تفسير آيه 35 و 36 سوره سبأ

وَ قَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿٣٥﴾

و گفتند: اموال و فرزندان ما از شما بیشتر است و [این دلیل توجه ویژه خدا به ماست؛ بنابراین اگر عذابی هم باشد] ما را عذاب نخواهند کرد.

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٦﴾

بگو: یقیناً پروردگارم روزی را برای هرکس بخواهد وسعت می دهد یا تنگ می گیرد، ولی بیشتر مردم [نسبت به مصلحت خدا] معرفت و آگاهی ندارند. 


تفسير الميزان

"وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ" ضمير جمع به كلمه" المترفين" بر مى ‏گردد، و خاصيت اتراف، و ترفه، و غوطه‏ور شدن در نعمت‏هاى مادى همين است، كه قلب آدمى بدان‏ها متعلق شود، و آنها را عظيم بشمارد، و سعادت خود را در داشتن آنها بداند، حالا چه اينكه موافق حق باشد، يا مخالف آن، در نتيجه همواره به ياد حيات ظاهرى دنيا بوده، ما وراى آن را فراموش مى‏كند.

و لذا خداى سبحان از چنين افرادى حكايت مى‏كند كه گفتند: "نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً- ما اموال و اولاد بيشترى داريم"، يعنى سعادتى نيست جز در همين، هم چنان كه شقاوتى هم نيست جز در نداشتن آن، "وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ" و ما در آخرت معذب نيستيم، و اين نفى عذابشان نيست مگر از غفلت و بى خبرى از ما وراى بسيارى اموال و اولاد، وقتى سعادت و فلاح تنها در داشتن مال و اولاد بيشترى بود، و بس، معلوم است كه عذابى هم نيست، مگر در نداشتن آن، و با داشتن آن عذابى نخواهد بود.

در اينجا وجه ديگرى نيز هست، و آن اين است كه مشركين از آن جا كه برخوردار از مال و اولاد بودند، مغرور شدند، و پنداشتند كه در درگاه خدا احترامى دارند، و اين كرامت و حرمت را هميشه خواهند داشت، و معناى كلامشان اين است كه: ما در درگاه خدا داراى كرامتيم، شاهدش هم اين است كه اين همه مال و اولادمان داده، و ما هميشه اين كرامت را خواهيم داشت، پس اگر هم عذابى باشد، ما معذب نخواهيم بود. بنا بر اين وجه آيه شريفه در معناى آيه شريفه: "وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى‏ رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى‏" خواهد بود.

"قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ" اين آيه و سه آيه بعدش جواب از اين گفتار مشركين است، كه گفتند: "نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا"، و اين جواب از دو طريق و به دو صورت آمده، اول اينكه مساله رزق يعنى اموال و اولاد، و كمى و زيادى آن، به دست خدا است، كه هر كسى را به مقتضاى حكمت و مصلحت از آن روزى مى‏كند و اسباب بدست آوردنش را هم فراهم مى‏كند، و خواست انسان و كرامت و حرمتى كه نزد خدا دارد، هيچ اثرى در كمى و زيادى رزقش ندارد. براى اينكه چه بسا رزق يك مؤمن، و يك كافر، و يك عاقل دورانديش، زياد مى‏شود، هم چنان كه رزق يك احمق و بى عقل زياد مى‏شود، و چه بسا همين نامبردگان رزقشان كم مى‏شود، و يا در اول زياد، و در آخر كم مى‏شود، پس زيادى مال هيچ دلالتى بر سعادت و كرامت نزد خدا ندارد.

و همين است معناى جمله "قُلْ إِنَّ رَبِّي" كه در آن رب را به خود نسبت داده، چون طرف خطابش يعنى مشركين خدا را رب خود نمى‏ دانستند، و رزق دادن، خود از شؤون ربوبيت است، "يبسط" كه توسعه مى‏دهد، "الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ" رزق را براى هر كه بخواهد، و مصلحت و حكمتش اقتضاء كند" و يقدر" و تنگ مى‏گيرد آن را براى هر كه بخواهد "وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ" و ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند، اگر از رزق چيزى نصيبشان نشده باشد، محروميت خود را به اسباب ظاهرى، و اتفاقى نسبت مى‏دهند، و اگر نصيبشان بشود، آن را به زرنگى و حسن تدبير خود نسبت مى‏دهند، و همين كافى است در حماقت آنان.