شعر شهریار - جنگ صفین - غلام همت آن قهرمان کون و مکان که بی رضای إلاهی نمی زند نفسی

بنا به نوشته همه تواریخ، معاویه با بستن راه فرات، جنگ صفّین را شروع کرد و امیر مؤمنان علیه السلام هرچه سعی کرد تا معاویه دست از سرآب بردارد و مسلمانان را برای استفاده از آن آزاد گذارد معاویه نپذیرفت و گفت که آن قدر باید بی آب و تشنه بمانید تا از عطش بمیرید!

این قضیه را که به تفصیل در تاریخ آمده است استاد سیدمحمّد حسین شهریار تبریزی در قطعه کوتاه و رسا، چنان دقیق و درست سروده است که ما را از تطویل کلام بی‌نیاز می سازد و دریغم آید که خوانندگان این کتاب را از آن محروم دارم:

شنیدم آب به جنگ اندرون معاویه بست

به روی شاه ولایت چرا که بود خسی

علی به حمله گرفت آب و باز کرد سبیل

چرا که او کسِ هر بی کس است و دادرسی

سه بار دست به دست آمد آب و در هر بار

علی چنین هنری کرد و او چنان هوسی

فضول گفت که ارفاق تا به این حد بس

که بی حیایی دشمن ز حد گذشت بسی

جواب داد که ما جنگ بهرِ آن داریم

که نان و آب نبندد کسی به روی کسی

غلام همّت آن قهرمان کون و مکان

که بی رضای إلاهی نمی زند نَفَسی

تو هم بیا و تماشای حقّ و باطل کن

ببین که در پی سیمرغ می جهد مگسی

کلیات دیوان شهریار، 1/690، تحت عنوان حقّ و باطل.