بر اساس کتاب جرمی ماندی (Introducing Translation Studies)، فریدریش شلایرماخر (Friedrich Schleiermacher)، فیلسوف و الهیدان آلمانی قرن ۱۹، یکی از دیدگاه‌های کلاسیک و تأثیرگذار در نظریه ترجمه را ارائه کرده است.

دیدگاه شلایرماخر درباره ترجمه بر اساس کتاب جرمی ماندی (Introducing Translation Studies)

دیدگاه شلایرماخر درباره ترجمه

1. دو راه برای ترجمه:

شلایرماخر در مقاله مشهورش “On the Different Methods of Translating” (۱۸۲۰) توضیح می‌دهد که مترجم دو گزینه دارد:

نزدیک کردن نویسنده به خواننده (bringing the author to the reader)

مترجم متن را طوری ترجمه می‌کند که برای خواننده مقصد راحت و قابل فهم باشد.

متن مقصد ممکن است با فرهنگ و زبان مقصد سازگار شود و سبک نویسنده کمی تعدیل شود.

نزدیک کردن خواننده به نویسنده (bringing the reader to the author) این نظریه ی مرجح خود شلایرماخر است

مترجم تلاش می‌کند سبک، ساختار و فرهنگ زبان مبدأ را حفظ کند.

خواننده با ویژگی‌های فرهنگی و زبانی متن اصلی مواجه می‌شود و تجربه «غیرمحلی» (foreignizing) ایجاد می‌شود.

2. تمرکز بر تجربه خواننده و حفظ «غیرمحلی بودن» متن:

شلایرماخر بیشتر طرفدار راه دوم است، یعنی آشنایی خواننده با فرهنگ و زبان متن مبدأ، حتی اگر خواندن متن کمی دشوار شود.

او معتقد بود که ترجمه نباید همیشه متن را به فرهنگ مقصد «خودمانی» کند، بلکه ارزش آن در انتقال تفاوت‌ها و اصالت متن اصلی است.

3. اهمیت تاریخی و نظری:

دیدگاه شلایرماخر نقطه شروع مهمی برای نظریه‌های بعدی ترجمه شد، به‌ویژه در بحث‌های domesticating vs. foreignizing (تلطیف یا بیگانه‌سازی متن) که در نظریه‌های مدرن ترجمه کاربرد دارد.

📌 جمع‌بندی:

شلایرماخر ترجمه را هنری انتخابی و دوگانه می‌دانست:

یا خواننده را با متن و فرهنگ نویسنده آشنا کنیم، یا متن را به خواننده مقصد «خودمانی» کنیم، اما ترجیح او غالباً حفظ ویژگی‌های فرهنگ و زبان مبدأ بود.


In Schleiermacher’s view, a translator should

A) Always adapt the text to the target culture
B) Either bring the reader to the author or bring the author to the reader
C) Focus only on word-for-word fidelity
D) Avoid any influence of the source culture on the target text