تفسیر مقاتل بن سلیمان|tafsir muqatil bin sulaiman

تفسیر مقاتل بن سلیمان|tafsir muqatil bin sulaiman

نام تفسیر وی «تفسیر مقاتل بن سلیمان» معروف به «تفسیر کبیر مقاتل» می‌باشد. که از مهمترین آثار قرآنی وی و کهنترین تفسیر کامل قرآن می‌باشد که به ما رسیده است،

پیشگام تفاسیر


پیوسته در آن به جمع عقل و نقل، (یا به تعبیری دیگر روایت و درایت) پرداخته است، بدین جهت آن را پیشگام تفاسیر جامع و کامل شمرده‌اند و به تعبیر شافعی «بقیه مفسرین ریزه خوار اویند»، و از روز نخست مورد توجه همگان قرار گرفته و یگانه منبع سرشار تفسیری شناخته شده است. آثار فروزان عقل در آن مشاهده می‌شود و از نوعی ابداع و اعمال فن تالیفی ویژه‌ای برخوردار است، بیشتر به اهداف و مقاصد عالیه قرآن نظر دارد،جمع موضوعی آیات و تطبیق میان آیات به ظاهر متعارض، از ویژگیهای این تفسیر است. مقاتل، تنها به گردآوری آرای سابقین بسنده نکرده، بلکه آنها را مورد نقد و بررسی قرار داده و آنچه به نظرش درست آمده برگزیده است، و تفسیر خود را بر این اساس، در کمال وجازت و رسایی عبارت و جامعیت تالیف نموده است.


← دبدگاه دکتر شحاته

ایشان می‌نویسد: «آنچه به عنوان یک مفسر توانمند، جلب توجه می‌کند، جنبه تفسیر هر آیه، با اندیشه آزاد و خرد تابناک او است». و نیز می‌نویسد: «ویژگی تفسیر مقاتل در ساده و رسا بودن عبارت‌های آن است، علاوه بر احاطه بر معانی و واژه‌های قرآنی و بیان شبیه و نظایر آن، که در جای جای قرآن و سنت آمده است، که آن را به صورت «سهل و ممتنع» درآورده... (در عین سهولت و رسا بودن، در سطحی بالا و عمقی ژرف قرار دارد.) از دیدگاه من تفسیر مقاتل در حوزه‌های تفسیری، بی نظیر است و به رغم گذشت بیش از دوازده قرن، هنوز این تفسیر، در انسان این احساس را به وجود می‌آورد که گویی، این تفسیر، با چنین شیوه شیوا، برای امروز نوشته شده است، در نقل آراء و نقد و ترجیح، راه کوتاه را پیموده و چندان وارد مباحث جدلی نگردیده است. از لحاظ احاطه بر معانی قرآن، در عین جامعیت، فشرده بیان کرده است و در عین ایجاز، رعایت ایفا (رسا بودن) به طور شایسته شده است، و دیگر مزایای این تفسیر که در حجم کم ولی محتوایی بسیار به جهان علم تقدیم داشته است.»
از ویژگیهای دیگر این تفسیر در دیدگاه دکتر شحاته، شیوه تفسیری قرآن به قرآن است که مقاتل بواسطه احاطه و تسلط بر کلیات قرآن، در زیباترین وجه آن را پیاده نموده است، از ویژگیهای دیگر آن در دیدگاه وی، ایجاد تلائم و هماهنگی و وحدت بین آیاتی است که در ظاهر موهم تناقض باشند، مانند آیه ۷سوره هود در خلق عرش و خلق آسمان و زمین و آیه ۵۴سوره اعراف به همراه آیه ۱۱سوره فصل ت و آیه ۳۰سوره نازعات، در سوره هود می‌فهماند، خلق عرش قبل از خلق آسمان و زمین است، از آیه سوره اعراف فهمیده می‌شود، خلق عرش بعد از خلق آسمان و زمین است. و آیه ۱۱ سوره فصلت می‌فرماید: خلق آسمان بعد از خلق زمین است و سوره نازعات عکس آن را می‌رساند، به اینکه خلق زمین بعد از خلق آسمان است. مقاتل در جمع آنها بیان می‌دارد که: خلق عرش قبل از خلق آسمان و زمین است و خلق آسمان قبل از آفرینش زمین است، پس از آن آیات دیگر را به بیانی دیگر تاویل می‌دارد. [۱]
و نیز جمع عقل پسند مراحل خلقت انسان، از تراب، طین، حما مسنون، طین لازب، صلصال کالفخار، من عجل و من ماء مهین. [۲] ذیل آیه ۳۰ سوره بقره، را ارائه می‌نماید.
دکتر شحاته در بیان ویژگی دیگر تفسیر مقاتل می‌نویسد: «اختلاط و در هم آمیختن عقل و نقل به شکل واضحی در تفسیر او نمایان است، از جهت نقل، آیات مربوط به یک موضوع واحد را جمع نموده، روایات متعلق به آنها را بعد از حذف اسانید بیان می‌دارد. اما در جانب عقل، ظهور آن واضح تر است، هر صفحه از صفحات تفسیر مملو از تلاش عقلی اوست، ذکاوت خدادادی و هوش فوق العاده وی علاوه بر جمع نمودن کلیه علومی که مفسر نیاز دارد، دو عامل یاری دهنده وی در تلاش عقلی اوست.»
در دیدگاه دکتر شحاته مقاتل، معرفت فراوانی نسبت به لغت، مفردات و ترکیب آنها، دلالت‌ها و تطور آنها،الفاظ مشترک،مترادف، و نیز دانش وسیع نسبت به معانی و بدیع و بیان و آگاهی نسبت به اجمال و تبیین،عموم و خصوص،اطلاق و مقید و دلالت امر و نهی، و نیز دانایی نسبت به عقاید و الهیات و نبوات و احکام آنها و اشراف نسبت به قراءات و تجوید و نحو و شعر قدیم داشته است، و این عوامل سبب شده در تفسیر، خوش بدرخشد. و به رغم ضعف‌هایی که در نقل اسرائیلیات و حذف اسانید روایات و احیانا در بخشی از عقاید در او مشاهده می‌شود، او را شخصیتی فوق العاده در درک معانی بالای قرآن و بیان تفسیر آن با سهولتی اعجاب برانگیز، برشمرد و بیان می‌دارد که تفسیر او سبب اعجاب اعلام اسلامی گشته است.

دیدگاه متاخران


آیت‌الله معرفت دیدگاه متاخرین را درباره تفسیر مقاتل اینچنین می‌نویسد: «با آنکه این تفسیر در دوران ظهورش و از همان ابتدا مورد توجه بوده و نظر دانشمندان را به خود جلب نموده است، و از همان دوران نخست، همگان از تفسیر او بهره می‌بردند، ولی در دوران متاخر یک نوع بی مهری نسبت به آن احساس می‌شود و عامل آن، عملکرد ناروای راویان این تفسیر است که در آن تصرف نموده و گرچه اندک بر آن افزوده‌اند. این تفسیر از طریق عبدالله بن ثابت مقری از پدرش ثابت بن یعقوب توزی از ابو صالح هذیل بن حبیب دندانی از مقاتل بن سلیمان روایت شده است. فؤاد سزگین می‌گوید: «ابو صالح، در برخی موارد روایات دیگری را بر متن تفسیر مقاتل افزوده است.» گاه شده اضافات به گونه‌ای است که گمان می‌رود متن تفسیر مقاتل است و حتی در آنجا که صریحا به مقاتل نسبت داده می‌شود، برخی از بزرگان- احیانا- تردید دارند که به درستی گفته مقاتل باشد.
مثلا درباره حل رموز حروف مقطعه اوایل سور در این تفسیر، به حساب جمل (ابجدی) روی آورده، ولی طبری این مطلب را با عنوان «قال بعضهم» مطرح می‌کند و می‌گوید: خوش نداشتم قائل آن را نام ببرم، زیرا ناقل از وی، از کسانی نیست که مورد اعتماد باشد. نمونه‌ای دیگر درباره «ذلک الکتاب» یعنی التوراة و الانجیل» و نیز «مما رزقناهم ینفقون» «هذا للعرب خاصة» که در مقدمه کتاب اینچنین است، اما در متن تفسیر، به طور دیگر تفسیر شده است. روشن نیست که این دوگونگی تفسیر را از مقاتل گرفته یا از دیگران، مواردی در این تفسیر به چشم می‌خورد که انتساب آنها به مقاتل مشکوک است و شاید از تصرفات روایان تفسیر باشد. مانند تفسیر آیه «و اذ قلنا للملائکة» به «الذین خلقوا من مارج من نار السموم». و این جای شگفتی دارد که چگونگی آفرینش فرشتگان را از شعله آتش سوزنده پنداشته است، در صورتی که خداوند، آفرینش جن را چنین وصف کرده نه ملایک را. و موارد دیگر مشکوک. در این گونه موارد، احتمال مدسوس بودن می‌رود که با دست راوی نخست یا دیگران بر تفسیر مقاتل افزوده شده است. دلیل بر آن، آنکه هیچ یک از مفسرانی که بنابر استیعاب داشته‌اند، چنین مطالبی را نه از مقاتل و نه از تفسیر وی نقل نکرده‌اند.
آری، همان بلایی که بر تفسیر علی بن ابراهیم قمی آمده و به دست راوی آن، دگرگونی در آن رخ داده، عینا بر تفسیر مقاتل نیز آمده و دچار دگرگونی و احیانا بی اعتباری گردیده است، ولی در مجموع- با قطع نظر از موارد مشکوک یا مدسوس- تفسیر شیوا و ارزشمندی است و یکی از کهن‌ترین و سرشارترین ذخایر میراث فرهنگی اسلامی است، گوهرهای ناب آن برای فرهیختگان به خوبی تابناک و تشخیص آن از ناروا برای اهل تحقیق به آسانی میسور، بدین ترتیب این تفسیر، امروزه برای پژوهندگان مسائل قرآنی و تفسیر، غنیمتی ارزنده است.» [۳]
دکتر شحاته می‌گوید: «درباره او همه چیز گفته‌اند، ولی درباره تفسیرش همگی او را ستوده‌اند، بویژه مقام علمی و شخصیت وی جای تردید ندارد، و امروزه نباید غفلت کنیم و از چنین میراث ارزنده‌ای چشم بپوشیم، در جهت منقولات وی باید دقت نمود، ولی در جهت عقلانی، تفسیرش همچون دریایی خروشان است که از همه پیشی گرفته است. اگر ما از تفسیر مقاتل غفلت ورزیم، همانا بخش بزرگی از میراث فرهنگی و فکری خویش را از دست داده‌ایم، بلکه اولین دست آورد تفسیر عقلانی را از دست داده‌ایم که امروزه، جهانیان به افتخارات گذشته خود می‌نازند و در احیای آن می‌کوشند.» [۴]
بدین ترتیب بس جفاست که این تفسیر گرانقدر را به طور کامل، بی اعتبار جلوه دهیم، و بی اعتباری آن را معلول سهل انگاری و سستی کار مقاتل بدانیم، چنانکه فؤاد سزگین چنین قضاوتی بی جا را درباره او روا داشته است. . [۵]
مقاتل نام ۳۰ تن از کسانیکه از آنها تفسیر نقل کرده است را [۶] بیان نموده است، از میان آنان ۱۲ نفر از تابعین به این ترتیب می‌باشند: عطاء بن ابی رباح، ضحاک بن مزاحم، نافع مولی ابن عمر، زبیر و ابن شهاب زهری، محمد بن سیرین، ابن ابی ملیکه، شهر بن حوشب، عکرمه، عطیه کوفی، ابو اسحاق شعبی، محمد بن علی بن الحسین بن علی، و بعد از این افراد، کسانی مانند قتاده و...


روش تفسیر


این تفسیر، به صورت پیوسته تمامی آیات را- آنجا که به تبیین نیاز داشته- تفسیر کرده است.
عقل و نقل، هر دو رعایت شده و با عبارت‌هایی کوتاه و فشرده و در عین حال رسا و شیوا، بیشتر بر اساس تفسیر قرآن به قرآن تکیه داشته است. و شیوه وی در توفیق و جمع بین آیات، بیشتر ابداع خود اوست.

← پردازش مطالب

روش کلی مفسر در ورود و خروج مطالب به این شکل بوده که ابتدا مشخصات کلی سوره شامل مکی، مدنی بودن و تعداد آیات را ارائه می‌دهد سپس فراز به فراز آیات را با کمک آیات دیگر معنا می‌نماید، بعد از معنا، به شان نزولها می‌پردازد و به تعبیر دکتر شحاته، مفصل‌ترین تفسیر در نقل شان نزولها می‌باشد و اکثر روایاتش غیر ضعیف است. منتهی به دلیل حذف سند روایات اسباب نزول،صحیح و ضعیف آن مخلوط شده است، خصوصا اسرائیلیات در آن وارد گشته است، شحاته می‌نویسد: دخول اسرائیلیات در عصر صحابه آغاز گردید ولی در عصر تابعین زیاد شده است. آیه ۳۰ سوره بقره، آیه ۲۵۵ بقره ۲۵۸، ۲۵۹ و... نمونه‌ای از اینگونه‌اند،. تاثیر مقاتل از اسرائیلیات بیشتر در داستان انبیاء گذشته متبلور است و نیز در داستان ازدواج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم با زینب. مستشرقین نیز این مطالب را از تفسیر مقاتل و امثال او نقل کرده‌اند.
در آخر سوره نیز روایاتی در فضل سور بیان می‌دارد. البته اطلاعاتی را نیز دکتر شحاته در ابتدای سوره‌ها اضافه نموده، و در مقدمه هر سوره بحثی راجع به مقصود و مضمون اجمالی آن بیان داشته است.


پل نویا و تفسیر مقاتل


پل نویا درباره روش مقاتل می‌نویسد: «در حقیقت مقاتل قرآن را بر طبق سه روش می‌خواند که می‌توان آنها را روشهای لفظی، تاریخی و استعاری نامید. قرائت لفظی: نخستین وظیفه‌ای که مقاتل در قرائت قرآن (تبیین قرآن) بر عهده می‌گیرد، توضیح لفظی یا کلمه به کلمه واژگان قرآنی است. مقاتل با این کار در حقیقت ترجمه‌ای از قرآن به یک زبان عربی دوم، که البته آسانتر است، به دست می‌دهد، این ترجمه احتمالا برای مردمان غیر عرب، به ویژه ایرانیان فراهم آمده است». در این بخش مقاتل قواعدی را در بیان الفاظ ارائه می‌دهد، دکتر شحاته [۷] تعدادی از آنها را برمی شمرد و معتقد است به ۲۴۸ مورد می‌رسند، از آن جمله‌اند در [۸] «بحمد ربهم» یعنی «بامر ربهم» و [۹] ذیل آیه ۱۰ سوره مائده «الجحیم» [۱۰]یعنی «ما عظم من النار». ایشان معتقدند احاطه مقاتل بر این کلیات، تفسیر او را از دیگران در جنبه قرآن به قرآن ممتاز نموده است.
پل نویا می‌نویسد: «در تفسیر مقاتل، قرائت (تبیین کلمات) با توجه به سیاق کلام که معنی کلمه را برای مقاتل روشن می‌کند، صورت می‌گیرد و این معنا در ترجمه بازگردانده می‌شود. مقاتل بر خلاف ابن عباس هیچ گاه از بستر کلام قرآن خارج نمی‌شود، تا کلمه‌ای را مثلا با توجه به استعمالات اعراب در اشعار ما قبل اسلام توضیح دهد، بلکه بیشتر برای روشن کردن معنی کلمه از سیاق کلام قرآنی مدد می‌گیرد.
البته مقاتل از این معنا غافل نمی‌ماند که کلماتی را که منشا عربی ندارند یا ماخوذ از یک لهجه غیر قریشی‌اند، مشخص کند (در نظر مقاتل بر خلاف مفسران بعدی قبول وجود کلمات غیر عربی در قرآن مشکلی ایجاد نمی‌کند [۱۱] ولی او هیچگاه از خود متن قرآن منفک نمی‌شود و به یمن همین روش تحلیل لفظی است که ترجمه اش بسیار قابل انعطاف از کار درمی آید و همه تفاوتهای ظریف معنایی را که یک کلمه در سیاقهای مختلف کلام به خود می‌گیرد، منعکس می‌کند، بنابراین ترجمه مقاتل خود را تا سطح یک تفسیر حقیقی ارتقاء می‌دهد. برای نمونه به ترجمه احسان توجه کنید، در آیه ۹۰ سوره نحل ان الله یامر بالعدل و الاحسان [۱۲]مقاتل،عدل را به «توحید» و احسان را به «بخشایش دیگران» ترجمه می‌کند. و در سوره الرحمن آیه ۶۰ «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» [۱۳] اینچنین ترجمه می‌کند: «آیا پاداش اهل «توحید» در آن جهان چیزی جز بهشت (جنة)» است. هیچ یک از این ترجمه‌ها لفظی نیست ولی مقاتل غالبا از قرائت لفظی فراتر می‌رود و در ترجمه، بار معنایی نمادینی را که یک واژه در سیاق کلام بر دوش دارد، مطمح نظر قرار می‌دهد. اگر «احسان» به معنای «عفو» است، به سبب آن است که عمل بخشایش در حقیقت نماد بزرگترین «احسانی» است که می‌توان به دیگران کرد.»
ایشان در بخش «تفسیر و تاریخ» می‌نویسد: «باید افزود که مقاتل در تفسیر خود مانند یک عالم فقه اللغة یا زبانشناس هم عمل نمی‌کند، به ندرت دیده می‌شود که او برای یافتن معنی کلمه‌ای، نخست به ریشه آن و معنی اولیه ریشه مراجعه کند. زیرا، برای او، معنی یک کلمه، از درون خود آن کلمه برنمی آید، بلکه از بیرون آن، یعنی از بستر کلامی که کلمه در آن جای گرفته است، دریافته می‌شود، نمونه این گونه تحلیل کلمات، تحلیل کلمه «تاویل» است، کلمه «تاویل» به خودی خود و در ریشه ثلاثی آن به معنای بازگرداندن چیزی به اول یا مبدا آن است، ولی چنانکه دیدیم، مقاتل معنایی عکس این معنی را از آن استنباط می‌کند، که عبارت است از عمل پی گرفتن چیزی تا آخرین پی آمدهای آن، و این معنی را سیاق کلام به او تحمیل می‌کند.
این اشتغال خاطر به توسل جستن به سیاق کلام برای تعیین معنی کلمات به عقیده ما، ناشی از مواظبت خاص مقاتل- و تفسیر اولیه بطور کلی- است تا اینکه وحیها را درست در بستر تاریخی آنها قرار دهد. در کنار ترجمه کلمات، «اسباب النزول» یا موجبات تاریخی وحی جای مهمی در تفسیر مقاتل دارد. در حقیقت همچنانکه هر کلمه‌ای با مرادفی ترجمه می‌شود، همچنان نیز هر بار که فهم متن، اقتضا کند، مقاتل شرایط تاریخی را که آیه‌ای یا گروهی از آیات در آن شرایط نازل شده است، نشان می‌دهد، به این معنی که تاریخ، مکان، شخصیتهای مورد نظر و علل مادی و خلاصه، روزنامه وحی را ذکر می‌کند. هیچ واقعه عینی از زندگی پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نیست که او نداند و هیچ آیه‌ای نیست که ابهام تاریخی داشته باشد و او کلید آن را نداشته باشد. در مجموع، تفسیر او مشتمل بر انبوهی از اطلاعات تاریخی مهم و ظاهرا عینی است.
مقاتل در گزارشها، جزئیات بسیاری را وارد کرده است، مانند نام بدویانی که یوسف را خریدند، نام عصای موسی علیه‌السّلام و تاریخچه آن، ورود آدم علیه‌السّلام به هند و حوا به جده بعد از خروج از بهشت و...
وی برای هر آیه‌ای که در آن اشاره به وقایع تاریخی باشد، زمینه‌ای تاریخی اختراع می‌کند، گرایش ایشان به آوردن جزئیات عینی، او را بر آن می‌دارد که در تفسیر قرآن خود بیشترین اسباب نزول را بیاورد، و این امر، تاثیر مهمی در زمینه فهم پیام قرآنی بر جای می‌گذارد. وقتی که مقاتل در جستجوی مناسبتی تاریخی برای نزول آیات قرآنی برمی آید، هدفش ذکر تاریخ نیست، بلکه فهم بهتر معنی آیه مورد تفسیر است. ولی ارجاع به تاریخ را به صورت یک روش سیستماتیک تفسیر درآوردن سبب تحدید قابل ملاحظه اهمیت پیام قرآنی می‌شود. زیرا مقاتل در همان حال از پرداختن به هر گونه اظهار نظر در زمینه اخلاقی که معنی روحانی پیام را استخراج کند امتناع می‌ورزد. به عنوان نمونه در آیه ۱۲ سوره یونس «و اذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه...» [۱۴] مقاتل می‌گوید اشاره این آیه به ابو حذیفه هاشم مخزومی به هنگام بیماری اوست. و همچنین در آیه ۱۳ سوره حجرات «ان اکرمکم عند الله اتقاکم» [۱۵]به این گزارش اکتفا می‌کند که مقصود این آیه بلال حبشی است که بعضی از قریشیان او را به هنگام اذان گفتن استهزاء می‌کردند. در تفسیر این دو آیه سخنان بسیار نوشته شده است ولی مقاتل با توجه به سیاق کلام، آنها را بسیار روشن یافته است.»
پل نویا در بخش سوم معتقد است، تفسیر مقاتل، تفسیر استعاری پدید می‌آورد. استعاره را در کنار لفظ می‌گذارد و این قرآن، هر دو را به موازات هم پیش می‌برد، بی آنکه روابطی حقیقی میان آنها برقرار کند، استعاره در اینجا، نه انتزاع لفظ یا نفی آن است و نه حقیقت آن، تنها، راهی است که بوسیله آن دایره تنگ لفظ را می‌شکند.
مقاتل می‌نویسد: «قرآن بر اساس سه مقوله بر پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نازل شده است،امر و نهی،وعد و وعید، و اخبار پیشینیان»، امر و نهی که بخش اساس شرع را تشکیل می‌دهد، درست قلمرو تفسیر لفظی است، در مقابل دو مقوله دیگر وحی زمینه دیگری بر خیال عرضه می‌کند، که در آن خیال از ضبط شریعت بیرون می‌رود، و در آنجاست که تفسیر استعاری به وجود می‌آید، مقاتل می‌نویسد: «خداوند در قرآن مثلهایی می‌آورد که بعضی درباره خود اوست، بعضی درباره مشرکان و بت پرستان و بعضی نیز مربوط به جهان و قیامت و آخرت است، در آن، اخباری هست از پیشینیان و آنچه در بهشت و دوزخ... و در دل مومنان و کافران می‌گذرد.» در میان این امثال که میدان حرکت خیال مفسر است، آنهایی که بیش از همه توجه مقاتل را جلب می‌کند، امثال مربوط به پیشینیان (عمدتا پیامبران) و نیز امثال مربوط به آخرت یعنی بعث و حساب است. به عنوان نمونه، قرآن فقط می‌فرماید: «وسع کرسیه السموات و الارض»، [۱۶] ولی مقاتل به کیهانشناسی ابتدایی که تکون آن به ابن عباس و کعب الاحبار باز می‌گردد به نمادهای کیهانیی که غالبا در قرآن به آنها اشاره شده متوسل می‌شود، خلقت هفت آسمان، [۱۷]، [۱۸] [۱۹]و... قرآن فقط می‌فرماید وسع کرسیه السموات و الارض و این کافی است که مقاتل طرحی از آن برای ما ترسیم کند، می‌نویسد: «هر یک از پایه‌های عرش به بلندای هفت آسمان و... داستان سرایی می‌کند. . [۲۰] [۲۱]
و نیز تمثیل‌های مربوط به انسان در سوره [۲۲]و، [۲۳]، [۲۴] (انعام ۱۲۲) و... و نیز نماد زندگی و مرگ، [۲۵] [۲۶]و [۲۷]و...»


دکتر شحاته و تشیع مقاتل


مقاتل را در سیاست زیدی مذهب می‌دانند، و ابن ندیم در الفهرست تصریح دارد و دکتر شحاته می‌نویسد که «شیعه زیدیه اقرب الفرق نسبت به جماعت اهل سنت است»، و نشانه تشیع او را، تفضیل امام علی علیه‌السّلام بر سایر صحابه، می‌داند، در آیه ۷۱ سوره توبه، ۲۵ سوره انفال و خاتمه سوره انفال که روایاتی را در مدح علی علیه‌السّلام نقل می‌نماید. تا اینجا، دکتر شحاته، نقدی بر مقاتل در تشیع او ندارد و معتقد است،تشیع او، تشیع اعتدالی است و اهل غلو نمی‌باشد. اما در اینکه در چند آیه، عموم لفظ را به حضرت علی علیه‌السّلام اختصاص داده است به او خرده می‌گیرد.
آیت الله معرفت در کتاب تفسیر و مفسران ج۲ ص۱۵۸ در پاسخ شحاته و محمد رشید رضا در تفسیر المنار می‌نویسد: «مقاتل انسان آراسته و دانشمند و فردی صالح و با گرایش سالم به مسائل اسلامی از جمله تفسیر قرآن می‌نگریست، و همین گرایش عقیدتی سالم، وی را به سوی ارادتمندی به خاندان نبوت سوق داده بود، از این رو در تفسیر قرآن، هر جا که مرتبط با فضایل این خاندان می‌شد، از جاده انصاف منحرف نمی‌گردید، چیزی که در جای جای تفسیر وی بخوبی جلوه گر است. مثلا در ذیل آیه «و المومنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض» [۲۸] می‌گوید «یعنی اصحاب رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم منهم علی بن ابیطالب علیه السلام.» [۲۹] اینکه بالخصوص نام مولی امیرالمومنین علیه‌السّلام را جدا از صحابه یادآور می‌شود، دلیل بر اخلاص وی به این بزرگوار است، که طبق روایات بسیاری هر جا در قرآن از مومنان یاد می‌شود، علی علیه‌السّلام در راس و سرور و مقصود نخستین می‌باشد، که حاکم حسکانی در کتاب «شواهد التنزیل» نزدیک به ۲۰ روایت با سندهای معتبر و متعدد از بزرگان صحابه و تابعان آورده است. پس مقاتل در واقع به این روایات عمل کرده است. و همچنین ذیل آیه آیه و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة [۳۰] بودن با علی علیه‌السّلام را همان فتنه و طلحه و زبیر را در جمل مصداق اصابت آن می‌داند. [۳۱] و آیه «افمن کان مومنا کمن کان فاسقا» [۳۲]می نویسد: مؤمنا یعنی علی علیه‌السّلام و فاسقا یعنی الولید. [۳۳] و آیه ۵۵ و ۵۶ سوره مائده، ذیل داستانی که علی علیه‌السّلام انگشتر خود را در حال رکوع انفاق کرد، از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نقل می‌کند. [۳۴]اما برخی از جمله رشید رضا [۳۵] تاب آن را نداشته و تلاش کرده‌اند لفظ عموم آیه را شاهد بر نفی اختصاص بگیرند.
ولی اینگونه که مقاتل آورده و برداشت کرده، کاملا شیوا و متناسب با برداشتی است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از تقارن نزول آیه و عمل انجام شده از جانب علی علیه السلام، نموده و آن را فضیلتی برای علی علیه‌السّلام شمرده است.
از این رو هیچگونه منافاتی بین عموم لفظ آیه و اختصاص فضیلت آن به علی علیه‌السّلام نمی‌باشد که سبب شده دکتر شحاته در [۳۶] آن را بر مقاتل خرده گیرد.»

تحقیق کتاب

تحقیق تفسیر مقاتل توسط محقق ارجمند دکتر عبدالله محمود شحاته انجام گرفته است. تحقیق ایشان بر اساس ۶ نسخه قدیمی این تفسیر، که سه نسخه کامل و سه نسخه نیمه است، پاریزی شده است:
۱-نسخه احمد الثالث با علامت (ا) الف مکتوب در سال ۸۸۶ ه شامل تمام قرآن.
۲- نسخه کوبریلی با علامت (ل) شامل نصف اول تفسیر قرآن و نوشته شد، در قرن ششم هجری.
۳- نسخه فیض الله با علامت (ف) شامل نصف دوم تفسیر قرآن، نوشته شده به سال ۵۲۴ ه
۴- نسخه الازهریة با علامت (ز) از سوره مریم تا فصلت نوشته شده در قرن چهارم هجری
۵- نسخه حمیدیه با علامت (ح)، نوشته شده در قرن سیزدهم هجری.
۶- نسخه امانه با علامت (م) شامل جمیع قرآن نوشته به سال ۱۱۶۵ هجری. علاوه بر آن از دو اثر خطی مقاتل بنامهای الف) «تفسیر الخمسمائة آیه من القرآن» و ب) کتاب الوجوه و النظائر، بهره برده است.
وی مقدمه‌ای بر هر سوره شامل خلاصه و مضمون و وصایای آن سوره نگاشته است. از دیگر مراحل تحقیق، شماره گذاری سور و آیات و مشخص نمودن آیاتی است که در متن تفسیر به آنها استشهاد شده است، و نیز جدا کردن نص قرآنی بین دو پرانتز. تصحیح غلط‌های نسخه‌ها از دیگر موارد تحقیق ایشان می‌باشد، محور ایشان، اصل نسخه احمد بوده است.
پاورقی‌های محقق شامل آدرس آیات، بیان اختلاف نسخ و توضیح برخی مطالب می‌باشد.
علاوه بر تحقیق شکلی، شحاته، جلد پنجم را تماما به مقاتل و تفسیر و اعتقادات او اختصاص داده است.
در قسم اول جلد پنجم به حیات مقاتل، مقاتل و علم حدیث، مقاتل و علم تفسیر، مقاتل و علم کلام در چهار باب پرداخته است. در قسم دوم متعرض روش مقاتل در تفسیر گشته و در ۸ باب دیدگاههای مختلف مقاتل را بیان نموده است. ۱-اسباب النزول ۲-نسخ ۳-محکم و متشابه ۴- فواتح السور ۵-اسرائیلیات ۶- تشیع مقاتل ۷- مکی و مدنی ۸-کیفیت نزول قرآن. ایشان در ابتدای جلد ۵ مقدمه‌ای در سیر تفسیر قبل از مقاتل، ارائه داده که به تفسیر عصر صحابه، عصر تابعین و عصر تابعین تابعین و خصوصیات تفسیری هر عصر و مفسران مشهور آن، پرداخته است. در بخش سور مکی و مدنی در تفسیر مقاتل، ایشان ۲۴ سوره را مدنی و ۹۰ سوره را مکی می‌داند و اختلاف مقاتل با مصحف رایج فعلی در ۱۰ سوره می‌باشد، سوره‌های فاتحه، مطففین و قدر در مصحف فعلی مکی ولی در نزد مقاتل مدنی‌اند. سوره‌های رعد، حج، الرحمن، صف، تغابن، انسان و زلزله در مصحف رایج فعلی مدنی و نزد مقاتل مکی هستند و در ۱۰۴ سوره باقیمانده نظر مقاتل با مصحف رایج یکی می‌باشد.

پانویس

۱. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۴ ص۵۷۸. .
۲. لها تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۱ ص۹۶- ۹۸. .
۳. جلد دوم تفسیر و مفسران صفحه ۱۵۰ به بعد.
۴. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۵ ص۵۲- ۵۳. .
۵. تاریخ التراث العربی ج۱ ص۸۵ فؤاد سزگین.
۶. تفسیر مقاتل بن سلیمان، مقدمه جلد ۱ ص۲۵. .
۷. تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد ۵ ص۵۸. .
۸. تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد ۵ ص۵۷. .
۹. تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد ۱ ص۴۵۸. .
۱۰. مائده/سوره۵، آیه۱۰.
۱۱. بلاشر مقدمه ص۱۵۶ به بعد.
۱۲. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.
۱۳. رحمن/سوره۵۵، آیه۶۰.
۱۴. یونس/سوره۱۰، آیه۱۲.
۱۵. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۳.
۱۶. بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.
۱۷. مومن/سوره۴۰، آیه۸۸.
۱۸. فصلت/سوره۴۱، آیه۱۱.
۱۹. طلاق/سوره۶۵، آیه۱۳.
۲۰. تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد ۵ ص۱۰۴. .
۲۱. بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.
۲۲. نور/سوره۲۴، آیه۳۵.
۲۳. نور/سوره۲۴، آیه۴۰.
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۱۷.
۲۵. آل عمران/سوره۳، آیه۲۷.
۲۶. انعام/سوره۶، آیه۹۵.
۲۷. انعام/سوره۶، آیه۱۲۲.
۲۸. توبه/سوره۹، آیه۷۱.
۲۹. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۲ ص۱۸۱. .
۳۰. انفال/سوره۸، آیه۲۵.
۳۱. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۲ ص۱۰۸. .
۳۲. سجده/سوره۳۲، آیه۱۸.
۳۳. تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد ۳ ص۴۵۱. .
۳۴. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۱ ص۴۸۶- ۴۸۵. .
۳۵. المنار ج۶ ص۲۴۱- ۲۴۲.
۳۶. تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد ۵ ص۲۴۹. .


منبع

نرم افزار جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور).