شیعه، اسلام واقعی و اسلام‌شناس حقیقی است

شیعه، اسلام واقعی و اسلام‌شناس حقیقی است / کتاب «مکتب تشیع»؛ اثری در تراز جهانی برای معرفی معارف اهل‌بیت(ع)

پایگاه اطلاع‌رسانی اسراء: جمعی از اعضای شورای علمی، دست‌اندرکاران و محققان کتاب «مکتب تشیع به روایت علامه جوادی آملی» روز چهارشنبه ۲۹ مرداد ماه با آیت‌الله العظمی جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند.

🔹 آیت الله العظمی جوادی آملی در این دیدار با بیان اینکه کتابی می تواند جهانی باشد که جهانی تنظیم و تدوین شود، ابراز داشتند:

کتابی می‌تواند جهانی باشد که جهانی تنظیم و تدوین شود.

توانمندی‌های حوزه علمیه فراوان است و اگر حوزه بخواهد، می‌تواند دستاوردهای علمی بزرگی را رقم بزند.

تفسیر_تسنیم محصول تلاش‌های حوزه و برکت انقلاب و خون پاک شهداست.

کتاب‌هایی مانند مکتب_تشیع باید برای نسل‌های مختلف و حتی جهانیان قابل استفاده و راهگشا باشند.

#شیعه یک فرقه از اسلام نیست، بلکه مسلمان واقعی و اسلام‌شناس حقیقی است.

شیعه از مبدأ تا معاد و از معاد تا مبدأ سخن علمی دارد.

مهم‌ترین مسئله کلامی شیعه «نصب الهی» است؛ یعنی:

نصب، از جانب خداست (عن الله) نه بر خدا (علی الله).

خدا انسان را تنها نیافرید، بلکه خلیفه‌الله را آفرید.

فرشتگان مأمور شدند بر خلیفه‌الله سجده کنند.

اسلام واقعی همان است که شیعه بیان می‌کند؛ بدون امامت و آموزه‌های اهل‌بیت، شناخت صحیح دین ممکن نیست.

فهم درست دین و ایمان به عصمت ائمه نقش اساسی در هدایت انسان دارد.

شیعه در حفظ و تبیین این آموزه‌ها نقشی محوری داشته و دارد.

بررسی دقیق آثار علمی و کلامی، زمینه رشد فرهنگی جامعه است. نقد و اشکال علمی، مانع پیشرفت نیست؛ بلکه سبب رشد و باروری علمی می‌شود.

هر نسل باید با روش جدید به بازخوانی و توسعه آثار علمی بپردازد.

فهمیدن و باسواد شدن جرم نیست؛ بلکه اولین وظیفه شرعی هر انسان است.

شیعه همواره اسلام را علمی، کلامی و عملی معرفی کرده و مسیر رشد معنوی و فکری بشر را هموار ساخته است.

در پایان، آیت‌الله جوادی آملی تلاش پژوهشگران کتاب «مکتب تشیع» را ستودند و ابراز امیدواری کردند این اثر منبعی معتبر برای نسل‌های آینده و الگویی برای فهم عمیق اسلام و شیعه باشد.

↙️ لینک مشروح خبر:

https://news.esra.ir/fa/w/6558174

📚 دیدار

تاریخ: 1404/05/29

دانلود فایل صوتی نشست علمی کارآمدی دین در دنیای امروز؛ درآمدی بر انسان شناسی قرآنی دکتر حسین سوزنچی

دانلود فایل صوتی نشست علمی

کارآمدی دین در دنیای امروز؛ درآمدی بر انسان شناسی قرآنی

🎙 حسین سوزنچی

چهارشنبه ۱۴۰۴/۲/۳

🏛 دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز

دانلود فایل صوتی نشست علمی کارآمدی دین در دنیای امروز؛ درآمدی بر انسان شناسی قرآنی دکتر حسین سوزنچی

بخش اول

دانلود فایل با لینک مستقیم

لینک پشتیبان بخش اول

بخش دوم

دانلود فایل با لینک مستقیم

لینک پشتیبان بخش دوم

إِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا

«رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،» فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»

«خداوند، رحمت کند آن بنده ای را که امر ما را زنده کند!». گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: «علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردمْ زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند».

احیاء و نشر علوم اهل بیت علیهم السلام

منبع : میزان الحکمه، ج 8، ح 1379

بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ اَلسَّمْحَةِ اَلسَّهْلَةِ اَلْبَيْضَاءِ

پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ اَلسَّمْحَةِ اَلسَّهْلَةِ اَلْبَيْضَاءِ.

الوافي , جلد۶ , صفحه۶۹

ریشه شناسی واژه دین

واژه «دین» بسیار قدیمی و ریشه در زبان‌های آریایی دارد.

در زبان اوستایی، که زبان متون مقدس زرتشتی است، کلمه «دئنا» (daēnā) به‌معنای وجدان، بینش یا راه معنوی است.

این کلمه در زبان پهلوی نیز به‌صورت «دین» به کار رفته و به‌معنای مذهب یا باور دینی است.

در اصل، این کلمه از ریشه «*dheh» یا «*dhei» و معنای اصلی آن «گذاشتن» یا «استوارکردن» است.

هم‌اکنون در زبان‌های مختلف، این ریشه تغییراتی یافته و به‌معنای «قانون»، «دستور»، «راه و روش» و در نهایت «دین» به‌معنای «مجموعه‌ای از باورها و قوانین مقدس» با قوام و مستحکم تکامل یافته است.

بهدین یا «بهدینی» به‌معنای «پیرو دین بهی» است و به کسانی اطلاق می‌شود که پیرو دین زرتشتی، دین رسمی ساسانیان و بخش بزرگی از ایرانیان پیش از اسلام بودند.

به‌عبارت دیگر، «بهدین» به‌معنای «پیرو دین نیک» یا «پیرو دین بهی» است و به کسانی گفته می‌شود که به اصول زرتشتی ایمان دارند.

این واژه همچنین به زبان‌های سوری‌آرامی راه یافت.

در عبری و آرامی به‌معنی قانون و قضاوت و در قرآن نیز دقیقا در همین شکل و در همین معنای کنونی «دین» استفاده شده است

احادیثی هشدار درباره بدعت و آفات آن

بدعت ها دین را ویران می‌کنند

بدعت ضلالت است

🌸 رسول اللّه صلى الله عليه و آله:

شَرُّ الاُمورِ مُحْدَثاتُها، ألَا وكُلُّ بِدعةٍ ضلالةٌ، ألَا و كلُّ ضَلالةٍ ففي النّارِ. (1)

بدترين امور آن است كه بدعت باشد. بدانيد هر بدعتى گمراهى است. بدانيد كه هر گمراهى فرجامش آتش است.

گناه سنت بد بر عهده بدعت گذار است

🌸 رسول الله صلى الله عليه و آله:

إيّاكَ أنْ تَسُنَّ سُنّةَ بدعةٍ؛ فإنَّ العبدَ إذا سَنَّ سُنّةً سيّئةً لَحِقَهُ وِزْرُها و وِزْرُ مَن عَمِلَ بها. (2)

مبادا سنّتى را بدعت گذارى؛ زيرا اگر بنده سنّت بدى را به وجود آورد گناه آن و گناه كسى كه به آن عمل كند به گردن اوست.

بدعت، سبب ترک سنّت است

🌸 الإمامُ عليٌّ عليه السلام:

ما اُحْدِثَتْ بِدعةٌ إلّا تُرِكَ بها سُنّةٌ، فاتّقوا البِدعَ والْزَموا المَهْيَعَ، إنّ عَوازِمَ الاُمورِ أفضَلُها و إنَّ مُحْدَثاتِها شِرارُها. (3)

هيچ بدعتى نهاده نشد مگر آن كه بدان سبب سنّتى ترك شد. پس از بدعت‌ها بپرهيزيد و راه روشن را در پيش گيريد، همانا بهترين كارها [در دين] آن است كه خدا از تو به جدّ خواسته است و بدترين آنها آن است كه نو پديد و بى سابقه باشد.

بدعت ویران کننده دین است

🌸 الامامُ علیٌّ عليه السلام:

ما هَدمَ الدِّينَ مثلُ البِدعِ. (4)

چيزى مانند بدعت‌ها دين را ويران نكرده است.

منتخب میزان الحکمه، باب بدعت.
(1) الأمالي للمفيد 188 / 14.
(2) بحار الأنوار 77 / 104 / 1.
(3) نهج البلاغة الخطبة 145.
(4) بحار الأنوار : 78 / 92 / 98.

وَ المَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِينُهُ - خطبه 86 نهج البلاغه

وَ المَغْبُوطُ مَنْ سَلِمَ لَهُ دِينُهُ.

کسى مورد غبطه خواهد بود، که دينش سالم بماند.

مى دانيم «غبطه» آن است که انسان آرزو کند، نعمت هاى مهمّى که نصيب ديگرى شده، نصيب او هم بشود. بنابراين، «مغبوط» صاحب نعمتى است که مردم به حال او غبطه مى خورند و از آنجا که اگر انسان بتواند در فراز و نشيب هاى زندگى و کشاکش روزگار، دين و ايمان خود را حفظ کند، بزرگترين نعمت الهى شامل حال او شده، سزاوار است که همگان به حال او غبطه خورند و طبق قاعده ادبى که «تقديم خبر بر مبتدا، مفيد حصر است» تعبير جمله بالا نشان مى دهد که تنها نسبت به کسى بايد غبطه خورد، که دين و ايمانش در برابر طوفانهاى زندگى محفوظ بماند؛ نه به کسانى که به مقام هاى زودگذر و اموالى که در مسير فناست و يا ساير امکانات زندگى مادّى، دست يافته اند.

خطبه 86

حکمت از قطع و برید جامه نیست مانع علم و هنر عمامه نیست

قوّت دین از مقامِ وحدت است ----- وحدت ار مشهود گردد، ملت است

شرق را از خود بُرد تقلید غرب ----- باید این اقوام را تنقید غرب

قوّت مغرب نه از چنگ و رباب ----- نِی ز رقص دختران بی حجاب

نِی ز سحْر ساحران لاله روست ----- نِی ز عریانْ ساق و نِی از قطع موست

محکمی او را نه از لادینی است ----- نی فروغش از خط لاتینی است

قوّت افرنگ از علم و فن است ----- از همین آتش، چراغش روشن است

حکمت از قطع و بَرید جامه نیست ----- مانع علم و هنر عمّامه نیست

علم و فن را ای جوان شوخ و شَنگ ----- مغز می‌باید، نه مَلبوسِ فرَنگ

گر کسی شب‌ها خورد دود چراغ ----- گیرد از علم و فن و حکمت، سراغ

تَرک از خود رفته و مست فرنگ ----- زهر نوشین خورده از دست فرنگ

بندۀ افرنگ از ذوق نمود ----- می‌برد از غربیان رقص و سرود

نقد جان خویش، دربازد به لهو ----- علم دشوار است، می‌سازد به لهو

از تن آسانی بگیرد سهل را ----- فطرت او درپذیرد سهل را

علامه اقبال لاهوری

حمید پارسانیا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی (دین و اقتدار فرهنگی و نقش آن در هندسه جهانی)

حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، سوم آذرماه در پیش‌نشست همایش «نظام نوین جهانی» با عنوان «دین و اقتدار فرهنگی و نقش آن در هندسه جهانی» که از سوی سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی، دفتر قم برگزار شد، گفت: عنصر اقتصاد، تکنولوزی، قدرت و سیاست در تغییرات جهانی نقش دارد ولی آیا فرهنگ هم در این تغییرات نقشی دارد و اگر دارد سازوکار آن چیست؟ مقولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ... در هم تنیده هستند و نمی‌توان آنها را تفکیک کرد. در دنیای خارج فرهنگ جدای از قدرت و سیاست و تکنولوژی و اقتصاد وجود ندارد و فقدان هر کدام به موارد دیگر آسیب می‌زند. اگر یک جامعه، ایمانی باشد ولی اقتصاد آن قوام نداشته باشد اخلاق و فرهنگ هم از دست خواهد رفت.

حمید پارسانیا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی (دین و اقتدار فرهنگی و نقش آن در هندسه جهانی)

وی افزود: در تعامل بین این امور، فرهنگ نقش هویت‌بخشی دارد، یعنی اگر اقتصاد و سیاست داشته باشیم ولی فرهنگ دو تا شود در این صورت قدرت و اقتصاد و فناوری هم دو مدل خواهد شد زیرا فرهنگ چگونگی استفاده از هر کدام را صورت می‌بخشد، فرهنگ مانند روح در انسان است. هر شخصی با هر هویتی نیازمند اجزای مختلف مانند سیستم عصبی و دستگاه گوارشی و مغزی و قلبی و ... دارد و این روح است که عامل تمایز افراد از یکدیگر و معنابخش به انسان و جامعه است و تفاوت جوامع هم به فرهنگ آنها باز می‌گردد.

ادامه نوشته

چهار اصل زندگی از دیدگاه امام صادق ع - ایجاد آرامش با تکیه بر دین

چهار اصل زندگی از دیدگاه امام صادق ع - ایجاد آرامش با تکیه بر دین

حجت الاسلام سید جواد شریعتی ضمن اشاره به اینکه یکی از عرصه های مقابله دشمن با ملت های مسلمان در سال های اخیر تغییر ذائقه ها و سبک های زندگی آنان است، اظهارکرد: تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر تبیین سبک های زندگی اسلامی در میان امت اسلامی خاصه ایران بر این اساس است.

وی تاکید کرد:  از منظر روایات و آیات تأکیدات و سفارشات متعددی  درباره نحوه زندگی اسلامی داریم، براساس روایات ائمه اطهار(ع)، بنیان دین اسلام یعنی سبک زندگی دنیایی، باید  رنگ و بوی الهی بوده و معیارها همه خدایی باشد.

استاد حوزه علمیه اصفهان با بیان این که سبک زندگی اسلامی یعنی تقویت باورهای دینی و معنویت در زندگی که موجب رنگ الهی گرفتن زندگی فردی و اجتماعی شود، ابراز داشت:  کم رنگ سازی معنویت در زندگی فردی و اجتماعی هدف دشمنان است تا این که سبک زندگی اسلامی از زندگی ها دور شود و تفکرات و فرهنگ منحط غربی بر آن حاکم گردد.

وی افزود: دشمنان با ارائه الگوهای غلط سعی دارند پایه های دینی و اسلامی را از زندگی ها دور کنند و دین جایگاهی در زندگی فرد و اجتماعی افراد نداشته باشد، لذا مبلغین و مردم باید نسبت به این توطئه هوشیار باشند.

حجت الاسلام شریعتی با اشاره به حدیث:

«قِيلَ لِلصَّادِقِ (ع) عَلَى مَا ذَا بَنَيْتَ‏ أَمْرَكَ فَقَالَ علیه السلام:

عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِي لَا يَعْمَلُهُ غَيْرِي فَاجْتَهَدْتُ

وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَيَّ فَاسْتَحْيَيْتُ

وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِي‏ لَا يَأْكُلُهُ غَيْرِي فَاطْمَأْنَنْتُ

وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرِي الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْتُ»

گفت: امام صادق علیه السلام  فرمودند "زندگی من بر 4 مبنا نهاده شده است،

"یقین یافتم کاری که بر عهده من است را کس دیگری انجام نمی دهد پس تلاش فراوان کردم که کارهایم را خودم انجام دهم"،

"یقین یافتم که خداوند بر من آگاه است، پس حیا کردم که گناه کنم"،

"یقین یافتم رزقی که مال من است به من می رسد و کسی قادر به تغییر آن نیست و به دست من این رزق می رسد و آرامش یافتم"

و  "یقین یافتم آخر کار همه مرگ است، پس آماده مرگ شدم".

وی ادامه داد: بر اساس این روایت امام صادق(ع) اگر ما به وظیفه خودمان عمل کنیم و این چهار فرمایش را رعایت نماییم، آنگاه به سعادت دنیا و آخرت می رسیم و آخر عاقبت ما به خیر ختم می شود.

استاد حوزه علمیه اصفهان اضافه کرد: افرادی که به دنبال مال دنیا می دوند آرامشی ندارند، زیرا اگر انسان قانع به روزی خود باشد آن گاه آرامش می یابد و مشکلاتی که جامعه ما مانند افزایش پرونده های اقتصادی در دادگاه درگیر آن  شده، کاهش می یابد.

حجت الاسلام شریعتی در پایان افزود: اگر خداوند را ناظر بر اعمال خود بدانیم، گناه نمی کنیم و همواره آماده مرگ هستیم و در این شرایط بهترین زندگی را برای خود رقم می زنیم که زندگی اسلامی است.

آیت‌ الله سید مصطفی محقق‌ داماد (دین و ادیان)

آیت‌ الله سید مصطفی محقق‌ داماد (دین و ادیان)

مراسم روز جهانی فلسفه با عنوان «دیگری» به همت مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

آیت‌ الله سید مصطفی محقق‌ داماد، استاد دانشگاه شهید بهشتی در این مراسم با موضوع «حق دیگری محور اصلی اعلامیه جهانی حقوق بشر با رهیافتی اسلامی» سخن گفت که در ادامه متن سخنان او را می‌خوانید.

به نظر کلیه صاحب‌نظران حقوقی، اعلامیه جهانی حقوق بشر نتیجه مستقیم جنگ جهانی دوم بود؛ جنگی که نتیجه تفکر مکتب نازی بود و دولت نازی براساس اندیشه نژاد برتر ملت آلمان بنا نهاده شد. این شعار چکیده اصلی کتاب «نبرد من»، تألیف هیتلر است که یک ملت، یک حکومت و یک پیشوا را مطرح می‌کرد. این اندیشه براساس خودبرتربینی نژادی و دیگرنبینی استوار بود و هر حقی را برای دیگری نفی می‌کرد و تنها حق حیات را برای یک نژاد قائل بود. اعلامیه جهانی حقوق بشر برای نخستین‌بار حقوقی را که تمام انسان‌ها مستحق آن هستند به صورت جهانی بیان کرد.

به نظر بسیاری از اندیشمندان، «کانت» پدر حقوق بشر شناخته می‌شود و اغلب نویسندگان می‌گویند که اندیشه حقوق بشری جهانی مدیون اندیشه‌های کانت است. کانت با نوشتن کتاب «صلح جاویدان» و طرح کرامت بشری به این نکته اشاره کرد؛ مادام که حکومت‌ها به دست مردم اداره نشوند، جنگ پایان‌پذیر نیست. از دیدگاه «کانت»، حکومت جمهوری نوع حکومتی است که در آن قانون محور زندگی انسان‌ها باشد. این نوع حکومت صلح پایدار جهانی را تضمین می‌کند. ایجاد حکومت جمهوری بر اساس یک قانون اساسی حاکی از این است که افراد به حکم عقل عملی خود، یک قرارداد اجتماعی را قبول کرده‌اند و آن نظام تبلور اراده عمومی است.

سه بنیاد جمهوری از دیدگاه «کانت»

کانت می‌گوید جمهوری بر سه بنیاد استوار است؛ یکی اصل حق آزادی برای تمام اعضای جامعه به عنوان انسان، دوم تعلق همه افراد به یک قانون واحد به عنوان اتباع و سوم اصل برابری قانونی برای هر فرد به عنوان شهروند. این‌ها سه اصلی است که نظام جمهوری بر آن استوار است؛ پس رعایت حقوق بشر و شهروندی هر دو از بنیان‌های نظام جمهوری هستند. صلح پایدار بدون برپایی نظام جمهوری که در آن قوای سه‌گانه اجرایی، تقنینی و قضایی دارای استقلال هستند تحقق پیدا نمی‌کند و ایجاد چنین نظامی، خود مشروط به عقلانیت، حق‌مداری، عدالت‌محوری، بلوغ فکری، سلوک اخلاقی و قدرت‌مداری براساس قانون است.

ریشه همه این مسائل این است که انسان برای دیگری حق قائل باشد. ممکن است این سؤال مهم مطرح شود که جمهوریت و رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی چگونه مانع بروز جنگ می‌شود. پاسخ این است که در قدرت‌های غیرمردمی جنگ‌ها از سوی قدرت‌ها افروخته می‌شوند اما متأسفانه هزینه انسانی و مالی آن را مردم می‌پردازند. اگر مردم مدیریت جامعه را به عهده بگیرند، عقل استعلالی آنها زشتی جنگ را درک می‌کند و عقل عملی آن‌ها را نیز می‌تواند زشتی جنگ را درک کند. عقل ابزاری آنها نیز می‌تواند جنگ را خلاف مصالح خود بداند، لذا جنگ تعطیل می‌شود.

در آوریل ۱۹۱۹ و پس از جنگ جهانی اول، میثاق جامعه ملل تصویب شد. تصویب این میثاق به تشکیل جامعه ملل منتهی شد اما به هیچ ‌وجه مسئله حقوق بشر در آن مطرح نشد و جامعه جهانی به صلح نرسید. به عدد صفحاتی که رساله «صلح پایدار» کانت در متن اصلی‌اش داشت، جنگ رخ داده است، اما پس از جنگ جهانی دوم، تازه بشر به تجربه عالی رسیده بود و این بار در تنظیم اعلامیه حقوق بشر حکما، فلاسفه روز و حقوق‌دانان تأکید کردند که این بار محور اصلی را موضوع حقوق بشری قرار دهند. این اعلامیه یک مقدمه زیربنایی دارد و ۳۰ ماده هم بیشتر ندارد. در اولین سطر مقدمه اعلامیه حقوق بشر یک اصل بنیادی مطرح شده است که می‌تواند موضوع حقوق بشر را جهانی کند.

وحدت خانواده بشری؛ اصل بنیادین اعلامیه حقوق بشر

آن اصل اولیه عبارت از وحدت خانواده بشری است. تعبیر خانواده بشری و همچنین مترتب ‌کردن آزادی و صلح جهانی بر وحدت خانواده بشری ما را به این نظریه رهنمون می‌کند. در مقدمه اعلامیه، این اصل نسبت به اصول دیگر مانند برابری و ... نقش زیربنایی دارد و نظریه وحدت خانواده بشری ما را به نظریه شهروند جهانی نزدیک و تعصبات را نفی می‌کند و البته هر چند این فکر به معنای سلب تعصبات بی‌جای ملی‌گرایی است، اما هرگز به منافع ملی ضربه نمی‌زند.

پذیرش وحدت خانواده بشری مقدمه‌ای است برای جهانی‌شدن و نیز این مقوله نیازمند نگاه متفاوتی به جوامع بشری و دیگری است. در این نگاه تحولات جهانی چهره نامطلوب نخواهند داشت و جهانی‌شدن فرایندی است که در آن فرصت‌ها بر تهدیدها غلبه پیدا می‌کند. وقتی درباره منافع ملی صحبت می‌کنیم، باید به این توجه کنیم که تعریفی را از ملت ارائه دهیم. ملت یعنی مجموعه‌ای از افرادی که دارای فرهنگ و سوابق تاریخی مشترک هستند. آنچه در این مجموعه افراد را با خاستگاه‌های قومی و نژادی مختلف پیوند می‌دهد منافع ملی است.

چه زمانی می‌توان به یکدیگر احترام گذاشت؟

تا زمانی که فرد فرد اقوام تشکیل‌دهنده یک ملت، متقاعد نشوند که دیگران یعنی غیر از خود او دارای حق هستند و او و دیگران سرنوشت و مصالح مشترکی دارند، هیچ‌وقت به نفع یکدیگر احترام نمی‌گذارند. نتیجه بی‌توجهی و پایبند نبودن به مصالح ملی و مشترک این است که منافع ملی یک کشور همیشه به نفع مقاصد جناحی و قومی به گونه‌ای مورد معامله قرار می‌گیرد که حقوق و منافع بقیه افراد و اقوام و جناح‌ها قربانی می‌شود.

به موازات مصالح و منافع ملی، منافع و مصالحی هم می‌تواند فراملی باشد که عبارت از منافع مشترک میان تمام انسان‌ها هستند و زیاده‌خواهی یک قوم و ملت می‌تواند برای یک ملت دیگر خسارت‌زا باشد و از این رهگذر جنگ‌ها را پدید آورد. امروزه با موضوع زیست‌محیطیِ تغییر اقلیم مواجه هستیم. حال اگر بشر را خانواده واحدی فرض نکنیم، یک قوم با مصرف زیاد انرژی‌های زیرزمینی و دودکردن و آلوده ‌کردن فضا، زندگی دیگران را به خسارت وامی‌دارد. این‌ها مصالح فراملی است. اندیشه حقوق بشر مبتنی بر وحدت خانواده بشری برای پیشگیری از این پدیده‌های تلخ است و هرچند فرهنگ پذیرش اصول حقوق بشری فزونی یابد به همان میزان جنگ تقلیل خواهد یافت.

جنگ‌های ناشی از جنون‌های نژادپرستی کوتاه‌ترین اما مخرب‌ترین بوده است، در حالی که برخی کشورها به دلیل وضعیت فرهنگی روشن آن جوامع، از آنجا که هریک از اقوام سنبل‌های قومی خود را برتر از دیگری نمی‌بینند، روزبه‌روز توسعه پیدا می‌کنند و تنوع قومی برای آنها نقطه مثبت محسوب می‌شود. همین اندیشه برای پیروان ادیان این خطر را دارد که اگر هر پیرو دینی بگوید حق حیات فقط برای پیروان دینی است که من از آن پیروی می‌کنم، تا ابد در جهان خون‌ریزی خواهد بود. بنابراین اگر کسی بگوید دینی را که من به آن اعتقاد دارم باید صحیح انگاشت، هرگز جنگ خاموش نمی‌شود و علی‌الدوام بشر به خون‌ریزی ادامه خواهد داد، در حالی که قرآن مجید این مسئله را حل کرده است.

در تعلیمات اسلام واحدنگری جامعه بشری یکی از اصول قرآن محسوب می‌شود و مخاطب قرآن «ناس» است. خداوند در سوره حجرات فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ». در این آیه مخاطب «ناس» است و خداوند تأکید می‌کند که گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقوا‌ترین شماست. مایه تأسف اینکه امروز به دلیل سوءبرداشت‌ها از متون دینی، پیروان ادیان با یکدیگر به نزاع پرداخته‌اند. جهان، جهان شرک شده است و هرکس برای خدای خود خون می‌ریزد و این خلاف آموزه‌های ادیان الهی است. راه‌حل مشکل اصلی، بازگشت به هدف ادیان و تفسیر عقلایی و منطقی دستورات دینی است. در واقع باید نخست تعقل و سپس دینداری وجود داشته باشد؛ چراکه دینداری بدون تعقل نه ‌تنها مهم نیست که عامل خطر است.

شعر مولوی (مولانا) درباره دین

شعر منتسب به مولوی (مولانا) درباره دین

اﺯ ﭘﺪﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﻯ یک ﭘﺴﺮ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﻯ ﭘﺪﺭ؟

ادامه نوشته