بررسی حوزه معنایی واژه Furrow در زبان انگلیسی همراه با مثال

📘 Furrow / Furrows

🔹 تلفظ: /ˈfɜː.roʊ/
🔹 نوع واژه: اسم (noun) / فعل (verb)
🔹 جمع: furrows
🔹 معانی اصلی:

1. شیار، خط عمیق (در زمین یا روی صورت)

  • به شیارهایی گفته می‌شود که کشاورزان روی زمین می‌کشند برای کاشت بذر.

  • همچنین به چین‌های عمیق روی پیشانی (مثلاً هنگام اخم) نیز گفته می‌شود.

🟦 مثال 1 (کشاورزی):

  • The farmer plowed deep furrows in the field before planting the seeds.
    🔸 کشاورز پیش از کاشت بذر، شیارهای عمیقی در زمین کشید.

🟦 مثال 2 (چین روی صورت):

  • Deep furrows appeared on his forehead as he listened in concern.
    🔸 چین‌های عمیقی روی پیشانی‌اش ظاهر شد وقتی با نگرانی گوش می‌داد.

2. (فعل) ایجاد شیار یا چین و چروک کردن

🟦 مثال 3 (فعل):

  • She furrowed her brow in confusion.
    🔸 او در حال گیجی ابروهایش را در هم کشید.

در اینجا furrowed her brow یعنی اخم کرد یا پیشانی‌اش را چین انداخت.

🧠 نکته کاربردی:

عبارت “furrowed brow” بسیار رایج است در زبان محاوره‌ای و نوشتاری برای نشان دادن فکر کردن، نگرانی یا تمرکز شدید.

🟨 خلاصه:

Furrow1شیار

furrows in the soil شیارهای خاک

Furrow 2 چین پیشانی

furrows on his forehead

چین‌های پیشانی‌اش

Furrow 3 چین انداختن

furrowed her brow ابروهایش را در هم کشید