وجوه تفسیری أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ در آیه 35 سوره طور
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ
اين كه در اين آيه كلمه (شىء) بدون الف و لام و به اصطلاح، نكره آمده، به تقدير صفتى است كه مناسب با مقام باشد، مثلا بگوييم تقدير كلام اين طور است: (و يا ايشان از غير آن چيزى كه ديگران از آن خلق شده اند، خلق شده اند).
و معناى آيه چنين است: بلكه مى پرسيم: آيا اين تكذيب كنندگان از غير آن چيزى كه ساير افراد بشر از آن آفريده شده اند، خلق شده اند؟ و در نتيجه ساير افراد بشر صلاحيت دارند كه خدا، رسولانى به سويشان بفرستد و آن رسولان به سوى حق دعوتشان بكنند و ايشان با عبوديت خدا به كمال مطلوب خود برسند، و اما اين تكذيب كنندگان، به خاطر اين كه خلقتشان از چيزى ديگر است اصلا تكليفى ندارند، و امر و نهيى متوجهشان نمى شود و ثواب و عقابى در كارشان نيست؟
چند وجه در معناى آيه: (ام خلقوا من غير شى ء...)
1- آيا اين مكذبين، بدون خالقى خلق شده اند و بدون مقدرى اين چنين تقديرى بديع و محيرالعقول به خود گرفته اند تا احتياجى به خالق و مدبرى كه امورشان را تدبير كند نداشته باشند؟
2- آيا اين تكذيب كنندگان، بدون مبداء حياتى و مثل جمادات خلق شده اند تا امر و نهى و تكليفى متوجهشان نباشد؟
3- آيا اينان بدون علت و پديد آورنده اى، و بدون غرض و هدفى، و بدون ثواب و عقابى خلق شده اند كه به سخنان قرآن گوش نمى دهند؟
4- آيا اينان به باطل خلق شده اند تا حساب و كتاب و امر و نهيى در كارشان نباشد؟
اين وجوهى بود كه در معناى آيه ذكر كرده اند، ولى وجهى كه ما آورديم هم به لفظ آيه نزديكتر است، و هم عمومى تر است، چون تكذيب كنندگان، نسبت به عموم بشر بافته اى جدا تافته، فرض مى شوند.
(ام هم الخالقون) - و يا اين كه خودشان خود را آفريده اند؟ و در نتيجه مخلوق خداى سبحان نيستند تا خدا به تربيت آنان پرداخته با اوامر و نواهى خود، امورشان را تدبير كند؟
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی