بحث اعلال و قواعد آن زبان عربی مبادی العربیه 4
اعلال یعنی چه؟
گاهی وجود حرف عله در فعلهای معتل، موجب مشكل شدن تلفظ این افعال می شود، بنابراین برای سهولت در تلفظ تغییراتی در حروف عله ایجاد می شود كه این تغییرات ممكن است با حذف شدن حرف عله باشد و یا با تبدیل كردن حرف عله به حرف دیگر و یا با ساكن كردن آن. در هر صورت به مجموعه قواعدی كه در باره تغییرات حروف عله بحث می كند، اعلال می گویند.
* همیشه قواعد اعلال را با شرط بیان می كنیم، یعنی می گوییم كه اگر حرف عله در فعل معتل فلان شكل باشد، فلان تغییر می كند.
اهم قواعد اعلال به ترتیب فعلهای مثال، اجوف و ناقص:
1- فعل مثال واوی، معلوم كه مضارع آن بر وزن (یفعِلُ) باشد، در مضارع آن حرف عله حذف می شود.
|
فعل ماضی |
فعل مضارع |
امر مخاطب |
|
وَعَدَ |
یعِدُ |
عِدْ |
|
وَقَفَ |
یقِفُ |
قِفْ |
|
وَهَبَ |
یهَبُ |
هَبْ |
|
وَدَعَ |
یدَعُ |
دَعْ |
|
وَضَعَ |
یضَعُ |
ضَعْ |
* در آیه مباركه (لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ) فعل ( لم یلِد) تمام شرایط برای حذف شدن حرف عله وجود دارد اما در فعل (لَم یولَد) چون مجهول است، حرف عله حذف نشده است.
* چون امر مخاطب از مضارع ساخته می شود و در مضارع این افعال حرف عله حذف می شود، خود بخود در امر حاضر هم حرف عله حذف می شود.
در صرف چهارده صیغه فعل ماضی معتل مثال تغییری روی نمی دهد:
وَعَدَ- وَعَدا- وَعَدوا- وَعَدَتْ- وَعَدَتا- وَعَدنَ- وَعَدتَ- وَعَدتُما- وَعَدتُم- وَعَدتِ- وَعدتُما- وَعَدتُنَ- وَعَدتُ- وَعَدنا
در صرف چهارده صیغه مضارع مثال واوی، در همه صیغه ها حرف عله حذف می شود:
یعِدُ- یعدانِ- یعدونَ- تَعِدُ- تعدانِ- یعِدنَ- تَعِدُ- تَعدانِ- تَعدونَ- تَعدینَ- تَعدانِ- تَعدنَ- أعدُ- نَعدُ
صرف چهارده صیغه امر آن هم به قرار زیر است:
لِیعِدْ- لیعدا – لیعدوا - لتَعِدْ- لتعدا - لیعِدنَ- عِد- عِدا - عِدوا – عِدی – عِدا - عِدنَ- لأعدْ- لِنَعدْ
2 - اگر حرف عله متحرك و ماقبل مفتوح باشد حرف علة به (( الف )) قلب می شود.
قالَ – نامَ - نالَ – قامَ – باعَ – كانَ و ...
* در صرف چهارده صیغه ماضی اجوف پنج صیغه اول تابع این قاعده هستند:
قامَ – قاما – قاموا – قامَتْ - قامَتا
3 - در التقاء الساكنَینِ ( وقتی دوساكن كنار هم باشند و یكی از آن دو ساكن حرف عله باشد ) حرف عله حذف می شود.
* در صرف چهارده صیغه ماضی اجوف، در نه صیغه باقی مانده به علت التقاء الساكنُین، حرف عله حذف می شود:
قُمْنَ – قُمتَ – قُمتُما – قُمتُم – قُمتِ – قُمتُما – قُمتُنَ – قُمتُ – قُمنا
* در صرف چهارده صیغه مضارع اجوف، تنها در دو صیغه (للغائبات و للمخاطبات) التقاء الساكنین پیش می آید كه باید حرف عله را حذف كرد:
یقُومُ – یقومانِ – یقومونَ
تَقومُ – تَقومانِ – یقُمْنَ
تَقومُ – تَقومانِ – تَقومونَ
تَقومینَ – تَقومانِ – تَقُمْنَ
أقومُ – نَقومُ
* اگر از مضارع اجوف، امر یا هر نوع مجزوم دیگری بسازیم، هر جا كه التقاء الساكنین پیش بیاید حرف عله را حذف می كنیم.
لِیقُوْمْ ( لِیقُمْ ) – لِیقومانِ ( لیقوما ) – لیقومونَ ( لیقوموا )
لِتَقوْمْ ( لِتَقُمْ ) – لتقومانِ ( لتقوما ) – لِیقُمْنَ ( لیقُمْنَ )
قُوْمْ ( قُمْ ) – قُوما – قُوموا
قُومی – قُوما - قُمنَ
لِأقُوْمْ ( لِأقُمْ ) – لِنَقُوْمْ ( لِنَقُمْ )
4 - اگر فعل ناقصی را مجزوم كنیم، مجزوم به حذف حرف عله می شود:
تَمْشِی : لا تمشِ / تَدْعُو: لا تدعُ / تَنسَی: لا تنسَ
تَرْمِی: لم ترمِ / ترجُو: لم ترجُ / ترضَی: لا ترضَ
تَنْهَی ( امر مخاطب ): إنْهَ / تُصَلِّی ( امر مخاطب ): صَلِّ
5 - فعل ماضی ناقص كه بر وزن (فَعَلَ) باشد، در صیغه های زیر حرف عله آن حذف می شود:
جمع مذكر غائب: رمَیوا ( رموا )
مفرد مؤنث غائب: رَمَیتْ ( رَمَتْ )
مثنی مؤنث غائب: رَمَیتا ( رَمَتا )
و اگر ماضی آن بر وزن (( فَعِلَ )) باشد، فقط در هنگام اتصال به واو جمع یعنی صیغه للغائبینَ حرف عله حذف می شود:
رَضِی، رَضِیا، رضوا، رَضِیتْ، رَضِیتا، رضینَ، رَضِیتَ، رَضیتُما ...
صرف چهارده صیغه ماضی ناقص كه بر وزن (فَعَلَ) باشد، چنین است:
|
شش صیغه غائب |
شش صیغه مخاطب |
دو صیغه متكلم |
|
دعا ( اعلال به قلب ) دَعَتْ ( اعلال به حذف ) دَعوا دَعَتا ( اعلال به حذف ) دَعَوا ( اعلال به حذف ) دَعَونَ
|
دَعوتَ دَعوتِ دَعوتُما دَعوتُما دَعَوتُم دَعوتُنَ
|
دعوتُ دَعونا
|
6 - در فعل مضارع ناقص در صیغه های زیر حرف عله حذف می شود:
جمع مذكر غائب: یرمیونَ ( یرمونَ ) چون به واو جمع متصل می شود.
جمع مذكر مخاطب: ترمیونَ ( ترمونَ ) چون به واو جمع متصل می شود.
مفرد مؤنث مخاطب: ترمیینَ ( ترمینَ ) چون به یای مخاطبه متصل می شود.
بنابراین چهارده صیغه فعل مضارع ناقص چنین صرف می شود:
یرمِی – یرمیانِ – یرمونَ
ترمِی - ترمیانِ – یرمینَ
ترمِی – ترمیانِ – ترمونَ
ترمینَ – ترمیانْ - ترمینَ
أرمِی – نَرمِی
و اینك صرف چهارده صیغه امر ناقص:
لِیرمِ – لِیرمیا – لِیرموا
لِترمِ – لِترمیا - لِیرمینَ
إرْمِ – إرمیا – إرموا
إرمی – إرمیا - إرمینَ
لِأرمِ – لِنرمِ
7 - اگر واو حرف عله ساكن ماقبل مكسور باشد، به ( ی ) تبدیل می شود:
وَرَدَ ( وزن اِفْعال ): اِوْراد ( اِیراد )
وَصَلَ ( وزن اِسْتفعال ): اِسْتِوْصال ( استیصال )
8 - حرف عله بعد از ( الف ) به ( ء ) تبدیل می شود. این مورد هم در فعلهای اجوف پیش می آید و هم در فعلهای ناقص. مثلاً اگر اسم فاعل از فعلهای زیر بسازیم:
قال: قاول ( قائل ) / نام: ناوم ( نائم ) / دام: داوم (دائم ) / صام: صاوم ( صائم ) / غاب: غایب ( غائب ) و ...
و یا اگر فعل ناقصی را بر یكی از اوزان ( افعال، افتعال، انفعال، استفعال ) بیاوریم همین اتفاق می افتند:
هدی ( افعال ): اهدای ( اهداء )
عدو ( افتعال ): اعتداو ( اعتداء )
شفی ( استفعال ): استشفای ( استشفاء )
9 - اگر از فعل ثلاثی مجرد اجوف، اسم مفعول بسازیم، ( و ) وزن مفعول، حذف می شود:
بیع ( مفعول ): مبیوع ( مَبیع )
قوم ( مفعول ): مقووم ( مقوم )
10 - اگر از فعل ناقص ثلاثی مجرد، اسم فاعل و اسم مفعول بسازیم،
در اسم فاعل بر وزن فاعِل، چون ماقبل آخر مكسور است، اگر ناقص واوی باشد به ( ی ) تبدیل می شود:
اسم فاعل از( دعا): داعِو ( داعِی )
در اسم مفعول، از ناقص واوی، ( و ) اسم مفعول و واو حرف عله بصورت یك حرف مشدد نوشته می شوند:
اسم مفعول از ( دعا ): مدعوو ( مَدعوّ )
در اسم مفعول از ناقص یایی، واو اسم مفعول به ( ی ) تبدیل می شود و در ( ی ) حرف عله ادغام می شود:
اسم مفعول از ( رضی ): مرضوی ( مرضی )
11 - اعلال در بابهای ثلاثی مزید:
* با توجه به اینكه حرف عله بعد از ( الف ) به ( ء ) تبدیل می شود، در مصدر چهار باب ( افعل، افتعال، انفعال، استفعال ) حرف عله به ( ء ) تبدیل می شود:
هدی ( افعال ): اهدای ( اهداء ) عدو ( افتعال ): اعتداو ( اعتداء )
شفی ( استفعال ): استشفای ( استشفاء ) زوی ( انفعال ): انزوای ( انزواء )
* اگر فعل ناقص را به باب ( تفعیل ) ببریم، مصدر آن بر وزن ( تفعلة ) نوشته می شود:
غذی ( وزن تفعیل ): تغذیة / صفی ( وزن تفعیل ): تصفیة
* اگر فعل ناقص را به باب ( مفاعله ) ببریم، در مصدر آن چون ما قبل حرف عله، مفتوح است، حرف عله به ( الف ) تبدیل می شود:
لَقی ( وزن مُفاعلة ): ملاقَیة ( ملاقاة ) / نجی ( وزن مفاعلة ) مناجیة ( مناجاة )
* اگر فعل ناقص را به دو باب ( تفاعُل و تَفَعُّل ) ببریم، حركت حرف ( عُ ) كه ضمه است به ( عِ ) تبدیل می شود در این صورت اگر ناقص واوی باشد، حرف عله به (ی) تبدیل می شود:
عَدو( وزن تَفاعُل ): تعالِوْ (تعالِی)
رقی ( وزن تَفعُّل ): تَلَقِّی
لقی ( وزن تفاعُل ): تلاقِی
عدو ( وزن تَفعُّل ): تَعدِّو (تعدِّی)
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی