره بود (قفطی، 1406: 1/54).

3- طبقه نخست شامل: ابوالأسود دؤلی و عبدالرحمن بن هرمز، طبقۀ دوم شامل: نصر بن عاصم لیثی، یحیی بن یعمر، عنبسة الفیل و میمون اقرن، طبقۀ سوم شامل: ابن‌ابی‌عقرب و عبدالله بن اسحاق و طبقۀ چهارم نیز شامل: ابوعمرو بن علاء، ابوسفیان بن علاء، اخفش کبیر، مسلمة بن عبدالله و بکر بن حبیب است (زبیدی، بی‌تا، 21-46).

4- او همچنین یکبار از واژه «الکوفیون» و یکبار از واژه «الکوفیین» استفاده کرده است (سیبویه، 1407: 2/399؛ 4/409)؛ واژه «الکوفیون» همچنان مرتبط به قرائت و واژه «الکوفيين» به نظر اشاره به رأی خاصی از کوفیان در ارتباط با مباحث اعلالی در اوزان «فَیعَل» و «فَیعِل» دارد.

کانال دکتر محمدسعید بیلکار

📔 نشست صمیمی با دکتر محمدعلی مهدوی راد

📔 نشست صمیمی با دکتر محمدعلی مهدوی راد

🗓 چهارشنبه 1 مرداد 1404 ساعت 15

🏡 سالن حافظ

🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.

🔷 ورود برای عموم، آزاد و رایگان است.

خانه اندیشمندان علوم انسانی

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی: گرسنگی و کم‌خوابی راه عرفان نیست

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی: گرسنگی و کم‌خوابی راه عرفان نیست

گرسنگی و کم خوابی همان گونه که در شیوه اهل‌نظر ناپسند است، در سلوک اهل عرفان نیز مذموم است.

سالک موظف است تغذیه و استراحت خود را به گونه‌ای تنظیم کند که نه بر اثر کم‌خوری و فشار کار دچار ضعف شود و نه بر اثر پرخوری و پرخوابی، اسیر کسالت گردد.

دانش و روش بندگی، ص۵۰۹

۱۶ آذر زمان ثبت‌ نام کنکور کارشناسی ارشد 1405

۱۶ آذر زمان ثبت‌ نام کنکور کارشناسی ارشد 1405

🔹ثبت نام آزمون کارشناسی ارشد، ۱۶ آذر شروع خواهد شد.

🔹بازه ثبت‌نام: ۱۶ تا ۲۳ آذر ۱۴۰۴

🔸زمان برگزاری: ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

آیت الله العظمی جوادی آملی: خدا، تنها تکیه گاه انسان در مسیر سلوک

خدا، تنها تکیه گاه انسان در مسیر سلوک

آیت الله العظمی جوادی آملی:

«شخص غریق و نیازمندی که به مقام توکل و رضا و تسلیم محض نایل نشده، به هر دستاویزی توسل و تمسک می جوید؛ رازش این است که می پندارد آن دستاویز، محکم بوده و به جایی بسته است و توان نجاتِ وی را دارد، درحالی که اگر بداند همه مانند او در این دریا غرق اند و هیچ کس قدرت شنا و نجات ندارد، به کسی جز خداوند تکیه نمی کند.

این حقیقت را می توان بدین گونه تنظیر کرد که انسان تشنه ای، در سالنی که از آیینه ساخته شده، در کنار آبشاری ایستاده باشد.او که تشنه و مشتاق آب است، به هر سو می‌نگرد و در، دیوار، کف، سقف و... همه را آبشار واقعی می پندارد که می توانند او را سیراب کنند؛ ولی آبشار واقعی، یکی بیش نیست و بقیه آبشارنماهایی هستند که هیچ تشنه ای را سیراب نمی کنند. همه قدرت هایی نیز که در سراسر عالم امکان، واقعی می نمایند، قدرت نمایانی هستند که اعتماد به آن ها همچون پندار سیراب شدن از آبشارهای آیینه ای است.»

دانش و روش بندگی ص۳۲۴

دانلود دفترچه سوالات آزمون اختصاصی مخصوص متقاضیان زبان انگلیسی تیر 1404 نوبت دوم

دانلود دفترچه سوالات آزمون اختصاصی مخصوص متقاضیان زبان انگلیسی تیر 1404 نوبت دوم

دانلود فایل با لینک مستقیم

صورة الشهداء حاج رمضان سيد حسن نصرالله اسماعيل هنية

صورة الشهداء حاج رمضان سيد حسن نصرالله اسماعيل هنية

صورة الشهداء حاج رمضان سيد حسن نصرالله اسماعيل هنية

گنجشکی که خطر شرک را به حضرت سلیمان ع گوشزد کرد

وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ. النمل: 16


«و سليمان وارث داوود شد و گفت: اى مردم! زبان پرندگان به ما آموخته شده و از هر چيزى به ما داده شده است. راستى كه اين همان فضل آشكار است».

بحار الأنوار:

رُويَ أنّ سُلَيمانُ عليه السلام رأى عُصفورا يَقولُ لِعُصفورَةٍ: لِمَ تَمنَعينَ نَفسَكِ مِنّي، ولو شِئتُ أخَذتُ قُبّةَ سُلَيمانَ بمِنقارِي فألقَيتُها في البَحرِ؟! فتبسَّمَ سليمانُ وقالَ للعُصفور: أتُطيقُ أن تَفعَلَ ذلكَ؟! فقالَ: لا يا رسولَ اللّه، ولكنَّ المَرءَ قد يُزَيِّنُ نَفسَهُ ويُعَظِّمُها عِندَ زَوجَتِهِ، والمُحِبُّ لا يُلامُ على ما يقولُ، فقالَ سُلَيمانُ عليه السلام لِلعُصفورَةِ: لِمَ تَمنَعينَهُ مِن نَفسِكَ وهُو يُحِبُّكِ؟ فقالت: يا نَبيَّ اللّه، إنّهُ لَيس مُحِبّا ولكنّهُ مُدَّعٍ؛ لأ نّهُ يُحِبُّ مَعي غَيري! فأثَّرَ كلامُ العُصفورَةِ في قَلبِ سُلَيمانَ وبَكى بُكاءً شَديدا واحتَجَبَ عنِ النّاسِ أربَعينَ يَوما يَدعُو اللّه َ أن يُفَرِّغَ قَلبَهُ لمَحَبّتِهِ وأن لا يُخالِطَها بمَحَبَّةِ غَيرِهِ.

بحار الأنوار: 14/95/3

بحارالأنوار:

روايت شده سليمان عليه السلام گنجشک نرى را ديد كه به جفت خود مى گويد: چرا خودت را از من دريغ مى كنى؟ اگر بخواهم قُبّه سليمان را با منقار خود بر مى دارم و آن را به دريا مى افكنم! سليمان در حالى كه لبخند مى زد به آن گنجشگ گفت: آيا براستى مى توانى اين كار را بكنى؟ گنجشک گفت: نه، اى پيامبر خدا! امّا گاهى اوقات مرد براى همسرش خودنمايى مى كند و خودش را پيش او بزرگ نشان مى دهد و عاشق را بر آنچه مى گويد ملامتى نيست. سليمان به گنجشک ماده گفت: چرا خودت را از او دريغ مى دارى، در حالى كه او عاشق توست؟ گفت: اى پيامبر خدا! او عاشق نيست بلكه لاف عشق مى زند؛ چون در كنار من غير مرا هم دوست دارد. سخن ماده گنجشک در دل سليمان اثر كرد و بشدّت گريست و چهل روز از مردم كناره گرفت و در اين مدّت از خداوند مسألت مى كرد كه دل او را براى محبت خودش خالى گرداند و محبّتش را با محبت غير خود نياميزد.

رابطه عشق های غیرحقیقی و فراموشی یا خدا

الإمام الصادق عليه السلام ـ لَمّا سُئِلَ عَنِ العِشقِ ـ :

قُلوبٌ خَلَت عَن ذِكرِ اللّه، فَأَذاقَهَا اللّهُ حَبَّ غَيرِهِ.

بحار الأنوار، ج 73 صفحه 158 حدیث 1

امام صادق عليه السلام ـ آن گاه كه از عشق سؤال شد ـ :

دل هايى كه از ياد خدا تهى است، خداوند، دوستى ديگرى را به آن مى چشانَد.

زلیخا خطاب به حضرت یوسف ع: الحَمدُ لِلّهِ الَّذي جَعَلَ العَبيدَ مُلوكا بِطاعَتِهِ

«وَ قَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِى بِهِى أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِى فَلَمَّا كَلَّمَهُو قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ * قَالَ اجْعَلْنِى عَلَى خَزَآلـءِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ * وَ كَذَ لِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَآءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَآءُ وَ لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ. يوسف: 54 ـ 56

«و پادشاه گفت: او (يوسف) را نزد من آوريد، تا وى را خاصّ خود كنم. پس چون با او سخن راند، گفت: تو امروز، نزد ما بامنزلت و امين هستى. [يوسف] گفت: مرا بر خزانه هاى اين سرزمين بگمار كه من، نگهبانى دانا هستم. و بدين گونه، يوسف را در سرزمين [مصر] قدرت داديم كه در آن، هر جا كه مى خواست، سكونت مى كرد. هر كه را بخواهيم، به رحمت خود مى رسانيم و اجر نيكوكاران را تباه نمى سازيم»

الإمام الباقر عليه السلام:

لَمّا أصابَتِ امرَأَةَ العَزيزِ الحاجَةُ قيلَ لَها: لَو أتَيتِ يوسُف عليه السلام، فَشاوَرَت في ذلِكَ، فَقيلَ لَها: إنّا نَخافُهُ عَلَيكِ.

قالَت: كَلاّ إنّي لا أخافُ مَن يَخافُ اللّه، فَلَمّا دَخَلَت عَلَيهِ فَرَأَتهُ في مُلكِهِ قالَت: الحَمدُ لِلّهِ الَّذي جَعَلَ العَبيدَ مُلوكا بِطاعَتِهِ، وجَعَلَ المُلوكَ عَبيدا بِمَعصِيَتِهِ، فَتَزَوَّجَها فَوَجَدَها بِكرا.

فَقالَ: أ لَيسَ هذا أحسَنَ؟ أ لَيسَ هذا أجمَلَ؟

فَقالَت: إنّي كُنتُ بُليتُ مِنكَ بِأَربَعِ خِصالٍ: كُنتُ أجمَلَ أهلِ زَماني، وكُنتَ أجمَلَ أهلِ زَمانِكَ، وكُنتُ بِكرا، وكانَ زَوجي عِنّينا.

الأمالي للطوسي: ص 456 حدیث 1020

امام باقر عليه السلام: هنگامى كه همسر عزيز (زليخا) نيازمند شد، به وى گفتند: خوب است نزد يوسف عليه السلام بروى. در اين باره مشورت كرد، به وى گفتند: ما از او بر تو مى هراسيم.

زليخا گفت: من هرگز از كسى كه از خدا مى ترسد، نمى ترسم.

وقتى زليخا بر يوسف عليه السلام وارد شد و او را بر اريكه قدرت ديد، گفت: سپاس، خدا را كه بردگان را به خاطر فرمان بردن از او، پادشاه كرد و پادشاهان را به خاطر گناه، برده گردانيد.

آن گاه، يوسف عليه السلام با وى ازدواج كرد و او را باكره يافت. به وى گفت: «آيا اين چنين، بهتر نيست؟ آيا اين چنين، زيباتر نيست؟»

زليخا گفت: من به خاطر چهار چيز در دام تو گرفتار شدم: من، زيباترين زنِ زمانه خود بودم و تو، زيباترين مرد زمانه ات بودى. من، باكره بودم و شوهرم، ناتوانى جنسى داشت.

عشق به رسول الله صلی الله علیه وآله راز نجات زلیخا

عشق و محبت به ولی خدا انسان را عاقبت به خیر می کند. به عنوان یکی از نمونه های ماندگار تاریخ می توان به داستان حضرت یوسف و زلیخا اشاره کرد که به خاطر اظهار محبت به ولی خدا و حبیب خدا، محبوب خدا می شود، پیر است جوان می شود، فقیر است و غنی می شود، و از زباله دانی به کاخ پادشاه راه یافته و به ازدواج حضرت یوسف در می آید.

هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام بر زلیخا وارد شد، آن حضرت از ایشان پرسید: چرا رنگت متغیر شده است؟ گفت حمد می کنم خداوندی را که پادشاهان را به معصیت خود در زمره بندگان در آورد و بندگان را به برکت طاعت و بندگی خویش به مرتبه پادشاهی رساند.

یوسف علیه السلام فرمود: چه چیز باعث شد که نسبت به من آن گونه رفتار کنی؟ گفت حسن و جمال بی نظیر تو.

فرمود پس حال تو چه می بود اگر پیامبری را می دیدی که آخر الزمان مبعوث خواهد شد و نام شریف او محمد صلی الله علیه و آله است و از من زیباتر خوش خلق تر و با سخاوت تر می باشد ؟! زلیخا گفت: راست گفتی. یوسف علیه السلام پرسید: چگونه دانستی که من راست گفت؟ زلیخا پاسخ داد: برای آن که چون نام او را بردی محبتش در دلم افتاد.

پس خدای متعال به یوسف علیه السلام وحی فرمود: زلیخا راست می گوید و به خاطر اینکه حبیب من محمد صلی الله علیه و آله را دوست دارد من هم زلیخا را دوست دارم، پس او را به ازدواج خویش در آور. (۱)

و در تفسیر علی بن قمی آمده است: پس از این دیدار، یوسف علیه السلام از زلیخا پرسید: چه حاجتی داری؟ گفت: می خواهم دعا کنی تا خداوند جوانی مرا به من برگرداند. آن حضرت دعا کرد و خداوند جوانی زلیخا را به او برگرداند و با یوسف علیه السلام ازدواج کرد.

ما نیز به عنوان محبین حضرت صاحب می توانیم با ابراز محبت به ولی عصر (عج) لوازم عاقبت به خیری خود را فراهم کنیم.

۱.علل الشرائع:ص55

منبع: فرهنگ

ناپايدارى احوال جهان (نهج البلاغه: خطبه 226)

ناپايدارى احوال جهان

أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ، وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ، الْعَيْشُ فِيهَا مَذْمُومٌ، وَ الاَْمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ.

احوالش ناپايدار و حالاتش دگرگون (به گونه اى که) زندگى در آن نکوهيده و نامطلوب و امنيّت در آن ناياب و معدوم است

سرتاسر تاريخ بشر پر از شواهد زنده اى بر اين گفتار پرمعناى مولاست و از آن فراتر، آيات قرآن مجيد است که از سرگذشت پيشينيان پرده بر مى دارد. از جمله صحنه بسيار عبرت انگيزى است که از زندگى ثروتمند معروف بنى اسرائيل قارون در اواخر سوره قصص، ترسيم کرده است. يک روز قارون با تمام زر و زيور و خدم و حشم و دم و دستگاه خود در ميان بنى اسرائيل ظاهر مى شود و با تمام قدرت و ثروتش از برابر چشمان آنها رژه مى رود، آنچنان که گويى در دل دنياپرستان بنى اسرائيل، قند آب مى شود و فرياد يا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِىَ قَارُونُ سر مى دهند.فرداى آن روز که با يک زلزله آميخته با «خسف» زمين، قارون و تمام اموال و ثروتش را در کام خود فرو مى برد آن دنياپرستان ديروز در وحشت فرو مى روند و اين سخن را مى گويند: لَوْلاَ أَنْ مَّنَّ اللهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود ما را نيز به قعر زمين فرو مى برددر عصر و زمان ما نه تنها اين گونه حوادث کم نيست، بلکه دامنه وسيع تر و گسترده ترى پيدا کرده و صحنه هايى که همه روز با چشم خود ناظر آن هستيم.

خطبه 226

نارضایتی غربی‌ها از زندگی

نارضایتی غربی‌ها از زندگی

آیت الله العظمی جوادی آملی:

«شما میتوانید با یک امتحان به دست آورید که آیا غربیها از زندگی راضی اند یا نه. از سالمندانشان بپرسید بهره ای که شما از زندگی بردید چیست؟ و چه چیزی به همراه دارید؟ شما که جوانی را با آن وصف گذرانیده اید اکنون خشنودید؟ یا میگویید کاش در راه دیگری صرف میکردیم. اگر چنین آماری گرفتید معلوم میشود که آنان تهیدست اند.

لذت‌های دنیا خیلی زودگذر و ناپایدار است و میتوان با بردباری از کنار آنها گذشت. اگر انسان به مظاهر شهوت نگاه نکند و پرهیز کند به زودی برایش عادی میشود و دیگر در زحمت نیست؛ آنگاه از راه های صحیحی که در اختیارش هست بدون آنکه خود را رایگان از دست داده باشد استفاده میکند. آری عاقل چنین زندگی میکند و میداند آنچه او را از بیرون دعوت میکند به سودش نیست. او به پیامبران علیهم السلام تأسی و اقتدا می‌کند.او به خود میگوید: اگر این راه رفتنی و سودمند بود پیامبران که قابل ترین مردم اند می‌رفتند.برخی از امور چون مار ظاهری زیبا دارند و این ظاهر روکشی بر باطن زشت آنهاست. حضرت علی علیه السلام برای برخی از کارگزارانش مرقوم فرمود: مثل الدنيـا مثـل الـحـيـة لــيـن مسها قاتل سمها[۱]؛ دنیا چون مار است.

گاهی انسان غذای فاسدی را میخورد ولی پس از وارد شدن غذا به دستگاه گوارش او مسموم میشود؛ ولی کسی که دست بر مار میزند گویا همان وقت دست بر سم زده است.»

[۱]نهج البلاغه نامه ۶۸

"سخنرانی در انجمن اسلامی وین_اتریش ۱۳۶۹/۶/٩"

آفاق اندیشه ص۳۶۶،۳۶۷

شهید ابراهیم محمودی؛ دانشجوی مؤمن، انقلابی آگاه و رزمنده‌ای همیشه در صحنه

شهید ابراهیم محمودی؛ دانشجوی مؤمن، انقلابی آگاه و رزمنده‌ای همیشه در صحنه

شهید ابراهیم محمودی از همان دوران کودکی علاقه‌ای عمیق به آموزه‌های اسلامی داشت و حضور مستمرش در جلسات قرآن و محافل مذهبی، نشان از روحی متعهد و مؤمن در وجود او بود. با آغاز نهضت امام خمینی(ره)، او نیز چون دیگر جوانان انقلابی، در راهپیمایی‌ها، نصب و توزیع اعلامیه‌ها و روزهای سرنوشت‌سازی چون ۹ و ۱۰ دی، ۱۷ شهریور و ۲۲ بهمن فعالانه حضور داشت.

محمودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت‌های خود را در بسیج محل ادامه داد و در دوران فتنه‌انگیزی جریان بنی‌صدر و منافقین، همراه با اعضای انجمن اسلامی دبیرستان در روشنگری و افشای چهره واقعی دشمنان انقلاب نقش‌آفرین بود.

🔹این شهید والامقام در سال ۱۳۶۳ با قبولی در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه فردوسی مشهد، مسیر علمی خود را نیز آغاز کرد؛ اما هر زمان که فرصتی می‌یافت، درس را رها کرده و راهی میدان جهاد می‌شد. در دوران دانشجویی، دو بار به جبهه اعزام شد و همواره معتقد بود باید برای پاسداری از انقلاب، هم‌زمان علم و جهاد را در کنار هم پیش برد.

اشتباهات رایج در زبان فارسی

در زبان فارسی، کلماتی وجود دارد که نابجا استفاده می‌شوند یا این‌که تلفظ‌‌شان مطابق با فرهنگ‌های لغت نیست. می‌توان، به‌راحتی، فهرست بلندی از کلماتی را که به‌اشتباه نوشته یا خوانده می‌شوند گردآوری کرد. برخی اشتباهات رایج گفتاری و نوشتاری آنقدر متداول‌اند که صورت صحیح‌‎شان برای‌تان عجیب و نامأنوس خواهد بود. در ویرایش فارسی، این اشتباهات متداول اهمیت زیادی پیدا می‌کنند. در واقع، ویراستار مجرب باید آن‌ها را به خوبی بشناسد و از آن‌ها بپرهیزد. برخی اشتباهات نیز مربوط به تلفظ واژگان هستند و باید در مکالمات روزمره‌مان، به‌درستی، از آن‌ها استفاده کنیم.

ادامه نوشته

گزیده‌ای از سخنرانی دکتر پاکتچی در شامگاه فرهنگی شاهنامه برای جهان امروز چه سخنی دارد

گزیده‌ای از سخنرانی دکتر پاکتچی در شامگاه فرهنگی «شاهنامه برای جهان امروز چه سخنی دارد؟» که از سوی سازمان فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با همکاری مؤسسه فرهنگی خردسرای فردوسی برگزار شد:

📆 ۲۵ تیرماه ۱۴۰۴

سلام و خیر مقدم عرض می‌کنم خدمت همه عزیزانی که در این شامگاه افتخار دادند و در خدمتشان هستیم؛ سفیران محترم کشورهای افغانستان، تاجیکستان و همه گرامیان، دانش‌پژوهان و علاقمندان به فرهنگ و ادب فارسی، فارسی‌زبانان و دوست‌داران زبان فارسی...

بعنوان مقدمه قبل از هرچیزی توأم با خیر مقدم، مایل بودم این نکته را خدمت برادران عزیزم سفیران محترم افغانستان، تاجیکستان، هندوستان، ازبکستان و پاکستان عرض کنم که ما بدنبال این هستیم که ان‌شاءالله به زودی روز جهانی زبان فارسی را در یونسکو ثبت کنیم. امیدواریم که با یاری خداوند بزرگ این راه به‌خوبی جلو برود و زبان فارسی بتواند جایگاه والاتری را در فضای یونسکو داشته باشد؛ به‌نوعی این شامگاه فرهنگی مقدمه‌ای برای همین فعالیت است.

سخن گفتن درباره کتابی مانند شاهنامه، -چیزی مربوط به حدود ۱۰۰۰ سال پیش- در یک سازمان بین‌المللی مانند یونسکو، ممکن است چنین تصوری را در ذهن همگان ایجاد کند که ما بدنبال بازگو کردن خاطرات تاریخی، به یادآوردن میراث فرهنگی، به یادآوردن اسطوره‌های باستانی و آثار کهن، درباره ایران و توران هستیم؛ بی‌شک جایگاه والای شاهنامه بعنوان یک متن درسی در نه تنها فرهنگ فارسی‌زبانان بلکه در کل جهان جایگاهی یگانه است. اما در شامگاه امروز قصد داریم از یک زاویه دیگری به موضوع شاهنامه نگاه کنیم. در واقع امروز در یونسکو به دنبال آن هستیم که به این سؤال پاسخ دهیم که «شاهنامه برای جهان امروز چه سخنی دارد؟».

برخی برآنند که هرکس با کتاب شاهنامه انسی داشته باشد در می‌یابد که این کتاب مدام با جنگ سر و کار دارد؛ اما به‌واقع آیا شاهنامه کتاب جنگ است یا صلح؟

بنظر من شاهنامه صد درصد کتاب صلح و خِرَد است. شاهنامه تأکید بسیاری بر روی خِرَد دارد و حتی مقدمه شاهنامه هم با یادی از خرد آغاز شده است.

حتی فردوسی وقتی از جنگ هم سخن می‌گوید آن را با «خرد» می‌سنجد. یا در مواجهه با شخصیت رستم می‌خوانیم:

شگفتی به گیتی ز رستم بس است/ کزو داستان بر دل هرکس است

سر مایه و مردی و جنگ ازوست/ خردمندی و دانش و سنگ ازوست

همه می‌دانند که رستم بسیار پهلون برجسته‌ای است، اما در عین حال «خردمندی و دانش و سنگ ازوست». فردوسی می‌گوید رستم اهل سنجش، خردمند، بینادل و مرد سنگ بوده است. باید یه این نکته توجه داشت حکیم توس حتی وقتی در مورد رستم هم صحبت می‌کند، می‌گوید او تنها زور بازو و کار با سلاح را بلد نیست، بلکه «خرد» هم دارد.

فردوسی می‌گوید: «نگه کن به جایی که دانش بُوَد/ ز داننده کشور به رامِش بُوَد» یعنی باید به این نکته توجه کنیم که هر کشوری باید پایه «دانش» مدیریت شود!

فردوسی در رزم کاووس‌شاه با گادشاه هاماوران می گوید:

«گُزین کرد شاه از میان گروه/ یکی مرد بیدارِ دانش پژوه

گرانمایه و گرد و مغزش گران/ بفرمود تا شد به هاماوران»

یعنی شاه از میان مردم یک دانشمند را برای انجام مأموریتی انتخاب کرده است.

در شاهنامه مردمان اهل دانش نظیر رد و موبَد و... را از هرکجای جهان برای گفت و گو به کشور دعوت می‌کردند. شاهنامه به ما می‌گوید با داشتن چنین شرایطی است که جامعه می‌تواند به رشد و توسعه دست یابد. همانی که امروز از آن با عنوان «دیپلماسی علمی و فرهنگی» یاد می‌کنیم.

در یونسکو مبحثی با عنوان «دیپلماسی علمی باز» وجود دارد. این مبحث می‌گوید علم باید در اختیار همه باشد و باید دسترسی آزاد به دانش و اطلاعات برای همه فراهم باشد، در شاهنامه هم می‌خوانیم: «به دانندگان شاه بیدار گفت/ به دانش گشاده کنید از نهفت»

همچنین در خصوص داستان بوذرجمهر می‌خوانیم:

هر آنکس که دارد به دل دانشی/ بگوید مرا زو بود رامشی

نگه کرد کسری به داننده گفت/ که دانش چرا باید اندر نهفت؟

یعنی هیچکس دانشی را نباید برای خود نگه دارد!

در آخر اگر بخواهیم به این پرسش جواب بدهیم که شاهنامه امروز چه سخنی دارد؟ باید بگوییم بسیاری از موضوعات پرآشوب و ناآرام‌کننده امروز، ریشه‌شان در پنهان کردن دانش، جهل، نادانی و... است و دانش و فرزانگی تنها راه رسیدن به آرامش کشورها و ملت‌ها است.

تاریخ ثبت‌نام کنکور دکتری ۱۴۰۵ در آبان‌ماه

تاریخ ثبت‌نام کنکور دکتری ۱۴۰۵ در آبان‌ماه

ثبت نام آزمون دکتری تخصصی سراسری و آزاد سال ۱۴۰۵، از ۴ آبان شروع خواهد شد.

🔹زمان ثبت‌نام: ۴ تا ۱۰ آبان ۱۴۰۴

🔸زمان برگزاری: ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

30 لغت تخصصی زبان انگلیسی درباره فیلم و فیلم سازی

30 لغت تخصصی زبان انگلیسی درباره فیلم و فیلم سازی

1. Cinematography - فیلم‌برداری (هنر ضبط تصاویر)

2. Direction - کارگردانی (رهبری پروژه فیلم)

3. Scriptwriting - نگارش فیلمنامه

4. Editing - تدوین (برش و چیدمان فیلم)

5. Framing - قاب‌بندی (ترکیب‌بندی تصویر)

6. Mise-en-scène - صحنه‌پردازی (ترکیب عناصر در کادر)

7. Soundtrack - موسیقی متن

8. Foley - افکت‌های صوتی (صداهای اضافه‌شده)

9. Montage - مونتاژ (ترکیب تصاویر برای تأثیر)

10. Blocking - چیدمان بازیگران (حرکت و موقعیت در صحنه)

11. Close-up - نمای نزدیک (فوکوس روی جزئیات)

12. Pan - پَن (حرکت افقی دوربین)

13. Tilt - تیلت (حرکت عمودی دوربین)

14. Tracking - تعقیب (حرکت دوربین به همراه سوژه)

15. Zoom - زوم (تقریب یا دور شدن تصویر)

16. Lighting - نورپردازی (تنظیم نور صحنه)

17. Post-production - پس‌تولید (مرحله نهایی ویرایش)

18. Pre-production - پیش‌تولید (برنامه‌ریزی اولیه)

19. Casting - انتخاب بازیگر

20. Storyboard - داستان‌صحنه (طرح بصری پیش از فیلم‌برداری)

21. Genre - ژانر (سبک فیلم)

22. Dialogue - دیالوگ (گفت‌وگوهای فیلم)

23. Climax - اوج (نقطه اوج داستان)

24. Resolution - پایان‌بندی (حل تعارض داستان)

25. Aspect Ratio - نسبت تصویر (نسبت عرض به ارتفاع)

26. Choreography - رقص‌نگاری (طراحی حرکات)

27. Visual Effects - جلوه‌های بصری

28. Color Grading - درجه‌بندی رنگ (تنظیم رنگ تصویر)

29. Cutaway - برش فرعی (صحنه کوتاه برای توضیح)

30. B-roll - فیلم مکمل (فیلم‌های اضافی برای پشتیبانی)

شهید پارسا منصور هزارجریبی

شادی روح پسر ایران، شهید حمله ناجوانمردانه تروریست‌هایی صهیونیست به خاک ایران اسلامی، شهید پارسا منصور هزارجریبی و همه شهدای مظلوم جنگ تحمیلی اسقاطیل علیه ایران:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

https://telewebion.com/episode/0x13ca36e8https://telewebion.com/episode/0x13ca36e8

به احساسات یکدیگر احترام بگذاریم

امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمودند:

لَـيْسَ مِـنَ الْأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحَ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.

شادى كردن در حضور انسان غمناك از ادب انسـانى نيسـت.

تحف العقول : 489

20 لغت تخصصی زبان انگلیسی در هنر آشپزی

20 لغت تخصصی زبان انگلیسی در هنر آشپزی

1. Emulsification - امولسیون‌سازی (ترکیب روغن و آب)

2. Reduction - کاهش (غلیظ کردن سس با جوشاندن)

3. Sauté - سرخ کردن سریع (در تابه با حرارت بالا)

4. Braise - آب‌پز کردن با حرارت ملایم (در مایع)

5. Marinate - مزه‌دار کردن (فرو بردن در ادویه و مایع)

6. Garnish - تزئین (افزودن تزیینات به غذا)

7. Infusion - دم کردن (انتقال طعم با مایع داغ)

8. Caramelization - کارامل‌سازی (تفت دادن شکر تا قهوه‌ای شود)

9. Deglaze - جدا کردن رسوبات (شستن تابه با مایع)

10. Puree - پوره کردن (خمیر کردن مواد)

11. Sous-vide - پخت در خلأ (پخت در کیسه آب‌بندی‌شده)

12. Fermentation - تخمیر (فرآیند تولید طعم با باکتری)

13. Char - کباب کردن (سوختن سطحی غذا)

14. Blanch - بلانچ کردن (جوشاندن کوتاه و خنک کردن)

15. Julienne - برش نازک (برش سبزیجات به نوارهای باریک)

16. Dredge - پوشاندن (غوطه‌ور کردن در آرد یا پودر)

17. Simmer - جوشیدن ملایم (پخت با حرارت کم)

18. Confit - کنفیت (پخت آهسته در چربی)

19. Temper - معتدل کردن (تنظیم دما برای مخلوط کردن)

20. Glaze - لعاب دادن (پوشاندن با لایه براق)

صوت کامل بیانات رهبر انقلاب 25 تیر ۱۴۰۴ بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه

صوت کامل؛ بیانات رهبر انقلاب در دیدار رئیس و مسئولان عالی قوه قضائیه و رؤسای دادگستری‌های سراسر کشور

دانلود فایل با لینک مستقیم

حکمت 345 نهج البلاغه: نعمت عدم توانايى بر گناه

نعمت عدم توانايى بر گناه

مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي

عدم توانايى بر گناه، نوعى عصمت است.

پيام اين گفتار امام عليه السلام آن است كه افرادى كه نمى توانند خود را در محيط گناه آلود نگه دارند سعى كنند از آن محيط دور بمانند تا گناه براى آنها متعذر شود و البته ثواب ترک گناه را به نوعى خواهند داشت. عدم حضور در مجلس معصيت و لزوم هجرت از مناطقى كه انسان را به هر حال آلوده گناه مى كند ناظر به همين معناست.

حکمت 345

نامه 53 نهج البلاغه: مراقبت دقیق از کارگزاران

مراقبت دقیق از کارگزاران

ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً، وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَأَثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِيَانَةِ

«سپس در امور مربوط به کارگزارنت دقت کن و آنها را با آزمون و امتحان و نه از روى «تمايلات شخصى» و «استبداد و خودرأيى» به کار گير زيرا اين دو کانونى از شعب ظلم و خيانت اند.

شک نيست که زمامداران بدون همکارى کارگزارانشان نمى توانند کارى انجام دهند. چنانچه اين کارگزاران افرادى صالح و سالم باشند، امور مملکت بر محور صحيح مى چرخد وگرنه در همه جا فساد و ظلم و جور آشکار مى گردد. امام در اينجا معيار انتخاب آنها را آزمايش و امتحان قرار داده و مالک اشتر را به شدت از اينکه معيار رابطه ها ـ و نه ضابطه ها ـ حاکم گردد و بدون مشورت آنها گزينش شوند برحذر مى دارد و تصريح مى کند که انتخاب بدون مشورت و يا با تمايلات شخصى مجموعه اى از شاخه هاى جور و خيانت را به وجود مى آورد.

نامه 53

آيت الله العظمی جوادی آملی: احترام به تداوم حیات فرزندان

آيت الله العظمی جوادی آملی: «احترام به تداوم حیات فرزندان»

در نظام اخلاقی اسلام، حرمت نهادن به فرزندان خانواده جایگاه ویژه ای دارد. در جزیرة العرب زمانی که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم ظهور کردند، این ننگ اخلاقی وجود داشت که فرزندان را بر اثر ترس از هزینه زندگی و قحطی و خشکسالی می‌کشتند؛ اما اسلام با این عمل زشت و شنیع به شدت مبارزه کرد: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّا هُمْ». «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا».
کشتن فرزندان با این تفکر واهی، خطای بزرگی است.

اسلام کوشید که از دو طریق اعتقادی و عملی با این رفتار غیراخلاقی مبارزه کند؛ یعنی هم فکر انحرافی شان را اصلاح کند و هم رفتار آن ها را تغییر دهد‌: در تصحیح تفکر نادرست آنها فرمود:

رزق و روزی بندگان با ماست نه به عهده شما و هر که را بخواهیم بی‌حساب روزی می‌دهیم: «وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ». خزائن آسمان و زمین نزد اوست و این پندار باطلی است که با تلاش در مسیر حرام می‌توان مال بیشتری به دست آورد و در رفاه زندگی کرد: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ».

آنچه بیان شد در جهت اصلاح عقیده بوده؛ اما در جلوگیری از انحراف اخلاقی و تعالی بخشیدن به کرامات انسانی و تداوم حیات در پرتو اخلاق اسلامی بر پیوند ناگسستنی میان اعضای خانواده تأکید فراوان دارد. مکتب آسمانی اسلام می‌آموزاند که اساس خانواده بر پایه تقوا و خداترسی و محبت و دوستی بنیان نهیم: «وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً». رحمت و مودت، نشانه حیات با سعادت و هرگونه رفتار آمیخته با عداوت، نشان یک زندگی پلید و استمرار حیات حیوانیت است. تفکری که بر اثر ترس از تنگدستی در مقام عمل به قتل فرزندان و اهل خانواده دست بزند،بینشی پلید و خطرناک است و رفتاری که از این اندیشه برخیزد، جز معاصی کبیره و سیئات است.

کتاب ادب قضا در اسلام ص۱۱۱،۱۱۲

20 لغت تخصصی سیاسی زبان انگلیسی+ترجمه

20 لغت تخصصی سیاسی زبان انگلیسی+ترجمه

1. Geopolitics - ژئوپلیتیک (مطالعه تأثیر جغرافیا بر سیاست)
2. Hegemony - هژمونی (تسلط یک قدرت بر دیگران)
3. Diplomacy - دیپلماسی (مدیریت روابط بین‌المللی)
4. Sanctions - تحریم‌ها (اقدامات تنبیهی اقتصادی)
5. Sovereignty - حاکمیت (استقلال سیاسی یک کشور)
6. Populism - پوپولیسم (سیاست‌ورزی مبتنی بر جلب نظر توده‌ها)
7. Authoritarianism - اقتدارگرایی (حکومت متمرکز و سرکوبگر)
8. Democratization - دموکراتیزاسیون (فرآیند دموکراتیک شدن)
9. Multilateralism - چندجانبه‌گرایی (همکاری بین چندین کشور)
10. Bipartisanship - دوحزبی‌گرایی (همکاری بین دو حزب اصلی)
11. Globalization - جهانی‌سازی (یکپارچگی اقتصاد و فرهنگ جهانی)
12. Interventionism - مداخله‌گری (مداخله در امور دیگر کشورها)
13. Nationalism - ملی‌گرایی (تاکید بر هویت ملی)
14. Polarisation - دوقطبی‌سازی (تقسیم شدید نظرات)
15. Lobbying - لابی‌گری (تأثیرگذاری بر سیاست‌مداران)
16. Accountability - پاسخگویی (مسئولیت‌پذیری مقامات)
17. Resilience - انعطاف‌پذیری (مقاومت در برابر بحران)
18. Disinformation - اطلاعات نادرست (پخش اخبار جعلی)
19. Soft Power - قدرت نرم (تأثیر فرهنگی و دیپلماتیک)
20. Decentralization - غیرمتمرکزسازی (توزیع قدرت)

نکته حدیثی درباره مستطرفات سرائر اصول اربعمأه

مستطرفات سرائر:

سیزده اصل از اصول اربعمأه که توسط ابن ادریس حلی در آخر کتاب سرائر اختصار و گزینش شده که به مستطرفات سرائر معروف است.

50 لغات تخصصی زبان انگلیسی رشته علوم قرآن و حدیث

50 لغات تخصصی زبان انگلیسی رشته علوم قرآن و حدیث

1. Exegesis: تفسیر (شرح و تفسیر متون دینی)
2. Hermeneutics: هرمنوتیک (نظریه تفسیر)
3. Textual: متنی (مرتبط با متن)
4. Commentary: توضیحات (نظرات تفسیری)
5. Manuscript: دست‌نویس (نسخه خطی)
6. Transmission: انتقال (انتقال احادیث یا متون)
7. Authenticity: اصالت (اعتبار متون)
8. Criticism: نقد (بررسی انتقادی)
9. Narrative: روایت (داستان/گزارش)
10. Tradition: سنت (سنت‌های دینی)
11. Analysis: تحلیل (بررسی تحلیلی)
12. Interpretation: تفسیر (تئوری تفسیر)
13. Context: زمینه (زمینه تاریخی/متنی)
14. Chronology: ترتیب زمانی (ترتیب رویدادها)
15. Preservation: حفظ (نگهداری متون)
16. Recitation: قرائت (خواندن متون)
17. Canon: قاعده (مجموعه متون پذیرفته‌شده)
18. Scholarship: دانش‌پژوهی (مطالعات علمی)
19. Doctrine: عقیده (باورهای دینی)
20. Theology: الهیات (مطالعات دینی)
21. Methodology: روش‌شناسی (روش‌های تحقیق)
22. Compilation: گردآوری (جمع‌آوری متون)
23. Evaluation: ارزیابی (بررسی ارزش)
24. Source: منبع (منبع اصلی)
25. Evidence: مدرک (شواهد)
26. Foundation: پایه (اساس مطالعات)
27. Structure: ساختار (ساختار متون)
28. Rhetoric: بلاغت (سبک بیان)
29. Linguistics: زبان‌شناسی (مطالعات زبانی)
30. Syntax: نحو (قواعد دستوری)
31. Morphology: شکل‌شناسی (ساختار واژگان)
32. Discourse: گفتمان (بحث و گفتگو)
33. Framework: چارچوب (چارچوب نظری)
34. Perspective: دیدگاه (نگرش)
35. Annotation: حاشیه‌نویسی (یادداشت‌گذاری)
36. Revision: بازنگری (بررسی مجدد)
37. Validation: اعتبارسنجی (تأیید اعتبار)
38. Interpretation: تفسیر (تفسیر متون)
39. Integration: یکپارچگی (ادغام دانش)
40. Documentation: مستندسازی (ثبت اسناد)
41. Classification: طبقه‌بندی (دسته‌بندی)
42. Reference: ارجاع (منابع مرجع)
43. Application: کاربرد (استفاده عملی)
44. Synthesis: ترکیب (ترکیب مفاهیم)
45. Investigation: تحقیق (بررسی عمیق)
46. Correlation: همبستگی (ارتباط بین داده‌ها)
47. Representation: نمایندگی (بازنمایی)
48. Exploration: کاوش (مطالعه عمیق)
49. Consistency: انسجام (یکنواختی)
50. Development: توسعه (پیشرفت مطالعات)