کلیسای مشرق یا کلیسای نِستوری یا کلیسای ایرانی (سریانی: ܥܕܬܐ ܕܡܕܢܚܐ Ēdṯāʾ d-Maḏenḥā), [یادداشت ۱] کلیسایی از شاخه مسیحیت شرقی بود که در اواخر قرن اول میلادی در سرزمین آشور که بعداً در سلسه اشکانیان ساتراپی آشورستان نام گرفت، تأسیس شده بود. بقایای این کلیسا امروزه در عراق قرار دارد. کلیسای مشرق از مسیحیت سریانی سرچشمه گرفت و سنت‌های متمایزی از الهیات مسیحی را گسترش داد و نقش مهمی در تاریخ مسیحیت در آسیا ایفا کرد. همچنین باعث انشقاق ۱۵۵۲ شد که در اوایل دوران مدرن منجر به یک سری تقسیم‌بندی‌های درونی میان مسیحیان آشوری گردید و در نهایت منجر به ایجاد کلیسای کاتولیک کلدانی و کلیسای آشوری شرق شد.[۱] کلیسای باستانی شرق که در سال ۱۹۶۸ توسط مار توما دارمو ایجاد گردید ریشه‌های خود را به کلیسای مشرق می‌رساند. کلیسای مشرق توسط پاتریارک شرق یا کاتولیکوس شرق رهبری می‌شد.

مسیحیت نستوری و نامگذاری

طیفهای مختلف مسیح‌شناسی در طول قرن‌های پنجم و هفتم. رنگ آبی نشان دهنده دیدگاه کلیسای مشرق می‌باشد.
کلیسای مشرق با نستوریانیسم پیوند خورده‌است، بینشی که بر افتراق بین طبیعت انسانی و الهی عیسی مسیح تأکید دارد. [۲]

دیدگاه نِستوریوس نقطه اوج جریان فلسفی‌ای است که توسط دانشمندان مدرسه انطاکیه، به ویژه مربی نستوریوس، تئودور از موپسوئست، نشان داده شده‌است. این دیدگاه در زمانی که نسطوریوس عنوان «تئوتوکوس» به معنای «حامل خدا» که برای مریم، مادر عیسی استفاده می‌شد را به چالش کشید جنجال آفرید. [۳] او عنوان کرد که این عنوان، انسانیت کامل مسیح را از بین می‌برد در حالیکه این عیسی که نیازمند به بدن شخصی برای به وجود آمدن است نمی‌تواند خدایی کامل با ذات الهی تنها باشد بلکه عیسی دارای دو ذات هم‌زمان خدایی و انسانی است. به این ترتیب وی عبارت کریستوتوکوس به معنای «حامل مسیح» را به عنوان نام جایگزین برای مریم پیشنهاد داد. این اظهارات انتقاد دیگر مسیحیان برجسته کلیسا، به ویژه سیریل اسکندریه را برانگیخت که منجر به شورای شهر اِفِسوس در ۴۳۱ میلادی گشت، که طی آن نستوریوس به عنوان کافر محکوم و از مقام پاتریارک خلع شد.[۴] نستوریانیسم به‌طور رسمی مردود اعلام شد و پیروان آن از دین خارج شده اعلام شدند حکمی که در شورای کلسدون در سال ۴۵۱ نیز دوباره تکرار شد. با این حال، تعدادی از کلیساها، به خصوص آن‌هایی که با مدرسه ادسا در آشور و شمال میان‌رودان ارتباط داشتند، از نستوریوس حمایت کردند و از کلیساهای امپراتوری روم و بیزانس بریدند. بسیاری از طرفداران نستوریوس به ایران ساسانی انتقال یافتند.[۵] این حوادث به عنوان انشقاق نستوری شناخته می‌شود.

مسیحیت در ایران

اولین جامعه مسیحی در شرق، در اوایل قرن اول میلادی هم‌زمان با حکومت اشکانیان در شمال میان‌رودان تشکیل شد. در سال ۲۶۶ میلادی، این منطقه به‌طور کامل توسط امپراتوری ساسانی با عنوان استان آشورستان به ایران ضمیمه شد در آن زمان جوامعی مسیحی در شمال میان‌رودان، ایلام و فارس وجود داشتند. [۶] [۷] این جوامع مسیحی اولیه در قرن چهارم و پنجم توسط مهاجران بزرگی از امپراتوری روم شرقی تقویت شدند. [۸]

شکل‌گیری کلیسای مشرق

کلیسای مشرق بین سال ۴۲۴–۴۲۷ میلادی رسماً از کلیسای دولتی امپراتوری روم جدا شد و از لحاظ تشریفات کلیسایی به کلیسای شرق سوریه وفادار ماند و از لحاظ الهیات بینش دیوفیزیت را از مکتب نستوری برگزید. نستوریوس رأی شورای اِفِسوس را در سال ۴۳۱ نپذیرفت و باعث انشقاق نستوری گشت، اتفاقی که به مهاجرت عده زیادی از پیروان وی به ایران تحت حکومت ساسانیان انجامید. دیدگاه مهاجرین نستوری مورد استقبال مسیحیان آشوری ساکن در امپراطوری ایران قرار گرفت و تا قرن پنجم به به تدریج مذهب نستوریان را پذیرفته و کلیسای آشور تبدیل به کلیسایی نستوری گردید.

اگر چه جامعه نستوری تاریخ خود را به قرن اول میلادی می‌رساند اما کلیسای مشرق نخستین بار در قرن چهارم با به رسمیت شناختن یزدگرد اول در شاهنشاهی ساسانی به رسمیت دست یافت. در سال ۴۱۰ شورای سلوکیه-تیسفون، در پایتخت ساسانی برگزار شد، به اسقف‌های کلیسا اجازه داد تا کاتولیکوس رسمی انتخاب کنند. کاتولیکوس بر گرفته از واژه‌ای یونانی بود و به معنی اسقف جهانی بود.[۹] کاتولیکوس اسحاق، اولین رهبر انتخابی کلیسای مشرق بود که به عنوان رهبری جامعه مسیحی آشوری و نماینده امپراتور ساسانی انتخاب شد. [۱۰][۱۱]
با توجه تحت فشار امپراتوری ساسانی، کلیسای مشرق از کلیسای ارتدکس یونان یا همان کلیسای امپراتوری روم شرقی بعدی، فاصله گرفت. در سال ۴۲۴، اسقف‌های امپراطوری ساسانی در شورایی به رهبری کاتولیکوس دادیشو اجتماع کردند و تصمیم گرفتند که از این پس مشکلات و مسائل انضباطی یا الهیاتی را به هیچ قدرت خارجی و به ویژه هیچ اسقف یا شورای کلیسایی از امپراتوری روم ارجاع ندهند.[۱۲]

بنابراین، کلیساهای میان‌رودان نماینده‌ای به شوراهای مختلف «کلیسای غربی» ارسال نکردند؛ و رهبران کلیسای شرقی، هیچ التزامی نسبت به تصمیمات اتخاذ شده توسط شوراهای سلطنتی رومی احساس نداشتند. با این وجود، عقاید و الهیات شورای اول نیقیه در سال ۳۲۵، که الوهیت کامل مسیح را تأیید کرد را که به‌طور رسمی در شورای سلوکیه-تیسفون در سال ۴۱۰ تأیید کردند.[۱۳] البته درک کلیسای مشرق از اصطلاح «ذات» یا «طبیعت» با تعریف ارائه شده در شورای کلسدون در سال ۴۵۱ متفاوت بود و به همین دلیل، کلیسای آشوری هرگز تعریف کلسدونی را تصویب نکرد.[۱۳]

بحث‌های مذهبی که به دنبال شورای اِفِسوس در سال ۴۳۱ درگرفت، نقطه عطفی در تاریخ مسیحیت بود؛ و طی مصوبات این شورا از مسیحیت نستوریوس با عنوان «بدعت» یاد شد.

امپراتوری ساسانی، که با بیزانس روابط خصمانه‌ای داشت، این فرصت را غنیمت شمرد و از نستوریان حمایت کرد. شاه ساسانی اقداماتی برای اینکه مذهب نستوری در کلیسای آشوری اولویت پیدا کند انجام داد، حمایت از آن‌ها در مقابل دیگر مذاهب مسیحی و تندروان زرتشتی و اعدام کاتولیکوس رومی مستقر در ایران در سال ۴۸۴ و جایگزینی او با یک اسقف نستوری از این اقدامات بودند.[۱۴] کاتولیکوس پاتریارک بابای، نستوری بودن کلیسای آشوری را رسماً تأیید کرد.

دوران اسلامی

پس از اینکه امپراطوری ساسانی در سال ۶۴۴ توسط اعراب مسلمان فتح شد، کلیسای مشرق به عنوان اقلیت رسمی اهل کتاب قلمداد شد. همان‌طور که با تمام گروه‌های مسیحی و یهودی دیگر نیز به همان وضعیت برخورد می‌شد، کلیسا نیز محدود شد، اما همچنان دارای درجه‌ای از حمایت بود. نستوریان مجاز به تبلیغ مذهبی یا تلاش برای تغییر دین مسلمانان نبودند، به همین دلیل مسیحیان فعالیت خود را به خارج از مرزهای حکومت اسلامی گسترش دادند، آن‌ها اسقف نشینی در هند تأسیس کردند و با وجود حضور مسیحیت مونوفیزیت قوی در آنجا، پیشرفت‌هایی در مصر داشتند و وارد آسیای مرکزی شده و موفق به مسیحی کردن تاتارها شدند. مسیحیت نستوری در اوایل دوران سلسله تانگ در چین تأسیس شد. در قرن هفتم، کلیسای مشرق دارای دو اسقف بزرگ نستوری بود و بیش از ۲۰ اسقف در شرق مرزهای ایران، ورای رودخانه آمودریا داشت. [۱۵]

مسیحیان نستوری کمک قابل توجهی به حکومت‌های اموییان و عباسیان، مخصوصاً در ترجمه آثار فیلسوفان یونان باستان به سریانی و عربی نمودند.[۱۶]