جلوه های بلاغی در قرآن
جلوه های بلاغی در قرآن
گفتار خبری در قرآن کریم
سخن، زمانی بر خواننده تأثیرگذار است که علاوه بر درستی و استدلال صحیح، با زیورهای قواعد زیبا نویسی آراسته شده باشد. توجه به جایگاه ارکان جمله، مسائل مربوط به اسناد در جمله خبری و انواع جمله انشایی، فصاحت، بلاغت و استفاده از تشبیهات لطیف، استعاره، کنایه، ایهام، ایجاز و...، زیبایی نوشته را دو چندان و حالاتی چون غم و شادی، محبت و کینه، رحم و عطوفت را در خواننده ایجاد می کند.[1]
این قواعد محتوای سه فن معانی، بیان و بدیع است و رعایت آن ها به زیبایی کلام و تأثیر بیشتر آن بر شنوده می انجامد. در این میان علم معانی را مقدم داشته، برخی قاعده های آن را با شواهد آیات و اشعار بیان خواهیم کرد.
علم معانی، دانشی است که از حالت ها و اسلوب های گوناگونِ کلام[2] به منظور هماهنگی با اقتضای حال[3] بحث می کند.[4] این علم، بحث های گوناگونی را در بر دارد؛ از جمله: «اقسام کلام»، «ذکر و حذف»، «تقدیم و تأخیر»، «تعریف و تنکیر» و «اطلاق و تقیید» که به تدریج از نظر خوانندگان عزیز خواهد گذشت.
قسمت اول
اقسام کلام: (خبر و انشاء)
از دیدگاه علم معانی، کلام بر دو نوع است: خبری و انشایی؛ خبر سخنی است که به طور ذاتی احتمال راست یا دروغ بودن را بپذیرد و جملة خبری، جمله ای است که بتوان آن را راست یا دروغ دانست؛ مانند: عاشق دردی کش اندر بند حال و جاه نیست.[5]
این جمله ممکن است درست و مطابق واقع یا دروغ و خلاف واقع باشد. در مقابل، انشا که در لغت به معنی پدید آوردن است، در علم بلاغت به کلامی گفته می شود که به طور ذاتی احتمال راست یا دروغ بودن در آن راه نداشته باشد.[6] به عبارت دیگر نمی توان به سخنِ انشایی، راست یا دروغ بودن را نسبت داد؛ برای مثال در مورد إغفِر (ببخش) و إرحم (رحم کن) نمی توان گفت راست یا دروغ است.
تفاوت انشاء و خبر
با توجه به آن چه گذشت، فرق انشا و خبر در این است که مدلول خبر در خارج (بیرون از ذهن) و جدای از گفتار وجود دارد؛ مانند گزارة «انسان موجودی عاقل است» که در واقعیت وجود دارد و می توان آن را راست یا دروغ دانست؛ ولی مدلول انشا قبل از بیان کلام، اصلاً وجود خارجی ندارد تا میزان سنجش صحت کلام قرار گیرد. از این رو نسبت راست یا دروغ دادن به مفاد آن امکان پذیر نیست.[7]
کلام خبری هیچ گاه بدون هدف به کار نمی رود و به طور یقین گویندة آن برای رسیدن به هدفی معین، خبری را بیان می کند، بدین ترتیب «اهداف بیان خبر» از مهم ترین محورهای بحث حاضر به شمار می رود.
اهداف بیان خبر
جمله خبری گاه با هدف آگاه کردن شنونده از یک مطلب و گاه با اهدافی دیگر بیان می شود؛ از این رو انگیزه های به کار بردن جملة خبری را بدین ترتیب بیان کرده اند:
1. آگاهی دادن به شنونده
متکلم از آگاه کردن مخاطب، دو هدف را دنبال می کند:
1. فایده خبر، یعنی رساندن حکم خبر به مخاطب، مانند: (لِلّهِ ما فِی السّماواتِ وَ ما فِی اْلأرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فی أنْفُسِکمْ أوْ تُخْفُوهُ یحاسِبْکمْ بِهِ اللّهُ فَیغْفِرُ لِمَنْ یشاءُ وَ یعَذِّبُ مَنْ یشاءُ وَ اللّهُ عَلی کلّ شَی ءٍ قَدیرٌ)[8]؛ «آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، ملک حقیقی خداوند است و اگر آنچه در دل دارید، آشکار نمایید یا پنهان سازید، خدا شما را به آن محاسبه می کند؛ پس هرکه را بخواهد (به اقتضای رحمتش) می بخشد و هرکه را بخواهد (به اقتضای عدلش) عذاب می کند و خداوند بر هر چیزی تواناست».
این آیه شریفه بر مالکیت خداوند نسبت به تمام جهان دلالت دارد و به شنوندگان اطلاع می دهد که خداوند تمام اعمال آشکار و پنهان آن ها را محاسبه می کند و این محاسبه با معیار حالات و ملکات قلبی صورت می گیرد.[9]
همچنین مانند: (إِنّ اْلإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ)[10]؛ «حتماً انسان دستخوش زیان است».
2. لازم فایده خبر، یعنی آگاه کردن مخاطب از علم متکلم به محتوای خبر. برای مثال کسی که از مسافرت زینب آگاه است، به شنونده ای که او هم می داند زینب به سفر رفته، می گوید: «مسافرت زینب».
2. غیر اخبار
چنان که بیان شد اخبار تنها انگیزة بیان جمله خبری نیست؛ بلکه هدف های دیگر در این گونه جمله ها نهفته است که مهم ترین آن ها عبارتند از:
الف) أمر
گاهی جمله در قالب خبر، ولی با انگیزة امر و فرمان به کار می رود؛ مانند این آیة شریفه (وَ الْمُطَلّقاتُ یتَرَبّصْنَ بِأنْفُسِهِنّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ)[11]؛ «و زنان طلاق داده شده باید مدت سه پاکی (از عادت زنانه) خود را در انتظار دارند (عده نگه دارند)». که در آن لفظ خبری «یتربصن» در معنای امر «لیتربصن» به کار رفته است؛ یعنی زنان مطلقه باید مدت سه پاکی انتظار بکشند و از ازدواج خودداری کنند.[12]
ب) نهی
گاهی جملة خبری، با هدف نهی از انجام کاری بیان می شود؛ مانند: (لا تَعْبُدُونَ إِلاّ اللّهَ)[13]؛ «(ای بنی اسرائیل) غیر خدا را نپرستید». آیه در ظاهر به صورت نفی بیان شده، ولی در معنای نهی از پرستش غیر خدا به کار رفته است؛ یعنی غیر خدا را نپرستید. از دیدگاه بلاغی، نهی غیر صریح از نهی صریح، بلیغ تر است».[14]
ج) ابراز حسرت
گاهی غرض از به کار بردن خبر، ابراز اندوه و ناراحتی است؛ مانند: (رَبّ إِنّی وَضَعْتُها أُنْثی).[15] آیه شریفه از قول مادر حضرت مریم(س) بیان شده است، وقتی که وی متوجه شد فرزندش دختر است و نمی تواند به نذر خود برای خدمت فرزندش در معبد عمل کند، با ناراحتی و اندوه عرضه داشت «خدایا دختر به دنیا آوردم» به یقین منظور از این جمله، آگاه کردن خداوند از دختر بودن فرزند نیست؛ زیرا خداوند این مطلب را بهتر از هر کس می داند. در واقع هدف از بیان این جمله ابراز حسرت و ناراحتی برای از دست رفتن فرصتِ عمل به نذر است؛ به همین جهت خداوند در ادامة آیه می فرماید: (وَ اللّهُ أعْلَمُ بِما وَضَعَتْ)؛ «خداوند به آنچه به دنیا آورده آگاه تر است» و پس از آن فرموده است: (وَ لَیسَ الذّکرُ کاْلأُنْثی )؛ «یعنی در این مسئله، حسرت و اندوه جایی ندارد؛ زیرا (هرگز) پسر مانند این دختر (که به شما ارزانی شده) نیست.[16]
این گونه بیان خبر در اشعار نیز کاربرد فراوان دارد، مانند:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس
(حافظ)
دلبر برفت و دلـشدگان را خبر نکرد یـاد حـریف شـهر و رفـیق ســفر نکرد
(حافظ)
د) برانگیختن مهر و دلسوزی
ممکن است جمله در قالب خبر، ولی برای تحریک محبت و احساس ترحم و دلسوزی مخاطب بیان شده باشد؛ مانند: (قالَ رَبّ إِنّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنّی وَ اشْتَعَلَ الرّأْسُ شَیبًا وَ لَمْ أکنْ بِدُعائِک رَبّ شَقِیا * وَ إِنّی خِفْتُ الْمَوالِی مِنْ وَرائی وَ کانَتِ امْرَأتی عاقِرًا فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْک وَلِیا)[17]؛ «گفت: پروردگارا، همانا استخوان بدن من سست شده و (موی) سرم از سپیدی (پیری) می درخشد و هرگز در دعایم از تو ـ ای پروردگارم ـ محروم نبوده ام و من از عموزادگانم پس از خویش بیم دارم (که جانشینان بد باشند) و همسرم از ابتدا نازا بوده؛ پس مرا از جانب خویش فرزند ارث بری عطا کن».
این آیات به شرح داستان حضرت زکریا(ع) و ادب ایشان هنگام طلب فرزند از خداوند می پردازد؛ روشن است منظور از جملات آغاز آیه که به صورت خبری بیان شده اند، آگاه کردن خداوند از پیر شدن حضرت و سستی استخوان ایشان نیست؛ بلکه این آیه مقدمه ای برای درخواست حضرت زکریا(ع) است که در آیه بعدی می آید: (فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْک وَلِیا). یکی از نکات جالب توجه آیه به کار بردن کلمة «ربّ» است که برای استرحام و طلب رحمت از خداوند در ابتدای کلام ذکر شده است.[18]
همچنین در آیه شریفه (رَبّ إِنّی لِما أنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ)[19]؛ «پروردگارا همانا من به آنچه از خیر (غذا و طعام) بر من فرو فرستی نیازمندم»، مقصود حضرت موسی(ع) از بیان این جملة خبری اظهار فقر و نیاز به درگاه خداوند برای امرار معاش و حفظ قوای جسمانی است؛ به عبارت دیگر، حضرت از خداوند می خواهد به او رحم کرده، خیری به او عطا فرماید.[20]
بیان خبر با هدف برانگیختن مهر و دلسوزی به قرآن اختصاص ندارد. همچنان که در برخی اشعار نیز می توان آن را دید:
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توأم نیست هیچ دست آویز
(حافظ)
تو دانی که مسکین و بی چاره ام فرو ماندة نفس اماره ام
(سعدی)
صد هزاران دام و دانست ای خدا ما چو مرغان حریص بی نوا
(مولوی)
هـ) توبیخ
گاهی از جملات خبری برای توبیخ فرد خطاکار استفاده می شود، مانند:
(عَبَسَ وَ تَوَلّی * أنْ جاءَهُ اْلأعْمی )[21]؛ «صورت در هم کشید و روی گردانید؛ بدان جهت که آن نابینا نزد او آمد». یکی از اهداف جملة خبری در این آیات، توبیخ فردی است که به مرد نابینا و فقیر روی ترش کرده و با او بدخلقی نمود و همین مسئله موجب شده در حالی که آیه به آن شخص بد خلق توجه دارد، او را مورد خطاب قرار ندهد تا از این راه نیز وی را توبیخ فرموده باشد.[22]
و) پند و اندرز
در موارد فراوانی جملات خبری برای نصیحت به کار می روند، مانند: (الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیرٌ عِنْدَ رَبِّک ثَوابًا وَ خَیرٌ أمَلاً)[23]؛ «مال و فرزندان زینت و زیور زندگی دنیایند و ماندگارهای نیکو در نزد پروردگار تو از نظر پاداش بهتر و از نظر امید (به بازتاب دنیوی و اخروی آن) نیکوتر است».
هدف آیه شریفه که به صورت خبر بیان شده، پند و اندرز به مؤمنان است و به آن ها تذکر می دهد که مال و ثروت و فرزندان، زیور و زینت زندگی دنیایی و از بین رفتنی است، ولی آنچه خداوند به مؤمنان وعده داده، بهتر و شایسته دلبستگی است.[24] همانند این اشعار:
هر دم از عمر می رود نفسی چون نگه می کنی نمانده بسی
(سعدی)
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز
(حافظ)
ز) تهدید
گاه منظور از بیان یک خبر، تهدید شنونده و هشدار نسبت به عاقبت کاری است که انجام می دهد؛ مانند: (وَ سَیعْلَمُ الّذینَ ظَلَمُوا أی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ)[25]؛ «و به زودی کسانی که ظلم کردند خواهند دانست که به کدامین بازگشتگاه باز می گردند». علامه طباطبایی(ره) هدف این آیه شریفه را تهدید مشرکان دانسته است.[26]
آیه شریفه: (وَ الْعَصْرِ * إِنّ اْلإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ)[27]؛ نمونه دیگری است که برخی از مفسران معتقدند غرض از تأکید این خبر با قسم و «إنّ»، هم عام بودن لفظ انسان و هم ترساندن مخاطب است؛ یعنی خداوند به حال خسران و ضرر هشدار می دهد که بیشتر افراد انسان به آن مبتلا هستند.[28]
ح) مژده و بشارت
بیان خبر برای مژده دادن به مخاطبان نیز کاربرد فراوانی دارد؛ مانند: (ألا إِنّ نَصْرَ اللّهِ قَریبٌ)[29]؛ که این خبر در واقع بشارت نزدیکی پیروزی و پایان یافتن سختی ها به پیامبر(ص) و مسلمانان است.[30]
اهداف بیان خبر به موارد یاد شده محدود نمی شود و کتاب های بلاغی، غرض های دیگری همچون دعا، تعجب، وعده، فخر، مدح، ابراز شادمانی، اعتراف، اقرار و... را نیز نام برده اند.[31]
پی نوشت:
[1]. ادبیات فارسی، حسین دهنوی، ص 264.
[2]. در این تعریف، کلام لفظی است که فایده کاملی را به شنونده می رساند و برای او سؤالی باقی نمی گذارد. ر.ک: اصول البلاغه، علی فقیهی، ص 19؛ تهذیب البلاغه، عبدالهادی فضلی، ص 22.
[3]. حال به معنای وضعیت شنونده و گوینده و شرایط زمانی و مکانی هنگام سخن گفتن است که کلام بلیغ باید متناسب با این شرایط بیان شود؛ برای مثال کوتاه بودن دعای افطار و طولانی بودن دعای سحر مطابق با اقتضای حال است. کرانه ها، حسن عرفان، ج 1، ص 163؛ اسالیب البیان، جعفر حسینی، ص 147 و 148؛ جواهر البلاغه، احمد هاشمی، ص 34 و 35.
[4]. کاربرد علوم بلاغی در تفسیر، حمید محمدی، ص 33.
[5]. ر.ک: مطول، تفتازانی، ص 34 و 35؛ شروح التلخیص، تفتازانی، ص 176 ـ 173؛ ادبیات فارسی، همان، ص 264.
[6]. شروح التلخیص، ص 166 و 167.
[7]. همان.
[8]. بقره (2): 284.
[9]. ر.ک: المیزان، ذیل آیه.
[10]. عصر (103): 2.
[11]. بقره (2): 228.
[12]. انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج 1، ص 141؛ انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 257؛ بحرالمحیط، ج 2، ص 287.
[13]. بقره (2): 83.
[14]. شرح المختصر، سعدالدین تفتازانی، ص 221؛ صفوه التفاسیر، محمدعلی صابونی، ج 1، ذیل آیه.
[15]. آل عمران (3): 36.
[16]. ر.ک: المیزان، ذیل آیه؛ اعراب القرآن، درویش، ذیل آیه؛ کرانه ها، همان، ص 200.
[17]. مریم (19) 4 و 5.
[18]. ر.ک: المیزان، ذیل آیه 4 سوره مریم.
[19]. قصص (28): 24.
[20]. المیزان، ذیل آیه؛ مجمع البیان، ذیل آیه؛ معالم البلاغه، محمدخلیل رجایی، ص 28.
[21]. عبس (80): 1 و 2.
[22]. انوار درخشان، ج 17، ص 351؛ برگزیده تفسیر نمونه، ج 5، ص 406؛ اعراب القرآن، ذیل آیه.
[23]. کهف (18): 46.
[24]. التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج 15، ص 76.
[25]. شعرا (26): 227.
[26]. المیزان، ذیل آیه.
[27]. عصر (103): 1 و 2.
[28]. ر.ک: التحریر و التنویر، همان، ج 30، ص 464.
[29]. بقره (2): 214.
[30]. التحریر والتنویر، همان، ج 2، ص 200.
[31]. ر.ک: مطلول، همان، بحث خبر.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی