5 نقد بر نظریه ریچارد بل و رودی پارت (اقتباس قرآن از اهل کتاب)

1 ـــ چرا مطالب مشابهی که در کتاب قرآن و کتب آسمانی پیشین مشاهده می شود را دلیل این ندانیم که منبع، مأخذ و سرچشمه آنها الهی بوده است.

2 ـــ کل جریان دیدار پیامبر (ص) با بحیرای راهب از قضایای مشهور بدون سند است که دکتر دراز هم اذعان کرده است که سندی برای آن نیافته است و هوارت نیز این مطلب را تأیید می کند.

3 ـــ در هیچ کدام از دیدارها پیامبر تنها نبوده اند و مدتی زیادی گزارش نشده است

4 ـــ در اینکه پیامبر ص دقیقا با چه کسی دیدار کرده اند شک و شبهه وجود دارد و این موضوع اضطراب دارد که اصل داستان را تحت تأثیر قرار می دهد.

5 ـــ اگر بر فرض پیامبر با بحیرا دیدار کرده باشد موضوع دیدار این بوده است که بحیرا گفته است که نشانه های نبوت را در ایشان می بینم و همچنین پیامبر ص در آن دیدارها 9 یا 12 ساله بوده اند و چگونه در این سن، یک کودک می تواند مطالب اهل کتاب را از وی آموزش دیده باشد.

6 ـــ اگر این موضوع اقتباس صحیح بود چرا دشمنان معاصر سخنی از آن به میان نیاورده اند و با توجه به اینکه خود قرآن نیز این مسائل را گزارش داده و پاسخ گفته است:

و لقد نعلمُ أنهم یقولون إنما یُعلّمُُهُ بَشَرٌ لسان الذی یُلحِدون إلیه اعجمی و هذا لسان عربی مبین.

و نيک مى‏ دانيم كه آنان مى‏ گويند جز اين نيست كه بشرى به او مى ‏آموزد [نه چنين نيست زيرا] زبان كسى كه [اين] نسبت را به او مى‏ دهند غير عربى است و اين [قرآن] به زبان عربى روشن است.


يلحدون: لحد و الحاد: عدول و انحراف از استقامت، ميل. «لحد الى فلان: مال اليه، لحد عنه: عدل و انحرف».

«يلحدون»: ميل مى‏ كنند و نسبت مى‏ دهند.

اعجمى:

عجم: خلاف عرب. عجمى: منسوب به عجم. خواه فصيح باشد يا غير فصيح.

عجمه: لكنت زبان و عدم فصاحت.

اعجم: غير فصيح. يعنى: ‏آنكه نمى‏ تواند مطلوب خويش را بهتر بيان كند، خواه عرب باشد يا غير عرب.

فصيح: روشن، آشكار. راغب گويد: «العربى الفصيح البين. عربى الكلام». ايضا عربى، منسوب به عرب است.