روایتی از ایمان، جهاد و زندگی مشترک شهید حسین باقریمنش به گفته پدر، مادر و همسر
روایتی از ایمان، جهاد و زندگی مشترک شهید حسین باقریمنش به گفته پدر، مادر و همسر
عباس باقریمنش، پدر شهید، با اشاره به علاقه فرزندش به تحصیل علوم دینی میگوید: " زمانی که اشتیاق حسین را به درسهای حوزوی دیدم، با او شرط کردم اگر سوره «مؤمنون» را حفظ کند، با رفتنش به تهران برای ادامه تحصیل در حوزه علمیه موافقت کنم" .
این شهید والامقام در سال ۱۳۶۲ با خانم معصومه یعقوبی ازدواج کرد و به پیشنهاد خودش، زندگی مشترکشان را با قرائت سوره «مزّمّل» آغاز کردند. همسر شهید در بیان خاطراتی از زندگی مشترکشان میگوید: نخستین محرم زندگیمان را در یکی از روستاهای بندرعباس گذراندیم؛ جایی که حسین برای تبلیغ رفته بود و هر مبلغی که دریافت میکرد، به جبهههای جنگ هدیه میداد.
مسئولیت شهید در جبههها آرپیجیزن بود و بارها مجروح شد؛ از جمله سوختگی شدید سر و صورت بر اثر آتش آرپیجی. در یکی از عملیاتها در جزیره مجنون، کولهپشتی حاوی مواد منفجره و گلولههای آرپیجی او بر اثر اصابت تیر یا ترکش آتش گرفت، در حالی که خود حسین با همان کوله در سیمخاردار گیر کرده بود و بخشهایی از دست و شکمش سوخت. با وجود آمادگی برای شهادت، یکی از همرزمانش بهموقع کوله را جدا کرد. شهید پس از این حادثه گفته بود: خدا نخواست که من شهید شوم، چون هنوز لیاقت پیدا نکردهام
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی