پاسخ مراجع درباره استخاره‌های اینترنتی

پاسخ مراجع درباره استخاره‌های اینترنتی

این روزها به مدد کامپیوتر و فضای اینترنت می توان در هر مکانی به بسیاری از نرم افزار ها و سایت های اینترنتی دسترسی پیدا کرد و تنها با چند کلیک، در خصوص امر مهمی که در ذهن می گذرد، استخاره گرفت.

اگر به فارسی در سایت google "استخاره اینترنتی" را جست و جو کنیم، 185000 صفحه در این زمینه پیدا می شود. بسیاری از افراد از این نرم افزار ها و سایت ها برای نتیجه کار و امر مهمی که در ذهن دارند استخاره می گیرند. برای برخی این سوال پیش می آید که آیا شرایط استخاره در این موارد محقق می شود و آیا به نتایج این استخاره ها می توان استناد کرد. خبرنگار خبرگزاری برنا حکم فقهی این مساله را از مراجع عظام تقلید سوال نمود که می توانید پاسخ آن را ببینید.

استخاره با کامپیوتر و نرم افزارها صحیح است؟ آیا می توان به آنها اعتنا کرد؟

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): موارد مختلف است. اگر طبق روش های معمولی است مانعی ندارد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگاه طوری تنظیم شده باشد که آیات آغاز یکی از صفحات قرآن را بدون اطلاع قبلی منعکس کند مانعی ندارد.

حضرت آیت الله سیستانی: روش استخاره گرفتن در مفاتیح الجنان موجود است مراجعه شود.

حضرت آیت الله نوری همدانی: اگر استخاره کننده وارد در آن رشته باشد و بتواند از قرآن مجید برداشت مناسب و نزدیک به واقع داشته باشد اشکال ندارد.

همچنین یک تن از مجتهدین و مدرسین حوزه علمیه این گونه پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: اگر بگونه صحیح انجام شود مانعی ندارد گرچه اعتنا کردن به اینگونه استخاره ها از نظر ما محل تردید است.

استفتاء پیرامون سیستم های هوشمند تلفنی

خواهشمند است نظر به آنکه چندی است که استخاره از طریق سیستم های هوشمند تلفنی در جامعه رایج شده است، نظر خود را درباره صحت و اعتبار چنین استخاره هایی و اینکه تا چه حد می توان به نتایج اینگونه استخاره ها اتکاء کرد، برای درج در سرویس قرآن و معارف شبستان در این خصوص اعلام فرمایید.

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

در صورتی که استخاره کننده در واقع خود دستگاه باشد اعتباری به آن نیست.

همیشه موفق باشید.

اللهم اكتب لي بها عندك أجرًا وضع عني بها وزرًا

وفي الحديث الآخر مما أورده المؤلفُ في سجود التِّلاوة: ما جاء عن ابن عباسٍ -رضي الله تعالى عنهما- قال: جاء رجلٌ إلى النبيﷺ فقال: يا رسول الله، إني رأيتُ الليلة وأنا نائمٌ كأني أُصلي خلف شجرةٍ، فسجدتُ؛ فسجدتْ الشجرةُ لسجودي، فسمعتُها وهي تقول: اللهم اكتب لي بها عندك أجرًا، وضع عني بها وزرًا، واجعلها لي عندك ذُخرًا، وتقبَّلها مني كما تقبَّلتها من عبدك داود.

بیانیه آیت‌ الله دكتر علی‌ اکبر کلانتری خطاب به خاتمی

نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان، با ابراز انزجار نسبت به رفتار منافقانه برخی مدعیان اصلاح‌طلبی نوشت: چگونه است که از حوادث مربوط به شهدای نیروی انتظامی که به دست هنجارشکنان و دین‌ستیزان‌، مظلومانه به شهادت می‌رسند دلتان به درد نمی‌آید؟

بیانیه آیت‌ الله دكتر علی‌ اکبر کلانتری خطاب به خاتمی

آیت‌الله علی‌اکبر کلانتری خطاب به خاتمی نوشت:

بنده هم از حادثه درگذشت خانم مهسا امینی اندوهگین و متأثر شدم و این مصیبت را به خانواده محترم او تسلیت می‌گویم. ولی از شما که پیش از روشن شدن حقیقت و قبل از مشخص گردیدن قاصر یا مقصر‌، در اقدامی عجولانه آن را «فاجعه ناگوار» دانسته‌اید که تا مغز استخوانتان را سوزانده است می‌پرسم: چرا در ماجرای محمدعلی نجفی که با صراحت تمام‌، همسرش را هدف پنج تیر قرار داد و او را برای همیشه از هستی ساقط نمود‌، نه تنها موضعی نگرفتید‌، بلکه دوستانتان‌، در پی توجیه کار او و جلب رضایت اولیای دم برآمدند؟! آنجا‌، زن حقوق و کرامت نداشت؟!

شما و همفکرانتان (اعم از روزنامه‌نگار‌، وبلاگ‌نویس‌، روشنفکر‌، سلبریتی‌، مدعی مرجعیت و...) یکصدا و هم‌ندا با کفتارهای رسانه‌ای آمریکا‌، انگلیس، اسرائیل‌، عربستان‌، منافقین و... این حادثه را محکوم کردید و فریاد واویلا سر دادید. اما چگونه است که در حادثه جانکاه شهادت خانم شیلر رسولی که از قضا او هم از عزیزان کُرد بود‌، یک کلمه نگفتید و یک جمله ننوشتید؟!

چرا در روز روشن که به همسر و دختر شهید خادم صادق بی‌حرمتی کردند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند‌، اصلا به روی خود نیاوردید و هیچ ککتان نگزید؟! چگونه است که از حوادث مربوط به شهدای نیروی انتظامی که به دست هنجارشکنان و دین‌ستیزان‌، مظلومانه به شهادت می‌رسند (هنجارشکنی‌هایی که بی‌تردید بسیاری از آنها ریشه در اباحه‌گری هشت سال دولت شما دارد) دلتان به درد نمی‌آید؟ مگر خانواده و کودکان یتیم این عزیزان بشر و هموطن شما نیستند؟

شما و هم‌حزبی‌هایتان‌، از این که پیش از روشن شدن ماجرا‌، بیانیه محکومیت می‌دهید و خوراک چند ماهه دشمنان ایران و ایرانی را فراهم می‌آورید و برای مردم و نظام زحمت و هزینه درست می‌کنید‌، چه سودی عایدتان می‌شود؟

منبع: روزنامه کیهان

کمیت لنگ یعنی چه؟

معنی کمیت کسی لنگ بودن چیست؟

۱- معنی کمیت: واژه عربی است؛ در اصل به معنای اسبِ سرخ رنگ یا دارای یال سرخ و دم سیاه.

یعنی عاجز و درمانده است.

۲- در مضیقه مالی قرار دارد- وضعیت مالی خوبی ندارد. گرفتار است.

۳- اگر برای شخصی که مشکلات مالی دارد این ضرب المثل را استفاده کنند، منظور این است که او در خرج خودش هم می لنگد نباید از او توقع داشت.

اگر بخواهند ناتوانی کسی را در انجام کاری نشان دهند یا اگر کاری کرده اما کیفیت پایینی دارد، باز هم از این کنایه استفاده می کنند.

۴- مثال: دم عید است و کمِیتمان می لنگد؛ هنوز با این وضع اقتصادی سخت نتوانسته ایم خرید کنیم.

مثال: کار را به درست کاردان بسپار. فلانی کمیتش می لنگد؛ از او انتظار نداشته باش که کارش را درست انجام دهد.

مثال: در ریاضی کمیتش لنگ بود: یعنی در درس ریاضی بسیار ضعیف بود و خوب نمی فهمید. (ناتوانی، عجز)

گفتگوی هلاکوخان مغول با خلیفه عباسی درباره عدالت

گویند هلاکوخان مغول رو به خلیفه عباسی کرده و گفت: در هر اتاق از این قصر، ده کنیزک خزیده‌اند، مگر تو چند زن می‌توانی اختیار کنی؟

در مطبخت چند خوالیگر، طعام می‌پزند؟

از این سقف‌های بلند و دیوارهای محکم و سراپرده‌های مخملین چه حاصل؟

من، هلاکو، سردار مغول از همان غذایی می‌خورم که سپاهیانم می‌خورند و بر همان اسب می‌نشینم که سربازانم می‌نشینند و بر همان زمین می‌خوابم که سربازانم می‌خوابند.

- شما که بسیاری‌تان عالمان دین هستید و مردان خدا، به این سردار بگویید که حکمران ظالم مسلمان را دوست‌تر می‌داریم یا حاکم کافری که به عدل حکومت کند؟

مجلس ساکت شد در سرتاسر صحن مستنصریه کسی سخن نمی‌گفت، هلاکو پرسشی مهم پرسیده بود، به راستی کدام یک از این دو، مردمان را نفع بیشتری می‌رساند؟ حکمرانی که دم از دین می‌زند اما بساط ظلم می‌گسترند و اسباب جور فراهم می‌کند یا حاکمی را که کافر است اما بر مردمان به عدالت و برابری حکم می‌کند. مجلس همچنان ساکت بود.

پیری از میانه صحن به پا خاست و گفت: های سردار فاتح مغول، پاسخ پرسش خود را از من بشنو، ما مسلمانان بغداد، حکمرانی حکمران عادل کافر را بر حکمرانی مسلمان ظالم ترجیح می‌دهیم و اگر این نبود، تو امروز به سادگی بر دارالخلافه مسلمین دست نمی‌یافتی. بر ما حکمران کافری بگمار که به عدالت حکم براند. ما از حکومتی که به نام اسلام بر مسلمین ظلم کند، خسته‌ایم....

تفسیر آیه 8 سوره بینه - جزاؤهم عند ربِهم جنات عدْنٍ تجري من تحتها الأنهار - نتیجه استخاره

تفسیر آیه 8 سوره بینه - جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ - نتیجه استخاره

پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهاى هميشگى است كه از زير [درختان‌] آن، نهرها روان است، جاودانه در آن «همى» مانند؛ خدا از آنان خشنود است و [آنان نيز] از او خشنود، اين [پاداش‌] براى كسى است كه از پروردگارش بترسد.

ادامه نوشته

بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد رخت و لباس پاره به دردم نمی خورد

بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد

رخت و لباس پاره به دردم نمی خورد

ای آفتاب بر سر زینب طلوع کن

این چندتا ستاره به دردم نمی خورد

نزدیک تر بیا که کمی درد دل کنیم

تنها همین نظاره به دردم نمی خورد

ما را پیاده کن سرمان سنگ می خورد

این بودن سواره به دردم نمی خورد

چندین شب است منتظر صحبت توام

حرفی بزن اشاره به دردم نمی خورد

این ها مرا به مجلس خوبی نمی برند

بعد از تو استخاره به دردم نمی خورد

این سنگ ها هنوز حسابم نمی کنند

با این حساب چاره به دردم نمی خورد

این تکه حجم، موی مرا پر نمی کند

پس آستین پاره به دردم نمی خورد

علی اکبر لطیفیان

تعریف دلالت تصدیقی

تعریف دلالت تصدیقی

دالت لفظ بر مراد متکلم، چه مراد استعمالی و چه مراد جدی، را دلالت تصدیقی می‌گویند.

دعای استخاره (استَخیرُ بِکَ یاالله)

علامه مجلسى از برخى نوشته‏ هاى اصحاب از خط شيخ يوسف قطيفى نقل كرده، و او از خط آيت اللّه علامه، كه‏ از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده: هرگاه اراده كردى از كتاب عزيز استخاره كنى بعد از بسم اللّه بگو و بعد این دعای استخاره را مى خوانى:

دعای استخاره:

«اَللّهُمَّ إِنْ كانَ فِی قَضائِكَ وَ قَدَرِكَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِ نَبِیِّكَ، بِظُهُورِ وَلیِّكَ وَ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّكَ، فَعَجِّلْ ذلِكَ وَ سَهِّلْهُ وَ یَسِّرْهُ وَ كَمِّلْهُ، و اَخْرِجْ لِی آیَةً، اَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهی فِی عافِیَـة»

ترجمه‏ ى دعای استخاره:

اگر در قضا و قدرت اين است كه بر شيعه خاندان محمد (درود بر ايشان) به فرج ولی‏ات، و حجّتت بر بندگانت منّت بگذارى، از كتاب خود آيه‏ هاى براى ما بيرون آور، كه به آن بر اين كار راه يابيم.

سپس حاجت و مشكل خود را عنوان مى كنى و آن گاه قرآن را مى گشایى، پس از آن هفت ورق مى زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خویش را از آن آیه، دریاب.

دومین دعای استخاره:

برای استخاره اول وضو بسازد و سه بار فاتحة الکتاب و سه بار این دعا را بخواند:

الّلهم إنّي توکَّلْتُ عَلیكَ و تَفَأّلْتُ بِکِتَابِك فَأرِني ما هو المکتوب فی سرِّكَ المکنون في غَیبِك اللّهمَّ أنتَ الحَق أنزِل عَلَینا الحقَّ بِحَقِّ الحقِّ بِرَحمتكَ یا أرحَمَ الرّاحمینَ - أستخیرُ بكَ یا الله.

لبیک یا حسین  یعنی در معرکه تا پای جان بمان  بگذر از سر

لبیکَ یا حسین

یعنی؛ در معرکه تا پای جان، بمان

بگذر از سَر!

لبیکَ یا حسین

یعنی؛ نعشِ پسر

یعنی در این وداع، صبر مادر

یعنی؛ باور کنی، کربلا را

یعنی؛ تاب آوری، طعنه ها را

یعنی؛ باور کنی، کربلا را

یعنی؛ تاب آوری، طعنه ها را

یعنی؛ بیعت کنی، با شهـــــادت

یعنی؛ صبرِ جمیل، بر مصیبت

بشنو، ای دل

«هل مِن معین» می آید از کرب وُ بلا

بشنو، ای دل

«هل مِن معین» می آید از کرب وُ بلا

لکَ لبیک، یابن الزهرا

لکَ لبیک، یابن الزهرا

عاشورایی ست لبیک ما

لکَ لبیک، یابن الزهرا

عاشورایی ست… لبیک ما

لبیکَ یا حسین

لبیکَ یا حسین

یا ثارالله

هم‌ عهدی با شهید، عهدِ ما با خداست

“مِنهُم مَن‏ يَنتَظِرِ” تقدیرِ ماست

هم‌ عهدی با شهید، عهدِ ما با خداست

“مِنهُم مَن‏ يَنتَظِرِ” تقدیرِ ماست

می‌خوانیم “ربنا ثَبِت‏ اَقدامَنا”

تقدیرِ دشمنان، شمشیر ماست

لبیکَ یا حسین، حضرتِ ما

لبیکَ یا حسین، حجتِ ماست

لبیکَ یا حسین، حضرتِ ما

لبیکَ یا حسین، حجتِ ماست

از پیکارِ مدام، ترسمان نیست

“تا اِحدَى‏ الحُسنَيَين” قسمتِ ماست

از پیکارِ مدام، ترسمان نیست

“تا اِحدَى‏ الحُسنَيَين” قسمتِ ماست

با نغمه ی “وَ العاديات” جان می گیریم، در میدان ها

با نغمه ی “وَ العاديات” جان می گیریم، در میدان ها

لکَ لبیک، یابن الزهرا

عاشورایی ست… لبیکِ ما

لکَ لبیک، یابن الزهرا

عاشورایی ست… لبیکِ ما

لبیکَ یا حسین… لبیکَ یا حسین… لبیکَ یا حسین

یا ثارالله

لبیکَ یا حسین… لبیکَ یا حسین… لبیکَ یا حسین

یا ثارالله

دلتنگم… یا حسین

دلتنگِ کربلا

می گردم در پی ات، در هر رویـــا

دلتنگم… یا حسین

دلتنگِ کربلا

می گردم در پی ات، در هر رویـــا

محتاجم؛ چون زُهیر

محتاجِ یک نگاه

کِی پاکم می کنی؟

یا ثارالله

دلتنگم… یا حسین

دلتنگِ کربلا

می گردم در پی ات، در هر رویـــا

محتاجم؛ چون زُهیر

محتاجِ یک نگاه

کِی پاکم می کنی؟

یا ثارالله

می بوسم عاقبت، دستانت را

می گیری عاقبت، دستانم را

تا کِی بی تو؛ چنین زنده ماندن؟

کشته ما را؛ غمِ روضه خواندن

قرار، مــــا… هیأتی ها… این اربعین، کرب وُ بلا

قرار، مــــا… هیأتی ها… این اربعین، کرب وُ بلا

لکَ لبیک، یابن الزهرا

عاشورایی ست… لبیکِ ما

لبیکَ یا حسین

یا ثارالله

با اذنِ رهبرم، از جانم بگذرم

در راهِ این حرم، در راهِ یار

یا حیدر گویم وُ شمشیری جویم وُ اَندازم لرزه بر، جانِ کفار

هم پیمان گشته اند، کفر وُ تکفیر

شیطان است وُ زر وُ زور وُ تزویر

اما از وعده حق، دل آگاه است

پیروزِ این نبرد، حزب الله است

نماز صبح، در کربلا… نماز ظهر، در سامرا

نماز عصر، اِن شاء الله بقیع وُ مسجدالاقصی

لبیکَ یا علی… لبیکَ یا علی… لبیکَ یا علی

یا مرتضی

لبیکَ یا علی… لبیکَ یا علی… لبیکَ یا علی

یا مرتضی

DOWNLOAD

میثم مطیعی لبیک یا حسین

تفسیر آیه 40 سوره سبأ -وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ- نتیجه استخاره

تفسیر آیه 40 سوره سبأ - وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ - نتیجه استخاره

و [ياد كن‌] روزى را كه همه آنان را محشور مى‌كند، آنگاه به فرشتگان مى‌فرمايد: «آيا اينها بودند كه شما را مى‌پرستيدند»؟


و از آنجا که این گروه از ثروتمندان ظالم و طاغی در زمره مشرکان بودند و ادعا می‌کردند که ما فرشتگان را می‌پرستیم و آنها شفیعان ما در قیامت هستند، قرآن به پاسخ این ادعای بی‌اساس نیز پرداخته چنین می‌گوید: «و به خاطر بیاور روزی را که خداوند همه آنها (چه عبادت کنندگان و چه عبادت شوندگان) را محشور می‌کند، سپس فرشتگان را مخاطب ساخته می‌گوید: آیا اینها شما را عبادت می‌کردند»؟! (وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ یَقُولُ لِلْمَلائِکَةِ أَ هؤُلاءِ إِیَّاکُمْ کانُوا یَعْبُدُونَ).

هدف از سؤال فوق این است که از بیان فرشتگان حقایق گفته شود، تا این گروه عبادت کننده سر افکنده و شرمنده شوند، و بدانند آنها از عمل اینها کاملا بیزارند.


نتیجه استخاره: انجام نده

نتیجه کلی: بد است در صورت انجام پشیمان خواهید شد و به مشکلاتی بر می‌خورید که فکرش را نمی کردید. ترک شود.

نتیجه ازدواج: به مشکلات بر می‌خورید و اذیت و آزار خواهید شد ترک شود و إلّا پشیمان خواهید شد.

نتیجه معامله: پس از زحمت زیاد در آخر هم به آن چیزی که در نظر دارید نمی‌رسید ترک شود.

تأثیر انقلاب اسلامی در پیشرفت تفسیر قرآن و علوم قرآنی

در صدمین سال احیای حوزه علمیه قم به دست مرحوم آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی قرار داریم؛ صد سالی که حوزه با تحولات شگرفی نسبت به گذشته روبه‌رو بوده است؛ از جمله تحول در توجه بیشتر به قرآن و تفسیر آن.

تأثیر انقلاب اسلامی در پیشرفت تفسیر قرآن و علوم قرآنی

خبرنگار ایکنا برای بررسی تحولات تفسیری صد سال اخیر حوزه به خصوص تحولات ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی، با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین علوی مهر، استاد جامعه‌المصطفی(ص) و عضو گروه علوم قرآن و تفسیر دانشگاه عالی قرآن و حدیث مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره)، گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید:

ایکنا _ امسال صدمین سال بازتأسیس و احیای حوزه قم است. به نظر شما تحولات تفسیری در این سده چگونه بوده است؟

ادامه نوشته

تفسیر آیه 41 سوره الرحمان : يُعرَف المجرمونَ بسيماهم فيُؤخذ بالنّواصي والأقدام - نتیجه استخاره

تفسیر آیه 41 سوره الرحمان - يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ - نتیجه استخاره

تبهكاران از سيمايشان شناخته مى‌شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند.


آری در آن روز سؤال نمی‌شود، بلکه «مجرمان از چهره‌هایشان شناخته می‌شوند» (یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ).

گروهی دارای چهره‌های بشاش نورانی و درخشانند که بیانگر ایمان و عمل صالح آنهاست، و گروهی دیگر صورتهائی سیاه و تاریک و زشت و عبوس دارند که نشانه کفر و گناه آنهاست، چنانکه در آیات 39 تا 41 سوره عبس می‌خوانیم: «در آن روز چهره‌هائی درخشان و نورانیند، و چهره‌هائی تاریک، که سیاهی مخصوصی آن را پوشانیده».

سپس می‌افزاید: «و آنگاه آنها را از موهای پیش سر، و پاهایشان می‌گیرند» و به دوزخ می‌افکنند! (فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصِی وَ الْأَقْدامِ).

گرفتن مجرمان با موی پیش سر، و پاها، ممکن است به معنی حقیقی آن باشد که مأموران عذاب این دو را می‌گیرند و آنها را از زمین برداشته، با نهایت ذلت به دوزخ می‌افکنند، و یا کنایه از نهایت ضعف و ناتوانی آنها در چنگال مأموران عذاب الهی است، که این گروه را با خواری تمام به دوزخ می‌برند، و چه صحنه دردناک و وحشتناکی است آن صحنه!


نتیجه استخاره: هرگز انجام نده

نتیجه کلی: بسیار بد است به‌هیچ‌وجه مناسب نیست انجام ندهید که پشیمانی شدید دارد.

نتیجه ازدواج: به‌هیچ‌وجه مورد مناسبی را انتخاب نکرده‌اید از این انتخاب پشیمان می‌شوید انجام ندهید.

نتیجه معامله: ضرر مالی و اعتباری دارد و اعتبار شما به‌شدت زیر سوال می‌رود انجام ندهید.

أُفٍّ عَلى النَحوِ وَأَربابِهِ - قَد صارَ مِن أَربابِهِ نِفطَوَيه

لَو أُنزِلَ الوَحيُ عَلى نِفطَوَيه

لَكانَ ذاكَ الوَحيُ سُخطاً عَلَيه

وَشاعِرٌ يُدعى بِنِصفِ اِسمِهِ

مُستأهلٌ لِلصَفعِ في أَخدَعَيه

أُفٍّ عَلى النَحوِ وَأَربابِهِ

قَد صارَ مِن أَربابِهِ نِفطَوَيه

أَحرَقَهُ اللَهُ بِنِصفِ اِسمِهِ

وَصَيَّرَ الباقي صُراخاً عَلَيه

در پی اختلاف نفطویه که اهل نحو است و ابن درید که لغوی است، ابن درید علیه وی شعر فوق را می سراید که در جایی از آن همانگونه که ملاحظه می فرمایید می گوید:

اُف بر نفطویه و اربابان نحو که نفطویه از جمله ی آنان شده است خداوند او را به نصفِ اسمش [نفت] بسوزاند و نصف دیگرش را شیون و ناله برایش قرار دهد [وِیه]

ايهما افضل الحاكم المسلم الظالم ام الحاكم الكافر العادل

قيل للامام علي عليه السلام: ايهما افضل الحاكم المسلم الظالم ام الحاكم الكافر العادل؟

قال عليه السلام: بل الحاكم الكافر العادل لان عدله لنا وكفره له .. واما الحاكم الظالم المسلم فاسلامه له وظلمه علينا.

از امام علي (ع) پرسيدند: كدام بالاتر و افضل هستند حاكم مسلمان ستمگر يا حاكم كافر دادگر؟ ايشان پاسخ دادند: فرمانروای كافر دادگر برتر و بهتر است؛ زيرا دادگری كافرِ دادگر، برای ماست و كفرش برای خودش؛ اما فرمانروای ستمگر مسلمان، اسلامش برای خودش است و ستمش بر ضد ما!

ناقل التّمر إلى هَجَر

و من كتاب له (علیه السلام) إلى معاوية جواباً. [قال الشريف: و هو من محاسن الكتب]:

أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَانِي كِتَابُكَ تَذْكُرُ فِيهِ اصْطِفَاءَ اللَّهِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) لِدِينِهِ وَ تَأْيِيدَهُ إِيَّاهُ لِمَنْ أَيَّدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ؛ فَلَقَدْ خَبَّأَ لَنَا الدَّهْرُ مِنْكَ عَجَباً إِذْ طَفِقْتَ تُخْبِرُنَا بِبَلَاءِ اللهِ تَعَالَى عِنْدَنَا وَ نِعْمَتِهِ عَلَيْنَا فِي نَبِيِّنَا، فَكُنْتَ فِي ذَلِكَ كَنَاقِلِ التَّمْرِ إِلَى هَجَرَ أَوْ دَاعِي مُسَدِّدِهِ إِلَى النِّضَالِ؛ وَ زَعَمْتَ أَنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ فِي الْإِسْلَامِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ، فَذَكَرْتَ أَمْراً إِنْ تَمَّ اعْتَزَلَكَ كُلُّهُ وَ إِنْ نَقَصَ لَمْ يَلْحَقْكَ ثَلْمُهُ؛ وَ مَا أَنْتَ وَ الْفَاضِلَ وَ الْمَفْضُولَ وَ السَّائِسَ وَ الْمَسُوسَ، وَ مَا لِلطُّلَقَاءِ وَ أَبْنَاءِ الطُّلَقَاءِ وَ التَّمْيِيزَ بَيْنَ الْمُهَاجِرِينَ الْأَوَّلِينَ وَ تَرْتِيبَ دَرَجَاتِهِمْ وَ تَعْرِيفَ طَبَقَاتِهِمْ؟! هَيْهَاتَ، لَقَدْ حَنَّ قِدْحٌ لَيْسَ مِنْهَا وَ طَفِقَ يَحْكُمُ فِيهَا مَنْ عَلَيْهِ الْحُكْمُ لَهَا. أَ لَا تَرْبَعُ أَيُّهَا الْإِنْسَانُ عَلَى ظَلْعِكَ وَ تَعْرِفُ قُصُورَ ذَرْعِكَ وَ تَتَأَخَّرُ حَيْثُ أَخَّرَكَ الْقَدَرُ؟ فَمَا عَلَيْكَ غَلَبَةُ الْمَغْلُوبِ وَ لَا ظَفَرُ الظَّافِرِ؟ [فَإِنَّكَ] وَ إِنَّكَ لَذَهَّابٌ فِي التِّيهِ، رَوَّاغٌ عَنِ الْقَصْدِ.

بررسی واژگان

خَبَّأ... عَجَباً: امر عجيبى را پنهان داشت.
طَفِقْتَ: آغاز كردى.
بَلَاءُ اللَّهِ: انعام و احسان خداوند.
نَاقِلُ التَّمْرِ الى هَجَرِ: خرما به «هجر» برد «هجر»، شهرى در بحرين بوده، كه خرمايش معروف بوده است، اين ضرب المثل مشابه مثلى كه ما مى گوئيم، زيره به كرمان برد.
الْمُسَدِّد: معلم تيراندازى.
الْنِضَال: مسابقه تيراندازى.
اعْتَزَلَ: دورى كرد، كناره گرفت.
ثَلْمُهُ: عيبش.
الْطُلَقَاء: اسيران آزاد شده كه ابو سفيان و معاويه از آن جمله اند.
حَنَّ: صدا كرد.
الْقِدْح: تير، زمانيكه تيرى با تيرهاى ديگر متفاوت باشد به هنگام پرتاب صدايى خاص و متفاوت از بقيه خواهد داشت و اين مثل «حنَّ قدح ليس منها»، در مورد كسى گفته ميشود كه به قومى افتخار ميكند كه از آنان نيست.
الْظَلْعِ: لنگيدن، شأن.
الَا تَرْبَعُ... عَلَى ظَلْعِكَ: چرا در حد خود نمى ايستى.
الذَرْع: باز بودن دست (توانمندى)، به مقدار نيز گفته اند.
ذَهَّاب: بسيار رونده.
التِّيه: گمراهى.
الرَوَّاغ: بسيار منحرف شونده.
الْقَصْد: اعتدال.

ادامه نوشته

علی اشرف فتحی|حیدر همتی (تأثیر راهپیمایی اربعین در تحکیم دین)

علی اشرف فتحی|حیدر همتی (تأثیر راهپیمایی اربعین در تحکیم دین)

علی اشرف فتحی|حیدر همتی (تأثیر راهپیمایی اربعین در تحکیم دین)

پیاده‌روی اربعین یکی از مناسک مذهبی شیعیان است که در سالیان اخیر مورد اقبال جمع زیادی از مسلمانان قرار گرفته و به نماد مناسک شیعی و عرصه قدرت‌نمایی شیعیان تبدیل شده است. در همین راستا، مطالعات پیرامون اربعین و پیاده‌روی اربعین نیز در سالیان اخیر افزایش یافته است و بسیاری از پژوهشگران و جامعه‌شناسان به تحلیل و بررسی این رویداد مهم پرداخته‌اند.

به همین مناسبت نشستی با عنوان «بررسی تحلیل‌های راهپیمایی اربعین» با حضور علی اشرف فتحی، پژوهشگر و استاد حوزه قم و حجت‌الاسلام حیدر همتی، مولف و استاد حوزه، در ایکنا برگزار شد که در ادامه بخش اول آن را که سخنان و تحلیل‌های علی اشرف فتحی است، می‌خوانید.

ادامه نوشته

برجستگی مفهوم مصیبت در زیارت عاشورا (دکتر امیر مازیار)

«حسین با که می‌جنگد؛ روایتی آیین‌شناسانه» با سخنرانی امیر مازیار، نویسنده و استاد دانشگاه هنر در باشگاه اندیشه برگزار شد که گزیده‌ای از مباحث آن را می‌خوانید؛

عنوان بحث یا پرسشی که می‌خواهیم به آن پاسخ دهیم این است که؛ حسین(ع) با که می‌جنگید؟ من می‌خواهم از اینجا شروع کنم. بحثی که من می‌کنم در شناخت آیین است، چون در واقع آنچه در رابطه با امام حسین(ع) با آن روبرو هستیم در معنای دقیق کلمه آیین است و تا مختصات خود آیین را نشناسیم و ندانیم داریم چکار می‌کنیم، ممکن است دشواری‌هایی که بر سر فهم مسائلی که اتفاق می‌افتد وجود دارد برایمان حل نشود. از سوی دیگر مطالعات مربوط به آیین در جامعه ما بسیار کم است. در متون دین‌شناسانه ما کاملا جای خالی بحث چیستی آیین را می‌بینیم. منظورم از آیین، اعمال و مناسکی است که در دین وجود دارد و بخش اساسی دین را تشکیل می‌دهد ولی معمولا توجه جدی به آن وجود ندارد که این چیست و چه می‌کند. زاویه ورود من به این بحث از این مدخل است.

نکته دیگر اینکه انگیزه طرح این بحث از محرم امسال اتفاق افتاد. در اوایل محرم امسال حوادث تلخی در جامعه ما رخ داد و در فضای عمومی بازتاب داشت. به این شکل؛ کسانی که دارند این همه عزاداری می‌کنند چرا ظلم موجود در جامعه را نمی‌بینند؟ اینها دارند برای که عزاداری می‌کنند؟ اگر ادعا می‌کنند امام حسین(ع) در راه مبارزه با ظلم جانش را فدا کرد و اینها پیروان آن حسین(ع) هستند چرا واکنشی از آنها نمی‌بینیم؟ این سوال، سوال مهمی است. البته طرح این سوال از یک طرف دیگر عجیب است چون گویی در جامعه ما روند حرکت به این سمت است که هرچه بیشتر می‌خواهیم دین از عرصه سیاست کنار کشیده شود ولی با این وجود، این پرسش نسبت به دینداران مطرح می‌شود. من می‌خواهم وارد همین بحث شوم و مقصود من پاسخی است به این پرسش. محوری‌ترین امر این است؛ مشخص کنیم حسین(ع) با که می‌جنگید تا کسانی که پیروان حسین(ع) هستند خودشان را موظف ببیند در آن راه حرکت کنند.

عظمت واقعه کربلا در تاریخ

مطابق یک روایت تاریخی که البته جزئیات زیادی از آن روایت نمی‌دانیم، می‌دانیم در عاشورا واقعه عظیمی درگرفت و در آن جنگ، حسین بن علی(ع) و جمع مهمی از یارانش و خاندانش که خاندان پیامبر(ص) بودند قتل عام شدند. این حادثه، حادثه بزرگی در جهان اسلام بوده است. این حادثه طرفی داشته یعنی کسی این جنگ را برپا داشته و این واقعه را رقم زده است. طرف مقابل آنها یعنی اصحاب و یاران امام حسین(ع) که به آن حضرت تعلق خاطر داشتند، بعد از این واقعه منقلب و خونخواه حسین(ع) شدند و به خونخواهی او بلند شدند و جنگ‌هایی درگرفت و آنقدر این حادثه بزرگ بود که می‌طلبید افرادی به خونخواهی بلند شوند.

سده‌ها گذشت و مسببان آن ماجرا رفتند و آن سلسله برچیده شد و آدم‌های دیگری آمدند، اما ما می‌بینیم در متون دینی و آیین عاشورا گویی از ما خواسته شده که این جنگ تمام نشده و این جنگ زنده است و شما باید بجنگید. سوال این است با که باید در جنگ باشیم و برای چه این جنگ را انجام دهیم؟ وقتی در زیارت عاشورا می‌گوییم «حرب لکم حاربکم» معنایش همین است.

برخی که می‌خواهند این عبارت را تفسیر کنند آن را تعمیم می‌دهند و می‌گویند مثلا اهل سنت دشمن ما هستند. این حرف عجیبی با ثمرات بسیار بد است. می‌شود جور دیگری هم به این قضیه فکر کرد. باید به متن زیارت عاشورا برگردیم و ببینم در متن زیارت عاشورا چه گفته می‌شود و چه اتفاقی دارد می‌افتد. همانطور که دیگران هم گفتند وقتی به متن زیارت عاشورا صرف نظر از اینکه اعتبار دارد یا اعتبار ندارد، نگاه کنیم، بوی جنگ را می‌شنویم. گروهی تدارک جنگ دیدند، سلاح‌ها را آماده کردند و جمع شدند و فاجعه‌ای را رقم زنند. این زیارت متنی نزدیک به واقعه است، چون جزئیات نظامی واقعه را هم ذکر می‌کند. به نظر من این متن جزئی از ادبیات حرب است. ادبیات حرب در عالم اسلام ادبیات مهمی است. اساسا شکل‌گیری دین اسلام با جنگ‌های مهمی همراه است.

برجستگی مفهوم مصیبت در زیارت عاشورا

ادبیات حرب به طور عمومی نوعی دعوت به جنگ است ولی ادبیات جنگ قابلیت این را دارد تبدلات گوناگونی بپذیرد و این ادبیات جنگ در متون دینی رنگ دینی پیدا کرده است. متن زیارت عاشورا چنین چیزی است اما یک اتفاقی در آن می‌افتد و آن اینکه چیزهای دیگری در آن وارد شده است مثلا گفته می‌شود واقعه عاشورا مصیبت خیلی بزرگی بر اهل اسلام و حتی اهل آسمان بوده است. به این ترتیب مفهوم مصیبت در این متن یک برجستگی پیدا می‌کند تا آنجا که گفته می‌شود من مصیبت‌زده هستم و از خدا می‌خواهم بر این مصیبت به من اجر بدهد و خدا را شکر می‌کنم که اهل این مصیبت شدم. گویی من یک متن جنگی می‌خوانم بعد می‌گویم مصیبتی بر من وارد شده و اجر بر این مصیبت را می‌طلبم.

نکته اینجا است که این واقعه تبدیل به یک مصیبتی شده که برای آن اجر می‌خواهم نه اینکه تبدیل به جنگی شود که بابت آن جنگ اجر بخواهم. در واقع مومنی که متن زیارت عاشورا را می‌خواند و در مفهوم حرب و سلم تامل می‌کند این جنگ را به جنگ خودش با نفس خودش تبدیل می‌کند. همه ما وقتی در مجالس عزا شرکت می‌کنیم به مجلس جنگ نمی‌رویم، به این مجالس می‌رویم که پاک شویم و با بدی‌های خودمان بجنگیم. اصلا این منطق امر دینی است. ماجرای امام حسین(ع) یک واقعه سیاسی است ولی در آن لحظه‌ای که این بعد را پیدا می‌کند و وارد زبان خاص دین می‌شود تبدیل به عبادت می‌شود.

خود این مسئله فی حد نفسه درونی کردن امر بیرونی است. امری در زمین اتفاق افتاد ما اینگونه آن را درونی کردیم. وقتی شما امر بیرونی را درونی می‌کنید امر درونی پنهان است و مخاطبانش درون‌گرایان هستند و آحاد جامعه درگیر آن نمی‌شوند. چه می‌کنیم که یک مرحله دیگری اتفاق بیفتد و این امر درونی شکل بیرونی برای خودش پیدا کند؟ اینجا بحث آیین مطرح می‌شود. آیین؛ جنگ درونی‌شده را به نمایش امر بیرونی تبدیل می‌کند. بر این اساس آیین، نمایش و محاکات جنگ درونی است.

خیلی وقته پای دلم پیش تو گیره سیدرضا نریمانی

خیلی وقته، پای دلم پیش تو گیره

با تو بودن، موجب حس بی نظیره

همه دنیام، خلاصه میشه تو گدایی

درو وا کن، جلوی خونت یه فقیره

میدونم، که واسه من

بردن اسم تو گنده تر از دهنه

عاشق واقعی اون

مرده که از همه غیر تو دل بکنه

اونی که، قید همه

زندگیشو پای یک نگاهت بزنه

حسین…

با دل در به درم

انگاری چرخ زمونه حسابی لجه

ولی حسی میگه که

از این ستون تا به اون ستونم فرجه

قبولم کن یا حسین

روی شونم میدونم که یه بار کجه

حسین…

تا یه زائر، میرسه از راه زیارت

پیش چشماش، میکنم احساس حقارت

چه شیرینه، طعم رسیدن به ضریحت

کاری کن تا، واسه بدا هم بشه قسمت

تموم دار و نداره

دل عاشق من شده غصب حرم

دخیل حاجتمو

قلب شکسته و اشک دیگه بست به حرم

شبای جمعه حرم

نزدیک صبحا حسابی میچسبه حرم

حسین…

شبای جمعه فضا

توی حرم میشه باز مادرو پسری

میپیچه با صدای

گریه ی فاطمه عطر سیب سحری

نمیشه گفت به زبون

با چه حالی میشه ثانیه ها سپری

حسین…

از تموم، حرف و حدیثا چه ملالی

با تو هستم،‌ سوار موج بیخیالی

هرچی باشم، نون و نمک خوردتم ارباب

زیر سایت، بوده گرفتم پر و بالی

نکنه، روزی بیاد

عذر منو تو بخوای با یه قلب پر و

نکنه راستی بگی

چشمای من نمیخواد که ببینه تو رو

بگی با ناراحتی

بارتو جمع کن و از توی روضه برو

حسین…

واسه تو چیزی که نیست

تا بسازی با نگاهت ازم یه زهیر

کمکم کن آقا جون

آخر قصه من بشه ختم بخیر

چی میشه چشم تو چشت

روی پاهات بمیرم مثل حر و بریر

حسین…

تلاوت سوره تکویر گروه‌ هم‌ خوانی تسنیم

تلاوت سوره تکویر گروه‌ هم‌ خوانی تسنیم

گروه‌ هم‌خوانی و مدیحه‌سرایی تسنیم استان اصفهان در ایام اربعین و ماه صفر اقدام به انتشار نماهنگی جدید کرده است.

این گروه‌ هم‌خوانی جدیدترین اثر خود را که به تلاوت سوره مبارکه تکویر اختصاص دارد، بر اساس تلاوت خاطره‌انگیز استاد «سعید مسلم» از این سوره انجام داده است.

تصاویر مربوط به این اثر در مسجد احمدآباد شهر دُرچه ضبط شده است.

أشبَهُ النّاسِ خَلقاً و خُلقا و مَنطِقاً بِرَسولِ (مقام والای حضرت علی اکبر ع)

طاووس بهشتیان و امام زمان (عج)

حجت‌الاسلام علیرضا خاتم کارشناس مذهبی و پژوهشگر اهل بیت (ع) در گفت‌وگو با فارس درباره حضرت علی اکبر (ع) گفت: در توصیف عظمت حضرت علی اکبر (ع) همین بس که طاووس بهشتیان و امام زمان (عج) زائر اوست و در رثای او چنین سخن می‌گوید: «سلام بر تو‌ ای علی اکبر، اول فدایی از بهترین نسل ابراهیم خلیل. شهادت می‌دهم که تو از هر کس اولی به خدا و رسولش هستی و خداوند ما را به زیارت تو و رفاقت جد و پدر، عمو، برادر و مادر مظلومه‌ات، موفق بدارد. من از دشمنان و کشندگان تو بیزارم و از خداوند می‌خواهم با تو در نعیم ابدی بوده و همیشه از دشمنانت دور باشم. سلام و رحمت خدا بر تو باد.» (بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۶۹ «زیارت ناحیه مقدسه»)

أشبَهُ النّاسِ خَلقاً و خُلقا و مَنطِقاً بِرَسولِ (مقام والای حضرت علی اکبر ع)

شبیه‌ترین مردم به پیامبر (ص)

وی ادامه داد: علی اکبر (ع) تجدید نسخه‌ای از وجود خاتم انبیاء بر آفاق بود و از این‌رو آن حضرت را «أشبَهُ النّاسِ خَلقاً و خُلقا و مَنطِقاً بِرَسولِ؛ (مقتل الحسین (ع)، خوارزمی، ج٢، ص٣٠؛ لهوف، ص۶۷) از نظر صورت، سیرت و سخن گفتن، شبیه‌ترین مردم به پیامبر» دانسته‌اند. از این کلام در می یابیم که حضرت علی اکبر (ع) از رسول خدا سه ویژگی خَلق، خُلق، و منطق را به ارث برده‌اند.

ادامه نوشته

دکتر مسعود صادقی (فلسفه، تاریخ و پیشرفت)

مسعود صادقی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، امروز چهارشنبه ۲۳ شهریورماه در مدرسه تابستانی «اندیشه پیشرفت؛ مباحثی در فلسفه، علم و تاریخ»، که از سوی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار می‌شود با موضوع «فلسفه، تاریخ و پیشرفت» سخنرانی کرد.

دکتر مسعود صادقی (فلسفه، تاریخ و پیشرفت)

در ادامه گزیده سخنان وی را می‌خوانید:

ادامه نوشته

دریافت جزوه آموزش تسبیحات حضرت زهرا(س) به کودکان

جزوه آموزش تسبیحات حضرت زهرا (س) در قالب داستان و رنگ‌آمیزی به کودکان به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی با عنوان «وقتی که تسبیح شدیم» منتشر شد.

دریافت جزوه آموزش تسبیحات حضرت زهرا(س) به کودکان

این جزوه از سوی کارگروه کودک مدرسه دانشجویی اهل بیت نبوت(ع) زیر نظر مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت(ع) به منظور اهدا در مسیر پیاده‌روی اربعین حسینی و با هدف آشنایی ذهن کودک با تسبیحات حضرت زهرا(س) آماده شده است.

هزینه این فایل هدیه، یک صلوات برای تعجیل فرج امام زمان(عج) و اِهتمام به خوش‌‌رویی و خوش‌اخلاقی با کودکان عنوان شده است.

جزوه با این مطلع شروع می‌شود که «خانه مادربزرگ رفته‌ای؟ همیشه در خانه مادربزرگ‌ها یک جاهای مخفی هست. وسیله‌هایی که خیلی دوست داری آن‌ها را داشته باشی. من امروز می‌خواهم ماجرای یک جعبه را برای شما بگویم. یک جعبه پر از وسیله‌هایی که همه شما عاشقش هستید. پر از مروارید، مهره‌های رنگی و نخ‌های زرد و قرمز و آبی ...

این جعبه همیشه بالای کمد بود. گاهی مادربزرگ آن را پایین می‌آورد و با آن‌ها چیزهای جالب درست می‌کرد...».

دانلود جزوه آموزش تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

تفسیر آیه 66 سوره نساء - وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا - نتیجه استخاره

تفسیر آیه 66 سوره نساء - وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا - نتیجه استخاره

و اگر بر آنان مقرر مى‌كرديم كه تن به كشتن دهيد، يا از خانه‌هاى خود به در آييد، جز اندكى از ايشان آن را به كار نمى‌بستند؛ و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مى‌شوند به كار مى‌بستند، قطعاً برايشان بهتر و در ثبات قدم ايشان مؤثرتر بود؛


در اینجا برای تکمیل بحث گذشته در باره کسانی که از داوریهای عادلانه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله گاهی احساس ناراحتی می کردند اشاره به پاره ای از تکالیف طاقت فرسای امم پیشین کرده و می گوید: ما تکلیف شاق و مشکلی بر دوش اینها نگذاشتیم، اگر همانند بعضی از امم پیشین (مانند یهود که پس از بت پرستی و گوساله پرستی به آنها دستور داده شد که یکدیگر را به کفاره این گناه بزرگ به قتل برسانند و یا از وطن مورد علاقه خود بیرون روند) به اینها نیز چنین دستور سنگین و سختی را می دادیم، چگونه در برابر انجام آن طاقت می آورند، اینها که در باره آبیاری کردن یک نخلستان و داوری پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نسبت به آن، تسلیم نیستند، چگونه می توانند از عهده آزمایش های دیگر در آیند «مسلما اگر به آنان دستور می دادیم که یکدیگر را بکشید و یا از وطن و خانه خود خارج شوید، تنها عده کمی از آنها آن را انجام می دادند» (وَ لَو أَنّا کتَبنا عَلَیهِم أَنِ اقتُلُوا أَنفُسَکم أَوِ اخرُجُوا مِن دِیارِکم ما فَعَلُوهُ إِلّا قَلِیلٌ مِنهُم).

سپس به دو فایده انجام دستورات الهی اشاره کرده، می فرماید: «اگر آنها اندرزهای خدا و پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را بپذیرند هم به سودشان است، و هم باعث تقویت ایمان آنهاست» (وَ لَو أَنَّهُم فَعَلُوا ما یوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیراً لَهُم وَ أَشَدَّ تَثبِیتاً).

از فرمانها و احکام الهی تعبیر به موعظه و اندرز شده، اشاره به این که این احکام چیزی نیست که به سود فرماندهنده (خدا) بوده باشد، بلکه اندرزهاییاست که به سود خود شماست.

جالب این که می گوید: «هر قدر انسان در مسیر اطاعت فرمان خدا گام بردارد ثبات و استقامت او بیشتر میشود» در واقع اطاعت فرمان خدا یک نوع ورزش روحی برای انسان است.


نتیجه استخاره: انجام بده

نتیجه کلی: خوب است با صبر و حوصله به نتیجه دلخواه می‌رسی.

نتیجه ازدواج: هیچ کاری بدون زحمت نیست ولی چیزی که با زحمت بدست آید ارزش دیگری دارد إن‌ شاء الله که مبارک است.

نتیجه معامله: با افراد خبره مشورت کن و سپس انجام بده.

أَ لَيْسَ اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ مِنَ اَلْفَرَجِ

امام رضا (علیه السلام)

فِي كِتَابِ كَمَالِ اَلدِّينِ وَ تَمَامِ اَلنِّعْمَةِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شَيْءٍ مِنَ اَلْفَرَجِ قَالَ: أَ لَيْسَ اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ مِنَ اَلْفَرَجِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ: فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ اَلْمُنْتَظِرِينَ.

تفسير نور الثقلين, ج۲, ص۲۹۷

لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ وَرَعَ لَهُ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ

امام رضا (علیه السلام)

ك، [إكمال الدين]، اَلْهَمَدَانِيُّ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ مَعْبَدٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ قَالَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ : لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ وَرَعَ لَهُ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْمَلُكُمْ بِالتَّقِيَّةِ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَمَنْ تَرَكَهَا قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَيْسَ مِنَّا.

كمال الدين: بسندش تا امام رضا (عليه السّلام) فرمود: دين ندارد كسى كه ورع ندارد، و ايمان ندارد كسى كه تقيه ندارد راستى گرامى‌تر شما نزد خدا آنكه بيشتر به تقيه كار كند پيش از ظهور قائم ما، هر كه تركش كند پيش از خروج قائم ما از ما نيست.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام, ج ۷۲, ص۳۹۵

إن الله تبارك وتعالى أخذ ميثاق أوليائنا على الصبر في دولة الباطل

الحسين بن محمد، ومحمد بن يحيى [جميعا] عن محمد بن سالم بن أبي سلمة، عن الحسن بن شاذان الواسطي قال: كتبت إلى أبي الحسن الرضا (عليه السلام) أشكوا جفاء أهل واسط وحملهم علي وكانت عصابة من العثمانية تؤذيني.

فوقع بخطه:

إن الله تبارك وتعالى أخذ ميثاق أوليائنا على الصبر في دولة الباطل فاصبر لحكم ربك، فلو قد قام سيد الخلق لقالوا: يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن وصدق المرسلون.

كلينى در كافى از حسن بن شاذان واسطى روايت كرده كه گفت: نامه اى بخدمت حضرت امام رضا عليه السّلام نوشتم و از ناسازگارى و تعدى مردم واسط كه از پيروان عثمان بودند، و بمن آزار ميرساندند، شكايت نمودم. حضرت بخط مبارک مرقوم فرموده بودند كه: خداوند جل ذكره از دوستان خود عهد و پيمان گرفته كه در دولت باطل صبر پيشه سازند؛ بنا بر اين تو هم بحكم پروردگارت صبر كن، كه چون سرور مردم قيام كند پيروان باطل را از قبر بيرون آورده انتقام دوستان مظلوم ما را از آنها بگيرد در آن موقع است كه آنها مى گويند: مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ يعنى: چه كسى ما را از گورمان بيرون آورد؟ اينست آن روزى كه خداوند وعده داده و فرستادگان خداوند راست گفتند.

کافی ج۸ص۲۴۷

بحار الانوار ج۵۳ص۸۹

تفسیر برهان ج۴ص۵۷۹

أَمَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حتّی تُمَیَّزُوا وَ تُمَحَّصوا

احادیث ذیل آیه ۱۶ سوره توبه

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللهُ‌ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللهِ ‌ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً وَ اللهُ‌ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ [16]

آيا چنين پنداشتيد كه [به حال خود] رها مى‌شويد درحالى‌كه خداوند هنوز كسانى را كه از شما جهاد كردند و غير از خدا و پيامبرش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند


الکاظم (علیه السلام)- عَنِ الْبَزَنْطِی قَالَ قَالَ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) أَمَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّی تُمَیَّزُوا وَ تُمَحَّصُوا وَ حَتَّی لَا یَبْقَی مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَرُ ثُمَّ تَلَا أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ یَعْلَمَ الصَّابِرِینَ.

امام کاظم (علیه السلام)- بزنطی گوید: امام (علیه السلام) فرمود: «به خدا قسم! آنچه شما چشم به‌سوی آن دوخته‌اید واقع نمی‌شود مگر بعد از اینکه تمیز داده شوید و امتحان بدهید و تا هنگامی‌که جز دسته‌ای اندک کسی از شما (شیعیان) نماند». سپس این آیه را تلاوت فرمود: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ - آیا چنین پنداشتید که [تنها با ادّعای ایمان] وارد بهشت خواهید شد، درحالی‌که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخّص نساخته است؟! (آل عمران: ۱۴۲)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۶، ص۵۸ بحار الأنوار، ج۵۲، ص۱۱۳/ الغیبهًْ للطوسی، ص۵، ص۳۳۶

وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً (پیام امام رضا ع به حضرت عبدالعظیم حسنی)

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری فراخوان.

مشرق- شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا علیه‌السلام آورده است. امام(ع) این پیام را به وسیله حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده‌اند.

متن پیام این است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دل های خویش برای شیطان راهی نگشایند.

و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان.

و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست.

دوستان ما نباید فرصت های گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده‌ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت‌ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.

جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.

متن حدیث:

بسم الله الرحمن الرحیم

یا عبدالعظیم!

أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.

اختصاص، شیخ مفید، صفحه 241

للقآئم منّا غیبه أمرها طویل کأنّی بالشیعه یجولون جولان النعم

شیخ صدوق در حدیثی به سند خود از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده که فرمودند:

«للقآئم منّا غیبه أمرها طویل کأنّی بالشیعه یجولون جولان النعم فی غیبته یطلبون المرعی فلا یجدونه ألا فمن ثبت منهم علی دینه ولم یقس قلبه لطول أمد غیبه إمامه فهو معی فی درجتی یوم القیامه...»؛ (کمال الدین، ص 303 ؛ اعلام الوری، ص 426 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 109، ح 1.)

«برای قائم از ما غیبتی است که زمان و مدّت آن طولانی خواهد بود. گویا شیعه را می بینم که به مانند گوسفندان متحیّر و سرگردان به دنبال چراگاه می گردد ولی آن را نمی یابد. آگاه باشید! هرکس که در آن زمان بر دین خود ثابت قدم باشد و قلبش به جهت طولانی شدن مدت غیبت سخت نشود، او با من و در مرتبه من در روز قیامت خواهد بود»

منبع: رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص 330