تفسیر موضوعی از کتاب تفسیر و مفسران آیت الله معرفت
تفسیر موضوعى
همان گونه که اشاره شد، از روزهاى نخست ، در کنار شیوه مرسوم ترتیبى ، شیوه دیگرى در تفسیر ظهور یافت که فراشمولى نبود و تنها بخشهایى از آیات قرآنى را مورد نظر قرار مى داد. به عبارتى دیگر اینگونه تفسیر، تنها به موضوعات مطرح شده در قرآن توجه نموده و بهتفسیر و تبیین و دسته بندى و جمع آن پرداخته است ؛ و لذا آن را تفسیر موضوعى نام نهاده اند و جز بهمسائل دینى - در دو بعد معارف و احکام - و مسائل اجتماعى ، سیاسى و اخلاقى - در دو بعد نظرى و عملى - به دیگر ابعاد که جنبه لفظى دارندنپرداخته است.
در حقیقت، تفسیر موضوعى تنها در رساندن پیامهاى قرآن کوشیده و به جنبه هاى فنى آن چندان کارى نداشته است ؛ مگر تا اندازه اى که بهموضوع بحث مربوط بوده است . (1330) این روش بویژه امروزه یک ضرورت به شمار مى رود؛ زیرا جهان امروز در انتظار آن است که پیامهاىقرآن را دریافت کند و تشنه به دست آوردن مسائل مطرح شده در این کتاب آسمانى است ؛ تا ببیند چه گوهرهاى تابناکى را براى بشریت و براىابدیت به ارمغان آورده و کدام دریچه هاى سعادت را براى همیشه به روى انسانها باز کرده است ؟
لذا بر مفسران توانا و عالیقدر است که امروزه به پا خیزند و به این درخواست بحق انسانهاى متعهد پاسخ مثبت دهند و پیامها و تعالیم عالیه قرآنرا با سبکى شیوا و با قلمى رسا به جهانیان عرضه کنند.
تفسیر موضوعى دوگونه مى تواند باشد: یکى آنکه نخست یکایک مسائل مطرح شده در قرآن را بیرون آورند و سپس آیات مربوط به هر یک را جدا ودر یکجا گرد آورده و با در نظر گرفتن مجموع آن آیات موضوع را بررسى کنند؛ لذامسائل برگرفته از قرآن ، دسته بندى شده ، با نظمى طبیعى و به ترتیب، مورد بحث قرار مى گیرند.
در حقیقت ، این گونه تفسیر موضوعى ، پاى سخن قرآن نشستن و گوش فرادادن به آن است ، تا خود براى ما سخن گوید و پیام خود را برساند؛ ونقش ما تنها ثبت و ضبط پیامهاى دریافتى از قرآن است .
روش دیگر آنکه مسائل را از متن واقعیت دریافت مى کنیم و نیازهاى واقع در متن حیات را بررسى و گردآورى مى کنیم ؛ سپس پاسخ آنها را از قرآنجستجو مى کنیم ؛ با این باور که قرآن ، همواره پاسخگوى نیازهاى روز(و شفاء لما فى الصدور) (1331)است و در واقع ، با الهامگرفتن از نیازهاى ملموس حیات ، با قرآن به گفتگو مى نشینیم ؛ پرسشها را مطرح مى کنیم و پاسخ هاى آن را از قرآن مى خواهیم ؛ دردهاى موجود راعرضه مى داریم و درمان آنها را از قرآن مى طلبیم .
این شیوه (شیوه دوم) درست همان است که مولا امیر مؤ منان (علیه السلام) دستور فرموده اند: ذلک القرآن فاستنطقوه ولن ینطق ؛ ولکن اءخبرکم عنه: اءلا ان فیه علم ما یاءتى والحدیث عن الماضى ودواء دائکم و نظم ما بینکم ؛ (1332) این قرآن است که در اختیار شماست ؛ او را به سخن آورید؛او خود سخن نمى گوید. همانا به شما خبر مى دهم که در قرآن ، دانستنى ها براى آینده ، فراوان است و از گذشته نیز تجربه ها مى آموزد؛ درماندردهاى شما همواره در آن موجود و راه به هم پیوستن گسسته ها در آن مشهود است . کنایه از اینکه پاسخگوى تمامى نیازها و براى همیشه است .
مقصود از (استنطاق) تعمق و تدبر در گفته هاى قرآن است که با کنار هم گذاردن آیات مربوط، آنچه در حالت پراکنده ، گویا نبود، گویامى شود. آن حضرت مى فرماید: و ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض ؛ (1333) برخى آیات که خود بتنهایى گویا نیستند باقرآن گرفتن کنار آیات متناسب و مرتبط، گویا مى شوند؛ و برخى بر برخى گواه خواهد بود تا مفادشان بخوبى روشن و هویدا گردد.
این ، راهى است که تفسیر موضوعى - در شیوه دوم - مى پیماید؛ گرچه شیوه نخست هم پرفایده و عام المنفعه است . لذا مى توان گفت : شیوه تفسیرموضوعى ، شیوه اى است که دقیقا مورد نظر شرع و پیشوایان دین است و به همین جهت آن را یک ضرورت شمردیم .
ویژگی هاى تفسیر موضوعى
علاوه بر آنکه تفسیر موضوعى ، امروزه یک ضرورت است ، ویژگیهایى دارد که در تفسیر ترتیبى کمتر مى توان یافت ؛ از جمله :
الف ) والایى در هدف ؛
هدف در تفسیر ترتیبى فهم معانى قرآن است . در این تفسیر، مفسر، در برابر هر آیه نشسته مى کوشد تا بهمدلول آن پى ببرد؛ با قطع نظر از آنکه آن مفهوم ، مورد نیاز مخاطب یا پاسخگوى نیاز روز باشد یا نباشد. بر خلاف تفسیر موضوعى که سعىدارد به دیدگاههاى قرآن در مسائل مورد نیاز دست یابد و به عنوان نظریات وحیانى به مخاطبان عرضه دارد. بدیهى است که این هدف از ارزشوالایى برخوردار است .
ب ) ژرف نگرى ؛
در تفسیر ترتیبى ، با توجه به گستره وسیع آیات و ابعاد مختلف آنها، مباحث متنوع و دامنه دارى مطرح مى گردد که چون فراگیرند و بایستىسراسر قرآن را پوشش دهند، در حقیقت ، در آنها بحر طویلى مطرح است و نمى توان چندان درنگ و تعمق نمود. بر خلاف تفسیر موضوعى که دربارهیک یا چند موضوع مرتبط با هم به بحث مى نشیند و شتاب ندارد و نمى خواهد هر چه زودتر به انتهاى قرآن برسد؛ زیرا چنین تعهدى ندارد و تاهر جا که شرایط فراهم بود پیش مى رود. بنابراین ، در تفسیر ترتیبى گرچه فراگیر است ، علوم و معارف قرآنى به طوراجمال و احیانا سطحى مورد بحث قرار مى گیرد؛ اما در تفسیر موضوعى ، ژرف نگرى و عمق اندیشه حکمفرماست . بنابراین موضوع تفسیر، به شیوه ترتیبى ، موضوعى وسیع ولى تا اندازه اى سطحى است و در تفسیر موضوعى محدود اما عمیق است .
ج ) نقش اثباتى ؛
در تفسیر ترتیبى مفسر در نقش مخاطبى ساده که پیش روى استاد زانو زده است ، تنها مستمع و شنونده است و بدون هیچ پیش فرضى آنچه را قرآنمى گوید مى شنود؛ قرآن اعطا مى کند و مفسر مى پذیرد؛ اما در تفسیر موضوعى مفسر تنها شنونده نیست ؛ بلکه در نقش یک همسخن و هم بحث با قرآنسخن مى گوید و با آن محاوره مى کند؛ مفسر از قرآن مى پرسد و قرآن پاسخ مى دهد. موضوع فرضیه ها را بر قرآن عرضه مى کند و نظر قرآنرا درباره آنها جویا مى شود و پس از پاسخ اولیه ، دوباره آن را مطرح مى کند و پاسخ دیگر مى طلبد و - به تعبیر دیگر - مفسر موضوعى ،قرآن را به استنطاق مى کشد تا موضوع کاملا روشن شود.
تذکر:
اساسى ترین شرط در تدوین تفسیر موضوعى ، تنها به قرآن رجوع کردن و از دیدگاههاى آن باخبر شدن است .
چنانکه گفتیم، انگیزه تفسیرنویسى به شیوه موضوعى ، رسیدن به دریافتهاى قرآنى است که پاسخگوى نیازهاى جامعه باشد؛ لذا بحث درتفسیر موضوعى کاملا قرآنى است ؛ گرچه احیانا براى تبیین مفاد و شرح مراد کلام الله ، ازعقل و نقل هم استفاده شود؛ ولى نکته مهم و محط نظر در بحث ، تنها بهره گیرى از قرآن است .
با این وصف مشاهده مى شود که برخى ، مباحث اسلامى را که گاه در آن به آیاتى نیز استناد شده است ، تفسیر موضوعى به حساب مى آورند؛ درحالى که جنبه فراشمولى دارند و در آنها، تنها نظر قرآن خواسته نشده است ؛ بنابراین باید چنین مباحثى را ازمسائل اسلامى به شمار آورد، نه تفسیر موضوعى که جنبه اختصاصى دارد.
انواع تفسیر موضوعى
تفسیر موضوعى به صورتهاى گوناگون ، همیشه مطرح بوده و صاحبنظران همواره در پى مطرح ساختن مواضیع قرآنى بوده اند و کم و بیش برحسب نیازهاى روز در این راه گام نهاده اند. فقها از پیشگامان انجام تفسیر موضوعى - البته به صورت یک بعدى - هستند؛ که آیات مربوط بهمسائل فقهى را مورد بحث قرار داده و آیات مربوط به هر یک از ابواب فقه را از سراسر قرآن کنار هم گذارده ، موردتاءمل و دقت قرار داده اند؛ و این شیوه اى است که تنها، آیات الاحکام نویسان امامیه انجام داده اند؛ ولى فقهاى عامه در اینجا نیز - چنانکه اشاره شد -به شیوه سنتى ترتیبى رفتار کرده اند؛ در طول تاریخ ، کسان فراوانى یافت شده اند که تنها بخشهایى از قرآن را مد نظر قرار داده و دربارهآنها بحث کرده اند؛ مانند کتب تاریخ انبیا و قصص قرآنى ، معارف قرآن ، اخلاق در قرآن ، سنن الهى در قرآن ، آیات علمى قرآن ،اهل بیت در قرآن ، توحید و شرک در قرآن ، یهود در قرآن ، زن از دیدگاه قرآن و از این گونه مباحث تک بعدى از دیدگاه قرآن فراوان یافت مىشود؛ بویژه در دوران اخیر. تمامى اینها خدماتى ارزنده است که صاحبنظران و اندیشه وران اسلامى ، همواره با انگیزه رهنمودهاى لازم به جوامعبشرى تقدیم کرده اند.
نیز کتابهایى که در رد مطاعن (شباهت ) بر قرآن ، سؤ ال و جواب درباره قرآن، تنزیه الانبیاء، متشابهات قرآن ، ناسخ و منسوخ در قرآن ،امثال قرآن ، سوگندهاى قرآن ، اعراب قرآن ، حل مشکلات ادبى قرآن ، غریب القرآن (عباراتمشکل قرآن ) و از این قبیل مباحث مربوط به مسائل درون قرآن ، همگى جزو تفسیر موضوعى - از نوع تک بعدى - محسوب مى شوند.
اولین دسته بندى موضوعى آیات
اولین دسته بندى موضوعى آیات را همراه با تفسیر، مى توان در موسوعه حدیثى کبیر(بحار الانوار)، تاءلیف علامه مجلسى یافت . در آغازهر باب از ابواب متنوع حدیثى ، پیش از نقل احادیث و بر وفق عنوان مطرح شده در آن باب ، آیات مربوط را خیلى حساب شده و دقیق و بر حسب نظمسور، همراه با تفسیر انتخاب شده از معتبرترین تفاسیر معروف آورده است که شاید دقیقترین و جامعترین دسته بندى آیات قرآن باشد که تا بهامروز انجام گرفته است .
علامه مجلسى ، بر حسب عناوین مطرح شده در هر باب ، آیات مربوط را با نهایت دقت و استیعابکامل ، از سراسر قرآن گرد آورده و به دنبال آن ، گزیده ترین تفسیرها را آورده و سپس بهنقل روایات پرداخته است و این عمل تا پایان کتاب ادامه دارد.
این دسته بندى آیات که با ظرافت و دقت انجام گرفته است ، شامل تمامى آیات مرتبط بامسائل اسلامى مى شود؛ اصول معارف و مبانى شناخت ، مبداء و معاد، اخلاق و آداب ، تاریخ و سنن اجتماعى و به طور فراگیر، همهمسائل مطرح شده در قرآن یا مستنبط از آن ، با بینشى عمیق و چینشى دقیق دسته بندى شده و تفسیر و تبیین گردیده است . چیزى که بى سابقه بودهو پس از آن هم با آن دقت و ظرافت نظیرى نیافته است .
تفاسیر موضوعى فراگیر و مستقل
تفاسیر موضوعى نسبتا جامع و فراگیر و در عین حال مستقل ، اخیرا رایج گشته و دانشمندانى در این زمینه آثار ارزشمندى ارائه کرده اند؛ از جمله ،علامه محقق استاد جعفر سبحانى (متولد 1308 ش ) دو اثر نفیس دارد:(مفاهیم القرآن)که تا کنون ده مجلد از آن را به زبان عربى به جهاناسلام تقدیم کرده و(منشور جاوید)به زبان فارسى در دوازده مجلد.
دانشمند گرامى استاد ناصر مکارم شیرازى (متولد 1305 ش ) پس از پایان یافتن(تفسیر نمونه)و ترجمه آن(الاءمثل)، به استخراج مباحث تفسیرى آن پرداخته است که ده مجلد به نام(پیام قرآن)و دو مجلد به نام(اخلاق در قرآن)تا کنونبه چاپ رسیده است .
عارف حکیم ، استاد عبدالله جوادى آملى (متولد 1312 ش ) جدا از تفسیر عرفانى والاى(تسنیم)مباحثى پیرامونمسائل اسلامى ، اصول معارف و اخلاق مطرح ساخته که با عنوان(تفسیر موضوعى)در 13 مجلد به چاپ رسیده است . علامه ، استاد محمد تقىمصباح یزدى (متولد 1313 ش ) تحت عنوان(معارف قرآنى)تا کنون هفت اثر ارزشمند تقدیم جامعه اسلامى نموده است . گزارش کوتاهى ازاین پنج اثر را خواهیم آورد.
استاد محمدعلى صابونى از نویسندگان پرکار و سختکوش معاصر سورى ، از قرآن پژوهانى است که افزون برمسائل متنوع قرآنى و تفسیر، کتابى در 16 مجلد در زمینه تفسیر موضوعى دارد که در آن ، مطابق نیاز جامعه و روز، بهتفصیل به مباحث درونى قرآن پرداخته است .
استاد محمد متولى شعراوى ، از مصلحان مصرى معاصر تفسیرى در 29 مجلد دارد که بیشتر، جنبه تفسیر موضوعى دارد و لذا از آن با نام(تفسیرالشعراوى)یا(خواطر الشعراوى)یاد مى کند. و گزیده اى از آن که مجموعه مباحث تفسیرى وى به گونه موضوعى است در سه مجلد بهچاپ رسیده است .
1 . مفاهیم القرآن
در ده مجلد و اثر علامه استاد جعفر سبحانى است . دو مجلد نخست به قلم فاضل محترم جعفر الهادى و بقیه به قلم خود ایشان است . درسال 1400 آغاز شده و همچنان ادامه دارد؛
جلد نخست : بحث درباره توحید، فطرت ، عالم ذر و براهین اثبات واجب الجود در قرآن ؛
جلد دوم : در خصوص حکومت اسلامى و ویژگى هاى آن از نظر قرآن ؛
جلد سوم : نبوت ، خاتمیت و جهانى بودن رسالت اسلام ؛
جلد چهارم : بحث در خصوص اجر رسالت ، معجزه و شفاعت ؛
جلد پنجم : عصمت ، پاسخ به شباهت و مساءله تنزیه انبیا؛
جلد ششم : بحث درباره شناخت صفات جمال و جلال و تفسیر اسماء الله وارد در قرآن - به ترتیب الفبا؛
جلد هفتم ؛ بشارات انبیا درباره بعثت خاتم الانبیا و سیره پیامبر از آغاز بعثت تا هجرت و پس از آن - کهشامل غزوات و معاهدات آن حضرت است - و بحث از جهاد؛ که جنبه دفاعى دارد، و در پایان به واقعه غدیر خم پرداخته است ؛
جلد هشتم : بحث معاد و پاسخ به سوالات مربوط به عالم برزخ و جسمانى بودن معاد و تجسماعمال و اهوال و احوال قیامت ؛
جلد نهم : بحث از مثالها و سوگندهاى قرآن .
جلد دهم : بحث درباره عدل الهى ، مساءله حسن و قبح عقلى ، مساءله امر بین الامرین و نفى جبر و تفویض ، بحث از مصلحت و مقتضیات نظام حاکم و نقشبیعت در حکومت اسلامى ، جایگاه اهل بیت از نظر قرآن و نقش آنان در تفسیر؛ و در پایان ، بحث کوتاهى از تفسیر ومراحل تطور و الوان و انحاء آن در طول تاریخ و مساءله نفى تحریف .
2 . منشور جاوید
اثر علامه استاد سبحانى ؛ نخستین تفسیر موضوعى به زبان فارسى است . مولف ، درسال 1401 ق / 1359 ش تاءلیفشان را آغاز کرده و تاکنون دوازده جلد از آن به چاپ رسیده است .
جلد نخست : شامل 24 اصل : 1 - یکتا پرستى ، 2 - نیکى به والدین ، 3 - فرزند کشى در جاهلیت و عصر فضا، 4 - مبارزه با فساد اخلاقى ، 5 -احترام به انسان ، 6 - حمایت از یتیم ، 7 - ابعاد قسط و عدل ، 8 - تکلیف در حدود قدرت ، 9 - عدالت در گفتار، 10 - وفاى به عهد، 11 - ابزارشناخت ، 12 - امکان شناخت ، 13 - اسراف و تبذیر، 14 - حجاب تعصب ، 15 - جایگاه زبان از دیدگاه قرآن ، 16 - شکر و سپاس ، 17 - آزمایشهاىالهى ، 18 - از خود بیگانگى ، 19 - داستانهاى قرآن ، 20 - قلب و فؤ اد در قرآن ، 21 - ضرورتتشکیل جامعه ، 22 - بعد جهانى جامعه ، 23 - نظام مندى جامعه ، 24 - سنن الهى در جامعه ؛
جلد دوم : مساءله توحید و ابعاد آن ؛ و خداشناسى و براهین ده گانه آن : برهان فطرت ، برهان حدوث ، برهان امکان ، برهان حرکت ، برهان نظم ،برهان محاسبه و احتمالات ، برهان موازنه و اعتدال ، برهان راهیابى جاندارها، برهان هماهنگى پدیده ها، برهان صدیقین ؛
جلد سوم : بحث از جهاد، هجرت ، حق و باطل ، هدایت و ضلال ، تفسیر و تاءویل ، محکم و متشابه و عدالت صحابه از دیدگاه تاریخ ؛
جلد چهارم : بحث گسترده در خصوص نفاق و انسان و نیز بحث از اراده و اختیار؛
جلد پنجم : عصمت و تنزیه انبیا؛
جلد ششم : شناخت پیامبر و امام از دیدگاه قرآن ؛ و بخشى از سیره پیامبر اسلام ؛
جلد هفتم : ادامه سیره پیامبر و نگاهى به غزوات آن حضرت ؛
جلد هشتم : بحث از توبه ، شفاعت ، احباط و تکفیر و مساءله آگاهى اولیاى الهى از غیب ؛
جلد نهم : در باب معاد و ابعاد آن و تجسم اعمال ؛
جلد دهم : ضرورت بعثت انبیا و سنت الهى در این باره ؛
جلد یازدهم : قصص انبیا؛ آن گونه که در قرآن آمده است ؛
جلد دوازدهم : ادامه بحثهاى قبل تا بحث از حضرت مسیح ؛
3 . پیام قرآن
گروه هفت نفره اى - که نام آنان در مقدمه ذکر شده - زیر نظر علامه استاد مکارم شیرازى ، مباحث مطرح شده در(تفسیر نمونه)را استخراج کردهو با نظم و ترتیبى طبیعى ، آن را به صورت تفسیر موضوعى درآورده اند. درسال 1408 ق / 1366 ش آغاز شده و در ده مجلد و دو جلد الحاقى - در اخلاق - تدوین شده است .
جلد نخست : شامل امکان شناخت و ابزار و موانع آن ؛
جلد دوم : خداجویى و انگیزه هاى آن و برهان نظم - در 21 نشانه - در طبیعت ؛
جلد سوم : طرق معرفة الله و براهین پنجگانه بر اثبات واجب الوجود و ابعاد مساءله توحید؛
جلد چهارم : بحث از صفات جمال و جلال ؛
جلد پنجم ؛ بحث از معاد و دلایل امکان و براهین اثبات آن ؛ و بحث از معاد جسمانى و رد شبهات بر آن ؛
جلد ششم : بحث از نشانه هاى قیامت و عرصات آن و بهشت و دوزخ و مساءله خلود؛
جلد هفتم : نبوت عامه و مساءله عصمت و تنزیه انبیا و طرق شناخت پیامبران ؛
جلد هشتم : نبوت خاصه و عوامل نفوذ و پیشرفت اسلام ؛
جلد نهم : امامت و ولایت و بررسى دلایل آن و استناد به چهار آیه که مستقیما و 23 آیه که غیر مستقیم بر آن دلالت دارند؛
جلد دهم : نظام حکومت در اسلام ، در پهنه تاریخ .
دو جلد الحاقى ؛ جلد اول : مبانى اخلاق در قرآن و جلد دوم : اخلاق پسندیده و ناپسند در قرآن .
4 . معارف قرآن
استاد مصباح یزدى با توجه به اینکه برخى محتواى دین را به سه بخش (عقاید، اخلاق و احکام ) تقسیم کرده اند با نظرى دقیقتر آن را به دهبخش تقسیم نموده و از دیدگاه قرآن که منبع اصیل دین است مورد بررسى و بحث قرار داده است :
1. خداشناسى که شامل شناخت خدا و توحید و صفات و کلیات افعال الهى است ؛
2. جهان شناسى : شامل مباحث آفرینش ، پدیده هاى زمینى ، جهان غیب و مساءله خلق و تدبیر؛
3. انسان شناسى : آفرینش انسان ، ویژگى هاى روحى ، کرامت و مسؤ ولیت انسانى ، زندگى و سنن الهى در حیات فردى و اجتماعى و بالاخره معاد وسرنوشت نهایى
4. راه شناسى : انواع علم حضورى و حصولى و الهام و وحى ، مساله نبوت و ضرورت بعثت انبیا و هدف آن ؛ اعجاز، عصمت و سرانجام مساءله امامت ؛
5. راهنماشناسى : تاریخ انبیا و روش پیامبر اسلام در تبلیغ ؛
6. قرآن شناسى : مباحث پیرامون شناخت قرآن در ابعاد مختلف آن ؛
7. اخلاق یا انسان سازى قرآن (رفتار پاک )؛
8. برنامه هاى عبادى قرآن : عبادات و توفیق روابط با خدا؛
9. احکام فردى قرآن معاملات و انواع رفتارهاى حلال و حرام ؛
10. احکام اجتماعى قرآن : انتظامات و روابط داخلى و بین المللى .
5 . تفسیر موضوعى حکیم جوادى آملى
این تفسیر که با گرایشى کاملا عرفانى نگارش یافته ، سبک تفسیرى آن بر مبناى تفسیر قرآن به قرآن است و در عینحال ، براى تتمیم و تکمیل هر بحث از روایات معصومین (علیهم السلام ) نیز استفاده شده است .
مباحث کتاب از حیث جامعیت مطالب ، ظرافت و عمق و نیز ترتیب منطقى مباحث در سطح مناسبى است ؛ با آنکه مباحث کتاب ازثقل ویژه اى در محتوا برخوردار است ، از نظم قلم و نگارش تا حدود زیادى سعى شده تا با زبانى روان و رسا بیان شود تا علاوه بر فضلا وطلاب حوزه ، فرهنگیان و دانشگاهیان نیز بتوانند بیشترین بهره مندى را از آن داشته باشند.
این تفسیر، سرشار از معارف اسلامى ، به شیوه عارفان حقیقى است که با عمق نگرى و جامعیت نسبتا کاملى تقریر و تنظیم گردیده و در موقع تحقیقو تنظیم ، با مراجعه به استاد براى رفع شبهات و ابهامات ، مطالب ارزنده اى بر آن اضافه شده که غالبا در پایان هر بحث با واژه هاى(گفتنى است)و(تذکر)آمده است و با این عمل ، هرگونه خلل محتمل رفع و تدارک شده است و به صورتتکمیل یافته ارائه گردیده است که از این جهت قابل توجه است .
استاد جوادى آملى با ارتباط مداوم علمى با قرآن ، تعلیم و تدریس این مباحث را از دیرباز در مراکز علمى و دینى - اعم از حوزه هاى علمى و دانشگاهى- آغاز کرده که یکى از جلوه هاى بارز آن ، پخش از سیماى جمهورى اسلامى ایران ، به عنوان تفسیر موضوعى قرآن است که از سالهاى 61 - 1360شمسى آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. (1334)
فهرست اجمالى مطالب این کتاب :
جلد نخست : شناخت قرآن و نزول سه گانه آن ، مساءله اعجاز، رسالت قرآن ، جاودانگى و خاتمیت آن ، تحریف ناپذیرى قرآن و فهم قرآن بحث شدهاست ؛
جلد دوم : مبداء و معاد، وحى و راههاى جهان بینى ، دلائل توحید، معیارهاى اخلاق ، هدف آفرینش و نبوت و عصمت ؛
جلد سوم : وحى و رسالت ، خرد و دانش ، حیات و ممات از نظر قرآن ؛
جلد چهارم : وحى و تفکر، علم و عمل ، معاش و معاد و برخى از مشاهدات قیامت ؛
جلد پنجم : بحث پیرامون فطرت ، گرایشهاى صادق و کاذب از دیدگاه قرآن و راههاى تزکیه نفس ؛
جلد ششم : نبوت عامه و سیره انبیا: آدم ، ادریس ، نوح ، هود، صالح و ابراهیم ؛
جلد هفتم ؛ ادامه سیره انبیا: لوط، اسحاق ، یعقوب ، یوسف ، ایوب ، شعیب ، موسى ، خضر، لقمان ، الیاس ، داوود، سلیمان ، یونس ، زکریا، مریم ،یحیى و عیسى (علیهم السلام )؛
جلد هشتم : سیره حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم در دو بخش : معارف توحیدى ، وحى و نبوت و رسالت ؛
جلد نهم : ادامه مباحث نبوت ، معاد و نصایح و مواعظ؛
جلد دهم : مبادى اخلاق در قرآن ، مقامات عارفان در نگاه ابن سینا، گزارشى از(رسالة الطیر)فریدالدین عطار؛
جلد یازدهم : مراحل اخلاق در قرآن ، راههاى رسیدن به کمال انقطاع و پایان ناپذیرى وحدت شهود؛
جلد دوازدهم : فطرت در قرآن ، فطرى بودن بینش و گرایش به خدا و دین و اخلاق ؛ وعوامل موانع شکوفایى فطرت در انسان ؛
جلد سیزدهم : معرفت شناسى در قرآن ، ارکان و مبانى شناخت ، میزان منطقى شناخت عقلى ، شناخت شهودى و موانع شناخت .
جایگاه ابن عربى در این تفسیر؛ چیزى که در این تفسیر، جلب توجه مى کند محوریّت دیدگاههاى ابن عربى است که به عنوان اساس و پایهرهنمودهاى عرفانى شناخته شده است .
در سیره دیدگاههاى ابن عربى است که به عنوان اساس و پایه رهنمودهاى عرفانى شناخته شده است .
در سیره حضرت هود (علیه السلام ) پیرامون آیه ما من دابة الا هو آخذ بناصیتها ان ربى على صراط مستقیم (1335)چنین مى نویسد:(عارفنامدار ابن عربى چنین فرموده اند که آیه ، دلیل جبرى هاست ؛ زیرا ظاهرش آن است که زمام هر جنبنده اى (اعم از انسان و غیره ) به دست خدا است و هیچموجودى هیچ کارى را خارج از زمامدارى و تحریک و رهبرى خدا نمى کند...
لیکن بعد از توجه به اصول و مبانى عرفان که شیخ اکبر از بزرگترین بنیانگذاران آن است ، معلوم مى شود که منظور ایشان همانا توحیدافعالى است نه جبر مصطلح اساعره ...
البته با تدبر بیشتر در نوشتار تفسیرى این بزرگ پرچمدار عرفان درذیل آیه مزبور، معارف عمیق و مطالب فراوانى استفاده مى شود که آنچه اشاره شد گوشه اى از آن میدان فسیح و شمه اى از آن بیان فصیح وتوشه اى از آن خرمن انبوه و مخزن مملو است). (1336)
در جاى جاى کتاب ، از وى با عظمت و فخامت یاد مى کند (1337)و او را اءسوهاهل تحقیق و عرفان عمیق به شمار مى آورد. مى گوید:(عرفانى که ابن عربى ارائه کرد، با آنچهقبل بود و یا بعد آمد قابل قیاس نیست ؛ زیرا وحدت شخصى حقیقت وجود، با بَنان و بَیان این عارف نامور و سالک و منادى معرفت در بیابان حیرت وهاتف(تعالوا)در وادى کثرت و امام انسجام در جماعت متشتتان . به عارفان و نیز به حکیمان متاءله رسیده و او در این باب ، بى نظیر است). (1338)
درباره حدیث معروف(شیبتنى سورة هود)، هم از حکیم سبزوارى و هم از علامه طباطبائى ، شرح و بیانىنقل مى کند؛ آنگاه از صاحب(فتوحات)مطلبى مى آورد و در پى آن مى گوید:(سخن مرحوم سبزوارى از یک دید حق است و سخن علامهطباطبائى از دیدى دیگر؛ و گفتار بلند صاحب فتوحات همانند سایر گفتارهاى نغز این عارف نامدار از جهت دیگر حق است). (1339)
پیرامون آیه(ورفعناه مکانا علیا) (1340)مى گوید:(عارف نامدار جناب ابن عربى بر این باور است که ادریس (علیه السلام ) هنوززنده است و در آسمان چهارم به سر مى برد). (1341)
درباره آیه انها ان تک مثقال حبة من خردل (1342)ضمیر را به خصلت و صفت بر مى گرداند؛ آنگاه مى گوید:(ولى عارف گرانقدر جنابابن عربى ، در تفسیر (ج 3، ص 365) و در فصوص (فص لقمانى ) ضمیر را به حبه رزق برگردانده و آیه را راجع به تاءمین رزق جنبنده هادانسته ، از معناى معروف آن منصرف شده اند). (1343)درباره واژه مسیح و تفسیر آن ، از ابن عربى چنیننقل مى کند:(آنچه از تفسیر عارف نامدار ابن عربى برمى آید این است که مسیح ، یعنى کسى که زمین محیط زیست خود را بپیماید و اطراف آن راسیاحت و گذر و نظر کند تا آثار پروردگار خود را ببیند). (1344)
و در جاهاى دیگر: او را عارف نامور (1345)و جناب شیخ اکبر (1346)مى خواند و از تفسیر منسوب به وى به عنوان(تفسیر گرانسنگ شیخاکبر ابن عربى) (1347)و جز آن ، فراوان یاد مى کند.
از سخنان استاد آملى بر مى آید که تفسیر منسوب به ابن عربى را تفسیر وى مى داند و با قاطعیت بدو نسبت مى دهد.
6 . معارف قرآنى
عنوان تفسیرى موضوعى است که در آن ، نگارنده - طى جلسات تفسیرى - دربارهمسائل مهم مطرح شده در قرآن بحث نموده است . این مباحث ، بیشتر در جلسات تفسیرى ماه مبارک رمضان ، در جمع طلاب مطرح گردید و ازسال 1416 آغاز شده و تا کنون ادامه دارد.
آنچه تاکنون به صورت منظم آماده شده ، عبارت است از:
دفتر اول : مساءله توحید در چهار بُعد اساسى : توحید در ذات ، توحید در صفات ، توحید درافعال و توحید در عبادت .
در توحید ذات ، در دو محور احدیت و فردیت بحث شده است . در توحید صفات ، از صفاتجمال و جلال (صفات ثبوتیه و صفات سلبیه )، فرق میان آنها، و عینیت صفاتجمال با ذات مقدس حق ، صفت اراده - که آیا چنانکه پیشینیان مى گفته اند صفت ذات است یا چنانکه دانشمندان کنونى قائلند صفتفعل است - حقیقت علم ، علم قدیم و علم حادث و مساءله بدا مورد بحث قرار گرفته است .
در توحید افعالى ، از جبر و تفویض و امر بین الامرین ، مساءله اذن ، نقش پروردگار درافعال اختیارى انسان ، حدیث مشیت ، خالق آفات و شرور، قضا و قدر، سعادت و شقاوت ، انسان از دیدگاه قرآن و نقش او در سرنوشت خویش ، بحثشده است .
دفتر دوم : پیمان عالم ذر، تجسم اعمال ، تجسم اخلاق ، عالم برزخ ، قالب مثالى ، مساءله رجعت ، تناسخ ارواح و معاد جسمانى ؛
دفتر سوم : مبانى اخلاق در قرآن ، جایگاه اخلاق و آفات و موانع ؛
دفتر چهارم : مبانى اقتصاد سالم از دیدگاه قرآن و مسائل اقتصادى مطرح شده در قرآن ؛
دفتر پنجم : مساءله ولایت و رهبرى از دیدگاه قرآن ، جایگاه بیعت ، اصل مشورت ، جایگاه مردم ، مساءله آزادى و دیگرمسائل مربوط به نظام حکومت اسلامى ؛
دفتر ششم : مساءله عصمت و تنزیه انبیا، تنزیه ساحت قدس خاتم الانبیاء، مساءله سهو النبى و جز آن ؛
دفتر هفتم : تفسیر آیات ولایت : مجموعه آیاتى که بر امت ولایت کبراى ائمه اطهار دلالت دارند.
این دفترها، در حال آماده شدن براى طبع و نشر است ؛ ان شاء الله تعالى .
تفاسیر لُغَوى
تفسیر لغوى را مى توان جزو تفسیر موضوعى به حساب آورد؛ زیرا تنها به تفسیر و تبیین واژه هاىمشکل قرآن پرداخته و(تفسیر غریب القرآن)نام گرفته است .
(غریب)در اینجا، به معناى ناآشناى مطلق نیست تا به فصاحت قرآنخلل وارد کند بلکه - همان گونه که در جاى خود بیان کردیم - (1348)شامل واژه هایى است که در برخى قبایل سرشناس رایج و شناخته شده بوده و احیانا در دیگرقبایل ، ناآشنا مى نموده است ؛ وگرنه ، خود واژه - چه از لحاظ رواج استعمال و چه از نظر رسا بودن مفهوم - در آن محدوده ، مشکلى نداشته است .
قرآن بر آن بوده تا از واژه هاى فصیح و متداول در میان عرب اصیل ، از هر قبیله بهره گیرد (1349)و با این روش حکیمانه ، وحدت زبانىفراگیرى فراهم آورده است . البته در ابتدا براى قبایلى از عرب که به چنین واژه هایى ازقبایل دیگر، ناآشنا بودند، مشکل فهم برخى عبارات قرآن پیش مى آمد؛ از جمله ، فهم معناى(اءبا)- به معناى علف - بر کسانى مانند ابوبکرو عمر مشکل آمد؛ (1350)چون در میان قبیله قریش ، این واژه بدین مفهوم متداول نبود؛ و این ، بر قرآن عیب نیست ؛ بلکه نشانهکمال آن است و احاطه آن را مى رساند. کتابهاى(تفسیر غریب القرآن)براى این به وجود آمده اند تا این گونه واژه ها را بر همگان رسا وآشنا کنند.
از این رو، هر واژه که در قرآن ، با نام(غریب)خوانده مى شود، غریب است که در سایه کاربرد قرآن ، الفت یافته ، و ناماءنوسى است کهماءنوس گردیده است . غریبى نیست که رکیک و ناهمگون باشد و موجب اخلال در فصاحت قرآن گردد.
در بحث اعجاز بیانى قرآن ، به طور جامع از این موضوع سخن گفتیم . نویسندگان توانمند در زمینه(تفسیر غریب القرآن)بسیارند که ازروز نخست به این بُعد تفسیرى قرآن همت گماشته اند؛ از جمله :
1. ابان بن تغلب ابو سعید بکرى جریرى (متوفاى 141) از بزرگان تابعان و از یاران امام محمد بن على الباقر (علیه السلام )؛ او در تفسیرغریب القرآن کتابى دارد که در آن ، براى روشن شدن مفهوم واژه ها، از شعر جاهلى کمک شایان گرفته است و با تکیه بر جمله مشهور(الشعردیوان العرب ؛ (1351)شعر، فرهنگنامه عرب است)کار خود را بر همین اساس مکین ، استوار کرده است .
2. محمد بن سائب کلبى کوفى ، نسب شناس معروف و از اصحاب امامان بزرگوار، باقر و صادق (علیهما السلام ) است ؛ ابن خلکان مى گوید:(او صاحب تفسیر و علم نسب است و در این دو رشته سمت پیشوایى دارد. وى درسال 146 درگذشت). (1352)
3. ابو جعفر محمد بن حسن رواسى ، ابو ساره ، لغوى کوفى (متوفاى 170)؛ از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما السلام ) که شرححال او به عنوان دومین نگارنده کتاب(معانى القرآن)نیز آمد.
4. اءبو فید مورج بن عمرو نحوى سدوسى بصرى (متوفاى 174)؛ از پیشگامان اصحابخلیل بن احمد فراهیدى است . کتابى با ارزش در غریب القرآن نوشته است . ابوالحسن اخفش مى گوید:(قاضى یحیى بن اءکثم ، درباره موثقترین و مورد اعتمادترین اصحاب خلیل که بر همه تقدم دارد و مى توان بر علم و دانش او تکیه کرد از من جویا شد؛ گفتم : نضر بنشمیل ، سیبویه و مؤ رج سدوسى !). (1353)
5. على بن حمزه کسائى (متوفاى 182)؛ اءبر مرد ادبیات جهان عرب و مفسر توانمند.
6. نضرب بن شمیل (متوفاى 203).
7. قطرب ، محمد بن مستنیر (متوفاى 206).
8. فراء، یحیى بن زیاد (متوفاى 207.
9. ابو عبیده ، معمر بن مثنى (متوفاى 210).
10. ابوالحسن اخفش ، سعید بن مسعده (متوفاى 216).
11. ابو سعید، عبدالملک بن قریب اصمعى بصرى (متوفاى 216).
12. ابو عبید، قاسم بن سلام (متوفاى 224).
13. ابوبکر، محمد بن حسن (این درید) ازدى قحطانى (متوفاى 231).
14. اب عثمان ، بکر بن محمد مازنى بصرى (متوفاى 248).
15. ابو محمد عبدالله بن مسلم (ابن قتیبه ) دینورى (متوفاى 276).
کتاب وى به نام(تاءویل مشکل القرآن)بهترین کتاب در این زمینه شناخته شده است که از مراجعه به ابواب مختلف و عناوین متنوع مطرح شده در آن بخوبىبه دست مى آید و در جاى خود از آن ، یاد خواهیم کرد.
کار بر این منوال ادامه یافت ؛ چنانکه در طى سده هاى پى درپى ، دانشمندان و فرهیختگان ، هر یک به اندازه توان علمى خود، در این رشتهقلمفرسایى کرده اند و آثار گرانبهایى از خود به یادگار گذاشته اند. (1354)
نکته قابل تذکر در اینجا آن است که عنوان کتابهاى اخفش و کسائى و فراء(معانى القرآن)است و کتابهاى ابو عبیده و قطرب(مجاز القرآن)است ؛ و کتابهاى دیگر، عنوان(غریب القرآن)دارند. این سه عنوان ، از یک مُعَنْوَن حکایت دارند و هر سه اسم یک مسمى هستند که دراصطلاح پیشینیان به کار مى رفته است ؛ ولى برخى از پژوهشگران متاءخر گمان کرده اند که عنوان(مجاز القرآن)درباره بلاغت قرآن استنه تفسیر لغوى ؛ و این اشتباه کم و بیش رواج یافته است . (1355)
کهنترین کتاب که در این زمینه در دسترس است ،(تفسیر غریب القرآن)منسوب به شهید بزرگوار، زید بن على بن الحسین (علیهم السلام )است که در سال 122 به شهادت رسید. این کتاب ، به روایت شیخ ابو جعفر، محمد بن منصور بن یزید مقرى (متوفاى 240) که از پیشوایان زیدیهبه شمار مى رود، از على بن احمد بن الحسین ، معروف به اءکوع ، از عطاء بن سائب ثقفى کوفى ، از ابو خالد عمرو بن خالد واسطى از امام شهیدزید بن على بن الحسین (علیهم السلام ) است ؛ و این سند در سراسر کتاب تکرار مى شود.
از لابه لاى تفسیر به دست مى آید که مجموعه گفتارهاى تفسیرى و ترجمه کلمات و واژه هاى قرآنى است که از طریق روایت ، گردآورى شده ؛ واینکه عمرو بن خالد، خود یا کس دیگرى متصدى جمع و تنظیم گفته هاى زید گردیده است . (1356)
به هر تقدیر، تفسیرى است لغوى ، در کمال ایجاز و اختصار و در عین حال پرفائده و پربار که از دانشى عمیق و ذوقى لطیف حکایت دارد کهپژوهندگان قرآن از آن بى نیاز نیستند. در این کتاب ، تفسیر و تبیین لغاتمشکل به ترتیب آیات و سور آورده شده که شاید براى مراجعه کننده سهلالتناول تر باشد.
این مجموعه نفیس ، اخیرا با تحقیقى دقیق و با همت والا و دست تواناى فاضل محترم سید محمد جواد جلالى آماده و به زیور طبق آراسته گردید.
بهترین کتاب که در آن ، در زمینه برداشتن پوشش از مبهمات قرآن و حل مشکلات آیات کوشش شده و در آن ، تبیین وتاءویل هر کدام درست و به جاى خود آمده است ، کتاب(تاءویل مشکل القرآن)نوشته علامه خبیر و ناقد بصیر، ابو محمد عبدالله بن مسلم (ابنقتیبه ) دینورى مروزى (متوفاى 276) است .
وى در این کتاب ، به طور فراگیر، پیرامون انواع متشابهات در قرآن سخن گفته و شرح و بسط آن را بهکمال رسانده است . از شبهه افکنان در قرآن سخن گفته ، دعوى تناقض و اختلاف ، تکرار و گمان زیادتى لفظ و برداشتهاى مخالف ظاهر نص ونیز دعوى درهم ریختگى نظم و مخالفت با قواعد لغت را یک به یک توضیح و دفع نموده است . همچنین از اشباه و نظایر در معانى الفاظ قرآن سخنگفته و درباره حروف و معانى آن و مانند آنها در افعال و استعمال حروف به جاى یکدیگر؛ و در پایان ، از نکاتمشکل و مبهم وارد شده در قرآن به طور مستوفى - سخن گفته است .
کتابى است نفیس و یگانه در فن خود که پیش از آن نظیرى نداشته و بعد از آن جایگزینى براى آن نیامده است .
این کتاب ، تنها درباره حلمشکل و دفع شبهه از قرآن است ؛ لذا ابن قتیبه ، کتاب مستقل دیگرى که مخصوص تفسیر غریب القرآن باشد، به عنوانمکمل این کتاب به رشته تحریر درآورد.
کتاب(تفسیر غریب القرآن)ابن قتیبه ، در حقیقت ، بخشى از تفسیر است که به تبیین و شرح آیات مشکله قرآن پرداخته و جنبه تکمیلى کتابنخستین او را دارد و براى حجیم نشدن کتاب(تاءویل مشکل القرآن)، این بخش را جدا و با عنوانىمستقل آورده است .
ابن قتیبه ، در مقدمه ، به همین نکته اشاره مى کند و هدف خود را در این کتاب ، اختصار وتکمیل و توضیح ، همراه با ایجاز - بیان کرده ، چنین مى گوید:(این کتاب ، از نوشته هاى مفسران و لغت نویسان آگاه برگرفته شده است وهیچگاه از روش آنان فراتر نرفته و از خود - جز آنچه گفته اند - چیزى در آن نیاورده ایم ؛ تنها در بیاناقوال ، بهترین را برگزیده ایم و آنچه را که با ظاهر تعبیر قرآن سازگارتر است آورده ایم و ازاقوال ناهمگون و بى اساس که روشن نیست گویندگان آنها اشتباه رفته اند یا ناقلان آنها دورى جسته ایم).
در این کتاب ، ابتدا بابى منعقد کرده است با عنوان(اشتقاق اءسماء الله و صفاته و اظهار معانیها)و در آن ، 26 واژه را تفسیر کرده است و بهدنبال آن در باب دیگرى درباره واژه هاى مشکل و تکرارى در قرآن سخن گفته و 40 واژه را آورده است . سپس به شرح و تبیین واژه هاىمشکل قرآن ، بر حسب ترتیب آیات و سوره ها پرداخته است ؛ همان گونه که در(تفسیر غریب القرآن ، منسوب به زید شهید رفتار شده است ؛ وشاید براى مراجعه و یافتن معانى واژه هاى مورد نظرشان آسانتر باشد؛ زیرا براى کسانى که در تفسیر قرآن ، سوره به سوره و آیه به آیهپیش مى روند - در موقع لزوم - دسترسى به معانى واژه هاى مشکل مورد نظر آسانتر است .
روى هم رفته ، این کتاب ، از بهترین کتابها در تفسیر غریب القرآن و کتابى شناخته شده است که نظم و ترتیب را در کنار اختصار و ایجاز رعایتکرده است . یکى از غنى ترین منابع تفسیرى لغوى به شمار مى آید که امثال طبرى و قرطبى و رازى بر آن تکیه کرده اند؛ گرچه مولف آن نیز،خود از کتاب(اعجاز القرآن)ابو عبیده و(معانى القرآن)فراء، بیشترین بهره را گرفته است ؛ تا آنجا که گاه ، نکاتى را با همانلفظ و عبارت آورده است ؛ ولى به گونه اى که دانشمندى صاحبنظر برمى گزیند؛ که مى داند چه را برگیرد و چه را دور بریزد.
شیواترین و کاملترین کتاب در تفسیر غریب القرآن ، کتاب(مفردات)، نوشته ابوالقاسم حسین بن محمد، معروف به راغب اصفهانى (متوفاى502) است . این کتاب ، اولین کتابى است که در آن ، باب اجتهاد در لغت باز شده و در فهم و استنباط معانى لغات و کلمات ،اعمال نظر شده است و چه زیبا و شیوا اعمال نظر شده است ! این کتاب ، از توانمندى والایى در واژه شناسى و مفهوم یابى برخوردار است و در کنارقرآن ، پدیده اى اعجاز آفرین و اعجاز برانگیز شناخته شده است .
ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسى - از دانشمندان قرن ششم - نوشتار لطیفى دارد که در آن ، وجوه معانى واژه هاى قرآنى را بیان داشته و بازبان فارسى ، براى مردم خود خدمتى شایسته انجام داده است . این کتاب ، با همت و تحقیق استاد مهدى محقق - بزرگمرد سختکوش - آماده شد و چاپ وانتشار یافت . (1357)
جامعترین کتابى که اخیرا ظهور یافت و به طور فراگیر، تمامى الفاظ غریبه قرآن را در برگرفته است ، کتاب(تفسیر غریب القرآن)نوشته فقیه مفسر و ادیب توانا، شیخ فخرالدین طریحى نجفى (متوفاى 1085) است . کتابى است جامع وکامل ، با قلمى متین و رسا که نگارش آن در سال 1051 پایان یافته و درسال 1372 با تحقیق استاد محمد کاظم طریحى در نجف اشرف به زیور طبع آراسته گردید.
تفاسیر متشابهات القرآن
آیات متشابه قرآن ، از بحث انگیزترین مسائل قرآنى است که به گونه تفسیر موضوعى ، از دیرباز تا کنون مورد عنایت علما و دانشمندان بوده وآثار فراوانى در این زمینه نوشته شده است که با عنوانهاى :(تاءویلمشکل القرآن)،(تاءویل متشابه القرآن)،(رد المطاعن عن القرآن)،(پرتوى بر متشبهات قرآن)،(سوال و جواب پیرامون شبهات قرآنى)و مانند آن مطرح گردیده و در این بُعد از تفسیر قرآن ، تحقیقاتى انجام گرفته است و بدین جهتآنها را به دنبال تفاسیر لغوى ، آورده ایم که برخى از شبهات در رابطه بامسائل لغوى و ادبى است و بخش بزرگى از شبهات را همین بُعد تشکیل مى دهد.
اکنون مهمترین آنها را معرفى مى کنیم :
1 . متشابه القرآن
نوشته قاضى عبدالجبار همدانى معتزلى (متوفاى 415) از سران برجسته و بلندآوازه فرقه معتزله و صاحب قلم و نظر در رشته هاى متنوع علوماسلامى و برازنده در مسائل کلامى ، به شیوه مکتب اعتزال . او در روستاى اسدآباد، در حومه شهر همدان زاده شد؛ براىتکمیل تحصیل رهسپار بصره گردید و پس از مدتى سرآمد عصر خود شد. با آنکه بر مذهباهل سنت بود، مورد عنایت خاص صاحب بن عباد - در دوران حکومت آل بویه - بود. ابن عباد - با آنکه بر آن بود مناصب عالیه دولت را جز بهفرهیختگان دانشمند نسپارد - ریاست قضاوت در رى و قزوین را بدو سپرد و او را به سبب راستگویى و عدالت پرورى شایسته دید تا در دولتىکه بر مکتب تشیع و قول به عدل نهاده شده ، مورد اعتماد خود قرار دهد.
او در رشته هاى مختلف بویژه در رشته کلام آثار بسیار دارد که مهمترین آنها کتاب(المغنى)است که یک موسوعه کلامى گسترده اى محسوبمى شود. سید مرتضى علم الهدى ، کتاب(الشافى)را درباره مواردى از آن کتاب که دیدگاه مکتب تشیع با دیدگاه معتزله اختلاف دارد نوشتهاست .
کتاب دیگر وى(شرح اصول خمسه)است که آن را به سبکى فشرده ولى فراگیر، راجع به مبانىاهل اعتزال و قول به عدل نوشته است و کتابى است کاملا ارزنده .
یکى از بهترین نوشته هاى قرآنى - کلامى وى کتاب(متشابهات القرآن)است که در آن ، بر حسب ترتیب سوره ها، شبهات و جواب آنها راآورده است .
ویژگى این کتاب در آن است که در مورد هر آیه ، نخست شبهات مخالفان را مطرح مى کند و آنها را با استناد بهعقل و نقل رد مى کند. سپس به دلالت آیه بر مذهب اهل حق مى پردازد. او در این خصوص ، راه میانه را برگزیده است ؛ نه تند رفته و نه به کندىگراییده است ؛ با لحنى متین و دلایلى استوار و با کمال انصاف ، مطالب را - اعم از موافق یا مخالف - مورد نقد و بررسى قرار داده است .
البته هدف وى بیشتر، بحث در خصوص شبهات کلامى است و بدین جهت جنبه مکتبى به خود گرفته است و در عینحال ، بسیار سودمند است و مباحث سرشار از دقت و ظرافت فراوانى در بردارد و در این مورد، مى توان آن را از بهترینها شمرد.
این کتاب ، در دو جلد، با تحقیق دکتر عدنان محمد زرزور، استاد دانشگاه دمشق به وسیله انتشارات دارالنصر مصر (قاهره ) به چاپ رسید.
2 . تنزیه القرآن عن المطاعن
کتاب دیگر قاضى عبدالجبار همدانى است که نویسنده در آن ، به رد شبهات پیرامون قرآن پرداخته و به طور فراگیرى ، همه گونه شبهات ادبى، لفظى و معنوى اى را که طرح کرده اند یا احتمال مى رود طرح کنند بررسى مى کند و با قلمى نیرومند و قدمى استوار، سوره به سوره را تا آخربررسى کرده است ؛ این کتاب ، از کتابهاى ارزنده علمى به شمار میرود؛ که به وسیله دارالنهضة الحدیثه در بیروت لبنان چاپ شده است .
3 . متشابه القرآن و مختلفه
تاءلیف رشید الدین ابو جعفر محمد بن على (ابن شهر آشوب ) سرورى مازندرانى (متوفاى 588)؛ ابن شهر آشوب ، یکى از سرآمدان علمى عصرخویش و فرزانه اى درخشنده و دانشمندى پرآوازه است که تصانیف و تاءلیف بسیارى در رشته هاى متنوع علوم اسلامى پدید آورده است ؛ و علامه اىخبیر و ناقدى بصیر در ابعاد مختلف دین به شمار مى رود.
محدث قمى درباره او مى گوید:(او فخر الشیعه ، مروج الشریعه ، محیى آثار در مناقب ، ناقد اخبار در مثالب ، بحر متلاطم زخار (دریاى مواجسرشار)، کسى که هرگز هماوردى ندارد و شیخ مشایخ امامیه است . صفدى مى گوید: او هنوز هشت ساله نبود که بیشتر قرآن را از برداشت . از هرکوى و برزن و هر دیار و شهرستان ، قصد او مى کردند؛ در علم قرآن و غریب الفاظ و نحو و اءدب از همه پیشى داشت ؛ از این گذشته ، خوشرخسار، نیکو محاسن ، شیرین سخن و نغز گفتار بود و با این اوصاف بر منبر وعظ و ارشاد مى نشست و گروه انبوهى را به سوى خود جذب مى کرد.روزى بر همین حال ، در بغداد، خلیفه عباسى(المقتفى بالله)بر او گذشت و با دیدن او و شنیدن سخن او شیفته او گردید و دستور داد خلعتشاهانه به او بخشند. او صد سال زیست و پاک زیست ؛ همواره در خشوع و عبادت وقت گذراند و همیشه با طهارت بود. عاقبت در شهر حلب بدرودحیات گفت ؛ و مرقد او در دامنه کوه جوشن - بیرون شهر - تاکنون مزار شیفتگان اولیاى الهى بوده و هست). (1358)
کتاب او در متشابهات القرآن ، از بهترین نوشته ها در این زمینه است که کتاى جامع ،کامل ، رسا، شیوا، استوار و متین است . در این کتاب روشى بدیع دنبال شده است ؛ نویسنده ، در آن ، مباحث را از مساءله توحید آغاز کرده و به ترتیبطبیعى پیش رفته است . صفات ذات و صفات فعل ، صفات جمال و جلال ؛ عالم ذر، قلب و روح وعقل ، قضا و قدر، سعادت و شقاوت ، مساءله نبوت و عصمت ، تاریخ انبیا، وحى و اعجاز قرآن ، محکم و متشابه ، مساءله خلافت و تکلیف ، ملک ، جن وشیاطین ، مساءله امامت و ولایت ؛ سپس اصول فقه و احکام شرایع و ادیان ، مساءله نسخ ؛ استثناء و شرط، حقیقت و مجاز، کنایه ، استعاره ،تمثیل و دیگر مسائل ادبى و لغوى که با ترتیبى کاملا طبیعى و منسجم ، دستیافتنى و زود یافت انجام گرفته که از ذوقى لطیف و مهارتى ظریفحکایت دارد و ابتکار و خلاقیت ذهن سرشار مولف را مى رساند. خداوند، پاداش نیکوش دهد.
علامه بغداد، سید هبة الدین شهرستانى ، مقدمه اى عالمانه بر این کتاب نوشته است که تقریظى افتخارآمیز به شمار مى آید. این کتاب به کوشش انتشارات بیدار به زیور طبع آراسته گردیده است .
4 . اءسئلة القرآن المجید و اءجوبتها من غرائب آى التنزیل
بیش از هزار و دویست پرسش و پاسخ در رابطه با آیات مشکل قرآن است که علامه ادیب زین الدین محمد بن ابى بکر رازى (متوفاى 666) آن رانوشته است ؛ کتابى است ارزنده و حاوى مطالبى است که در فهم معانى قرآن وحل مشکلات آن کارساز است . مولف با توانایى علمى خود توانسته است بیشتر شبهات مطرح شده درباره مفاهیم قرآنى را نقد و بررسى کند و بهفراخور حال ، جوابهاى روشن و قابل پسند آماده کند. سعى او در این خصوصقابل تقدیر است و از توانایى او در این زمینه حکایت دارد.
او در زمینه هاى مختلف ، تاءلیفات ارزنده اى دارد؛ از جمله :
1. الذهب الابریز فى تفسیر الکتاب العزیز؛
2. روضة الفصاحة فى علم البیان والبلاغة ؛
3. مختار الصحاح فى اللغة ؛
4. شرح مقامات الحریرى ؛
5. تحفة الملوک فى احکام العبادات ، مشتمل بر ده باب ؛
6. حدائق الحقائق فى المواعظ والاداب ؛
7. نموذج جلیل فى اءسئلة و اءجوبة من غرائب آى التنزیل (همین کتاب .)
این کتاب با تحقیق و تصحیح استاد ابراهیم عطوه عوض (مدرس درالاءزهر) در مصر چاپ و انتشار یافت و سپس با مقدمه اى ازفاضل محترم محمد على انصارى قمى ، در قم تجدید چاپ گردید.
5 . اءضواء عى المتشهابهات
حاوى هزار و ششصد پرسش و پاسخ درباره آیات متشابه و نوشته علامه استاد شیخخلیل یاسین ، از علماى سختکوش معاصر لبنان است . بر حسب ترتیب سوره ها تنظیم یافته و از دانشى گسترده و بینش عمیق نویسنده که اثرىارزنده و قابل ستایش عرضه کرده است حکایت دارد.
خلیل یاسین در طرح هر سوال دقت کرده و در پاسخ آن نهایت کوشش را بهعمل آورده است تا دقیق ترین و متین ترین جوابها را آماده سازد و بحق ، در این راه موفق بوده است .
همچنین توانسته است با آگاهى کاملى که از مکتب اهل بیت داشته است و در پرتو همان نور ساطع ، مباحث خود را عرضه کند و از هر گونه گمراهى وکجى در امان باشد.
این کتاب در عصر حاضر، از بهترین نوشته ها در زمینه حل متشابهات قرآن به شمار مى رود و براى پژوهندگان راه قرا:، وسیله کارسازى است .
این کتاب ارزشمند در سال1388 در بیروت به چاپ رسید و اکنون در دسترس همگان است .
6 . تفسیر آیات مشکله قرآن
نام کامل کتاب ،(تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن)است که مجموعه بحثهاى علامه محقق ، استاد جعفر سبحانى در این زمینه است و با قلم شیواىسید هادى خسروشاهى تنظیم و نگارش یافته است .
این کتاب ، بر اثر تندرویهاى برخى از مدعیان روشنفکرى عصر اخیر به وجود آمد. در تبریز (در حدود سالهاى 1340 - 1330 ش ) شخصى بهنام(یوسف شعار)کتابى به نام(تفسیر آیات مشکله قرآن)نوشت و انتشار داد و ادعا کرد که پرده از روى برخى آیاتمشکل قرآن برداشته است ؛ و مقصود وى تخطئه نظریات مفسران در خصوص برخى آیات بود که به نظر نویسنده یاد شده خوشایند نبوده است ؛البته پایین بودن سطح معلومات و اندک بودن بضاعت علمى وى ، عامل اساسى این اقدام جسورانه بوده که قرآن را طبق نظریات شخصىتاءویل و تفسیر به راءى نماید. از این جهت ، از استاد علامه جعفر سبحانى خواسته شد تا مواضع اشتباه وى را روشن سازد؛ انحرافاتى را که درآن کتاب رخ داده آشکار نماید و وجه صحیح تفسیر یا تاءویل آیات مورد بحث را بیان کند. استاد سبحانى ، به حکم وظیفه به این درخواست پاسخمثبت داد و کتاب حاضر، اثر ارزنده اى است که در این برخورد قاطعانه به وجود آمد و از بسیارى انحرافات پیرامون آیات قرآنى پرده برداشت .
آقاى یوسف شعار در نوشتار خود، کوشیده که عصمت انبیا را زیر سوالببرد و نیز مساءله ولایت کبرى و اجر رسالت را اساسا منتفى بداند و در کمال و خاتمیت دین اسلام و برخى از احکام شریعت تشکیک نماید؛ مسائلىچون معاد، شفاعت ، توسل و غیره را به گونه اى انحرافى تفسیر کند و براى تشکیکات خود از آیات متشابه استفاده و به آنها استناد کرده است .
استاد سبحانى ، با قلمى متین و قدمى استوار در دفاع از حریم قدس قرآن برخاسته و آنچه را شایسته و بایسته است ، بر اساس دانشى مستحکم ،بیان و مستدل ساخته است ؛ خداوند سایه پرفیض ایشان را مستدام بدارد.
این کتاب ، پیاپى به چاپ رسیده و مورد استقبال همگان قرار گرفته است .
7 . یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ
عنوان کتاب ارزشمندى است که زیر نظر استاد علامه ناصر مکارم شیرازى - با همت گروهى از فضلاى حوزه علمیه قم - از(تفسیر نمونه)برگرفته شده است .
این مسائل عبارتند از مباحث خداشناسى ، صفات جمال و جلال ، نبوت عامه ، تنزیه انبیا، قرآن ، مساءله تحریف ، اعجاز، احکام و تشابه ، مساءله امامت وولایت ، معاد و شبهات مربوط، عالم برزخ ، تجسم اعمال ، شفاعت ، فلسفه احکام ، زن از دیدگاه اسلام و قرآن ، هدف از آفرینش ، اسلام و ایمان ،سعادت و شقاوت ، فرشته ها و پریان ، رجعت ، جبر و اختیار، قضا و قدر، نسخ در احکام ومسائل گوناگونى از این قبیل .
استاد مکارم شیرازى ، خو درباره این کتاب چنین مى گوید:(بدیهى است ، طرح سوالات انحرافى به منظور تخریب اعتقادات و افکار یا ایجادتشویش و تزلزل در افکار عمومى ، در واقع سوال نیست ؛ بلکه برنامه هایى مخرب و غیر انسانى است ، در لباسسوال ؛ و از آنجا که قرآن مجید دائرة المعارف بزرگى درباره معارف الهى ومسائل انسانى است ، در جاى جاى آن ، بتناسب آیات مختلف ، سوالاتى مطرح است که بسیارى از آنها در تفاسیر پیشینمحل ابتلا نبوده و بى جواب مانده است . هنگام تدوین تفسیر نمونه ، سعى بر آن بود که این سوالات - به ویژه آنچه مربوط بهمسائل روز است - مطرح گردد و به طور دقیق پاسخ داده شود و این کار، با گردآورى 180سوال و پاسخ از 27 جلد تفسیر و 10 جلد(پیام قرآن)با همت آقاى حسینى و جمعى از فضلاى حوزه انجام گرفت)؛ حقیقتا کارى شایسته وستودنى است !
8 . نکته هایى از قرآن مجید
نوشته دانشمند و خطیب فرزانه ، محمد هادى فخر شیرازى (متوفاى 1373 ش / 1415 ق ) از خطباى فرزانه و نامى معاصر؛ او علم و عرفان را بههم آمیخته و سبکى بدیع در نوشتار و گفتارش پدید آورده است . همه نوشته هایش - همچون گفته هایش - نغز و اعجاب آفرین است . سخنورى توانا ونویسنده اى نیرومند است ؛ با قلمى شیوا و بیانى رسا در عرصه وعظ و ارشاد و هدایت مردم ، گام نهاده است ؛ آثار گرانبهایى نیز از خود بهیادگار گذاشته است ؛ از جمله آثار قرآنى ارزنده وى ، کتابى است در بیش از 800 صفحه که در آن ، به تبیین و تفسیر نکته هاى علمى ، عرفانى، ادبى و تاریخى قرآن پرداخته و نکته هایى را به صورت :(چرا و چرا)مطرح کرده و جوابهایى کافى و شافى در پى آنها آورده است .
این خطیب و نویسنده عالیقدر، ذوقى شاعرانه و طبعى لطیف دارد که در نوشتار و گفتار، یار نیرومندى براى اوست . هنگامى که از حروف مقطعهاوایل سوره ها سخن مى گوید، به این نتیجه مى رسد که این حروف ، اسرار و رموزى است میان عاشق و معشوق (خدا ورسول ) که دیگرى را بدان دستیابى نیست . آنگاه از(منطق الطیر)شیخ عطار، چنین شاهد مى آورد:
غلامى با طبق مى رفت خاموش طبق را سر بپوشیده به سرپوش
یکى گفتش : چه دارى بر طبق تو؟ مکن با من کژى ، برگو بحق تو
جوابش گفت : کاى سرگشته خاموش چرا پوشیده اند این را به سرپوش ؟!
ز روى عقل اگر بایستى این راز که تو دانستئى ، بودى سرش باز
نوشتن این کتاب ، در سال 1398 ق / 1356 ش به پایان رسید و در چاپخانه مصطفوى شیراز چاپ گردید.
9 . المحکم والمتشابه فى القرآن
بحثى گسترده درباره مساءله محکم و متشابه در قرآن ، به قلم نگارنده سطور است که در جلد سوم(التمهید)آمده و در آن ، بیش از هزار آیه -در این زمینه - مورد بحث قرار گرفته است .
در آن ، از احکام و تشابه و سر وجود آیات متشابه در قرآن و انواع اصلى و عرضى آن ؛تاءویل و انواع آن و آیا کسى جز خداوند بر تاءویل آیات متشابه واقف است یا نه ؟ و سپس از مکتبهاى کلامى حادث در سده هاى نخستین و اینکه چگونهبا دست اندازى به آیات قرآن ، آنها را از حالت احکام به صورت تشابه درآورده اند بحث شده است . بدین سبب در آن ، از مسائلى همچون(رویت)،(تحیز)(تجسیم)،(استطاعت)،(اراده)،(هدایت وضلال)،(استدراج)،(قضا و قدر)،(سعادت و شقاء)،(احباط و تکفیر و موازنه)و در نهایت ، مساءله(عصمت)و(تنزیه انبیا)، به تفصیل سخن گفته شده است .
روشن است که این گونه مباحث ، تنها جنبه کلامى دارد؛ لذا نگارنده ، مجلد دیگرى را (ج 7) براى پاسخ به شبهات دیگر اختصاص داده است که دراینجا به آنها اشاره مى شود:
10 . النهج القویم فى الدفاع عن قدسیة القرآن الکریم
عنوان سلسله بحثهایى که در جلد هفتم(التمهید)فراهم آمده و شبهه افکنى هاى کهن و نوظهور را پاسخ داده است ، شبهه هایى - در ابعاد مختلفادبى ، علمى ، تاریخى ، ساختارى ، لفظى و معنوى - که امروز بیش از دیروز و در قالبى نو مطرح است .
این شبهات تا دیروز، کم حجم و در لابه لاى کتابها خزیده بود و احیانا در نشستهاى مناظره میان دانشمندان و صاحبنظران دست به دست مى شد و کمتربه بازار و خیابان و دبستان و دبیرستان رخنه مى کرد؛ برخلاف امروز که در رسانه هاى همگانى نوشتارى و گفتارى ، در کوى و برزن و اماکنعمومى و در سطحى گسترده و قابل فهم براى همه مطرح مى گردد.
از این رو، ضرورت دفاع از حریم اسلام و قرآن ایجاب مى کرد تا به حکم وظیفه ، در حد توان به دفع و رفع آن همت کنیم و همان گونه که دشمنآگاهانه حمله را آغاز کرده و در همان پهنه جدال و با ابزارى متناسبتر و نیرومندتر و آگاهانه تر با او به مقابله برخیزیم ومجال رخنه به او ندهیم و اگر نفوذ کرد؛ او را برانیم .
در این بحثهاى دفاعى ، مدعى آن نیستیم که حرف آخر را زده ایم و حربه کارساز نهایى را به کار برده ایم ؛ بلکه این بحثها، سرآغاز حرکتىنوین است که فرجام آن با همفکرى و یارى صاحبنظران فرزانه که هیچگاه از هر گونه همکارى و مددرسانى دریغ نورزیده اند امکانپذیر است ؛ وباید براى این هماهنگى در رسیدن به هدف مشترک ، خداوند را بى نهایت سپاس گفت . و ما التوفیق الا بالله .
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی