شرح بخشی از خطبه 83 نهج‌ البلاغه توسط محمد علی انصاری

ثمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً، ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ، حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ؛

آنگاه نومیدانه در پاره‌های کفنش پیچیده شود و رام و آرام کشیده شود. سپس چون چارپای خسته از راه و آزرده از بیماری، بر چوب‌ها افکنده شود، فرزندان و فرزندزادگان و جمع یاران، او را بر دوش بَرَند، به سوی سرای بی‌کسی‌اش و گسستن گاهِ دیدارش و وحشتگاه تنهایی‌اش. تا اینکه چون تشییع کنندگان باز روند و سوگواران بازگردند، در گورش نشانده شود، در حالی که به خاطر حیرانی از سؤال (قبر) و لغزش در آزمون، آهسته سخن گوید.

شرح خطبه ۸۳