من (ابتدايی/بعضيه)
من (ابتدايی/بعضيه)
واژه «من» كه یكی از حروف می باشد برای پانزده معنی به كار رفته است كه مورد به مورد و با توجه به اعمال قواعد ادبیات زبان عربی و توجه به كلمات بعد و قبل «من» باید فهمید كه این واژه برای كدام یك از این معانی به كار رفته است.
به عنوان نمونه به برخی معانی «من» اشاره می شود و برای تحقیق بیشتر به كتب ادبیات می توان مراجعه كرد.
1. من ابتدائیه. یعنی «من» برای ابتدای غایت به كار می رود و بر آن دلالت دارد و همان طوری كه اشاره شد تا وقتی واژه «من. از» در میان كلمات دیگر قرار نگیرد معنایی را افاده نمی كند امّا وقتی گفته شد «سرت من البصرة الی الكوفة. از بصره راه پیمودم و سیر كردم تا كوفه»، معلوم می شود ابتداء سیر و حركت از بصره بوده و به كوفه منتهی شده است.
بنابراین از واژه «من» فهمیده می شود كه آنچه این واژه بر آن وارد شده ابتدای سیر بوده حال این معنی كه از واژه «من» فهمیده می شود فرقی نمی كند كه ابتداء مكانی باشد نظیر مثال فوق و یا ابتداء زمانی باشد مثل این كه گفته می شود «صمت من یوم الجمعة»، یعنی: «از روز جمعه روزه گرفتم یعنی ابتداء و آغاز صوم از روز جمعه بوده است».
2. «من» تبعیضیه: وقتی می خواهند بفهمانند كه بعضی مورد نظر و مقصود است نه همه از حرف «من» استفاده می كنند. مثلا در قرآن می خوانیم: تِلْك الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كلَّمَ اللّهُ....(1) شاهد بحث «منهم» است و معنای این قسمت از آیه این است كه خدا با برخی از انبیاء سخن گفته است.
3. «من» بیانیه: یعنی «من» مطلب و امر مبهمی را كه قبلا ذكر شده تبیین می كند كه مراد از آن چیست؟
«من» كه به معنای تبیین می آید معمولا بعد از كلماتی نظیر «ما» و «مهما» كه دارای ابهام است می آید مثل ممَِّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَ قِثَّائهَا و....(2) آنچه از زمین می روید و «مما تنبت الارض» بر آن دلالت دارد، مبهم است و با «من بقلها....» بیان شده است كه منظور سیر، عدس و پیاز است.
4. «من» كه برای بیان جنس می آید یعنی واژه «من» دلالت می كند كه آنچه از جنس مدخول «من» است مقصود است نظیر: ...فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ....(3) از عبادت رجس و آنچه از جنس رجس می باشد بپرهیزید و نیز از همین قبیل است آنچه در آیه 82 از سوره اسراء آمده و در سؤال بدان اشاره شده است كه خداوند متعال فرموده است:
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ يَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا.(4) معنای آیه این است كه: «نازل می كنیم از جنس قرآن آنچه كه آن شفا و رحمت برای مؤمنین است». یعنی هر آنچه نازل می كنیم و از جنس قرآن می باشد این ویژگی را دارد كه مایه شفا و رحمت است و این طور نیست كه بعضی از قرآن خاصیت شفاء و رحمت را داشته و برخی نداشته باشد بلكه هر آنچه از جنس قرآن باشد از كلمه آن گرفته تا آیه، آیات و سوره آن همه و همه عامل شفاء از امراض معنوی و نیز جسمی و مایه رحمت می باشد با این بیان به این نتیجه می رسیم كه «من» در آیه مورد سؤال برای ابتداء و تبعیض و ... نیست و بلكه برای جنس است.
پاورقی:
1. بقره : 252.
2. بقره : 61.
3. حج : 30.
4. فخر رازی، محمد، تفسیر کبیر، دارالفکر، 1415ق، ج11، ص35 و ابن هشام انصاری، مغنی اللبیب، ج1، ص420.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی