همانطور که می دانیم، در صدر اسلام، دانش اسلامی منحصر به متن قرآنی وسخنان رسول اکرم (ص) بوده که قسمت مهمَی از احکام ضمن آنها بیان می شده است، لذا مسلمانان از صدر اسلام برای دانستن مسائل علمی ونیز برای فهم مشکلات و مجملات قرآن به دانستن بیاناتی از سوی رسول اکرم (ص) اهتمام می ورزیدند که باسلسله سند نقل می شد.

در آغاز وسایت نقل کمتر ونوعاً شناخته شده بودند و فقط نسبت به افراد مشکوک که درباره وثاقت وعدم وثاقتشان اختلاف نظر بود بحث می شد وکسانی که در شرح حال روات تفحص بیشتری کرده بودند مرجع دیگران قرار می گرفتند.
کم کم که وسایط نقل وفاصله از ناقلان و راویان اولیه بیشتر شد ، شناسایی تمام راویان مطرح گردید، زیرا راویان معروف نیز برای عده ای شناخته شده نبودند چه رسد به سایر راویان! علاوه بر آن شناسایی حال راویانی که درسلسله سند قرار می گیرند (غیر از افراد معدودی که به وثاقت مشهورند) جز باجرح یا تعدیل عالمان به احوال روات ممکن نبود! به همین دلیل برای تسهیل این کار از دیر زمان، جمعی اقوال اهل خبره را در مجموعه هایی گرد آورده که به « مصادر رجالی» یاهمان کتب رجال شناسی معروف می باشند.

تعریف علم رجال

از متقدّمان و متأخّران، تعریف روشنى براى علم رجال در دست نیست؛ امّا برخى معاصران، تعریف‏هایى ازعلم رجال ارائه داده‏اند، ازجمله آقا بزرگ تهرانی که در تعریف علم رجال فرموده:«علم رجال حدیث علمی است که در مورد حالات و اوصاف راویان ، از آن جهت که به قبول یا پذیرش قولشان ارتبات پیدا می کند، بحث می نماید.» آقای شانه چی هم اینگونه تعریف کرده اند: « علم رجال شامل بررسی احوال یکان یکان رجال سند ازلحاظ عدالت آنها و وثوق واعتماد بر روایت ونقل آنها می باشد.» اما بهترین تعریف را صاحب کتاب مختصر علوم الحدیث کرده است وآن تعریف این است: « هو العلم بأحوال رواه الحدیث من حیث القبول أو الرد.» علم رجال، علم به احوال راویان حدیث، از جهت قبول و یا ردّ احادیث آنان است.

موضوع علم رجال

موضوع علم رجال، چنان که از تعاریف فوق بر مى‏آید، راویان احادیث است؛ اعم از آن که مرد باشند یا زن؛ امّا چون اغلب کسانى که به نقل و روایت احادیث پرداخته‏اند، مرداند این علم از باب غلبه به« علم رجال» نامگذاری شده است.

مسائل علم رجال

رد روایت راویان، مدخلیتى دارند، مانند: نام راویان، لقب‏ها و کنیه‏ها و نسبت‏هاى آنان، تاریخ ولادت و وفات آنان، مسافرت‏هاى آنان، مشایخ و شاگردان آنان، علّت‏هایى که موجب ضعف و یا اختلاط آنان شده است، اشتباهات آنان، قدرت ضبط و حفظ آنان، صدق و یا کذب آنان، و جرح و یا تعدیل آنان توسط محدّثان و….

غایت علم رجال

غایت و فایده علم رجال، تشخیص حدیث صحیح از غیر صحیح و به دنبال آن، حفظ وصیانت شریعت اسلام از کذب و تخریب است.
منفعت (یعنى فایده از پیش لحاظ نشده) این علم، امکان حکم به صحّت و یا ضعف حدیثى است که هیچ یک از متقدمان، بر آن حکمى نکرده‏اند و یا در صحّت حکم بیان شده، تردید و تأمل وجود دارد.

نام‏هاى دیگر علم رجال حدیث

در اصطلاح علما و محدثان، علم رجال حدیث به «علم أسماء الرجال و به علم احوال راویان حدیث» نیز یاد گردیده است. نام‏هاى دیگرى نیز چون: «تاریخ روات»،« تاریخ رجال»، «تاریخ المحدّثین»، «علم الجرح والتعدیل» و «علم الرجال» نیز بر این علم، اطلاق مى‏گردد.

نام اخیر، در ابتدا در معناى وسیع‏ترى از موضوع علم رجال حدیث، استعمال مى‏شده است؛ بدین معنا که موضوع علم رجال، شامل ذکر احوال بزرگان و علمایى که محدّث نبوده‏اند نیز مى‏شده است؛ امّا در عصر حاضر، مراد از آن، همان علم رجال حدیث است و استعمال آن، رایج‏ تر از سایر تعبیرات مذکور است.

مشروعیت بحث از رجال

از آن جا که در این علم، احوال راویان بررسى مى‏شود و همان‏گونه که از صدق آنان سخن گفته مى‏شود، از کذب برخى از آنان نیز سخن گفته مى‏شود و همان گونه که برخى از آنان، به واسطه بررسى مزبور، توسط ناقدان و حدیث شناسان تعدیل مى‏گردند، برخى دیگر نیز جرح مى‏شوند. در اینجا لازم به ذکر است که ما به جهت حفظ مصالح اسلام و منافع عموم مسلمانان، ادلّه زیادى بر جواز جرح و تعدیل داریم که در زیر به نقل مهم‏ترین آنها مى‏پردازیم:

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

إِن جَآءَکُمْ فَاسِقُ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُواْ ). )

اگر شخص فاسقى خبرى براى شما آورد، نیک وارسى کنید. » «
ملاحظه مى‏شود که آیه شریف، به تحقیق درباره خبر فاسق دعوت مى‏کند و معلوم است که این دعوت، اجابت نمى‏گردد، مگر به شناخت‏ و تشخیص مُخبر فاسق از مُخبر عادل، و واضح است که فاسق از عادل تمیز داده نمى‏شود، مگر به تجسّس و تفحّص در احوال مخبران و نقل احوال آنان. در حدیثى آمده است هنگامى که فاطمه بنت قیس، به واسطه خواستگارى معاویه بن ابى سفیان وابو جهم از وى، از پیامبر اکرم در مورد آن دو سؤال کرد. پیامبر( صلى الله علیه وآله ) فرمود:

امّا أبوجهم، فلا یضع عصاه عن عاتقه؛ و امّا معاویه، فصُعْلُوکٌ لا مال له) )

« امّا ابوجهم، عصایش را از شانه‏اش بر نمى‏دارد (کنایه از آن که زن‏ها را زیاد کتک مى‏زند و یا بسیار مسافرت مى‏کند) و امّا معاویه، مالى ندارد.»
چنان که مى‏بینیم دراین حدیث ، پیامبر( صلى الله علیه وآله ) به واسطه مشورت خصوصى‏اى که با ایشان صورت گرفته، اقدام به جرح کرده است. بنا براین، به طریق اُولى، جرح راویان براى حفظ احادیث از تخریب ( که متضمّن منافع عموم است ) جایز، بلکه واجب است؛ زیرا حلال و حرام الهى براى امّت اسلامى تا روز قیامت، به واسطه احادیث صحیح به اثبات مى‏رسند و عدم اقدام به جرح راویان مجروح، موجب تحریم حلال و تحلیل حرام مى‏گردد.
صیانت و حفظ شریعت مقدّس اسلام، متوقّف بر تفحّص در احوال راویان و جرح و تعدیل آنان است؛ زیرا اگر احوال راویان بررسى نشود و به جرح و تعدیل آنان پرداخته نشود، بسیارى از احادیث کاذب در احادیث صحیح داخل مى‏شوند و با آنها اختلاط پیدا مى‏کنند از این رو، نووى (۶۳۱ – ۶۷۶ق)، جرح راویان مجروح را از جمله مستثنیات غیبت محرّم دانسته و ادّعاى اجماع مسلمانان بر جواز آن، بلکه وجوب آن نموده است.
به همین جهت سیره جمعى گروهى از صحابیان چون: عبد اللَّه بن عبّاس، عبد اللَّه بن سلام، عباده بن صامت، انس بن مالک، و تابعیانى مانند: شعبى و ابن سیرین، در احوال راویان به بحث پرداخته‏اند و اوّل کسى که به این امر مبادرت ورزید و در آن جدیت به خرج داد، شعبه بن حجاج ونیز به متابعت از وى، یحیى بن سعید قطان و یحیى بن معین و احمد بن حنبل ، ونیز جمع کثیر دیگرى از ائمه که بدین کار دست زدند.
علاوه بر آنها بسیارى دیگر از علماء از جمله: بخارى، مسلم، نسایى، ابن ابى حاتم رازى و…. به این امر مهم، اهتمام ورزیده، و کتاب‏هاى زیادى در این باره تألیف نموده‏اند. بنا براین، اگر تفحّص در احوال رجال و جرح و تعدیل آنان جایز نمى‏بود و از مصادیق غیبت محرّم شمرده مى‏شد، اصحاب که به اتّفاق اهل سنّت، عادل‏ترین و با فضیلت‏ترین انسان‏ها بوده‏اند، مرتکب آن نمى‏گردیدند و تابعیان و پس از آنها ائمه اهل حدیث و علم نیز بدان اشتغال نمى‏ورزیدند، وگرنه (العیاذ باللَّه) باید گفت که همه آنها از عدالت خارج شده‏اند و مسلماً حتى یک تن از اهل سنّت نیز نمى‏تواند ملتزم به چنین معنایى شود و این، بیان کننده آن است که مستند فعل آنان، نصوصى از قرآن و سنّت بوده که مهم‏ترین آنها نقل گردید.

انواع کتب رجال شناسی

بیان حال راویان از جهت وثاقت و ضعف و مسائل دیگر چون: مشایخ و شاگردان آنها، مسافرت‏هایشان و وطن‏هایشان در آغاز به شکل شفاهى بوده است. آغاز تدوین کتاب‏هاى رجالى به شکل جدى، نیمه اول قرن سوم هجرى است و در ابتدا، به خاطر مناسبت علم رجال با علم تاریخ، اغلب با عنوان کتاب تاریخى تألیف شده است.
‏ پیش از آن، تنها عده معدودى در این علم کتاب تألیف کرده‏اند که اکنون، هیچ نسخه‏اى از آن کتاب‏ها موجود نیست، مانند: التأریخ، تألیف لیث بن سعد (م‏۱۷۵ق)، التأریخ، تألیف عبداللَّه بن مبارک (م‏۱۸۱ق)
در آغاز تدوین کتاب‏هاى رجالى، بیشترین توجه مؤلفان این کتاب‏ها به ضبط نام راویان و بیان حال آنها از جهت وثاقت و ضعف، معطوف مى‏شد و کتاب‏هاى رجالى، اغلب به شکل عام، به تمام رجال و راویان مى‏پرداختند. سپس با شروع قرن چهارم هجرى، کتاب‏هاى رجالى بیشتر به شکلى تخصصى تألیف شدند و با هدفى خاص و در موضوع معینى از مسائل رجالى، نگارش یافتند. حاصل تلاش مؤلفان علم رجال از آغاز تا انتهاى نیمه اول قرن نهم هجرى ( که عصر افول تألیفات رجالى است ) آن شده که اکنون، کتاب‏هاى رجالى در چهارده نوع در اختیار ماست. این انواع، عبارت‏اند از:
۱- کتاب‏هایى که فقط در زمینه شناخت صحابیان نگارش یافته‏اند.
۲- کتاب‏هایى که در مورد طبقات رجال از صحابیان، تابعیان، اتّباع تابعیان و… تا عصر مؤلّف، نگارش یافته ‏اند.
۳- کتاب‏هایى که در علم جرح و تعدیل نگارش یافته‏اند.
۴- کتاب‏هایى که فقط در خصوص رجال کتاب خاصى نگارش یافته‏اند. به عبارت دیگر، کتاب‏هایى که اختصاص به ذکر احوال راویانى دارد که احادیث و مرویات آنان در کتاب و یا کتاب‏هاى معیّنى نقل شده است، مانند راویان صحیحینِ بخارى و مسلم.
۵- کتاب‏هایى که در زمینه شناخت انواع نام راویان و فنون مربوط به آن نگارش یافته‏اند.
۶- کتاب‏هایى که در مورد تاریخ وفات محدّثان و علما نگارش یافته‏اند.
۷- کتاب‏هایى که در مورد رجال شهر خاصّى نگارش یافته‏اند.
۸- کتاب‏هایى که مؤلفان آن، فقط نام مشایخ خود را در آن ذکر کرده‏اند و چون در اغلب این‏گونه کتاب‏ها، ترتیب ذکر مشایخ به حسب حروف معجم است، به آنها «معاجم الشیوخ» گفته مى‏شود.
۹- کتاب‏هایى که در زمینه انساب (نسبت‏هاى) رجال، نگارش یافته‏اند.
این انواع، همگى از تألیفات رجالى به شمار مى‏ آیند؛ امّا به لحاظ موضوع هر یک از آنها و میزان کارآمدى آنها در تعیین درجه سند احادیث، از جهت صحّت و ضعف، و نیز شناخت و تمییز اسناد متّصل از مرسل، برخى از آنها بیشتر مورد توجّه اهل حدیث قرار گرفته‏اند و صدق نام کتاب‏هاى رجالى بر آنها بیش از سایر انواع است. در واقع، برخى از انواع نامبرده، به واسطه تخصّصى
شدن علوم، هر یک علمى مستقل، امّا مرتبط با علم رجال به شمار مى‏آیند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
۱-ذهبى، شمس الدین محمد بن عثمان؛ میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تصحیح محمد بدرالدین السنعانی، مصر، ۱۹۰۸م
۲———–؛ تاریخ الاسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمرى، دارالکتاب العربى، بیروت،چ ۲، ۱۴۱۳ق
۳- زرکلى، خیر الدین؛ الأعلام، دارالعلم للملایین، بیروت، چ ۸، ۱۹۸۹ م
۴-حنبلى، ابن العماد؛ شذرات الذهب فى أخبارمن ذهب، تحقیق الأرناؤوط، دار ابن کثیر، دمشق و بیروت، ۱۴۰۶ق
۵-عسقلانى، ابن حجر؛ الإصابه فى تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و على محمد معوض، دارالکتب العلمیه،۱۴۱۵ بیروت، ق
۶———-؛ فتح البارى بشرح صحیح البخارى، دارالمعرفه، بیروت، ۱۳۷۹ ق
۷-جزرى، ابن أثیر؛ اسد الغابه فی معرفه الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ ق
۸-ابن عبدالبر، ابوعمر؛ الإستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق على محمد البجاوى، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ ق
۹- سمعانى،ابوسعید؛ الأنساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیى المعلمى الیمانى، مجلس دائره المعارف العثمانیه، حیدرآباد، ۱۳۸۲ ق
۱۰- ابن کثیر؛ البدایه و النهایه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۷ق
۱۱-محمد بن سعد؛ الطبقات الکبرى، تحقیق محمد بن عبد القادر عطا، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۰ ق
۱۲-محمد ابوزهو، محمد؛ الحدیث والمحدثون دارالکتاب العربی،، بیروت، ۱۴۴ه.ق
۱۳-مدیرشانه چی، کاظم؛ درایه الحدیث یا مصطلح الحدیث، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چ۲۱، ۱۳۸۷
۱۴-صبحی صالح؛ علوم الحىیث و مصطلحه، منشورات رضی، قم،۱۳۶۳ ه.ش
۱۵-تهرانی، آقا بزرگ؛ الذریه الی تصانیف الشیعهدارالآضوا،، بیروت، ۱۴۰۳ ه.ش
۱۶-ابوریه، محمود؛ الأضوا علی السنه المحمدیه، منشورات الاعلی المطبوعات، بیروت، بی تا
۱۷-سیوطی، عبدالرحمن بن ابوبکر؛ تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، مرکز اطلاعات ومدارک اسلامی ، قم، ۱۳۸۷ ش
۱۸-بخاری، محمد بن اسماعیل؛ الصحیح، دارالقلم، بیروت، ۱۴۰۷ه.ق
، المکتبه اسلامیه للتباعه النشر، ۱۹۸۸ م ۱۹-محمد ادیب صالح لمحات؛ فی اصول حدیث
۲۰- خطیب بغدادی، ابی احمد بن علی؛ الکفایه فی علم روایه، تحقیق وتعلیق دکتور احمد عمر هاشم، دار الکتب عربی، بیروت، الطبعه الاولی،۱۴۰۵ق
۲۱-نووی الدمشقی, ابی زکریا یحیی بن شرف؛ ریاض الصا لحین، شرح احمد راتب حموش، بیروت لبنان، دارالفکرمعاصر، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۱ه=۱۹۹۱م
۲۲-جدیدى نژاد، محمد رضا؛ دانش رجال از دیدگاه اهل سنّت، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث : اوّل، ۱۳۸۱ هـ.ش ـ ۱۴۲۳ هـ.ق

اسماعیل شعبانی کامران ، انواع كتب رجال شناسی ، تحقیق درسی ، تعریف علم رجال ، جرح و تعدیل ، راوی ، ضعف ، طبقات رجال ، علوم حدیث ، علوم قرآنی ، مسائل علم رجال ، مشروعیت بحث از رجال ، مقاله درسی ، موضوع علم رجال ، نام‏هاى علم رجال حدیث ، وثاقت