سوال 60 کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث (1394)

آیه ی شریفه «فَلا وَ رَبِّکَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَکِّمُوکَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ» در شأن چه کسانی نازل شده است؟

1 - طلحه و زبیر

2 - معاذ و ابن مسعود

3 - عثمان و ابن مسعود

4 - زبیربن عوام و حاطب بن ابی بلتعه

 *****

 فَلا وَ رَبِّکَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَکِّمُوکَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليما (نساء/65)

ترجمه استاد مهدی فولادوند:

ولی چنین نیست، به پروردگارت قَسَم که ایمان نمی آورند، مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند سپس از حکمی که کرده ای در دلهایشان احساس ناراحتی [ و تردید ] نکنند، و کاملًا سرِ تسلیم فرود آورند.

 ****

 تفسیر نمونه

 (زبـیـر بـن عـوام) کـه از مـهـاجـران بود با یکى از انصار (حاطب بن ابی بلتعه) بر سر آبـیـارى نـخـلسـتانهاى خود که در کنار هم قرار داشتند، اختلافى پیدا کرده بودند، هر دو براى حل اختلاف خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسیدند، از آنجا که باغستان زبـیـر در قـسـمـت بـالاى نـهـر و بـاغـستان انصارى در قسمت پائین نهر قرار داشت پیامبر (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) بـه زبـیـر دسـتـور داد کـه اول او بـاغهایش را آبیارى کند و بعد مسلمان انصارى (و این مطابق همان سنتى بود که در بـاغـهـاى مـجـاور هـم جـریـان داشـت ) اما این مرد انصارى به ظاهر مسلمان از داورى عادلانه پـیـامـبـر (صـلى الله علیه و آله و سلم ) ناراحت شد و گفت : آیا این قضاوت به خاطر آن بـود کـه زبـیـر، عـمـه زاده تو است ؟! پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از این سخن بـسـیـار ناراحت شد به حدى که رنگ رخسار او دگرگون گردید، در این موقع آیه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد در بـعـضـى از تـفاسیر اسلامى شاءن نزولهاى دیگرى ذکر شده که کم و بیش با شاءن نزول فوق شباهت دارد (تفسیر تبیان ، طبرسى و المنار). تسلیم در برابر حق گـرچـه شـاءن نـزول خـاصـى در بـالا بـراى آیـه فـوق نقل شد ولى همانطور که بارها گـفـتـه ایـم شـاءن نـزولهاى خاص هیچ گاه با عمومیت مفهوم آیه منافات ندارد، و به همین دلیل این آیه مى تواند مکمل بحث آیات قبل نیز بوده باشد. در ایـن آیـه ((خـداوند سوگند یاد کرده که افراد، ایمان واقعى در صورتى خواهند داشت کـه پـیـامـبـر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را در اختلافات خود به داورى بطلبند)) و به بیگانگان مراجعه ننمایند (فلا و ربک لا یؤ منون حتى یحکموک فیما شجر بینهم ).  سـپـس مـى فرماید: نه فقط به داورى را به نزد تو آورند بلکه هنگامى که تو در میان آنـهـا حـکـمـى کردى ، خواه به سود آنها باشد یا به زیان آنها، علاوه بر اینکه اعتراض نکنند ((در دل خود نیز احساس ناراحتى ننمایند و کاملا تسلیم باشند)) (ثم لا یجدوا فى انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما). گـرچـه نـاراحـتـى درونـى از قـضاوتهایى که احیانا به زیان انسان است غالبا اختیارى نیست ، ولى با تربیتهاى اخلاقى و پرورش روح تسلیم در برابر حق و عدالت و توجه بـه مـوقـعیت واقعى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) حالتى در انسان پیدا مى شود که هیچگاه از داورى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و حتى دانشمندانى که جانشینان او هـسـتـنـد هـرگـز ناراحت نخواهد شد، و به هر حال مسلمانان واقعى موظفند روح تسلیم در برابر حق را در خود پرورش دهند. در آیه فوق نشانه هاى ایمان واقعى و راسخ در سه مرحله بیان شده است :

1 - در تـمـامـى مـوارد اخـتـلاف خـواه بزرگ باشد یا کوچک ، به قضاوت و داورى پیامبر (صـلى الله عـلیه و آله و سلم ) که از حکم الهى سرچشمه مى گیرد مراجعه کنند، نه به طاغوت و داوران باطل .

2 - هیچگاه در برابر قضاوتها و فرمانهاى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) که همان فرمان خدا است حتى در دل خود احساس ناراحتى نکنند، و به داوریها و احکام او بدبین نباشند.

3 - در مـقـام عـمـل نـیـز آن را دقـیـقـا اجـرا کـنـنـد و بـه طـور کامل تسلیم حق باشند. روشـن اسـت قـبـول یـک مـکـتـب و فـرمـانهاى آن در مواردى که به سود انسان تمام مى شود دلیـل بـر ایـمـان بـه آن مـکـتـب نیست بلکه آنجا که ظاهرا به زیان انسان است اما در واقع مطابق با حق و عدالت است اگر پذیرفته شود، نشانه ایمان است . در حـدیـثـى کـه از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) در کـتـاب کـافـى در تـفـسـیـر ایـن آیـه نـقـل شـده چـنـیـن مـى خوانیم : ((اگر جمعیتى خدا را بپرستند، نماز را بپا دارند، زکات را بـپردازند، روزه ماه رمضان و حج را بجا آورند، ولى نسبت به کارهایى که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) انجام داده با سوء ظن بنگرند و یا بگویند: اگر او فلان کار را انـجـام نـداده بـود بـهـتر بود، آنها در حقیقت مؤ منان واقعى نیستند)) سپس آیه فوق را امام (عـلیـه السـلام ) تـلاوت فـرمـود، بـعـد فـرمـود: ((بـر شـمـا بـاد کـه در مقابل خدا و حق همیشه تسلیم باشید.)) از آیه فوق در ضمن دو مطلب مهم استفاده مى شود:

1 - آیـه یـکـى از دلایـل مـعـصـوم بـودن پـیـامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) است زیرا دسـتـور بـه تسلیم مطلق از نظر گفتار و کردار در برابر همه فرمانهاى پیامبر (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) و حتى تسلیم قلبى در برابر او، نشانه روشنى بر این است کـه او در احـکام و فرمانها و داوریهایش نه اشتباه مى کند و نه عمدا چیزى برخلاف حق مى گوید، معصوم از خطاست و هم معصوم از گناه .

2 - آیـه فوق هر گونه اجتهاد در مقام نص پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اظهار عقیده را در مواردى که حکم صریح از طرف خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در باره آن رسیده باشد نفى میکند، بنا بر این اگر در تواریخ اسلامى مى بینیم که گاهى بـعـضـى از افراد در برابر حکم خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) اجتهاد و یا اظـهـار نـظـر مـى کـردنـد و مـثـلا مـى گـفتند پیامبر چنین گفته و ما چنین مى گوییم ، باید قبول کنیم که عمل آنها بر خلاف صریح آیه فوق است .


پاورقی :


110- «شجر» در اصل از ماده «شجر» (بر وزن قمر) به معنی «درخت» گرفته شده و از آنجا که در مشاجره و نزاع ، یک نوع آشفتگی و بهم پیچیدگی همانند پیچیدگی شاخه های درختان یه یکدیگر آشکار می شود به معنی نزاع و کشمکش آمده است و در آیه فوق به همین معنی استعمال شده است.