بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد رخت و لباس پاره به دردم نمی خورد
بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد
رخت و لباس پاره به دردم نمی خورد
ای آفتاب بر سر زینب طلوع کن
این چندتا ستاره به دردم نمی خورد
نزدیک تر بیا که کمی درد دل کنیم
تنها همین نظاره به دردم نمی خورد
ما را پیاده کن سرمان سنگ می خورد
این بودن سواره به دردم نمی خورد
چندین شب است منتظر صحبت توام
حرفی بزن اشاره به دردم نمی خورد
این ها مرا به مجلس خوبی نمی برند
بعد از تو استخاره به دردم نمی خورد
این سنگ ها هنوز حسابم نمی کنند
با این حساب چاره به دردم نمی خورد
این تکه حجم، موی مرا پر نمی کند
پس آستین پاره به دردم نمی خورد
علی اکبر لطیفیان
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت ۹:۶ ب.ظ توسط دکتر سید مهدی مصطفوی
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی