پایبندی به ایمان و دفاع از وطن؛ راهی که با خون ادامه یافت

شهید محمدآصف تفسيری در خانواده‌ای مذهبی و انقلابی بزرگ شد و از همان کودکی با مسائل دینی و قرآن آشنا گردید. پدرش نقل می‌کند که محمدآصف در کودکی دچار بیماری سختی شد و تنها پوست و استخوانش باقی مانده بود، اما پس از یک رؤیا که در آن سه نفر با لباس سبز به او نوید سلامت فرزندش را دادند، حال محمدآصف بهبود یافت و دیگر بیماری او ادامه نیافت.


در اوقات فراغت، شهید تفسیری به مسجد می‌رفت و قرآن تلاوت می‌کرد و گاهی با دوستانش کشتی می‌گرفت. سید اسحاق حسینی، دوست شهید، می‌گوید: «زمانی که در مدرسه همکلاس بودیم، محمدآصف با تدبیر و صداقت خود مانع ناپاکی و خدشه به آبروی دیگران شد و به دیگران درس اخلاق می‌داد.» او نسبت به ناسزا و دروغ حساس بود و در دفاع از اسلام و اصول اخلاقی کوتاهی نمی‌کرد.


محمدآصف تحصیلات خود را در مدرسه علمیه ادامه داد و اولین استادانش مرحوم محقق و مرحوم ابتری بودند. او همچنین آموزش نظامی فرا گرفت و روحیه‌ای انقلابی و شجاع داشت. با آغاز جنگ، برادرش محمد عابد به ایران آمد و در جبهه به شهادت رسید. پس از اطلاع از شهادت برادر، محمدآصف تصمیم گرفت به ایران آمده و جای خالی او را پر کند. او مدتی با خانواده همسر خود به ایران آمد و پس از سه سال اقامت، به افغانستان بازگشت و ادامه تحصیل و فعالیت‌های دینی خود را دنبال کرد.