تفسیر آیه 2 و 3 سوره قمر (ترجمه تفسیر المیزان)

" وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ" استمرار از هر چيزى به معناى عبور از آن است، البته عبورى پى در پى، و به همين جهت بر دوام و عموميت هر چيزى هم اطلاق مى‏شود، پس" سحر مستمر" به معناى سحرهايى پى در پى و دائمى است.

و كلمه "آية" نكره در سياق شرط است، يعنى كلمه مذكور بدون الف و لام و هم در جمله‏ اى شرطيه قرار گرفته، و بر حسب قواعد ادبى عموميت را مى‏ فهماند، و معنايش" هر آيتى" است، پس مى‏فهماند مشركين هر آيتى كه ببينند در باره‏اش مى‏گويند: اينها همه سحرهايى است پشت سرهم.

و بعضى از مفسرين، مستمر را به محكم و مورد وثوق تفسير كرده‏اند.

و بعضى ديگر آن را به از بين رفتنى و زائل شدن، و بعضى ديگر آن را به زشت و منفور معنا كرده‏اند. ولى اين معانى بعيد است.

" وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ" در اين جمله صريحا نفرموده چه چيز را تكذيب مى‏ كنند، ولى به قرينه ذيل آيه مى‏فهميم كه منظور تكذيب رسول خدا (ص) و آياتى است كه آورده است.

و معناى آيه اين است كه: رسول خدا (ص) و آياتى را كه آورده تكذيب كردند، در حالى كه همه امور مستقر و در مجراى خود قرار مى‏گيرد، آن وقت فهميده مى‏شود كه آن امر حق است يا باطل، راست است يا دروغ؟ پس بزودى خواهند دانست كه رسول خدا (ص) بر حق و صادق، و يا بر باطل و كاذب است. بنا بر اين جمله" وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ" در معناى آيه" وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ" مى‏باشد.

برخی از مفسرين گفته‏ اند: تكذيب در آيه مورد بحث، مربوط به انشقاق قمر است و معناى آيه اين است كه: مشركين انشقاق قمر را تكذيب نموده باز هم هواهاى نفسانى خود را پيروى كردند، ولى جمله" وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ" آن طور كه بايد با اين تفسير معنا نمى ‏دهد و نمى ‏سازد.