ترتیب صفات در زبان انگلیسی | the order of adjectives in english
صفات کلماتی هستند که کیفیت و چگونگی افراد، اشیاء، مکانها و ... را بیان میکنند. صفت تنها یک حالت دارد؛ یعنی اینکه با اسم مفرد یا جمع، مذکر یا مونث به طور یکسان به کار میرود. جایگاه صفت یا Adjective Placement در انگلیسی دقیقا برعکس فارسی است. در انگلیسی صفت قبل از اسم و در فارسی بعد از آن میآید. گاهی پیش میآید که بخواهیم با چند صفت یک اسم را توصیف کنیم، مثلا:
He was a nice intelligent young man
او مرد جوان خوب و باهوشی بود.
She had a small round black wooden box
او جعبه چوبی کوچک گردی داشت.
صفات نظری عام و خاص
برای یاد گرفتن ترتیب صفات در انگلیسی ابتدا باید با مفهوم صفات نظری (Opinion adjectives) آشنا شویم. صفات نظری همانطور که از اسمش پیداست نظر و دیدگاهی را درباره اسمی مطرح میکنند. این صفات نشان میدهند که یک فرد درباره فرد یا چیزی دیگر چه تفکر و تجسمی در ذهن خود دارد.
این صفات به دو بخش عام و خاص یعنی (general opinion adjectives) و (specific opinion adjectives) تقسیمبندی میشوند. در ابتدا با دسته اول یعنی صفات نظری عام (general opinion adjectives) آشنا میشویم. با این صفات تقریبا میتوان هر اسمی را توصیف کرد.
good (خوب)
bad (بد)
nice (خوب، قشنگ)
beautiful (زیبا)
awful (افتضاح)
important (مهم)
lovely (دوست داشتنی)
wonderful (فوقالعاده)
strange (عجیب)
excellent (عالی)
صفات نظری خاص (specific opinion adjectives) برخلاف صفات نظری عام که همه نوع اسم را توصیف میکنند، درباره گروهی خاص از اسامی نظر میدهند. مثلا برخی از آنها انسانها، برخی حیوانها، برخی غذا و برخی لوازم خانه و ... را توصیف میکنند. مثلا:
توصیف غذا: tasty; delicious
توصیف ساختمان و لوازم خانه: comfortable; uncomfortable
توصیف انسان و حیوان: clever; intelligent; friendly
قوانین ترتیب صفات
حال به ترتیب صفات میپردازیم. برای یاد گرفتن این ترتیب چند قانون را به خاطر بسپارید. قانون اول مربوط به صفات نظری عام و خاص است.
قانون اول: ما معمولا صفت نظری عام را قبل از صفت نظری خاص میآوریم.
Nice tasty soup
سوپ خوب خوشمزه
A nasty uncomfortable sofa
یک مبل کثیف ناراحت
A lovely intelligent animal
یک حیوان دوست داشتنی باهوش
صفات توصیفی
دستهای دیگر از صفات که باید با آن آشنا شویم صفات توصیفی (descriptive) است. صفات توصیفی آن دسته از صفاتی هستند که ویژگیهای ظاهری یک چیز یا فرد را بیان میکند، مثلا رنگ چیزی، پیری و جوانی و ...
تفاوت این دسته صفات با صفات نظری در این است که صفات نظری به سلیقه افراد وابسته است (subjective) اما در صفات توصیفی همه یک نظر دارند و سلیقه افراد در آن نقشی ندارد (objective). حال به قانون دوم ترتیب صفات که مربوط به صفات توصیفی است توجه کنید:
قانون دوم: معمولا صفت نظری قبل از صفت توصیفی میآید.
a nice red dress
یک پیراهن زیبای قرمز
a silly old man
یک مرد احمق پیر
those horrible yellow curtains
آن پردههای زشت زرد رنگ
نکته
در زبان انگلیسی معمولا از دو صفت برای توصیف یک اسم استفاده میکنند. توصیف کردن یک اسم با سه صفت غیرعادی و کم کاربرد است. بیش از سه صفت برای توصیف یک اسم در انگلیسی امری بعید است و بیشتر در متون ادبی و ادبیات کاربرد دارد.
ترتیب صفات در انگلیسی
8 7 6 5 4 3 2 1
Material Nationality Color Age Shape Size Specific opinion General opinion
جنس ملیت رنگ سن (یا دما) شکل اندازه صفت نظری خاص صفت نظری عام
برخی از صفت ها تنها بعد از افعال ربطی (link verb) میآیند. نمونههایی از این افعال be، appear, become, feel, grow, look, remain, seem, smell, sound, stay, taste, and turn هستند. (برای اطلاعات بیشتر به بخش افعال ربطی مراجعه کنید.) در جدول زیر با برخی از این صفات آشنا میشویم:
afraid (ترسیده)
content (راضی)
sorry (شرمنده، متاسف)
alive (زنده)
glad (خوشحال)
sure (مطمئن)
alone (تنها)
ill (بیمار، ناخوش)
unable (ناتوان)
asleep (خوابیده)
ready (آماده)
well (خوب)
برخی از پرکاربردترین صفاتی که با ed- درست شدهاند معمولا تنها بعد از افعال ربطی میآیند، مثلا: annoyed; finished; bored; pleased; thrilled
توجه: ما در انگلیسی میگوییم Our teacher was ill اما نمیگوییم We had an ill teacher. به چند نمونه دیگر توجه کنید:
When he heard the news he was a very glad uncle. (نادرست)
My uncle was very glad when he heard the news. (درست)
He seemed to be a very annoyed policeman. (نادرست)
The policeman seemed to be very annoyed. (درست)
برخی صفات تنها قبل از اسامی میآیند و هیچوقت به تنهایی به کار نمیروند نه با افعال اصلی نه با افعالی ربطی. برخی از این نوع صفات در فهرست زیر آمدهاند:
north/ south/ east/ west (شمال/ جنوب/ شرف/ غرب)
northern/ southern/ eastern/ western (شمالی/ جنوبی/ شرقی/ غربی)
countless/ occasional/ lone (بیشمار/ هر از چند گاه/ تنها)
eventful/ indoor/ outdoor (پرماجرا/ سرپوشیده/ سر باز)
توجه: ما در انگلیسی میگوییم He lives in the eastern district اما نمیگوییم The district he lives in is eastern
به یک نمونه دیگر توجه کنید:
The problems with the new machinery were countless. (نادرست)
There were countless problems with the new machinery. (درست)
Generally, the adjective order in English is
Quantity or number
Quality or opinion
Size
Age
Shape
Color
Proper adjective (often nationality, other place of origin, or material)
Purpose or qualifier
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی