بیهوده سخن بدین درازی تفسیر کبیر فخر رازی

نقض فخر رازی بر قاعده الواحد: عقل حکم می کند زید انسان است و فرس نیست این حکم انسان کلی بر زید و حکم به سلب فرس کلی از زید را عقل انجام می دهد چون ادراک کلیات توسط عقل صورت می گیرد. حال این عقل مدرک انسان و فرس کلی باید مدرک زید جزیی و شخصی هم باشد چون حاکم به چیزی بر چیزی باید قبل از حکم آن چیز را ادراک کند تا عقل انسا کلی و فرس کلی و زید را ادراک نکند نمی تواند حکم کند به ثبوت انسان کلی بر زید یا سلب فرس کلی از زید. پس عقل هم ادراک کلی می کند و هم مدرک جزیی مانند زید است پس از عقل که یک قوه است دو کار و ادراک انجام می گیرد ادراک کلی و ادراک جزیی. و این نقض قاعده الواحد است که فخر وارد کرده و بسیار شادمان و سرمست است که چطور حکما با فراست و مهارتی که دارند متوجه این نقض نشده اند!

ملا صدرا می فرماید: سبحان الله! آیا آدمی پیدا می شود که این قدر اهل بحث باشد و این همه هم کتاب داشته باشد و اما این قدر از حق دور باشد؟! مانند فخر رازی که:

بیهوده سخن بدین درازی تفسیر کبیر فخر رازی

جواب ملا صدرا: مدرک کلی و جزیی نفس است نه تنها مدرک بلکه متحرک هم نفس است همه قوا مربوط به نفس است و الان ما به مناسبت این جا از مدرک بودن نفس سخن می گوییم. نفس کلی است بالذات و مدرک جزیی است بالآلة. و این مطلب بغرنج و معمای لاینحلی نیست که فخر چنین سرمست شده است!

نفس کلی را بدون واسطه ادراک می کند چون عقل ذات نفس را تشکیل می دهد که همان مرتبه عقل و قوه عاقله است و ذات همان خود است پس نفس کلیات را خودش بدون واسطه ادراک می کند و جزئیات را هم با واسطه حواس ادراک می کند آن گاه به آن چیزی که بالذات ادراک کرده حکم می کند بر آن چیزی که بواسطه حواس ادراک کرده است یعنی به انسانی که بالذات ادراک کرده حکم می کند به زیدی که با حواس ادراک کرده است.


در تفسیر امام فخر این غرض چنانکه باید مراعات نشده برخلاف تفسیر ابوالفتوح؛ و مطالب نیکو و دانستنی گرچه در تفسیر رازی بسیار است اما نه مربوط به تفسیر قرآن است و هر یک در محل مناسب در کتابی که برای آن تألیف کرده اند بهتر و مشروح تر آمده و گفته اند در تفسیر امام فخر، همه چیز هست غیر تفسیر و ظریفی گفته است : (بیهوده سخن بدین درازی/ تفسیر کبیر فخر رازی) آری باید گفت فخر از خواندن تفاسیر شیعه فائده کامل برده و از آن سخت متأثر شده گاه بی اختیار مطالب شیعه را که برخلاف عقاید اشاعره و مذهب خود امامست به مقتضای ذوق و فطرت خویش برگزیده و ذکر کرده و به مناسبت چند آیه را شاهد آورده که بر اساس عقیده شیعه تفسیر شده و این موضوع می رساند امام فخر تحت تأثیر نکات شیعه قرار گرفته و به رویه آنان تفسیر نموده است. امّا درباره تأثیرگذاری روض الجنان بر آثار بعد از خودش، پژوهشگران کوشیده اند به حقایق دست یابند . یک تحقیق می گوید : تفسیر ابوالفتوح در تفسیرهای فارسی بعد از خود مانند تفسیر فارسی گازر تألیف ابوالمحاسن جرجانی و تفسیر منهج الصادقین ملا فتح اللّه کاشانی تأثیری شگرف کرده است تا بدان حد که آثار آن در کتابهای مزبور به وضوح برجاست.  تأثیر روض الجنان بر تفاسیر بعدی از جمله بر جلاء الاذهان یا تفسیر گازر آشکار است؛ به طوری که محدث ارموی ، مصحح جلاء الاذهان، آن را خلاصه روض الجنان دانست. امّا امام صاحب جلاء الاذهان هیچ جا به روض الجنان و این که تفسیر او در حقیقت چکیده کار ابوالفتوح است، اشاره ای نکرده است.


تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب، نوشته محمد بن عمربن حسن بن حسین تیمی بکری، معروف به امام فخر رازی( 543 ـ 606) جامع ترین اثر او، و یکی از سه یا چهار تفسیر مورد توجه قرآن کریم است. از ویژگی های تفسیر کبیر می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1. تفصیل بسیار، که گاه تا حد اطناب و زیاده گوئی در تفسیر او مشاهده می گردد، به گونه ای که بعضی در باره او گفته اند:

"تفسیر کبیر فخر رازی بیهوده سخن بدین درازی

2. در تفسیر کبیر بحث فرعی بسیار است. این مباحث در همه زمینه های معارف است، از فقه و فلسفه گرفته تا عرفان و علوم بلاغی و لغت و نحو.

3. بیشتر مطالب این تفسیر جدلی و به شکل ردیّه بر دیگران است.

4. با آن که نظرگاه مولف عقلی ـ استدلالی است، ولی چنان نیست که به نقل احادیث به کلی بی اعتنا باشد، او در نقل احادیث، به ذکر اسناد احادیث نمی پردازد، و به نقل متن احادیث بسنده می کند، که البته این شیوه در عصر او معمول بوده است.

5. اهتمام بسیاری به بیان وجوه تناسب بین آیات و بین سوره ها دارد.

6. به نقل شواهد شعری، به قصد استشهاد لغوی، نحوی و یا بلاغی اعتنای شایان توجهی دارد.

7. اسباب نزول یا شأن نزول را نیز در هر مورد یاد می کند.

8. به نام گویندگان آراء و اقوالی که نقل می کند، تصریح دارد. او در انتها و پس از نقل و ارزیابی اقوال، نظر خویش را عرضه می دارد.