بررسی معنایی واژه projection زبان انگلیسی+کاربرد واژه در جمله (مثال)

سوال 2 آزمون زبان انگلیسی (عمومی-تخصصی) آزمون ارشد رشته الهیات سال 1401

واژه ی Projection:

معانی:

پیش‌بینی، برآورد:

مثال:

The company's sales projections for the next quarter are optimistic

پیش‌بینی‌های فروش شرکت برای فصل آینده خوش‌بینانه است.

طرح، برنامه:

مثال:

The government has announced a new economic projection

دولت یک برنامه اقتصادی جدید را اعلام کرده است.

نمایش، تصویر:

مثال:

The movie was a projection of the director's own childhood

فیلم انعکاسی از دوران کودکی خود کارگردان بود.

فرافکنی، نسبت دادن:

مثال:

He is projecting his own insecurities onto his partner

او ناامنی‌های خود را به شریک زندگی‌اش نسبت می‌دهد.

پیش‌آمدگی، برجستگی:

مثال:

The building has a large projection on the front

این ساختمان یک پیش‌آمدگی بزرگ در جلو دارد.

مترادف‌ها:

forecast
estimate
plan
program
image
representation
attribution
protrusion

متضادها:

reality
actuality
fact
truth

نکات:

Projection می‌تواند به عنوان اسم یا فعل استفاده شود.

Projection معمولاً برای اشاره به چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد یا چیزی که در حال حاضر در حال انجام است، استفاده می‌شود.

Projection می‌تواند برای اشاره به چیزی که واقعی یا ملموس نیست، نیز استفاده شود.

مثال‌های بیشتر:

population projection
economic projection
map projection
psychological projection
architectural projection

نکته:

واژۀ Projection در علم روانشناسی به معنای «فرافکنی» است. فرافکنی یک مکانیسم دفاعی است که در آن فرد افکار، احساسات یا انگیزه‌های ناخودآگاه خود را به شخص یا چیزی دیگر نسبت می‌دهد.

مثال:

فردی که از عنکبوت می‌ترسد، ممکن است ترس خود را به شخص دیگری فرافکنی کند و بگوید: «تو از عنکبوت می‌ترسی».