تست شماره 20 علوم قرآنی (کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث) 1392
70 - فحوای خطاب درباره ی کدام گزینه صدق می کند؟
1 - مفهوم اولویت
2 - مفهوم تساوی
3 - مفهوم مخالف
4 - لحن خطاب
*****
اسلوب مفهوم
مفهوم بر 2 قِسم است: مفهوم موافق و مفهوم مخالف؛ «مفهوم موافق قضیّهای است که حُکم آن نفیاً و اثباتاً موافق حُکم منطوق باشد. مفهوم مخالف قضیّهای است که حُکم آن نفیاً و اثباتاً مخالف حُکم منطوق باشد» (قمی، 1378، ج 1: 171). مفهوم موافق را فحوای خطاب یا لحن خطاب و مفهوم مخالف را دلیل خطاب هم میگویند.
-اقسام مفهوم موافق
این مفهوم خود بر 2 قِسم است: «گاهی علّت حُکم در مفهوم قویتر و شدیدتر از علّت حُکم در منطوق است، آن را اصطلاحاً قیاس اولویّت (فحوای خطاب) نامند، لیکن گاهی چنین نیست و قضیّه یک قیاس سادة اصولی یا تمثیل منطقی است، «لحن خطاب» مینامند.
-- فحوای خطاب
مفهوم موافقی است که بهتر است در آن به مفهوم حُکم شود نه به منطوق؛ زیرا گاهی علّت حُکم در مفهوم قویتر و شدیدتر از علّت حُکم در منطوق است؛ یعنی اگر مفهوم موافق دلالت بر مطلبی داشته باشد که به طریق اولی از سخن مفهوم میشود، باید در نظر گرفته شود که اصطلاحاً آن را در علم اصول، «قیاس أولویّت» مینامند. به عنوان مثال، اگر بگویند: «به گلها دست نزنید» حُکم مفهوم آن است که چیدن و پایمال کردن گلها حرام است. بنابراین، اگر معنایی که از آیه فهمیده میشود، بر منطوق آن برتری و اولویّت داشته باشد، آن را «فحوای خطاب» میگویند» (محمّدی، 1368: 75)؛ مانند این فرمان حق تعالی: ﴿...فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا...﴾ (الإسراء/23)، «منطوق این آیه همان ﴿...فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا...﴾ و حُکم منطوق، همان تحریم تأفّف و از خود راندن پدر و مادر و چیزهایی مانند آن که اهانت و آزارش از اُف گفتن ـ که به حُکم این آیه، حرام است ـ شدیدتراست. امّا مفهوم این آیه، حرمت و نهی از ضرب و شتم پدر و مادر است که از آن سخنی به میان نیامده است» (سیوطی، بیتا، ج1: 170).
---) لحن خطاب
«مفهوم موافقی است که حُکم مفهوم دلالت بر معنای دیگری بکند که با حُکم منطوق برابر و مساوی باشد» (الحسن، 1408ق.:224)؛ مانند این فرمودة حق تعالی: ﴿إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا﴾ (النّساء/10). در این آیه، خداوند خورندة مال یتیم را از آتش جهنّم بیم داده و فرموده است: «کسانی که از اموال یتیمان سود میبرند و به ناحق و از روی ظلم در ثروت ایشان تصرّف میکنند...»؛ «منظور از أکل مال یتیم تنها خوردن و بلعیدن آن نیست. علّت اینکه از میان منافع مال، تنها خوردن را ذکر فرموده، این است که این فایده غالبتر و مهمتر است و فواید دیگر تابع آنند. علّت اینکه خوردن مال یتیم را مقیّد ساخته به اینکه ظالمانه باشد، این است که گاهی خوردن آن از روی استحقاق و به عنوان اُجرت یا قرض میباشد، چنانکه گذشت و بنا بر این، ظلم نیست و عیبی ندارد» (طبرسی،1360، ج 5: 41ـ38). «صاحب تفسیر المیزان اینگونه بیان کرده است که: از آیة مورد بحث به دست میآید که مال خورده شدةیتیم در این دنیا، در آخرت به صورت خوردن آتش مجسّم میشودو شاید منظور آن مفسّر هم که گفته: جملة ﴿إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا﴾ بر مبنای حقیقت است نه مجاز، همین باشد و اگر مراد او این باشد، دیگر اشکالی که بعضی از مفسّران به وی کردهاند، وارد نیست. او اشکال کرده که جملة «یَأْکُلُونَ» به قرینة اینکه جملة «سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً» بر آن عطف شده، دلالت بر حال دارد؛ زیرا جملة دوم به خاطر حرف «سین» برای «آینده» است، اگر اوّلی هم به معنای حقیقتأکل و برای زمان آینده بود، باید حرف «سین» بر سر آن نیز در میآمد، بلکه باید میفرمود: ﴿سَیَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا﴾ و چون چنین نفرموده، پس حق این است که بگوییم مراد از جملة «یَأْکُلُونَ» معنای مجازی است و میخواهد بفرماید کسانی که اموال ایتام را میخورند، همانند کسانی هستند که آتش در شکم خود کنند، این بود خلاصة اشکال آن مفسّر و این خود غفلت از معنای تجسّم اعمال است، اگر معنای آن را فهمیده بود، این اشکال را نمیکرد. امّا اینکه فرمود: «وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً» اشاره است به عذاب اُخروی و کلمة «سعیر» یکی از اسماء آتش آخرت است و وقتی گفته میشود: «صلی النّار، یصلی النّار، صلی و صلیا» معنایش این است که فلان با آتش سوخت و عذاب آن را چشید» (طباطبائی، 1374، ج4: 322).
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی