از نان حلال تا فرماندهی در خط مقدم ایمان

شهید عبدالحسین برونسی در شانزدهم خردادماه سال ۱۳۴۷، با خانم معصومه سبک‌خیز ازدواج کرد که ثمره ۱۶ سال زندگی مشترکشان، هشت فرزند است. با آغاز ماجرای تقسیم اراضی و مخالفتش با این روند، به‌همراه خانواده راهی مشهد مقدس شد و فصل تازه‌ای از زندگی‌اش را در این شهر آغاز کرد. پس از استقرار در مشهد، ابتدا در یک مغازه لبنیات‌فروشی و سپس سبزی‌فروشی مشغول به کار شد، اما مشاهده تخلفات و کسب روزی ناسالم از سوی برخی صاحبان کار، او را به ترک این مشاغل واداشت. در نهایت به شغل بنایی روی آورد؛ حرفه‌ای که به باورش، امکان کسب «نان حلال» را فراهم می‌کرد. او همواره می‌گفت: «من نانی که می‌خورم باید حلال باشد.»

برونسی در کار بنایی، به سخت‌کوشی و نظم شهرت داشت. کمتر کارگری می‌توانست با او هم‌پای شود. در گرم‌ترین و سردترین روزهای سال، کارش تعطیل نمی‌شد؛ زودتر از همه بر سر کار حاضر می‌شد و دیرتر از دیگران به خانه بازمی‌گشت. بخش زیادی از کارهای بنایی‌اش را نیز برای علما انجام می‌داد.

به گفته همرزمانش، او در میان نیروهای عراقی به «بروسلی» معروف شده بود. عراقی‌ها گردان تحت فرماندهی‌اش را «تیپ وحشی‌ها» می‌نامیدند؛ لقبی که از شدت ضرباتی که از او خورده بودند، سرچشمه می‌گرفت. حزب بعث برای سر او جایزه‌ای معادل پانصد هزار دینار تعیین کرده بود.