Opulence یعنی ثروت و تجمل بسیار زیاد، به‌ویژه وقتی با شکوه، فراوانی و زرق‌وبرق همراه باشد. معمولاً بار مثبت دارد، اما گاهی می‌تواند اشاره به اسراف یا ولخرجی افراطی هم داشته باشد.

Example sentences

The palace was a symbol of royal opulence, with gold-plated walls and crystal chandeliers

قصر نماد تجمل و ثروت شاهانه بود، با دیوارهای روکش‌طلایی و لوسترهای کریستالی.

Despite his opulence, he lived a humble life in a small cottage

با وجود ثروت فراوانش، زندگی ساده‌ای در کلبه‌ای کوچک داشت.

Dexter resurrection s01e07