لوئی ماسینیون (Louis Massignon)، از برجسته‌ترین دانشمندان و اوریانتالیستان فرانسوی در قرن بیستم بود که در زمینه مطالعه اسلام و دین اسلامی تخصص داشت. وی در سال 1883 میلادی در پاریس به دنیا آمد و در دانشگاه پاریس در رشته‌های مختلفی از جمله عربی تحصیل کرد. در دوره ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۰ میلادی، بیشتر وقت خود را در مصر برای تحصیل و تحقیق در عراق و استانبول سپری کرد و در سال‌های ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳ به عنوان استاد مهمان در دانشگاه مصر (بعدها دانشگاه قاهره) فعالیت کرد.

در سال ۱۹۲۲، دو پایان‌نامه اش را در مورد الحسین بن منصورالحلاج و عرفان اسلامی اولیه به دانشگاه پاریس ارائه داد، که به شکل دو جلدی با عنوان "La passion d'al-Hosayn-ibn-Mansour al'Hallâj, martyr mystique de l'Islam exécuté à Bagdad le 26 mars 922 (1922)" منتشر شد و به عنوان یکی از کلاسیک‌ترین آثار در این حوزه شناخته می‌شود. نسخه دوم و گسترده‌تر این کتاب پس از درگذشت وی در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. در سال ۱۹۲۶، ماسینیون به عنوان استاد جامعۀ شناسی و زندگی‌نامه اسلامی در کالج دو فرانسه در پاریس منتخب شد و در سال ۱۹۳۳ مسئول امور تحقیقاتی در مورد اسلام در دانشکده عالی دینی پاریس شد. همچنین در همین سال عضوی از آکادمی زبان عربی در قاهره شد و هر سال چند هفته در قاهره برای کار تحقیقاتی می‌گذراند.

ماسینیون در خانواده‌ای کاتولیک بزرگ شد و در سال ۱۹۰۸ تجربه داخلی خاصی را تجربه کرد، که آن را به عنوان "تبدیل" خود توصیف می‌کرد. به دلیل این تجربه، به مسیحیت باور خود را بازگرداند و علاقه‌ای عمیق به دین اسلام و فرهنگ آن پیدا کرد. در سال ۱۹۳۱ عضو سومین دسته فرانسیسکان شد و در سال ۱۹۳۴، جمعیت بدلیا را تأسیس کرد که اعضای آن به تعاطف و محبت به برادران مسلمان خود را به عنوان جانشین آن‌ها می‌دانستند. (این ایده جانشینی برای کشیدن درد و رنج دیگری است.) پس از پیوستن به کلیسای یونانی کاتولیک (یونایت) در سال ۱۹۴۹، ماسینیون در ۲۸ ژانویه ۱۹۵۰ در قاهره به عنوان کشیش سفارشی ویژه‌ای را دریافت کرد. با وجود اینکه در این کلیسا امکان کشیشی برای مردان متاهل وجود دارد، اما واتیکان شرطی را تحمیل کرد که کشیشی ماسینیون، که در واقع عنصر اساسی در زندگی وی را تشکیل می‌داد، باید به صورت مخفی باقی بماند. حتی پس از بازنشستگی در سال ۱۹۵۴، ماسینیون تا مرگش در تلاش برای دفاع از قربانیان خشونت (مانند فلسطینی‌ها و الجزایری‌ها) فعالیت می‌کرد.

آثار ماسینیون نشانگر عظمت و خلاقیت ذهنی بی‌نظیر وی است، که با لحظاتی از جنون و ایده‌های فوق‌العاده درگیر می‌شود. برای خوانندگان سخت است که نگرش‌های خاص ماسینیون را در تفسیر واقعیت‌های مطالعه‌ای خود تشخیص دهند و آن‌ها را با معیارهای دانشگاهی تصحیح کنند. اگرچه تعهدات ماسینیون به عنوان یک فرد دینی وی را به یکی از غنی‌ترین افراد در زمینه مطالعه اسلام تبدیل کرد، باید به این نکته توجه کرد که نیروی آن بر اساس یک موقعیت وجودی بود که با دانشگاهی رابطه‌ای نداشت. هرچند اصالت آثار وی احترام و تحسین دارد، اما باید به عدم وجود استانداردهای دانشگاهی نیز توجه شود.

پژوهش بزرگ ماسینیون در مورد الحسین بن منصورالحلاج، احتمالاً به عنوان مهمترین مشارکت وی در مطالعه اسلام و دین در طول تاریخ باقی خواهد ماند. این پژوهش بیش از یک بازسازی تاریخی دقیق از حقایق و جهان‌های معنوی گذشته است، بلکه یادداشتی از یک تجربه روحانی است که یک دانشمند توسط یک صوفی گذشته به او معرفی شده است.