بی گمان علم اصول فقه از زمان مرحوم شیخ محمد تقی اصفهانی (م 1348 ق) با حاشیه بر معالم الدین شیخ حسن فرزند شهید ثانی (959 1011 ق) به نام هدایة المسترشدین تطوری چشمگیر یافت. این جهش هم در بُعد بحوث و مسائل علم اصول بود و هم در چگونگی دلیل و ابراز برهان که با یک نظر و مقایسه می توان این مطلب را دریافت.

این نشاط علمی با ظهور شیخ اعظم، مرحوم شیخ مرتضی انصاری (1214 1281 ق) به قله رسید و مباحث در نهایت تهذیب و تنقیح در بحوث و ادلّه طرح و بررسی شد. کتاب فرائد الاصول شیخ اعظم که به رسائل شهرت یافته شاهد صدقی بر این مدعاست و تا به امروزه محور درسی علم اصول در دوره عالی سطح در حوزه های علمیّه است.

ادامه روش شیخ اعظم را می توان در تحقیقات پردامنه محقق، میرزا حبیب اللّه رشتی (1234 1312ق) جستجو کرد. امّا آنکه در این عرصه تحقیقات را همراه با کاستن از طول و تفصیل مطالب به اوج رسانید و در این امر شاهکاری در علم اصول به وجود آورد مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (1255 1329 ق) در اثر بی بدیلش کفایة الاصول است.

بعد از آخوند در حوزه علمیّه هزار ساله نجف اشرف میراث این تحقیقات به عدّه ای از فحول این علم رسید که با تحقیقات ارزنده و هم چنین تربیت شاگردانی مبرز این علم را بر قله تحقیق و تدقیق قرار دادند. از جمله: محقق، میرزا محمد حسین نائینی (1277 1355ق)، محقق، شیخ محمد حسین اصفهانی مشهور به "کمپانی" (1296 1361ق) و مرحوم محقق، شیخ ضیاء الدین عراقی (م 1361 ق).

بعد از این سه، بی تردید آنکه در حوزه علمیه نجف اشرف میراث بَر این علم گردید و شاگردان فراوانی را تحویل حوزه های علمیه داد و با جهد علمی خود تا به امروز بحث های عالی در خارج فقه و اصول را رونقی خاص بخشید آیة اللّه العظمی، آقای حاج سید ابوالقاسم موسوی خوئی (1278 1371 ش) است.

یکی از نتایج و ثمرات مدرسه ای که مرحوم آقای خوئی قدس سره بنا نهاد شهید سعید، آیة اللّه آقای سید محمد باقر صدر (1350 1400ق) است. شهید سعید علاوه بر بهره برداری از این مدرسه با ذوق و نبوغ و استعداد خداداد به تبویب و تزییف مطالب اصولی پرداخت و با نوآوریهای خود در این علم که بحث از آن مجالی دیگر می طلبد در راه اتقان و بالندگی آن گامهای بلندی برداشت.

تقریرات درسها و مباحث مطروحه در علم اصول مرحوم فقید سعید در دو عنوان بین اهل علم و قلم معروف بوده و هست:

الف) بحوث فی علم الاصول، آیة اللّه سید محمود هاشمی شاهرودی.

ب) مباحث الاصول، حضرت آقای سید کاظم حائری.

و این کتاب سومین تقریر از تقریرات این درس پر بار می باشد که به وسیله یکی از علما، و قاضی شرع سرزمین لبنان برشته تحریر در آمده است.

فهرست عناوین موضوعات هر یک از اجزاء به قرار زیر است:

جزء اوّل: تعریف علم اصول، موضوع علم اصول، تقسیم مباحث علم اصول.

جزء دوم: در وضع، معانی حروف، تشخیص مفاد جمل تامه و ناقصه، تصویر و تصحیح استعمال لفظ در معنای مجازی، علامات حقیقت و مجاز و حقیقت شرعیه.

جزء سوم: صحیح و اعم در عبادات، و بحث مشتق.

جزء چهارم: بحث اوامر، طلب و اراده، کلام در صیغه امر، تعبّدی و توصّلی، در تقسیمات واجب، فور و تراخی و مسأله إجزاء.

جزء پنجم: مقدمه واجب، مسأله ضد، بحث ترتب، حالات خاصه امر، کیفیت تعلّق امر.

جزء ششم: بحث تزاحم، مرجحات تزاحم، تنبیهات تزاحم، بحث نسخ، بحث واجب تخییری، بحث وجوب کفائی، صیغه نهی، در ماده نهی، و بحث اجتماع امر ونهی.

جزء هفتم: عام وخاص: نکره در سیاق نفی یا نهی، جواز تمسک به عام قبل از فحص از مخصص، تخصیص عام به ضمیر راجع به برخی از افرادش در مقام تعارض آیا عام تخصیص می خورد؟، دوران بین نسخ و تخصیص، بداء، بحث مطلق و مقید، اعتبارات ماهیت، مقدمات حکمت، بحث مقیّد، بحث مجمل ومبیّن.

جزء هشتم: در مباحث حجج و اصول عملیه: بحث قطع: در اصل بحث، بحث در تجرّی، اقسام قطع و احکامش، اخذ قطع به حکم در موضوع حکم، حجیت دلیل عقلی، در مخالفت علم تفصیلی، منجّزیت علم اجمالی، واجزاء علم اجمالی به امتثال و یا عدم امتثالش.

همچنانکه از فهرست موضوعات هر یک از اجزاء هویداست جزء هشتم (جلد ششم) فقط به بحث حجج و مباحث اصول عملیه آن هم موضوع قطع می پردازد بقیه اجزا مربوط به مباحث الفاظ است.

مقرّر در انتهای جزء هفتم (جلد پنجم) مدت زمان تدریس را پنج سال و چهار ماه و بیست روز ذکر می کند و تاریخ اتمام مباحث الفاظ را سال 1397 ق ثبت کرده است که تمامی این مباحث در 650 جلسه درسی برای دانش آموختگان به وسیله شهید سعید تقریر گردیده است.

مرحوم شهید صدر بر این کتاب تقریظی به تاریخ 14 محرم سال 1397ق نگاشته که از حیث تعبیر شباهتهایی با تقریظ آن مرحوم بر تقریرات آقای هاشمی شاهرودی دارد که علاوه بر این، بین این دو تقریظ قرب زمانی هم وجود دارد؛ چرا که تقریظ بر تقریرات آقای هاشمی شاهرودی در تاریخ 23 رمضان المبارک 1396 ق نگاشته شده است.

با تورّقی اجمالی و مقایسه ای سریع بین این تقریرات و تقریرات آقای هاشمی شاهرودی چنین بدست می آید که آن تقریرات به وسیله مقرر تنقیح و تنظیم یافته است. عبارات کتابی و از حالت گفتاری خارج، موضوعات ترتیب منطقی و دخول و خروج بحث تنظیمی دوباره یافته است و تعبیرات به ذوق و سلیقه مقرّر انتخاب گردیده است؛ ولی در این تقریرات حالت گفتاری حفظ و مطالب بنابر تقدیم و تأخیرشان در درس حتی در درس گاهی اتفاق افتاده که مطلبی برای توضیح بیشتر بعد از مطالبی دیگر دوباره تکرار شده که به همان صورت در این تقریرات آمده است بیان شده و مسطور گشته اند. طول وتفصیل مباحث کتاب در نتیجه همین انتقال مو به مو است که حجمی بس افزونتر از تقریر دیگر مورد مقایسه یافته است.

به دلیل همین انتقال جزئیات و حفظ شیوه گفتاری فهم مطالب این تقریر نسبت به تقریر مورد مقایسه دیگر بسی سهل التناول است که البته قلم عربی روان آقای شیخ حسن عبد الساتر را نباید از نظر دور داشت.

در یک جمع بندی تقریر آقای هاشمی شاهرودی، یک متن درسی کلاسیک با حفظ صعوبت در فهم مطالب است؛ ولی تقریر آقای حسن عبد الساتر گفتاری و روان است.

علاوه بر این، امتیازی که می توان برای تقریرات آقای هاشمی ذکر نمود آنست که جلد اوّل از اصول عملیّه در زمان خود صاحب تقریر با عنوان تعارض الادلّة الشرعیة چاپ و به نظر صاحب تقریر رسیده است.

باری، این کتاب نخستین بار در سال 1422ق در بیروت به چاپ رسیده و چاپی که ما در اینجا به معرفی آن دست یازیده ایم افست و نسخه عکسی همان چاپ است؛ امّا در شناسنامه کتاب آمده: «چاپ اول: 1423 ق» که شاید مراد چاپ اول در ایران و از این ناشر باشد.