دیدگاه آیت الله مصباح یزدی (جامعیت قرآن)

The view of Ayatollah Mesbah Yazdi (comprehensiveness of the Quran)

جامعیت قرآن(2)
یكی از بحث‌های مهم قرآن‌شناسی، شناخت قلمرو سخنان قرآن است. آیا قلمرو گفته‌های قرآن كریم را محدوده و یا موضوعات خاصی تشكیل می دهد یا آنكه حوزه‌های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی، دنیایی و آخرتی و حتی مسائل علمی و تخصصی را در بر می‌گیرد؟(3)چه موضوعاتی در قرآن مطرح شده است و در نتیجه در چه زمینه‌هایی باید از قرآن بهره گرفت؟ در پاسخ به این پرسش دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است كه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

1. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج92، ص85.

2. ممكن است این موضوع با عنوان‌های دیگری مانند قلمرو و كمال نیز مطرح شود.

3. این دیدگاه‌ها در حد وسیع‌تر ـ به ویژه در مباحث كلام جدید ـ دربارهٔ خود دین مطرح است كه آیا بیان دینی منحصر به مسائل ارزشی و اخلاقی است یا آنكه به مسائل عینی زندگی فردی و اجتماعی انسان و حقایق خارجی هم می‌پردازد؟ ﴿صفحه 290﴾

نظریه‌های جامعیت قرآن
دیدگاه‌های متعدد و متنوعی در باب جامعیت قرآن مطرح شده است كه از یك منظر در سه دسته ذیل خلاصه می‌شود.

1. جامعیت حداكثری: قرآن بیانگر همه حقایق هستی است؛

2. جامعیت حداقلی: قرآن بیانگر همه امور مربوط به هدایت آخرتی بشر (ارزش‌ها و هنجارها) است؛

3. جامعیت در هدایت به سعادت دنیایی و آخرتی: قرآن همه امور مربوط به هدایت انسان به سعادت دنیایی و آخرتی را بیان می كند.

دیدگاه‌های یاد شده را می‌توان از دو منظر برون‌دینی و درون‌دینی بررسی كرد. از آنجا كه بحث ما قرآنی است، در اینجا از منظر درون دینی و به ویژه قرآنی به بررسی دیدگاه‌های پیش‌گفته می‌پردازیم.

دیدگاه اول: جامعیت حد اكثری (همه حقایق هستی)
برخی معتقدند كه همه چیز در قرآن وجود دارد و در یك كلمه، تمام حقایق جهان در آن آمده است.آنان برای اثبات این سخن به آیاتی از قرآن استناد كرده‌اند:(2)

1. جامعیت كه مصدر جعلی است و در زبان فارسی رواج یافته، از ریشهٔ جمع گرفته شده و به معنای فراگیر بودن و شمول آمده و در كتاب‌های عربی جدید با واژه «شمولیه» بدان اشاره می‌كنند.

2. این دیدگاه از ابن‌مسعود نقل شده است. رك: اسماعیل بخاری، التاریخ الكبیر، ج 9، ص44، و محمد فیض كاشانی، تفسیر الصافی، ج 1، مقدمه هفتم، ص 57 و 58. برخی دیگر از مفسران نیز، به این دیدگاه گرایش دارند؛ مانند محمود بن عبدالله الآلوسی در روح ‌المعانی، ذیل آیات 89 نحل و 111 یوسف.﴿ صفحه 291 ﴾

1. «وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی كُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِیدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ تِبْیَانًا لِّكُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِین؛(نحل، 89)؛ و (یاد آور) روزی كه در هر امّتی گواهی بر آنان از خودشان برانگیزیم و تو را گواه بر اینان بیاوریم؛ و ما این كتاب را كه بیانی رسا برای هر چیزی و راهنما و بخشایش و مژده برای مسلمانان است بر تو فرو فرستادیم».

خدای تعالی در این آیه، نخست وجود شهید (گواه) در هر امت و شهید بودن پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بر امت اسلامی را بیان كرده است. مفاد صدر آیه، گویای گواهی پیامبر(صلى الله علیه وآله) در قیامت بر همه جزئیات زندگی مردم است و لازمهٔ آن، آگاهی از تمام اعمال، افكار، نیت‌ها و خصلت‌های آنان است. آیه در ادامه «تبیان كل شیء بودن» قرآن را مطرح كرده است. «كل» و «شیء» نیز در اینجا عام و مطلقند و واژه تركیبی «كل شیء» همه چیز را در بر می‌گیرد. با این توضیح ارتباط صدر و ذیل آیه‌ با یكدیگر به این صورت تبیین می‌شود كه بخش پایانی آیه به منشأ علم گسترده پیامبر(صلى الله علیه وآله) پرداخته است؛ یعنی ایشان این آگاهی را از قرآن به دست آورده‌‌اند. پس قرآن، در بر دارندهٔ هر چیز؛ حتی اعمال، افكار، خصلت‌ها و نیت‌های هر كس است.

نقد
ظاهر آیه بالا بر تبیان بودن قرآن برای هر چیز دلالت دارد؛ ولی در اینجا نیز ـ مانند آیات دیگر ـ باید بر اساس قواعد فهم، به قراین سخن توجه كنیم. در قرآن كریم در موارد دیگر نیز چنین تعبیرهایی داریم؛ ولی كسی از آن استفادهٔ عموم نكرده است؛ مانند: «إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن كُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ؛(نمل، 23)؛ من زنی را یافتم كه بر آنان پادشاهی می‌كند و از هر چیزی به او داده شده و او را تختی است بزرگ».﴿ صفحه 292 ﴾

منظور از این آیه آن نیست كه خدا همه چیزهای جهان را به ملكهٔ سبا داده بود؛ بلكه با توجه به مقام سخن و تناسب حكم و موضوع، مقصود آن است كه از هر چیز كه لازمهٔ ملك و سلطنت است، به او عطا فرموده بود و در امور كشورداری كمبودی نداشت. در مورد قرآن نیز این مطلب صادق است؛ یعنی قرآن بیان کننده هر چیزی است كه باید در این كتاب الاهی بیان شود،(1)نه آنكه همه امور جهان در آن آمده باشد. قرآن كریم خود، مشابه همین تعبیر را درباره تورات بیان فرموده است: «ثُمَّ آتَیْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِیَ أَحْسَنَ وَتَفْصِیلاً لِّكُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ؛(اعراف، 145)؛ ـ به دیدار پروردگارشان ایمان آورند». و: «وَكَتَبْنَا لَهُ فِی الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَیْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِیلاً لِّكُلِّ شَیْءٍ»؛(انعام، 92)؛ و برای او در آن لوح‌ها از هر چیزی پندی و شرح هر چیزی نوشتیم».

در این دو آیه به وجود تفصیل هر چیزی در كتاب آسمانی تورات تصریح شده است، با آنكه در كامل‌تر بودن قرآن نسبت به تورات تردیدی نیست؛ یعنی مطالبی در قرآن وجود دارد كه در تورات نیست. بنابراین «كل شیء» در این موارد، به معنای هر چیزی است كه بیان آن در این یا آن كتاب ضرورت داشته است. تورات در زمان نزول خود، تفصیل همه مطالبی بود كه مردم برای رسیدن به سعادت واقعی خویش در آن زمان بدان نیاز داشتند. قرآن نیز، تبیان هر چیزی است كه مردم تادامنهٔقیامت درمسیرهدایت بدان نیازمندند. روایاتی نیز بر این نكته دلالت دارد؛ مانند: «اِنَّ اللهَ اَنْزَلَ فِی الْقُرْآنِ تِبْیَانَ كُلِّ شَیءٍ حَتَّی وَاللهِ مَا تَرَكَ اللهُ شَیْئا

1. «تبیانا لكل شىء من شأنه ان یكون فی القرآن؛ بیان برای هر چیزی است كه شایستگی بیان در قرآن داشته باشد».﴿ صفحه 293 ﴾

یَحْتَاجُ اْلْعِبَادُ اِلَیْهِ اِلا بَیَّنَهُ لِلْنَّاسِ حَتَّی لا یَسْتَطِیعَ عَبْدٌ یَقُولَ لَوْ كَانَ هَذَا نُزِّلَ فِیْ اْلْقُرْآنِ اِلا وَ قَدْ اَنْزَلَ اللهُ فِیه

(1)به راستی كه خداوند بیان هر چیزی را در قرآن فرو فرستاده است تا آنجا كه به خدا قسم خدا چیزی از امور مورد نیاز بندگان را باقی نگذاشته، مگر آنكه آن را برای مردم بیان كرده است؛ به گونه‌ای كه هیچ كسی نمی‌تواند بگوید كه ای كاش این (مطلب) در قرآن آمده بود، مگر آنكه خداوند همان را در قرآن فرو فرستاده است».

2. «لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِی الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِیثًا یُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ كُلَّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛(یوسف، 111)؛ هرآینه در سرگذشت آنان برای خردمندان عبرتی بوده است. این ـ قرآن ـ سخنی نیست كه به دروغ بافته شده باشد؛ بلكه تصدیق کننده آنچه (كتب آسمانی) پیش روی آن (پیش‌تر نازل شده) است و شرح و بیان هر چیزی و رهنمونی و بخشایشی است برای مردمی كه ایمان آورند».

مقصود از حدیث در این آیه، قرآن كریم است و «كل» و «شیء» نیز، عام و مطلق آمده و بر همه حقایق هستی قابل تطبیق است. بنابراین قرآن، بیانگر هر چیزی است كه در عالم وجود دارد.

نقد
گویا تعبیر «تفصیل كل شیء» در این آیه، در صدد ردّ ذهنیتی است كه در پی نقل

1. محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج92، ص81.. البته این بیان، اعم از بیان ظاهری و باطنی قرآن است و در همین درس به این مطلب اشاره خواهیم كرد. همچنین در روایت دیگری آمده است: اِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی لَمْ یَدَعْ شَیْئاً تَحْتَاجُ اِلَیْهِ اْلاُمَّةُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ اِلّّا اَنْزَلَهُ فِی كِتَابِهِ وَ بَیَّنَهُ لِرَسُولِهِ...؛ خداوند تعالی چیزی را از امور مورد نیاز امت اسلامی تا دامنهٔ قیامت واننهاده، جز اینكه در كتاب خود (قرآن) فرود آورده و برای پیامبرش بیان نموده است. ر.ك: محمد حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 28، ص 16.﴿ صفحه 294 ﴾

برخی جزئیات قصص قرآن، برای بعضی پدید می‌آمد كه شاید اینها از سوی خدا نباشد. این آیات تأكید می‌كند كه این ریزه‌كاری‌ها نیز، از سوی خداست و پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آن نقشی ندارد. پس تكیه‌ آیه، بر بیانگر همه چیز بودن قرآن نیست؛ بلكه منظور، از سوی خدا بودن همه قرآن و از جمله جزئیات قصص است. برخی معتقدند كه این آیه مبالغهٔ در بیان هر چیزی است كه مردم در امور دینی بدان نیاز دارند؛(1)ولی حمل بر مبالغه درست نیست؛ بلكه می‌توان گفت «كل شیء» مقید به قیدی است كه به سبب «مقام» آیه كه مقام هدایت است، به دست می‌آید و به لحاظ وضوح، آن قید ذكر نشده است. بنابراین مقصود، هر چیز مربوط به هدایت است.

1. «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ؛(انعام، 59)؛ و هیچ تر و خشكی نیست مگر آنكه در نوشته‌ای است روشن».

2. «مَّا فَرَّطْنَا فِی الكِتَابِ مِن شَیْء؛(انعام، 38)؛ ما هیچ چیزی را در كتاب فروگذار نكرده‌ایم». دلالت این دو آیه بر فراگیری كتاب نسبت به همه چیز، بسیار روشن و قوی‌تر از آیات پیشین است. استدلال به این دو آیه بر این فرض مبتنی است كه مقصود از «كتاب»، قرآن باشد؛ ولی از ظاهر آیات چنین چیزی قابل استفاده نیست؛ بلكه با توجه به قراین موجود در صدر و ذیل این آیات، منظور از كتاب، «لوح محفوظ» است. در برخی روایات به آیه دوم بر جامعیت قرآن استدلال شده است؛(2)اما با توجه به اینكه امام(علیه السلام) در پی اثبات لزوم امامت پس از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

1. برای نمونه ر.ك: محمد طوسی، التبیان، ج6، ص209.

2. در روایتی از امام رضا(علیه السلام) آمده است: اِنَّ اللهَ عزَّ وَجَلَّ لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ حَتَّی اَكْمَلَ لَهُ الدِّینَ وَاَنْزَلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنَ فِیهِ تَفْصِیلُ كُلِّ شِیءٍ بَیَّنَ فِیهِ الْحَلالَ وَالْحَرَامَ وَالْحُدُودَ وَالاَحْكَامَ وَجَمِیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیْهِ النَّاسُ كُمَّلاً فَقَالَ: مَا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَابِ مِنْ شَیءٍ؛ به راستی كه خداوند عز وجل پیامبرش را قبض­روح­نكرد،مگربعدازآنكه دین را برای او كامل كرد و قرآن را بر او فرو فرستاد (كه) در آن شرح هر چیزی است. حلال و حرام و حدود و احكام و همه آنچه مردم به آن نیاز دارند را به طور كامل در آن بیان كرده است و (بر این اساس خداوند) فرمود: ما هیچ چیزی را در كتاب فروگذار نكرده‌ایم». حضرت در ادامه با استشهاد به آیه اكمال (مائده،3) به اثبات كمال دین با انتصاب امامِ پس از رسول خدا پرداخته‌اند. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج25، ص120.﴿ صفحه 295 ﴾

از طریق كمال دین و شریعت است، مقصود از جامعیت، در برداشتن همه مسائل كلی مورد نیاز (دنیوی و اخروی) برای هدایت مردم است. افزون بر اینكه در برخی روایات دیگر جامعیت كل دین، (كتاب و سنت) مورد تأكید قرار گرفته است، امری كه در صدر این روایت نیز مورد اشاره قرار گرفته و كامل كردن دین برای پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوی خدا را مطرح ساخته است.(1)این بدان معناست كه قرآن خود جامع همه مسائل مورد نیاز در امور دینی نیست و بیان بسیاری از جزئیات احكام به پیامبر(صلى الله علیه وآله) واگذار شده و ایشان در طول حیات شریف خود بخش‌های مورد نیاز مردم را به آنان ابلاغ كرده و علم كامل آن را به اهل‌بیت خویش سپردند تا در مواقع لازم برای مردم بیان كنند. در برخی روایات دیگر نیز، بر نبود جزئیات احكام در قرآن تاكید شده وپیامبر(صلى الله علیه وآله) را مبین آنها دانسته است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه در پاسخ ابوبصیر كه گفت: مردم می‌گویند چرا نام علی(علیه السلام) و اهل‌بیتش در قرآن ذكر نشده است، فرمود:

«قولوا لهم ان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) نزلت علیه الصلاهٔ و لم یسم اللّه ثلاثاً و لا اربعا

1. اِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ حَتَّی اَكْمَلَ لَهُ جَمِیْعَ دِیْنِهِ فِی حَلالِهِ وَ حَرَامِهِ فَجَائَكُمْ بِمَا تَحْتَاجُوْنَ اِلَیْهِ فِی حَیَاتِهِ وَ تَسْتَغِیْثُوْنَ بِهِ وَ بِاَهْلِ بَیْتِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ اِنَّهَا مُخْبِیَةٌ عِنْدَ اَهْلِِ بَیْتِهِ حَتَّی اَنَّ فِیْهِ لَاَرْشَ اْلْخَدْش؛ِ به راستی كه خداوند عز وجل پیامبرش را قبض روح نكرد، مگر بعد از آنكه همه دینش را در (ناحیه) حلال و حرامش برای او كامل كرد و او آنچه را كه نیازتان بود، در زمان حیاتش برایتان آورد و بعد از رحلت او به او و اهل بیتش مدد می‌جویید و همانا آن (مجموع دین) در نزد اهل‌بیت او پنهان است (و به اندازه‌ای جامع است) تا آنجا كه (حكم) دیهٔ خراش نیز، در آن وجود دارد. همان، ج26، ص34.﴿ صفحه 296 ﴾

حتى كان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) هو الذى فسر ذلك لهم و نزلت علیه الزكاة و لم یسمّ لهم من كل اربعین درهما درهم حتى كان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) هو الذى فسّر ذلك لهم و نزل الحج فلم یقل لهم طوفوا اسبوعا حتى كان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) هوالذى فسّر ذلك لهم و نزلت «اطیعوا اللّه و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم» و نزلت فى على و الحسن و الحسین فقال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) فى على من كنت مولاه فعلى مولاه و قال اوصیكم بكتاب اللّه و اهل بیتى...؛(1)به آنان بگویید [فرمان] نماز بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نازل شد [ولی] خدا سه ركعت و چهار ركعت بودن آن را برای آنان بیان نكرد تا اینكه رسول خد، خود (جزئیات) آن را برای ایشان تبیین كرد و [حكم] زكات بر آن حضرت نازل شد [ولی] برای آنان بیان نكرد كه از هر چهل درهم یك درهم زكات (واجب) است تا اینكه رسول خد، خود (جزئیات) آن را برای ایشان تبیین كرد و [وجوب] حج نازل شد [ولی] به آنان نفرمود كه هفت دور طواف كنید تا اینك‌ه رسول خد، خود آن را برای ایشان تبیین كرد، و درباره علی، حسن و حسین [(علیهم السلام)] نازل شد كه «خدا را اطاعت كنید و پیامبر و صاحبان امر از خودتان را اطاعت كنید» پس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) (در تفسیر و توضیح مقصود خداوند از آیه) درباره علی [(علیه السلام)] فرمود: هر كس كه من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست و فرمود: شما را به كتاب و اهل‌بیتم سفارش می‌كنم». از این‌گونه روایات معلوم می‌شود كه خدای متعال تفاصیل و جزئیات دین را در قرآن نازل نفرموده و بیان بسیاری از معارف و احكام دینی را بر عهده پیامبر(صلى الله علیه وآله) نهاده است.


منبع: کتاب قرآن شناسی آیت الله مصباح جلد 2


بحث کامل

https://mesbahyazdi.ir/node/4937/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%91%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86