🌀 بخش‌های مختلف کتاب زندگی سیاسی امام رضا(ع)

نکته اول اینکه ایشان از این مساله بحث گرفته که دولت عباسیان به هر حال شکل می گیرد و به همین دلیل به مقدمات می پردازد. این مباحث مقدماتی بسیار مهم و با اهمیت است. عباسیان در ابتدا از روی ریا و تزویر شعارهایی برای فریب مردم سر می دهند. آنها از این معرکه پیروز به درآمدند و موفق به تشکیل حکومت شدند. خود عباسیان می دانستند که علی رغم شعارهای دروغشان، مهمترین مشکل آنها علویان هستند.

🔻 روزی حضرت امام صادق(ع) به منصور فرمود که مگر من به تو چه کرده ام که این همه من را زجر می دهی؟ که او گفت تو مثل استخوان در گلوی من هستی. در ادامه نکته ای گفت که از درس‌های عجیب تاریخ است. او گفت حضور جعفر بن محمد(ع) به معنی نفی و عدم حضور من است. یعنی جایی که شما باشی جای من نیست. این حرف بسیار مهم است.

یک نفر به هارون گفت که چرا این همه امام موسی ابن جعفر(ع) را آزار می دهی؟ هارون هم پاسخ داد که اگر ایشان را آرام بگذارم هیچ امنیتی نخواهم داشت و از بیم دارم که فردا با هزار شمشیر به دست مقابله کنم. آنها می‌دانستند که علویان چنین جایگاهی در مدینه دارند.

در جرم و جنایت، عباسیان بدتر از امویان بودند زیرا جنایات امویان عریان بود ولی جنایات عباسیان لباده و کباده داشت. ما از عدل عباسیان بی زاریم. سیدجعفر مرتضی در صفحه ۱۲۹ تا ۱۵۴ کتابش با توجه به اسامی نشان دادند که چقدر این عباسیان به مردم ظلم کردند.

عربده کشی‌هایی که رشید و هادی و مهدی داشتند عجیب بود. ولی مامون هوشیار بود. به قدری این فرد هوشیار بود که هنوز که هنوز است این بحث را برخی از مورخین غیر وابسته دارند که واقعا مامون واقعا امام را مسموم کرد یا خیر؟ برخی نیز از تشیع مامون با همان معنی آن روزها حرف می زنند و موضعی که مامون در خصوص بنی امیه داشت. وی همراه با امویان حتی عباسیان را هم نقد می‌کند که ما هم آنها را آزار دادیم.

مامون در خراسان باید یک وجهه‌ای درست می کرد که مردم به او اعتماد کنند. مامون گفت که امویان یکی یکی می‌کشتند و ما یک جا کشتیم. مامون در این فضا می‌خواست حاکمیت خود را محکم کند.

🔻 یکی از منابع مهم مرتضی در این زمینه و اهل فضل هم محققان را ارجاع داده از ستم‌هایی که حاکمان بنی امیه و بنی عباس انجام دادند پرده برداری کرده است.سید جعفر مرتضی یک قسمت هایی از کتب دیگر را آورده است.

🔻 مشکل اساسی مامون آتش زیرخاکستر قیام های علویان بود. مامون می خواست آتش قیام های علویان را خاموش کند و از طرفی می خواست کاری کند که علویان او بپذیرند و حاکمیت او شرعی است. از طرفی می خواست اقوام و اطرافیان او هم وی را بپذیرند و با او همراه شوند. سیدجعفر یک سری متون را آورده است که یکی از آنها متن نامه مامون به اقوام خود است که به توجیه فعالیت سیاسی خود به خصوص ولایت عهدی امام رضا می پردازد.

مامون به این نتیجه می‌رسد که باید امام را از این کانون حرکت بیرون بکشد. امام همان جا موقعیت عجیبی دارد. مامون در اولین برخوردهای خود پس از ولایت عهدی به بیان احترامات خود می پردازد ولی امام پاسخ بسیار تعیین کننده و هوشیارانه ای به وی می دهند وی می فرمایند که تو برای ما کار خاصی نکردی. آن روز مامون در خراسان فهمید که امام رضا(ع) چه نفوذی در آنجا دارند.

🔻 امام رضا(ع) می‌فرمایند که وقتی در مدینه سوار بر مرکب می‌شدم همه دور من جمع می‌شدند یعنی می‌خواهند بفرمایند که جایگاه من در مدینه به حدی بالا بوده است که مامون نمی‌تواند چیزی به آن بیافزاید. ایشان به دیواره تاریخ می‌زنند در همان زمان چه موقعیتی داشتند. این کانون وکالت در دوران امام رضا در اوج است و ائمه در کوره روستاهای جهان اسلام نماینده داشتند.

🌀 اهداف مامون از ولایتعهدی امام

امام رضا(ع) از لحظه‌ای که حرکت کردند تلاش فرمودند که آن چه را که مامون رشته است، پنبه کنند. در اینجا به برخی از اهداف مامون اشاره می کنیم. اولا بعد از آنکه مامون درخواست می‌کند و امام نمی پذیرند، بار سوم امام را مجبور می کند. پس از اجبار است که امام می پذیرد. مامون می گوید کسی نفهمد که شما حرکت می کنید و از کجا می آیید ولی امام برای همه آشنایان سخنرانی کردند و آنچه اصحاب مدح و ذکر می خوانند درس است.

مامون عباسیان را می‌ستود و عباسیان مامون را به درایت می‌ستودیند ولی جالب بود که واقعا عباسیان امین را بیشتر دوست داشتند. اولین دلیل آ« هم عرب بودن امین و نیمه عرب و نیمه ایرانی بودن مامون بود.

امام در راه این گروه را افشا می‌کند که بیان می کنند که این چه حکمی است که این قدر من را محدود می کنید؟ مامونیان با هشام ابن ابراهیم راشدی که از مریدان امام بود در مسیر راه کاری کردند که به یک جاسوس مبدل شد.