دلائل الامامة، کتابی به زبان عربی منسوب به محمد بن جریر طبری صغیر درباره زندگانی، معجزات (دلائِل) و فضایل حضرت زهرا و ائمه معصومین علیهم‌السلام.

در نام و انتساب این کتاب به نویسنده تردید شده است، دلائل الامامة بارها از سوی انتشارات مختلفی چاپ شده است.

کتاب دلائل الامامة برای مدت‌ها نوشته محمد بن جریر بن رستم طبری شیعی و نویسنده المسترشد فی الامامة قلمداد می‌شد. اما در کتاب شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این اثر متعلق به طبری شیعی نیست؛ از این رو، برخی از محققان به گمان اینکه اگر این کتاب از او نیست، ناگزیر از یک محمد بن جریر بن رستم دیگری، متأخرتر از نویسنده المسترشد، است، به دو طبری کبیر و صغیر قائل شده و کتاب را از طبری صغیر فرض کرده‌اند.[۱]

در مقابل عده‌ای نیز اصولا معتقدند کتاب دلائل الإمامة از محمد بن جریر طبری نیست؛ چه صغیر و چه کبیر. و انتساب این اثر به فردی که "محمد بن جریر طبری" نام دارد فقط به علت برداشت اشتباهی از برخی روایات کتاب است که با تعبیر "قال محمد بن جریر الطبری" آغاز می‌شود. این کتاب نوشته شخصیتی ناشناخته است که در نیمه اول سده پنجم قمری فعال بوده و معاصر شیخ طوسی است و به احتمال بسیار زیاد در بغداد زندگی می‌کرده اما به دلیل معاصرت مورد توجه رجالشناسان آن دوران، مانند نجاشی و شیخ طوسی قرار نگرفته است[۲]

نام کتاب
از این کتاب در منابع کهن با عناوین دلائل، دلائل الأئمه، دلائل الإمامه[۳] و الامامة یاد شده است. نسخه‌های کتاب از آغاز افتاده است[۴]؛ به همین جهت معلوم نیست که مؤلف کدام عنوان را برآن نهاده بود، ولی از آن جا که سید‌بن‌طاوس بر عنوان دلائل‌ الإمامه تصریح کرده است، این کتاب به دلائل‌الامامه شهرت یافته است.

شیخ صدوق در کتاب خود بابی دارد به نام «دلائل امام الرضاع» که در آن به معجزات حضرت علی بن موسی ع، اشاره می کند لذا دلائل به معنی معجزات است.(منبع: کتاب الاخبار الدخیلة علامه شوشتری ج 1)

تاریخ تدوین
تعیین دقیق سال تدوین این کتاب، با توجه به افتادگی آغاز و احتمالاً انجام کتاب، مشکل است، لیکن آقابزرگ تهرانی با استفاده از قرینهای که در سلسله سند یکی از روایات کتاب اینگونه آمده:«این خبر را از نوشته‌ای به خط شیخ ابی عبدالله حسین غضائری نقل می‌کنم»[۵] و با توجه به این که غضائری در سال ۴۱۱ ه در گذشته است، احتمال داده است تاریخ تدوین این کتاب، مربوط به بعد از این سال است.

محتوا
این کتاب به تاریخ زندگانی، دلایل، معجزات و فضایل حضرت زهرا(س) و ائمه معصومین (ع) می‌پردازد.[۶]

بنا بر نقل سید‌بن‌طاوس از جلد اول و تصریح علامه مجلسی بر جلد دوم این کتاب، دلائل‌الإمامه در دو جلد بوده است، اما قسمت موجود از "مسند فاطمه" تا «معرفة رجال مولانا صاحب الزمان» را شامل است.

ساختار
ساختار کتاب، جز شرح زندگانی حضرت فاطمه(س) و امام زمان(ع) بدین گونه است: شناخت، القاب، مادر، بَوّاب، نقش خاتم، فرزندان و معجزات.[۷] در منابع متأخر نشانی از عنوان بواب دیده نمی‌شود؛ در این بخش بواب یا اصحاب خاصّ هر امامی نام برده شده‌اند.

شرح زندگانی حضرت فاطمه(س) با مسند آن حضرت آغاز می‌شود؛ مباحثی چون، خبر ولادت، معنای محدثه، هجرت، ازدواج، خطبه عقد، مهریه، زفاف، فدک، مصحف، دعای ایشان، ماجرای فدک، عیادت زنان مدینه از آن حضرت، وصیت، روِیای قبل از شهادت و روایاتی در مناقب او آمده است. او تحت عنوان حدیث فدک سند این حدیث را به چندین طریق نقل می‌کند.[۸]

بخش آخر کتاب نیز در عناوین مطالب با دیگر بخش‌ها متفاوت و بدین قرار است: شناخت وجود قائم، روایت مادر امام زمان و ماجرای خریده‌شدنش، ولادت آن حضرت، نسب، کنیه، القاب، کسانی که امام (ع) را در حیات پدرش دیده‌اند، علمایی که حضرت را در مدّت اقامتش در سامرا شناخته‌اند، روایات وجوب غیبت، مشاهده‌کنندگان آن حضرت در غیبت، دعای امام زمان، و اسامی یاران آن حضرت.[۹]


علامه محمد تقی شوشتری در ج 1 کتاب الأخبار الدخیلة درباره این کتاب این گونه می نویسد:

و أمّا تحقيق الكتاب المعروف بدلائل الطبريّ فالّذي يغلب على الظنّ أنّ الكتاب كان في تاريخ المعصومين عليهم السّلام لأنّه في بيان أحوالهم من مولدهم و مدفنهم و أولادهم و باقي أحوالهم و معجزاتهم. و اسمه غير معلوم، و إنّما يصحّ أن يسمّى بالدّلائل إذا كان في خصوص المعجزات فعبّر العيون عن باب معجزات الرّضا عليه السّلام بباب دلائل الرّضا عليه السّلام.

و الّذي وصل إلينا و طبع نسخة ناقصة من أحوال الصدّيقة عليها السّلام و قد كان بتمامه عند ابن طاووس و نقل عنه في نجومه معجزة من أمير المؤمنين عليه السّلام كما في ص 102 و مؤلّفه من معاصري الشيخ و النجاشي ففي المطبوع ص 300 «نقلت هذا الخبر من أصل بخطّ شيخنا أبي عبد اللّه الحسين الغضائريّ». و الغضائريّ كان شيخهما.

و أكثر فيه من الرّواية عن ابن التلعكبري محمّد بن هارون و قد قال النجاشي في عنوان التلعكبري «كنت أحضر في داره مع ابنه». و أكثر أيضا فيه الرّواية، عن أبي المفضّل محمّد بن عبد اللّه الشيباني، و قد قال النجاشيّ: «إنّي سمعت من الشيباني كثيرا- الخ» و روى أيضا كما في ص 227 عن الحسين بن إبراهيم المعروف بابن الخيّاط» و هو من مشائخ الشيخ كما صرّح به العلّامة في إجازته.

و روى كما في ص 30 عن «إبراهيم بن مخلّد القاضي» و هو من مشائخ النجاشي كما يظهر من ترجمة «دعبل» و «محمّد بن جرير الطبرى» فيه....