شعر شهادت حضرت زهرا (س) -  سید حمید رضا برقعی

Poetry of the martyrdom of Hazrat Zahra (S.A) - Seyed Hamid Reza Borqei

عاشق شده است دانه به دانه هزار بار
دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او
آنها که نام "فاطمه" را میزنند جار

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

زهراست مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

فریاد می زنند که سر خم کنید ،هان
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

هرجا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمم، امیدوار...

 

گزیده ای از ابیات سید حمید رضا برقعی