علم حضرت امام باقر(ع)

📜علم امام باقر(ع)

کلینی، در گزارشی بیان می‌کند شهرت علمی امام باقر(ع) نه تنها در حجاز، بلکه در عراق و خراسان نیز فراگیر شده بود، مردمی از خراسان دورش حلقه زده و اشکالات علمی خود را از او می‌پرسیدند.

📚 الکافی: ۶، ۲۶۶.

شیخ حر عاملی، محدث و فقیه قرن یازدهم، گزارش می‌کند، امام باقر(ع) استدلال‌های اصحاب قیاس را رد می‌کردند.

📚وسائل الشیعه: ۱۸، ۳۹.

ابن ندیم، فهرست‌نگار قرن چهارم، از امام باقر(ع)، کتابی درباره تفسیر قرآن نام برده است.

📚الفهرست: ۵۹.

پ.ن: نگاره" امام محمد باقر(ع) به مردم مدینه آموزش می‌دهد "، نسخه احسن الکبار، قرن ۱۶ م.

توصیه اکید حضرت امام حسن علیه السلام درباره دانش اندوزی (كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ‏)

آيت الله العظمی جوادی آملی:

فرمايش امام مجتبی (سلام الله عليه) اين است که جانتان را ظرف دانش کنيد، چيزی ديگر نريزيد! مدام اين را بخوان، مدام آن را بخوان که چی؟ آخرش از آن چيزی در نمي‌آيد. بوعلی رساله عهد دارد، با خدايم عهد کردم که قصه نخوانم! حرف غير علمی نزنم! حرف غير علمی گوش ندهم! نوشته‌ های غير علمی نخوانم! با او عهد بستم. مگر اين دل، اين ظرف، اين قلب ظرفيت چقدر را دارد؟ اينها را از چه کسی ياد گرفتند؟ از همين بيان نورانی امام مجتبی (سلام الله عليه). فرمود دلتان را پُر از دانش کنيد، «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ‏».

۹۶/٨/٣

گوهر علم را به نااهلان نمى دهند (حکمت 288 نهج البلاغه)

گوهر علم را به نااهلان نمى دهند

گوهر علم را به نااهلان نمى دهند (حکمت 288 نهج البلاغه)

إِذَا أَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً، حَظَرَ عَلَيْهِ الْعِلْمَ.

هر گاه خدا بخواهد بنده اى را خوار كند، دانش را از او دور سازد.

بديهى است خداوند، هم حكيم است و هم عادل، و هرگز كارى برخلاف حكمت و عدالت نخواهد كرد، پست شمردن افراد به يقين براثر گناهان ومعاصى آنهاست و مفهوم اين سخن آن است كه افرادى كه براثر گناه از درگاه خداوند بيرون شوند خداوند بزرگ ترين موهبت را كه موهبت علم است از آنها منع مى كند. امام عليه السلام در اين كلام شريف مى خواهد درس مهم اخلاقى به همگان بدهد كه اگر علاقه اى به علم و دانش و محضر علما و دانشمندان نداشتيد بدانيد اين براثر تاريكى قلب شما و گناهانى است كه مرتكب شده ايد. علم، نور است و هيچ انسانى كه داراى چشم سالم است از نور نمى گريزد، اين خفاش صفت انند كه از نور وحشت دارند و در تاريكى ها به حركت درمى آيند.

حکمت 288

ظن متأخم به علم یعنی چه؟

اصطلاح «ظن متأخم به علم» در دانش اصول به چه معنا است؟

«ظنّ متأخّم به علم»، یا «ظنّ اطمینانى»، یا «ظنّ غالب»، و یا «ظنّ قوى»، همگى به ظنّ و گمانی گفته می‌شود که مردم عادى آن‌را به منزله علم تلقّى می‌کنند؛ و لذا به آن علم عرفى و عادى نیز گفته می‌شود. [1]

به عبارت دیگر، اگر حدس و گمان انسان در مورد چیزی به اندازه‌ای قوی باشد که تفاوت چندانی با دانش یقینی نداشته باشد، به آن «ظنّ متأخم به علم» می‌گویند.

[1] ملکى اصفهانى، مجتبى‏، فرهنگ اصطلاحات اصول، مقدمه، سبحانى تبریزى، جعفر، ج ‏1، ص 371، قم، عالمه، چاپ اول، 1379ش.

عالم فرمایش حضرت امام باقر علیه السلام

امام باقر (عليه السّلام) :

لا يكُونُ اَلْعَبْدُ عالِماً حَتّي لا يكُونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَنْ دُونَهُ.

هيچ بنده ای عالم نباشد تا اينكه به بالا دست خود حسد نبرد و زير دست خود را خوار نشمارد.

تحف العقول، ص293

العلمُ وحشي من تَرَك یمشي/العلم وحشي إن لم تکتبه یمشي

علمای قدیم گفته بودند

  • العلمُ وحشي من تَرَك یمشي

علم مانند صید وحشی در حال فرار است و صیاد اگر خسته شده جایی بنشیند و دنبالش نرود از صید می ماند.

  • العلم وحشي إن لم تکتبه یمشي

علم وحشی و فرار است

پس باید به دریافت های علمی پابند زد و مطالب را نوشت تا اگر مطلبی از خاطر رفت بتوان به آن رجوع کرد.

  • إذا حفظ وفهم المختصرات، فلينتقل إلى المبسوطات والمطوّلات مع الفهم الدقيق والعناية التامّة، ويقيّد فوائد العلم بالكتابة، وقيل: العلم وحشي إن تركته يمشي، فقيّدوا العلم بالكتابة. (https://lib.eshia.ir/71700/1/104)
  • العلم حرفٌ وتكراره ألفٌ، العلم وحشي إن ترك يمشي، العلم فرّار فاستعينوا عليها بالمدارسة، ويقولون: التكرار يعلم الشطار.

حکمت 107 نهج البلاغه: علم بی فایده کدام است

رُبَّ عَالِم قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَعِلْمُهُ مَعَهُ لاَ يَنْفَعُهُ

🟠 چه بسيار دانشمندى كه جهلش او را كشته در حالى كه علمش با اوست؛ اما به حالش سودى نمى بخشد.

✍ حضرت امیرالمومنین علیه‌ السلام از عالمان نادانى سخن مى‌گويد كه جهلشان قاتل آنها شده است در اين كه چگونه علم و جهل در وجود آن ها جمع مى شود تفسيرهاى مختلفى مى توان بيان كرد. از همه روشن تر اين كه علم اگر با عمل همراه نشود همچون جهل است، بنابراين، نكوهش امام عليه السلام از عالمانى است كه از علم خود بهره نمى گيرند و به آن عمل نمى كنند و سبب هلاكت مادى و معنوى آنها مى شود. این احتمال نیز وجود دارد که منظور از «جهل» صفات جاهلانه‌اى مانند غرور و تکبر و خودخواهى و سودجویى و ریاکارى باشد؛ هر گاه علم با این صفات نکوهیده جاهلانه همراه گردد عالم را به نابودى مى کشاند، نیز احتمال مى رود منظور این باشد که ظواهرى از علم دارد ولى به عمق آن نرسیده است و به تعبیرى دیگر، علم او فاقد بصیرت است. جمع میان این تفسیرها نیز مانعى ندارد.

حکمت 107

علم منشأ اقتدار العِلمُ سُلطَانٌ مَن وَجَدَه صَالَ

علم؛ منشأ اقتدار

امام علی علیه السلام:

«العِلمُ سُلطَانٌ مَن وَجَدَه صَالَ وَ مَن لَم یَجِدهُ صِیلَ عَلَیهِ».

دانش، سلطنت و قدرت است، هر كه آن را بيابد با آن يورش برد و پیروز شود و هر كه آن را نیابد بر او يورش برند و مغلوب گردد.

شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۳۱۹.

لا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا (نهج البلاغه حکمت 274)

عالم آن نیست که علم دارد

از کودکی به ما آموخته اند؛

هر کس علم ندارد جاهل است و هر کس علمی بیاموزد عالم است.

لکن با کمال تاسف باید گفت این نکته از اشتباهات است و از نگاه امیرمومنان علی علیه السلام، این تعریف برای عالم و جاهل، تعریف صحیحی نیست

نه عالم آن است که علم دارد.

نه جاهل آن است که علم ندارد.

بلکه برای تعریف این دو واژه باید گفت:

عالم آن است که به آنچه آموخته است، عمل کند

و هر کس به علم خود عمل نکند جاهل است هرچند تمام علوم را دانا باشد

مولای عارفان و عالمان می فرماید:

علم خود را جهل قرار ندهید... پس هرگاه آموختید، عمل کنید.

پس مواظب باشیم به دانسته های خود مغرور نشویم و خود را عالم مپنداریم.

هر چه بیشتر به علم خود عمل کردیم عالم تر خواهیم شد.

لا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا ... إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا...

نهج البلاغه حکمت 274

دلایل اثبات انحصاری بودن راه نص برای شناخت امام

دلائل انحصاری بودن اعتبار نص

برای اثبات انحصاری بودن راه نص برای شناخت امام و عدم اعتبار سایر راه‌های تعیین امام به وجوهی استدلال شده برخی از آنها عبارت‌اند از:

دلیل اول: نصب الهی امام

یکی از ویژگی‌های امام نصب الهی است یعنی امام باید از طرف خدا به این مقام و درجه نائل گردد. امت اسلامی موظفند از امامی متابعت کنند که منصوب از جانب خداوند تعالی باشد، حال چگونه می‌‌توانند این ویژگی مهم را احراز کنند؟ نصب امام فعل و جعل الهی است و این مطلب از راه‌های معمولی و در دسترس قابل احراز نیست و تنها راه شناخت امام منصوب، نص از جانب خداوند تعالی است[۱].

دلیل دوم: عصمت امام

امامیه از آنجا که منصب امامت را یک مقام و جایگاه ویژه می‌‌دانند و شرط امام را انصاف به عصمت می‌‌دانند و این وصف برای هیچ کس قابل تشخیص نیست، تنها راه تعیین و شناخت امام نزد آنان تنصیص است. یعنی خداوند تعالی از لسان نبی اکرم و یا امام منصوص، امامت فردی را به امت ابلاغ می‌‌فرماید و راه دیگری غیر از نص نمی‌تواند برای شناخت و معرفی امام معتبر باشد[۲].

به بیان دیگر ما مکلف به پیروی و اطاعت از امام معصوم هستیم و از سوی دیگر راهی برای شناخت او در دست نداریم پس اگر نصی در تعیین امام باشد وجوب اطاعت تکلیف به ما لا یطاق و محال خواهد شد[۳].

ادامه نوشته

كُلُّ وِعَاء يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ إِلاَّ وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِه

كُلُّ وِعَاء يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ إِلاَّ وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِه.

هر ظرفى بر اثر قرار دادن چيزى در آن از وسعتش كاسته مى شود مگر پيمانه علم كه هرقدر از دانش در آن جاى گيرد وسعتش افزون مى گردد!

حقيقت اين است كه در «وعاء» (ظرف) مادى گنجايش محدودى وجود دارد كه اگر چيزى در آن قرار دهند تدريجاً محدود و سرانجام پر مى شود به گونه اى كه قابل قرار دادن چيز ديگرى در آن نيست؛ ولى روح و فكر و قوّه عاقله انسان كاملاً با آن متفاوت است؛ هرقدر علوم تازه در آن قرار دهند گويى گنجايش بيشترى پيدا مى كند هر علمى سرچشمه علم ديگرى مى شود و هر تجربه اى تجربه ديگرى با خود مى آورد وبه يک معنا تا بى نهايت پيش مى رود و اين دليل اهميت فوق العاده آن و اشاره است به اين كه ما از فراگيرى علوم هرگز خسته نشويم كه واقعاً خسته كننده نيست، بلكه نشاط آور و روح پرور است. هنگامى كه انسان مى بيند در كنار نهالى كه از يک مسئله علمى در سرزمين مغز خود كاشته نهال هاى ديگرى جوانه مى زند و مى رويد و اطراف خود را پر گل مى كند، قطعاً به شوق و نشاط مى آيد.


حکمت 205

اَلْعِلْمُ رَأسُ الْخَيْرِ كُلِّهِ

رسول اکرم(ص):

اَلْعِلْمُ رَأسُ الْخَيْرِ كُلِّهِ

دانایی راس همه خوبیهاست.

بحارالانوار


حدیث نصب شده در محل دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور با رهبر انقلاب.

۱۴۰۲/۷/۲۵

جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور با حضور در حسینیه امام خمینی(ره)، با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

سزاوارترین دانش لإمامُ الكاظمُ ع:  أولى العِلمِ بِكَ ما لا يَصلُحُ لَكَ العَمَلُ

شهادت جانسوز امام کاظم علیه السلام تسلیت باد

سزاوارترین دانش:

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام :

أولى العِلمِ بِكَ ما لا يَصلُحُ لَكَ العَمَلُ إلاّ بِهِ ، و أوجَبُ العَمَلِ عَلَيكَ ما أنتَ مَسؤولٌ عَنِ العَمَلِ بِهِ ، و ألزَمُ العِلمِ لَكَ ما دَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلبِكَ و أظهَرَ لَكَ فَسادَهُ، و أحمَدُ العِلمِ عاقِبَةً ما زادَ في عَمَلِكَ العاجِلِ، فَلا تَشتَغِلَنَّ بِعِلمِ ما لا يَضُرُّكَ جَهلُهُ، و لا تَغفَلَنَّ عَن عِلمِ ما يَزيدُ في جَهلِكَ تَركُهُ.

​​​​​أعلام الدين : 305

​​​​​​

امام كاظم عليه السلام :

سزاوارترين دانش براى تو، آن دانشى است كه عملت جز با آن درست نشود و ضرورى ترين عمل براى تو، عملى است كه [اگر انجام ندهى] در برابر آن باز خواست مى شوى و لازم ترين دانش براى تو، دانشى است كه صلاح و فساد دلت را به تو نشان دهد و نيک فرجام ترين دانش، آن دانشى است كه بر عمل تو در اين دنيا بيفزايد. بنا بر اين، به دانستن چيزى كه ندانستن آن زيانى به تو نمى رساند، مپرداز و از دانستن چيزى كه فرو گذاردنش بر نادانى تو مى افزايد، هرگز غفلت مَوَرز.

لسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَى الشّابَّ مِنْـكُمْ اِلاّ غادياً فى حالَيْنِ: اِمّا عالِماً اَوْ مُتَعَلِّما

امام صادق علیه‌السّلام:

لسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَى الشّابَّ مِنْـكُمْ اِلاّ غادياً فى حالَيْنِ: اِمّا عالِماً اَوْ مُتَعَلِّما
دوست ندارم جوانی از شما را جز در دو حالت ببینم: دانشمند یا در جستجوی دانش
.

امالی طوسی، ص ۳۰۳

حجت‌ الاسلام و المسلمین محمدصادق یوسفی‌مقدم (ارتباط علم با قرآن-همایش مرجعیت قرآن کریم)

حجت‌ الاسلام و المسلمین محمدصادق یوسفی‌مقدم (ارتباط علم با قرآن-همایش مرجعیت قرآن کریم)

حجت‌ الاسلام و المسلمین محمدصادق یوسفی‌مقدم (ارتباط علم با قرآن-همایش مرجعیت قرآن کریم)

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق یوسفی‌مقدم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، در همایش مرجعیت قرآن کریم که به صورت مجازی برگزار شد در خصوص مفهوم‌شناسی رابطه علم با قرآن، اظهار کرد: یکی از موضوعات مهمی که امروز مورد توجه دانشمندان و عالمان دین قرار گرفته است بحث رابطه قرآن و علم است. توجه داریم که قرآن کریم کتابی است که براساس نصوص بسیار فراوانی که در قرآن وجود دارد، ارتباط بین علم و دین را جایز نمی‌داند و با توجه به اینکه قرآن برای هدایت انسان‌ها آمده است، این هدایت عرصه‌های گوناگونی دارد که یکی از این عرصه‌های هدایت، هدایت در عرصه علم و دانش است.

ادامه نوشته

أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ اللّه فِی قَلْبِ مَنْ یشآء

امام صادق علیه السلام:

أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ اللّه فِی قَلْبِ مَنْ یشآء

علم، نوری است که خداوند به قلب هرکس که بخواهد می افکند.

امام صادق(ع) تشیع را از تحریف نجات داد/نقش امام درپیوند مسلمانان

شرح با توجه به این که این پرسش، ناظر به روایتی است که می فرماید: «الْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء»؛(مصباح الشریعة، ص 16) علم، نوری است که خدا آن را در دل هرکس می خواهد می اندازد، روایتی مشابه وجود دارد که احتمالاً پاسخ گوی این پرسش باشد: هنگامی که آیۀ: «فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلام. نازل شد، یاران پیامبر(ص) از ایشان در مورد این آیه و «شرح صدر» توضیح خواستند. ایشان در پاسخ مشابه همان عبارت روایت قبلی را بیان فرمودند: نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ...» شرح صدر، نوری است که خدا آن را در قلب مؤمن انداخته و سینۀ او را گشاده می کند. مجددا از آن حضرت پرسیده شد که آیا نشانه ای برای این هدیۀ پروردگار وجود دارد، تا قابل شناسایی باشد؟! ایشان فرمودند: بلی! روی آوردن به خانۀ جاودانی و کنده شدن از خانۀ فریب دهنده دنیا و آمادگی برای مرگ قبل از آمدنش (مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 65، ص 236) با توجه به این روایت، شاید بتوان گفت که این علم و دانش مترادف با همان شرح صدری است که آثار آن در روایت فوق بیان شده و بر این اساس، علم و دانشی نور است که توجه انسان به جهان آخرت را بیشتر نموده و پای بندی او به دنیا را کمتر کند.

مستندات تفسیر باید علم یا علمی باشند

مستندات تفسیر باید علم یا علمی باشند

منظور از علم یا علمی بودن مستندات تفسیر

ادامه نوشته