پاسخ های دکتر مصطفوی به سوالات بخش لغت آزمون کارشناسی ارشد زبان انگلیسی سال 1394
۱۱
The ❓❓❓ and skill with which Cranmer did the work entrusted to him must have fully satisfied his master
✅ گزینه درست: celerity چابکی، سرعت
🟰 سرعت و مهارتی که کرنمر با آن کار محولشده را انجام داد، حتماً اربابش را کاملاً راضی کرده است
📘 توضیح: وقتی کسی کاری را با چابکی و مهارت انجام میدهد، تأثیرگذار است
📌 سایر گزینهها مثل impassivity بیاحساسی یا encomium مدح به فضای جمله نمیخوردند
۱۲
Only if his message isn’t ❓❓❓ or drowned out or misunderstood will an accident be averted
✅ گزینه درست: garbled مبهم، بههمریخته
🟰 تنها اگر پیامش مبهم یا گم یا بدفهمیده نشود، میتوان از وقوع حادثه جلوگیری کرد
📘 مثال: His instructions were so garbled that nobody knew what to do
🟰 دستورالعملهایش آنقدر بههمریخته بود که هیچکس نمیدانست باید چهکار کند
۱۳
We respectfully ask you to complete that review and take all necessary steps to ❓❓❓ this iniquitous policy as soon as possible
✅ گزینه درست: overturn لغو کردن، برانداختن
🟰 با احترام از شما میخواهیم آن بازبینی را کامل کرده و هر چه سریعتر برای لغو این سیاست ناعادلانه اقدام کنید
📘 مثال: The court overturned the unjust law
🟰 دادگاه آن قانون ناعادلانه را لغو کرد
۱۴
He, who has endured such vicissitudes with ❓❓❓ has deprived misfortune of its power
✅ گزینه درست: equanimity آرامش و متانت در شرایط سخت
🟰 کسی که سختیهای زندگی را با آرامش تحمل کرده، قدرت بدبختی را از بین برده است
📘 مثال: She faced the criticism with equanimity
🟰 او با آرامش به انتقادها واکنش نشان داد
۱۵
Out of context, many of our seemingly eerie behaviors—if limited to the mere ❓❓❓ of plain description—would raise many an eyebrow
✅ گزینه درست: veneer ظاهر سطحی و فریبنده
🟰 خارج از زمینه، بسیاری از رفتارهای عجیب ما اگر تنها به ظاهر سادهشان محدود شود، باعث تعجب دیگران خواهد شد
📘 مثال: His politeness was just a veneer to hide his cruelty
🟰 مؤدب بودنش فقط یک ظاهر فریبنده بود برای پنهان کردن بیرحمیش
۱۶
Life has taught me one supreme lesson My ❓❓❓ has been that I have been privileged to act out my faith
✅ گزینه درست: eventuality نتیجه، پیامد نهایی
🟰 زندگی یک درس مهم به من داده: اینکه اگر بخواهیم واقعاً زندگی کنیم، باید باورهایمان را به عمل تبدیل کنیم و نتیجه این بوده که من مفتخرم باورهایم را زندگی کردهام
📘 مثال: In any eventuality, I will stand by my principles
🟰 در هر شرایطی، پای اصولم خواهم ایستاد
۱۷
Since I have many food allergies, I tend to be a ❓❓❓ eater who enjoys food through the stories of others
✅ گزینه درست: vicarious غیرمستقیم، از طریق تجربه دیگران
🟰 چون به خیلی از غذاها حساسیت دارم، معمولاً به شکل غیرمستقیم و از طریق تعریفهای دیگران از غذا لذت میبرم
📘 مثال: I got a vicarious thrill from reading about her adventures
🟰 از خواندن ماجراجوییهای او، هیجانی غیرمستقیم نصیبم شد
۱۸
Not plausible by any standards, an ❓❓❓ four elephants are killed in Africa every hour for the ivory of their tusks
✅ گزینه درست: unsustainable نابایدار، غیرقابلدوام
🟰 طبق هیچ معیاری منطقی نیست که هر ساعت در آفریقا چهار فیل برای عاجشان کشته شوند؛ این وضعیت نابایدار است
📘 مثال: Such rapid use of natural resources is unsustainable
🟰 استفاده سریع از منابع طبیعی به این شکل، دوام ندارد
۲۲
❓ Cell phone use has become a part of our existence; it's hard to imagine that only 20 years ago cell phones were used primarily in emergencies
1) impeccable
2) incisive
3) quotidian
4) superfluous
✅ پاسخ درست: 3) quotidian
🟰 ترجمه: استفاده از تلفن همراه تبدیل به بخشی روزمره از زندگی ما شده؛ سخت است تصور کنیم فقط ۲۰ سال پیش استفاده از آنها بیشتر برای مواقع اضطراری بود
📘 توضیح:
quotidian یعنی "روزمره، عادی"
بقیه واژهها نمیخورند:
impeccable = بینقص
incisive = برنده، نافذ
superfluous = اضافه، غیرضروری
۲۳
❓ Instead of soup kitchens or shelters, the movement tries to education between children and their poverty
1) oscillate
2) inveigle
3) trespass
4) interpose
✅ پاسخ درست: 4) interpose
🟰 ترجمه: بهجای پناهگاهها یا غذا دادن، این جنبش تلاش میکند آموزش را میان کودکان و فقر آنها واسطه کند
📘 interpose = میانجیگری کردن، واسطه شدن
یعنی آموزش را بین کودک و فقر قرار دهد تا مانع آن شود
oscillate = نوسان کردن
inveigle = فریب دادن
trespass = تجاوز به حریم
۲۴
❓ He is expected to start data collection as soon as possible now that his research proposal has received official from the university
1) enactment
2) benediction
3) sanction
4) deference
✅ پاسخ درست: 3) sanction
🟰 ترجمه: انتظار میرود او هر چه زودتر جمعآوری داده را شروع کند حالا که پیشنهاد تحقیقش رسماً توسط دانشگاه تأیید شده
📘 sanction = تصویب رسمی، تأیید
enactment = قانونگذاری
benediction = دعای خیر
deference = احترام
۲۵
❓ Dugongs are now legally protected throughout their range, but their populations are still in a state
1) vying
2) tenuous
3) bootless
4) deterrent
✅ پاسخ درست: 2) tenuous
🟰 ترجمه: دوگونگها در حال حاضر در تمام زیستگاه خود تحت حفاظت قانونی هستند، اما جمعیتشان همچنان در وضعیتی ضعیف و ناپایدار قرار دارد
📘 tenuous = ناپایدار، شکننده
vying = رقابت کردن
bootless = بیفایده
deterrent = بازدارنده
۲۶
❓ and inept, the state government surely needs to be replaced
1) Venal
2) Insentient
3) Hilarious
4) Solemn
✅ پاسخ درست: 1) Venal
🟰 ترجمه: فاسد و نالایق، دولت ایالتی قطعاً نیاز به جایگزینی دارد
📘 Venal = فاسد، رشوهگیر
insentient = بیاحساس
hilarious = خندهدار
solemn = جدی، رسمی
۲۷
❓ Let no man write my epitaph; for as no man who knows my motives dare now vindicate them, let not prejudice or ignorance asperse them Let them rest in obscurity and peace! Let my memory be left in , my tomb remain uninscribed, until other times and other men can do justice to my character
1) retrospect
2) disparity
3) oblivion
4) limelight
✅ پاسخ درست: 3) oblivion
🟰 ترجمه: بگذارید هیچکس سنگ قبر مرا ننویسد؛ چون هیچکس نمیتواند انگیزههای مرا توجیه کند، نگذارید تعصب یا نادانی آن را لکهدار کند بگذارید در گمنامی و آرامش بماند! بگذارید یاد من در فراموشی باشد، تا زمانی دیگر و آدمهایی دیگر بتوانند به شخصیت من حق بدهند
📘 oblivion = فراموشی
limelight = توجه عمومی
retrospect = گذشتهنگری
disparity = نابرابری
۲۸
❓ Louie could be a compelling novelist—if only she would her storytelling techniques
1) chronicle
2) besmirch
3) instigate
4) hone
✅ پاسخ درست: 4) hone
🟰 لویی میتوانست نویسندهای برجسته باشد — اگر فقط تکنیکهای داستانگوییاش را صیقل میداد
📘 hone = بهتر کردن، صیقل دادن
chronicle = ثبت وقایع
besmirch = لکهدار کردن
instigate = تحریک کردن
۲۹
❓ Mockery is the first form of wit, playing with surfaces without sympathy
1) ponderous
2) puerile
3) delirious
4) prolix
✅ پاسخ درست: 2) puerile
🟰 مسخرهکردن اولین شکل بچهگانه شوخطبعی است که بدون همدلی با ظواهر بازی میکند
📘 puerile = بچهگانه، ناپخته
ponderous = سنگین، کسلکننده
delirious = هذیانگو، آشفته
prolix = پرحرف، طولانی
۳۰
❓ A lucky few can eat anything Polar bears devour a steady stream of seal blubber, but they cope with the deluge of fat and the cholesterol that would cause heart attacks in humans
1) shrug off
2) give way to
3) cover up
4) succumb to
✅ پاسخ درست: 1) shrug off
🟰 تعدهای خوششانس میتوانند هر چیزی بخورند خرسهای قطبی مقدار زیادی چربی میخورند، اما آنها چربی و کلسترولی را که در انسانها باعث سکته میشود بهراحتی نادیده میگیرند
📘 shrug off = نادیده گرفتن، اهمیت ندادن
give way to = تسلیم شدن
cover up = پنهان کردن
succumb to = تسلیم شدن در برابر
تمام لغات:
11.
* celerity: چابکی، سرعت
* transcendence: برتری، تعالی
* encomium: ستایش رسمی، مدیحه
* impassivity: بیاحساسی، خونسردی
12.
* raucous: خشن و گوشخراش
* sacrosanct: مقدس و غیرقابل لمس
* garbled: نامفهوم، درهم
* bemused: گیج، مات و مبهوت
13.
* entangle: گرفتار کردن، درگیر کردن
* overturn: واژگون کردن، لغو کردن
* belie: وارونه جلوه دادن، نادرست نشان دادن
* countenance: تأیید کردن، حمایت کردن (همچنین: چهره)
14.
* equanimity: آرامش روانی، متانت
* forte: نقطهقوت
* rapprochement: آشتی، نزدیک شدن
* transience: زودگذری، ناپایداری
15.
* prattle: وراجی کردن، حرف مفت زدن
* veneer: ظاهرسازی، روکش
* complacency: از خود راضی بودن
* langour: بیحالی، سستی
16.
* euphemism: واژه یا عبارت محترمانه بجای واژه زشت
* escapism: فرار از واقعیت
* eventuality: احتمال، پیشامد
* remuneration: دستمزد، حقالزحمه
17.
* finicky: ایرادگیر، بدقلق
* fallible: خطاپذیر
* vicarious: نیابتی، از طریق دیگری تجربه کردن
* rapacious: حریص، چپاولگر
18.
* unsustainable: ناپایدار، غیرقابلدوام
* ominous: شوم، بدشگون
* intemperate: افراطی، بیاعتدال
* incongruous: ناسازگار، نامتناسب
* impeccable: بینقص
* incisive: نافذ
* quotidian: روزمره
* superfluous: زائد
* oscillate: نوسان داشتن
* inveigle: فریب دادن
* trespass: تجاوز کردن
* interpose: میانجیگری کردن
* enactment: تصویب
* benediction: دعای خیر
* sanction: تأیید
* deference: احترام
* vying: رقابتگر
* tenuous: ضعیف
* bootless: بیفایده
* deterrent: بازدارنده
* venal: فاسد
* insentient: بیاحساس
* hilarious: خندهدار
* solemn: جدی
* retrospect: بازنگری گذشته
* disparity: نابرابری
* oblivion: فراموشی
* limelight: مرکز توجه
* chronicle: ثبت کردن
* besmirch: لکهدار کردن
* instigate: تحریک کردن
* hone: تیز کردن. بهبود بخشیدن . صیقل دادن
* ponderous: سنگین
* puerile: کودکانه
* delirious: هذیانی
* prolix: پرحرف
* shrug off: نادیده گرفتن
* give way to: تسلیم شدن
* cover up: پنهان کردن
* succumb to: از پا درآمدن
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی