🌷 شعری در رثای سردار رشید اسلام شهید پاسدار امیر علی حاجی‌زاده

شعری در رثای سردار رشید اسلام شهید پاسدار امیر علی حاجی‌زاده

ای دلیر از نسل ایمان و یقین
پاسدارِ عهدِ یاسین و مبین

حاجی‌زاده، آن سرافراز سپاه
شعله‌ور در غیرت و نورِ پگاه

با تلاشش آسمان آرام شد
با دعایش فتح، در ایام شد

رهروی از نسل خورشید و قمر
پیشوایی با دل پاک و هنر

در دلش توحید چون کوه استوار
بر لبش نام خدا، در هر دیار

عدل را چون تیغِ حیدر برگرفت
قلبش از دست علی ساغر گرفت

در نبرد آتش به جان می‌زد چو شیر
خصم را در خون خود می‌کرد اسیر

ذوالفقار عشق، در دستش بلند
موشک ایمان، جواب هر گزند

حکم او از عشق و نور و صدق بود
موشکانش شعله‌ای از عشق بود

در رکوعش شوقِ قربِ کبریاست
در قیامش شورِ فتحِ نغمه‌هاست

آسمان در داغ او خاموش ماند
کربلا در سینه‌اش مدهوش ماند

زخم خورد و بر زمین افتاد، پاک
خون دل جاری شد از چشمان خاک

لاله‌ها رنگین ز خونش گشته‌اند
عرشیان ماتِ خلوصش گشته اند

لب به ذکرِ یا إلهی، باز کرد
تا به دامان خدا پرواز کرد

در نگاه آخرش، نور خدا
در سکوتش آیه‌ای از مصطفا

سربلند از خاک تا عرفان برفت
با شهامت در پی رضوان برفت

خاک منزلگاه آن مردِ شهید
لیک یادش رفته بالا، تا سپید

باد می خواند به گوش واژه ها
نزد الله است رزق لاله ها

هر کجا نام عدالت مانده است
حاجی‌زاده با شهیدان، زنده است

رحمت از راهت نمی‌گردد جدا
جان فدای خاک پاک کربلا