تاريخ قرآن: شاخه اى از علوم قرآن ناظر به مباحث سرگذشت قرآن كريم از آغاز نزول تاكنون
تاریخ قرآن نام شاخهاى از علوم قرآن است که به سرگذشت قرآن از آغاز نزول تاکنون مىپردازد و در آن مسائلى مانند سیر نزول قرآن، حفظ و نگارش، گردآورى و تدوین، مصاحف* نخستین، پدیدارى اختلاف قرائات، علامتگذاریهاى گوناگون در مصحف و ترجمه قرآن به زبانهاى مختلف سخن مىگوید.
گرچه مباحث مورد اشاره قدمت دارد، اصطلاح تاریخ قرآن از اصطلاحات نو پدید در دو سده اخیر است. صرف نظر از چند گزارش نامطمئن از نگارش یکى دو کتاب با عنوان تاریخ قرآن در سدههاى سوم و چهارم هجرى، نخستین بار تئودور نولدکه (Theodor_Noldeke)(1930م.) خاورشناس آلمانى در سال 1860 میلادى کتابى را با عنوان تاریخقرآن منتشر کرد. پژوهشگرانِ مسلمان با اینکه گاهى به این عنوان اعتراض کردهاند، بیشتر قرآنپژوهان آن را پذیرفته و کتابهایى را با همین نام تألیف کردهاند. گرچه بسیارى از مباحث در کتب خاورشناسان و مسلمانان در حوزه تاریخ قرآن مشترک است، بر 7، 50 اثر اختلاف این دو گروه در نوع نگرش به قرآن، دیدگاه آنها درباره ماهیت و تعریف این بحث متفاوت است.
تاریخ قرآن نزد خاور شناسان:
خاورشناسان از اوایل سده نوزدهم میلادى تا نیمهدوم سده بیستم اهتمام ویژهاى به مباحث تاریخ قرآن داشتهاند. بیشتر نوشتههایى که در آنها به مباحث تاریخ قرآن پرداخته شده عناوینى چون زندگانى حضرتمحمد(صلى الله علیه وآله)، مقدمه قرآن و مطالعات قرآنى منتشر شدهاند. افرادى چون بلاشر(Blachere)، ریچاردبل (Richard_Bell) و ویلیام مونتگمرى وات (William Montgomery Watt) با نام مقدمهاى بر قرآن[1] و کسانى مانند سر ویلیاممویر (William_Muir)، هیوبرت گریم (Hubert_Grimme)و آلویز اشپرنگر (Aloys Sprenger)در ضمن زندگینامه حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)[2] به این مباحث پرداختهاند.
برخى چون گوستاو ویل (Gustav_Weil)این مباحث را هم در کتابهایى با عنوان مدخلى بر قرآن (Einleitung in der Koron) و هم با نام زندگانى پیامبر (Mohammod der Prophet) آوردهاند. جانونزبرو (Gohn Wansbrough)در کتابى با عنوان مطالعات قرآنى به مباحث تاریخ قرآن نیز پرداخته است. در تحقیقات اخیر به برخى از زیر مجموعههاى تاریخ قرآن همچون «جمعآورى قرآن» نیز اعتنا و آثار مستقلى درباره آن نوشته شدهاست.[3]
در آثار خاورشناسان تعریف خاصى براى اصطلاح تاریخ قرآن به چشم نمىخورد؛ اما باید دانست که خاورشناسان قرآن را به مثابه متنى تاریخى به شمار مىآورند که مىتواند مورد نقد تاریخى نیز قرار گیرد. از نظر اینان نقد منبع از بزرگترین دستاوردهاى روش شناختى در تحقیقات نوین تاریخى است. هدف از این نقد، بررسى صحت و اصالت چیزى است که منبع ادعا مىکند. آنها در این راه در پى ادله تاریخى هستند، تا صحت انتساب این متن به پیامبر اسلام را ثابت کنند.
به طور خلاصه مىتوان گفت که مراد آنها از تاریخ قرآن، پاسخ به این پرسش است که متن اصلى قرآن در قالب آیات و سورهها که حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) بر مخاطبانش القا مىکرده، چگونه پدید آمده است و چه تحولاتى را پذیرفته تا به صورت متن کنونى پدیدار گشته است.
برخى برآناند که براى نخستین بار خاورشناس فرانسوى، پوتیه (Pauthier)(1873 م.) مباحثى را که بعدها تاریخ قرآن نامیده شد مورد بحث و بررسى قرار داد و تحقیقات خود را در سال 1840 میلادى منتشر ساخت.[4] سپس
7، 51 گوستاوویل (1889 م.) بحثهاى جامعترى را در این باره مطرح ساخت و در کتابى با عنوان مقدمه تاریخى ـ انتقادى بر قرآن منتشر ساخت و پس از وى اشپرنگر و ویلیام مویر تألیفاتى را با نامهاى زندگىپیامبر و تصنیف و تعلیم پیامبر منتشر ساختند.
افزایش علاقه و رویکرد به مطالعات اسلامى در اروپا، فرهنگستان کتیبه پژوهى و ادبیات پاریس را در سال 1875 میلادى بر آن داشت که پیشنهاد کند به بهترین تکنگاشت در زمینه «تاریخ انتقادى متن قرآن» جایزه دهد. در اینباره تصریح شده بود که متن مزبور باید داراى این اختصاصات باشد: «بحث از تقسیمبندى اولیه قرآن و از ویژگیهاى قطعات مختلف تشکیل دهنده آن؛ تعیین مراحل زندگانى حضرتمحمد(صلى الله علیه وآله) ناظر به این قطعهها؛ روشنسازى تحولاتى که نص قرآنى از عهد تلاوتهاى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) تا جمع و تدوین نهایى آن به خود دیده است، با مراجعه به آثار مفسران عرب؛ باز جُست انواع نسخه بدلها و مصاحف قدیم که پس از جمع و تدوین ]قرآن [مانده است، با رجوع به کهنترین نسخههاى خطى».[5]
در این میان تئودور نولدکه (1930 ـ 1836 م.) با اثرى پژوهشى به زبان لاتین در زمینه «منشأ و تدوین قرآن»، که در اصل، رساله دکترایش بود در سال 1858میلادى برنده جایزه مزبور شد که همین اثر در سال 1860 میلادى با کمى گسترش و به زبان آلمانى با نام تاریخقرآن (Geschichte des Qorans)منتشر شد و اساس بیشتر تحقیقات قرآنى [غربى[ قرار گرفت. [6]
این کتاب بعدها به دلیل خطاهاى فراوان موجود در آن، که خود نولدکه از آنها با عنوان خرابکاریهاى کودکانهاى یاد مىکند که آثار آن را نمىتوان از بین برد، و به سفارش وى، به دست فردریش شوالى، و پس از مرگ شوالى آگوستفیشر (August_Fischer)، گوتهلف برگشتراسر (Gotthelf_Bergstraser) و اتو بریتزل (Otto_Pretzl) بازنگرى شد[7]، بنابراین نسخه نهایى کتاب تاریخ قرآن که حاصل پژوهش، بازنگرى و بازنگارى سه نسل از دانشمندان قرآنپژوه آلمانى در هفتاد و اندى سال است، حاوى اجزاى سه گانهاى است که به ترتیب در 1909، 1919 و 1938 میلادى منتشر شده است. جُرج تامر با همکارى سه تن دیگر این کتاب را به عربى برگردانده و در سال 2004 میلادى به چاپ رسانده است.
نولدکه در این کتاب با روش ادبى ـ تاریخى به مطالعه درباره قرآن پرداخته است. نویسنده دربررسى متن قرآن و نظریه پردازى درباره ترتیب تاریخى پدیدارى سورهها و اجزاى قرآن عمدتاً بر دو چیز اعتماد کرده است: اسلوبهاى زبانشناختى؛ حوادث تاریخى که برخى از آیات قرآن بدانها اشاره مىکنند.[8] این کتاب سه جزء دارد: اصل القرآن، جمع القرآن، تاریخ نص القرآن.
بخش یکم با عنوان اصل القرآن با بحث از نبوت حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) و وحى آغاز مىشود و به مباحثى چون تعیین سور مکى و مدنى و ترتیب آنها نیز مىپردازد. نولدکه سورههاى قرآن را از نظر ترتیب تاریخى به 4 دسته قسمت مىکند: سه دسته مکى و یک دسته مدنى. وى معترف است که به دلیل فقدان ادله قوى تاریخى آنچه را به نام ترتیب نزول سورهها عرضه کرده، ترتیبى تخمینى است.[9] پس از نولدکه پژوهشگران دیگرى نظیر ریچارد بل و بلاشر نیز در غرب به بحثهاى مشابهى درباره ترتیب تاریخى سورههاى قرآن پرداختند؛ اما همچنان ترتیب نولدکه در تحقیقات علمى مورد توجه پژوهشگران قرآنى در غرب است.[10]
در بخش دوم، روایات جمع قرآن را بررسى کرده و سپس به بحث از ترتیب زمانى سورهها و موضوعاتى چون بسمله، فواتح سور و تحریف قرآن در برخى مواضع پرداخته و این بخش را با یک خاتمه درباره کتابهاى سیره، حدیث و تفسیر به پایان برده است.
مبحث اصلى بخش سوم با عنوان تاریخ نص القرآن ویژگیهاى رسمالخط در مصحف عثمان و مقایسه آن با عبارات و قرائات غیر عثمانى است. نظامهاى مختلف در قرائت قرآن و یادى از مشهورترین قاریان از دیگر مباحث این بخش است. پایانبخش این فصل و کتاب، نمایش نمونه صفحات مهمترین قرآنهاى خطى است که تا آن زمان میان محافل قرآن پژوهى مورد بحث بوده است.
ادوارد سل (1869 ـ 1932 م.) کشیش و خاورشناس انگلیسى، کتاب رشد تاریخى قرآن The Historical) (Development of the Quranرا فراهم آورده و منتشر ساخته است. وى تألیفات دیگرى نیز مانند زندگى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)، دین اسلام و احکام اسلامى دارد. آرتور جفرى توضیح داده است که این کتاب متنى ساده و خلاصه شده از کتاب نولدکه است.[11] این کتاب در سال 1909 میلادى در مدرس هندوستان به چاپ رسیده است.
گوستاوویل، دیگر خاورشناس آلمانى، ضمن ترجمه قرآن به آلمانى، مقدمهاى با نام «مقدمه تاریخى، انتقادى برقرآن» (Historiche - Kritische Einleitung in den Koran)بر آن نگاشت که به شکل مستقل نیز به چاپ رسیده است.[12] وى در این کتاب، درباره جمع قرآن و نظم تاریخى سورهها و آیات قرآن سخن گفته و تاریخگذارى سورهها را بر اساس سه معیار ارائه کرده است. (=>ادامه مقاله، تاریخگذارى)
رژى بلاشر، (Rإ gis Blachإ re)(1900 ـ 1973م.) از خاورشناسان فرانسوى است که در شیوه پژوهش از نولدکه اثر پذیرفته است و مهمترین اثر اوترجمه قرآن همراه با تلاش در راه بازآرایى سورهها (Le Coran traduction selon un essai de reclassemenl des sourates) (3 مجلد، پاریس، 51ـ1947م.) نام دارد که یک جلد آن مقدمه است و در سال 1959 میلادى با ویرایش جدید چاپ شده است. این کتاب به موضوع جمع و تدوین قرآن و اختلاف قرائات، تاریخ متن قرآن و مسائلى مانند اینها پرداخته است. به گفته مونتگمرى وات، بخش «اصلاح یا بهسازى خط» در این کتاب، ارزش ویژهاى دارد، زیرا دربردارنده نتایج بررسیهاى نسخههاى کهن و موجود قرآنکریم است.[13]
دیدگاه هاى بلاشر در زمینه تاریخ قرآن در دو اثر به فارسى ترجمه و منتشر شده است: اثر نخست درآستانه قرآن نام دارد که مترجم آن محمود رامیار است. آنچه رامیار به ترجمه آن پرداخته، متن تجدید نظر شده مقدمه ترجمه قرآن است که بلاشر در سال 1958 میلادى به چاپ رسانده است.[14] این کتاب بىهیچ مقدمهاى از مؤلف، 5 بخش دارد.
اثر دیگر وى درآمدى بر قرآن است که اسدالله مبشرى آن را ترجمه و در سال 1370 شمسى منتشر کرده است. این کتاب که ترجمه خلاصهاى از دیدگاههاى بلاشر از نشریه «چه مىدانم» چاپ فرانسه است[15]، داراى دیباچهاى از بلاشر و حاوى 7 فصل است. بلاشر در این اثر قرآن را جزء مکمل وجود و عنصر زنده هستى دانسته، مىگوید: قرآن کلام الهى است. از نظر فصاحت و بلاغت واجد مرتبهاى است که از حدّ کلام بشر بالاتر است و کمالى به وجود آورده است که در لغت بشرى نظیر ندارد. قرآن تنها به واسطه محتوا و تعالیم معجزه نیست، بلکه یک شاهکار ادبى نیز هست.[16]
در اینجا باید به امرى غریب که از اشتباهات مسلّم بلاشر در ترجمهاش از قرآن است اشاره کنیم؛ او آیات شیطانى ادعایى در افسانه غرانیق را به فرانسه ترجمه کرده و پس از آیه 20 سوره نجم آوردهاست![17]
آلویز اشپرنگر نخستین رسالهاش در زمینه سیره رابه انگلیسى و در الله آباد در سال 1851 میلادى منتشر کرد؛ اما کامل نشد، تا سرانجام جاى آن را یک اثر سه جلدى به آلمانى با عنوان زندگى و آموزه حضرتمحمد(صلى الله علیه وآله) (Das leben und die lehre des Mohammad) (برلین، 1861 م.) گرفت. نزدیک 36 از مقدمه جلد سوم، به قرآن اختصاص دارد که به بحث درباره تفاوت سورههاى مکى و مدنى، جمع و تدوین قرآن پرداخته است.[18]
ویلیام مویر (1819 ـ 1905 م.) خاورشناس اسکاتلندى کتاب قرآن، ساختار، آموزهها و گواهىاش بر کتب مقدس (The Coran: Its Composition and Teaching ؛ and the Testimony it Etars to the Holy Scriptures)را در سال 1878 میلادى منتشر ساخت. بخش اول کتاب مشتمل بر تاریخ زندگى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)، جمع و تألیف قرآن، بیان ترتیب سورهها و تعالیم قرآن است و بخش دوم درباره مطالب عهدین. مویر در تحقیق خود پا جاى پاى اشپرنگر گذاشته؛ ولى در تعیین تاریخ نزول سورهها جامعتر و مفصلتر کار کرده است. [19]
هارتوریگ هرشفلد (Hartwig Hirschfeld)پس از تدوین و انتشار چند اثر درباره قرآن، در سال 1902 میلادى کتاب تحقیقات جدید در زمینه جمع و تدوین و تفسیر قرآن(New Researches into Composition and Exegesis of the Quran را در لندن انتشار داد.[20]
کارل بروکلمان (Carl Brockelmann)، (1956 م.) خاورشناس آلمانى، فصل دوم از باب دوم از کتاب الادبالعربى را به تاریخ قرآن اختصاص داده است. او در این بخش از کتابش به مبحث مربوط به وحى و مکى و مدنى قرآن پرداخته است.[21]
هیوبرتگریم (Hubert Grimme)(1942م.)، خاورشناس آلمانى، در ضمن زندگینامهاى که براى حضرتمحمد(صلى الله علیه وآله) نوشته در تاریخ جمع و تدوین تعیین تاریخ نزول وحى و زمان نزول سورهها مطالبى آورده است.[22] او درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله) دو اثر منتشر کرده است: اولى در دو جلد در سالهاى 1892 و 1895 میلادى و دومى در سال 1904 میلادى در آلمان منتشر شده است.[23]
ریچاردبل در سال 1953 میلادى کتاب مقدمه بر قرآن را منتشر ساخت که 8 فصل بدین ترتیب دارد: 1. موقعیت تاریخى محمد(صلى الله علیه وآله): مشتمل بر اوضاع شبه جزیره عربستان و جهان در زمان نزول قرآن، آداب و رسوم و ادیان موجود در عربستان، وضعیت خواندن و نوشتن در آن سرزمین، زندگانى پیامبر در دوران مکى و مدنى، مفهوم وحى، و صداقت پیامبر در اعلام پیامبرى است.
2. اصل قرآن: دربردارنده دیدگاه مسلمانان مبنى بر الهى بودن محتوا و الفاظ قرآن، جمع و تدوین قرآن در زمان خلفا و مصاحف صحابه و اختلاف قرائات است.
3. شکل و ترکیب قرآن: شامل مباحثى چون نامهاى قرآن، بخشهاى تشکیل دهنده آن مانند جزء و حزب، ساختار داستانى قرآن، فواتح سور و حروف مقطعه در قرآن است.
4. ساختار و سبک قرآنى: مشتمل بر فواصل آیات، وزن آیات، سجع کاهنان و تأثیر پذیرى قرآن از آن، تکرار و تأکید در قرآن، صنایع ادبى و زبان قرآن است.
5. تدوین سورهها: حاوى مباحثى، چون کوتاهى و بلندى سورهها، تناسب و عدم تناسب بین اجزاى سورهها و موضوع نسخ از دیدگاه مسلمانان است.
6. ترتیب زمانى قرآن: شامل مباحثى در روایات ترتیب جدید بر پایه دیدگاههاى خودش است.
7. مراحل تکامل قرآن. 8. محتویات و مصادر قرآن.[24]
ویلیام مونتگمرى وات (William Montgomery Watt) (2006 م.)، خاورشناس اسکاتلندى و از شاگردان برجسته ریچارد بل، مهمترین کارش در زمینه قرآن، بازنگرى و بازنگارى کتاب مقدمه بر قرآن نوشته ریچاردبل است. قبل از این کار مقالهاى را با عنوان «تاریخ یابى قرآن، بازنگرى و نقد نظریههاى ریچارد بل» در 1957 میلادى منتشر کرده است. او در بازنگرى کتاب بل، به شیوه شوالى در کتاب تاریخ قرآن نولدکه عمل و تصریح کرده که هیچگونه پژوهش جدیدى را براى این کار انجام نداده است؛ اما اهمیت کار وى آن است که دیدگاههایش در مورد مسائل مهمى چون صداقت پیامبر اسلام و وحیانى بودن قرآن، با مواضع مسلمانان همدلانهتر از نظریههاى خاورشناسانى چون گولدزیهر، نولد که، بلاشر و بل است.
این کتاب مقدمهاى بسیار کوتاه و 11 فصل بدین ترتیب دارد: زمینه تاریخى، تجربه پیامبرى حضرتمحمد(صلى الله علیه وآله)، تاریخ متن قرآن، هیئت ظاهرى قرآن، ویژگیهاى سبک قرآن، تدوین قرآن، تعیین زمان سورههاى قرآن، اسامى و اوصاف پیام وحیانى، آموزههاى قرآن، پژوهشهاى مسلمانان درباره قرآن، قرآن و پژوهشهاى شرقشناسى.
این کتاب را بهاءالدین خرمشاهى به فارسى برگردانده و در سال 1382 شمسى با عنوان درآمدى بر تاریخ قرآن به چاپ رسانده است.
جان برتون اختصاصاً به یک موضوع از تاریخ قرآن یعنى جمع و تدوین آن مىپردازد. کتاب وى با عنوان جمع و تدوین قرآن (The Collection of the Qur'an)داراى دو بخش و این 10 فصل است: مقدمه، قرآن و علم اصول فقه، علم نسخ، زمینه پیدایش وجه سوم از نسخ، مصحف، گردآورى ناکامل قرآن، نخستین جمع، جمع عثمان، بازنگرى جمعهاى مختلف قرآن، اسناد قرآن، نتایج کلى.[25]
محورهاى مهم و اساسى مورد نظر خاورشناسان در مباحث متعلق به تاریخ قرآن را مىتوان در 5 محور خلاصه کرد: 1. پیدایش متن قرآن و تغییرات آن در زمان پیامبر. 2. تاریخ جمع و تدوین متن قرآن. 3. تاریخگذارى سورهها و گروه آیات موجود در مصحف عثمانى. 4. سیر تطور رسمالخط و قرائت متن قرآن. 5. تحریف قرآن.
پیدایش متن قرآن و تغییرات آن در زمان پیامبر:
بیشتر خاورشناسان در پژوهشهاى خود در تاریخ قرآن، به سه محور اهتمام بیشترى داشتهاند: تجربه پیامبرى حضرت محمد و زمینه تاریخى آن، منابع و مصادر قرآن، و تغییر و اصلاح متن قرآن در زمان پیامبر.
تئودور نولدکه و شاگردش فریدریش شوالى (Friedrich Schwally) بر خلاف گوستاو ویل، آلویز اشپرنگر و ویلیام مویر[26]، واقعیت و حقانیت الهام پیامبرانه حضرتمحمد را پذیرفته، او را پیامبرى راستین مىدانستند.[27] از نظر آنها پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) بر این باور قاطع بود که خداوند او را برگزیده است تا مردم را به توحید دعوت کند. [28]
نویسندگان اخیر در مجموع معتقدند که حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)کاملا راستگو بوده و با حسن نیت و ایمان صادق عمل مىکرده است[29]؛ و سرانجام، ویلیام وات مونتگمرى با قاطعیت از همه کژاندیشیهاى اسلاف خود مىگذرد و مىنویسد: از سال 1953 میلادى تاکنون مدافع این نظر هستم که قرآن فعلِ الهى است که از طریق شخصیت محمد عرضه شده است.[30]
در مورد دوم یعنى منابع و مصادر قرآن، بیشتر خاورشناسان متأثر از کتاب خاورشناس یهودىِ آلمانى، ابراهام ژایگر، به نام اقتباسات محمد(صلى الله علیه وآله)از یهودیت که نقطه آغاز در این موضوع به شمار مىآید[31] به بحث از این موضوع پرداختند.
این دسته از خاورشناسان کوشیدهاند با تمسّک به ادّلهاى همچون سفرهاى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) به شام یا ملاقات یا مصاحبت او با برخى عالمان یهود و نصارا مانند ورقة بن نوفل و اطلاع یافتن از کتابهاى اهل کتاب[32] به طرح شبهاتى در منابع و مصادر قرآن پرداخته، چنین القا کنند که پیامبر بخش درخورتوجه از آن را از جاهاى مختلف مانند تورات، تلمود و انجیل، فرهنگ و آداب مردم مکه، آئین صابئان و اشعار جاهلى[33] اخذ کرده است؛ یا برآناند که آن حضرت با اثرپذیرى از اوضاع فرهنگى و مذهبى عصرش خود پدید آورنده متن قرآن بوده است[34]؛ اما مونتگمرى رأى هیچ یک از خاورشناسان را نمىپذیرد و وجود هرگونه مصدرى براى قرآن غیر از خداوند را رد مىکند.[35]
در مورد سوم، نیز آنها پدیده نسخ در قرآن را نوعى بازنگرى در قرآن براى رفع تناقضات موجود در متن قرآن و ساماندهى مجدد آن دانستهاند.[36]
تاریخ نگارش و تدوین متن قرآن:
از آنجا که در فرهنگ یهودى ـ مسیحى، کتابهاى مقدس به دو دسته قانونى (Canonicai) و مشکوک (Apocryphal)قسمت شدهاند، خاورشناسان با این گمان که قرآن نیز مانند نوشتههاى عهد قدیم و عهد جدید از میان نوشتههاى مشابه دیگرى انتخاب شده است، پرسیدهاند که قرآن موجود از چه زمانى به صورت کتاب قانونى و معتبر درآمده است.
آلفرنز مینگانا (Alphonse Mingana) (1881 ـ 1937م.) مىگوید که قرآن در زمان عبدالملک بن مروان و به ابتکار حجاج بن یوسف ثقفى جمعآورى شده![37] و همچنین استل ولان (Estelle Welane) (م. 1997م.) با استناد به سه مدرک تاریخى، تدوین متن رسمى قرآن را در دوره حکومت عثمان تأیید مىکند[38]؛ اما جان برتون (John Burton) با بیان اینکه روایات جمع قرآن به دست ابوبکر اعتبار تاریخى ندارد، به این نظریه مىگراید که قرآن در زمان خود پیامبر گردآورى شده است.[39]
تاریخگذارى:
مراد از «تاریخ*گذارى قرآن» تعیین تاریخ نزول سورههاى قرآن با استناد به ادله تاریخى، روایات معتبر و مضامین آیات و سورههاست. برخلاف قرآنپژوهان مسلمان، که بیشتر در این زمینه به روایات ابن عباس استناد کردهاند، خاورشناسان، به این روایات وقعى ننهاده و راهى اجتهادى را با ملاک قرار دادن لحن، آهنگ، سبک و مفاد آیات و سورها در پیش گرفته و بر این اساس به طبقهبندى سورهها در قالب سه، 4 یا 6 مرحله پرداختهاند.
بحث درباره رسم الخط و قرائت قرآن از دیگر مباحث مورد علاقه مستشرقان است. بعد از آنکه متن قرآن به عنوان کتاب آسمانى مسلمانان تثبیت شد، مباحثى در درستى و نادرستى برخى از واژهها از یکسو و اختلاف نظرها در چگونگى خواندن بسیارى از واژهها پدید آمد.
تحریف قرآن:
در این بحث مستشرقان به نتایجى که از مباحث پیشین گرفتهاند استناد مىکنند که عمدهترین آنها مربوط به دو بحث جمع قرآن و اختلاف در قرائت قرآن است؛ نیز به گفتار افراد مرتدى چون عبدالله بن سعد بن ابى السرح مبنى بر تبدیل واژهها و عبارات قرآن در هنگام نگارش وحى استناد مىجویند.[40]
به اعتقاد نولدکه، اولین خاورشناسى که به موضوع تحریف قرآن پرداخت، سیلوستر دوساسى (Silvestre de Sacy)(1758 ـ 1838 م.) بود که در آیات 138 ـ 144 آل عمران/3 تردید کرد[41] و پس از آن گوستاوویل این ادعا را در موارد دیگر قرآن نیز تکرار ساخت.[42]
گرچه نولدکه در بخشى از کتابش ادعاهاى خاورشناسان و برخى فرقههاى اسلامى مبنى بر تحریف قرآن را رد مىکند، خود نیز در همین کتاب و برخى مقالات دیگرش شبهه تحریف قرآن از نوع نقصان را دامن مىزند.[43] (=> تحریف ناپذیرى قرآن)
تاریخ قرآن نزد مسلمانان:
پیش از طرح موضوع تاریخ قرآن از سوى خاور شناسان، اصطلاح تاریخ قرآن در میان مسلمانان ـ جز در مواردى مشکوک ـ سابقه نداشته است. شاید مهمترین علت آن این بوده است که مسلمانان اصولا در مورد قرآن به عنوان موضوعى نمىنگریستهاند که تاریخیت آن مورد بحث و گفتو گو باشد، زیرا نزد همه آنان به یقین قرآن کلام خداوند است که حضرت محمد، آخرین پیامبر خدا براى هدایت مردم آورده و به نحو تواتر که راهى یقینى است، از هر نسلى از مسلمانان به نسل دیگر از آنان منتقل شده است، با این حال، در میان مسلمانان بخشهایى از مباحثى را که امروزه با عنوان «تاریخ قرآن» شناخته مىشود، به همراه بسیارى از مباحث دیگر تحت عنوان جامعتر «علومقرآن» نامبردار بوده است.
اگرچه چگونگى نگرش خاورشناسان به قرآن، آنها را واداشته است پژوهشهایى درباره تاریخ قرآن رقم زنند، امروزه شاهدیم که مسلمانان خودشان بیشتر این اصطلاح را در حوزه علوم قرآنى به کار مىبرند؛ با این توضیح که تاریخ قرآن را مىتوان بر آن دسته از مباحث قرآنى اطلاق کرد که ماهیتى زمانى دارند و بر این مبنا، مطالبى چون آغاز نزول قرآن، فترت وحى، ترتیب و تقویم نزول سورهها، اسباب نزول، نگارش، جمع و تدوین، رسم الخط قرآن، اختلاف قرائات، عدم تحریف قرآن، آیات مکى و مدنى، ناسخ و منسوخ، نشانهگذارى، تجزیه قرآن به بخشهاى مختلف و تاریخ ترجمه قرآن از مباحث تاریخ قرآن به شمار مىروند.
رامیار مىنویسد: در تاریخ قرآن از این بحث مىشود که ابناى بشر با کلام خدا چه کردند ... . تاریخقرآن، سرگذشت قرآن است از لحظه نزول یا حتى پیش از آن، تا امروز که میان دستان و پیش روى ماست، به هر حال، تاریخ قرآن بخشى از علوم قرآن است.[44]
برخى تاریخ قرآن را اصطلاح جدیدى مشتمل بر مجموعهاى از علوم قرآنى مىدانند که درباره شناختن متن قرآن و سرگذشت آن و وحى و کتابت وحى و جمع و تدوین قرآن و یگانه شدن و رسمیت یافتن یک متن در زمان عثمان، تا تصحیح و طبع مصاحف معتبر در قرون جدید است.[45]
برخى محققان نخستین کتاب با عنوان تاریخ القرآن را نوشته ابوالعباس جعفربن احمد المروزى (م.274ق.) دانستهاند.[46] ابن ندیم از آن با نام تاریخ آىالقرآن لتأیید کتب السلطان گزارش کرده است.[47] برخى از محققان معاصر گفتهاند که به استناد پسوند نام این کتاب نباید تردید کرد که در قسمت اولِ نام، تصحیف و تحریفى رخ داده است، از اینرو این عنوان را تاریخ قرآن مصطلح نتوان دانست.[48]
ابوحفص على بن عمر قزوینى نیز از کتاب دیگرى با عنوان تاریخ القرآن العزیز نوشته ابوالحسن على بن عیسى بن داوود جراح (م. 334ق.) یاد مىکند.[49] سیدبن طاووس نام این کتاب را تاریخالقرآن ضبط کرده است[50] و نسخه خطى این کتاب در کتابخانه آیتالله نجفى مرعشى (قم) موجود است[51]؛ اما به استناد آنچه سیدبن طاووس از متن کتاب نقل کرده است که مطلب تفسیرى است و با توجه به اینکه دیگران در میان آثار قرآنى على بن عیسى تنها از کتابى با نام معانى القرآن و تفسیره یاد کردهاند، بعضى معاصران اظهار داشتهاند که تاریخ القرآن همان معانى القرآن و تفسیره است.[52]
با صرف نظر از این دو کتاب، پیش از طرح موضوع تاریخ قرآن از سوى خاور شناسان، اصطلاح تاریخ قرآن در میان مسلمانان سابقه نداشته است. در عین حال، برخى از مباحثى که امروزه به نام تاریخ قرآن مطرح مىشوند، در کتابهاى پیشینیان جزو مباحث علوم قرآن قرار مىگرفته است؛ براى نمونه مىتوان از کتاب البرهان فى علوم القرآن زرکشى و کتاب الاتقان فى علوم القرآن جلال الدین سیوطى نام برد.
برخى مفسران نیز در مقدمه تفسیرشان مباحثى چون جمع و تدوین قرآن و توحید مصاحف، تقسیمات قرآن، قرائات، رسمالخط و عدم تحریف قرآن را به بحث نهادهاند؛ مانند قرطبى در الجامع لاحکام القرآن، آلوسى در روحالمعانى و ابن عاشور در التحریر و التنویر. گاهى نیز از برخى مباحث مانند جمع، تدوین قرآن و قرائات قرآن به صورت مستقل بحث شده است. النشر فى القرائات العشر ابنجزرى در قرائات و کتاب المصاحف سجستانى در جمع و تدوین قرآن و اختلاف مصاحف از این جملهاند.
کتاب البیان فى تفسیر القرآن آیتالله خویى نیز در دو دهه اخیر از تأثیر گذارترین کتابها، در مباحث جمع قرآن و قرائات بوده است. محمود ابوریه، استاد دانشگاه الازهر مصر، ضمن ارجاع خوانندگان کتابش به مطالعه مبحث جمع و تدوین قرآن در البیان این کتاب را بىنظیر و بهتنهایى براى مطالعه در این موضوع کافى دانسته است.[53]
از این همه که بگذریم پس از خاورشناسان، نخستین کسى که در جهان اسلام کتابى با عنوان تاریخقرآن نوشت، موسى جار الله ترکستانى است کهآن را با نام تاریخ القرآن والمصاحف (در سال 1323ق./1934 م.) منتشر کرد[54]. پس از او ابوعبدالله زنجانى، محمد اسلم جیراجپورى، محمد شرف الدین یالتکایا، محمد عمر دینپورى و محمود رامیار کتابهایى با این نام تألیف کردند.[55] در سالهاى اخیر، عنوان تاریخ قرآن، چه به صورت مستقل و چه در ضمن برخى مجموعههاى علوم قرآنى، مورد توجه دانشمندان اسلامى قرار گرفته و آثار درخور توجهى در این زمینه پدیدار آمده است.
ابوعبدالله زنجانى (1309ـ1360ق.) از عالمان شیعى کتاب تاریخ القرآن خود را که شهرتى جهانى یافت اولین بار در قاهره منتشر کرد و احمد امین مصرى، در مقدمهاى که در سال 1935 میلادى بر آن نوشته، از وى و کتابش به بزرگى یاد کرده است.[56] کمیته عالى ترجمه دائرةالمعارف اسلام مقالهاى را به معرفى کتاب زنجانى به خوانندگان غربى اختصاص داده و از کتاب و مؤلف آن بسیار تمجید کرده است.[57]
کتاب زنجانى یک مقدمه و سه باب دارد که مؤلف در مقدمه به شرح مختصرى از زندگانى پیامبر و اوضاع جهان عصر او پرداخته است. سپس در باب اول درباره این مسائل بحث کرده است: پیدایش خط در حجاز و انتشار آن و خطى که قرآن بدان نگاشته شد، آغاز نزول وحى، زمان نزول قرآن، قرائت قرآن توسط پیامبر بر اصحاب، کتابت قرآن در هنگام نزول به فرمان پیامبر و نویسندگان آن، آنچه قرآن را در زمان پیامبر بر روى آن مىنوشتند، جمعآورى کنندگان قرآن در زمان پیامبر، تاریخ نزول سور، و ترتیب نزول قرآن در مکه و مدینه.
زنجانى در باب دوم، درباره قرآن در زمان ابوبکر و عمر، در زمان عثمان، ترتیب سورهها در مصحف على(علیه السلام)، ابىبنکعب، ابن مسعود، ابنعباس و مصحف امام صادق(علیه السلام)، ذکر نام قراء و راویان مشهور آنها، اعرابگذارى و اعجام (نقطهگذارى حروف) قرآن گفتوگو کردهاست.
باب سوم کتاب نیز مشتمل بر مباحث ترجمه قرآن به زبانهاى غربى، تاریخ نزول سور قرآن از دیدگاه مستشرقان، و فواتح سور است.
زنجانى در کتاب خود نولدکه را محققى بزرگ خوانده و کتاب تاریخ القرآن او را کتابى با ارزش دانسته، خلاصه بحث او در ترتیب نزول سور قرآن را در کتاب خویش گزارش کرده است.[58]
محمود رامیار (م. 1363ش.)، براى اولین بار به زبان فارسى کتابى با عنوان تاریخ قرآن نوشت و آن را در سال 1346 شمسى منتشر کرد. او فارغالتحصیل دانشگاه ادینبورو در بریتانیا است که دو خاورشناس مشهور ریچارد بل و مونتگمرى وات در آن دانشگاه سالها تدریس کردهاند و هر دو داراى اثر در تاریخ قرآن هستند. رامیار در نزدیک به دو دهه در تاریخ قرآن خود بازنگرى کرد و آن را باحجمى بیش از دو برابر حجم اوّل در 1362 شمسى انتشار داد. تاریخ قرآن رامیار در میان کتابهاى تاریخ قرآن نوشته دانشمندان مسلمان، جایگاهى ممتاز دارد.
این کتاب 17 فصل و ملحقاتى چند دارد. سیر مباحث در این کتاب تفاوت زیادى با تاریخ قرآن زنجانى ندارد؛ اما حجم مباحث در آن بسیار مبسوط و گستردهتر است، به علاوه اینکه ترتیب مباحث نیز قدرى متفاوت از کتاب زنجانى است. رامیار همچنین مباحث مفصلى درباره وحى و ماهیت و انواع آن و سبب نزول آورده است و در بحث ترجمه قرآن برخلاف زنجانى به مباحث عام ترجمه، و به خصوص ترجمه به زبانهاى غربى پرداخته است.
پس از وى سید محمد باقر حجتى کتاب پژوهشى در تاریخ قرآنکریم را در سال 1360شمسى منتشر کرد. فصول هجدهگانه این کتاب بسیار نزدیک به تاریخ قرآن رامیار است. با این تفاوت که حجتى در تاریخ قرآنش به مباحث ترجمه قرآن نپرداخته است؛ اما بحثى مبسوط درباره قرائات و قاریان معروف و راویان آنها در کتاب خود جاى داده است؛ همچنین بخش پایانى کتاب را به معرفى نمونههایى از مهمترین نسخههاى خطى قرآنکریم در نقاط مختلف جهان اختصاص داده است.
محمد هادى معرفت در جلد نخست التمهید بخش مستقلى را با عنوان تاریخ القرآن قرار داده و به مباحث متعارف در این حوزه پرداخته است. آیت الله معرفت این بخش از التمهید را با کمى تلخیص و با اضافاتى قابل توجه در قالبى جدید بازنویسى و با عنوان تاریخقرآن منتشر ساخته است. از ویژگیهاى این کتاب آن است که مؤلف محقق آن جایگاه و دیدگاه عالمان امامیه را در مباحث تاریخ قرآن مورد توجه قرار داده است. این کتاب در مقایسه با سایر کتب تاریخ قرآن از نظم بهتر و جامعترى برخوردار است.
برخى دیگر از کتب تاریخ قرآن که در سالهاى اخیر نگاشته شده، عبارتاند از لمحات من تاریخ القرآن، سید محمدعلى اشیقر، تاریخ القرآن، عبدالصبور شاهین، تاریخ القرآن، محمد حسین على الصغیر، تاریخ القرآن الکریم، محمد سالم محیسن، تاریخ القرآن و غرائب رسمه و حکمه، محمد طاهر بن عبد القادر الکردى، بحوث فى تاریخ القرآن و علومه، سید ابوالفضل میرمحمدى. این کتاب به فارسى نیز برگردان شده است؛ تاریخ و علوم قرآن، على حجتى کرمانى، تاریخالقرآن، ابراهیم الابیارى، تاریخ القرآن و علومه، عدنان زرزور؛ تاریخ القرآن والتفسیر، محمود شحاته.
آثار موجود در زمینه تاریخ قرآن به صورت جامع و مانع، حاوى مباحث مربوط به تاریخ قرآن، با تعریفى که در اینجا از آن ارائه دادیم، نیستند، بلکه بیشتر آنها از طرفى برخى از مباحث نظیر ماهیت وحى، موارد کاربرد واژه وحى در قرآن یا شرح و تفصیل در مورد حروف مقطعه و مانند آن را که ماهیتى زمانى ندارند بررسى کردهاند و از سوى دیگر، به بعضى مباحث نظیر مسئله عدم تحریف یا نسخ در قرآن، که زمان در آنها مدخلیّت دارد، نپرداختهاند. یادآورى این نکته لازم است که اگر نویسندگان مسلمان در کتابهاى تاریخ قرآن گاهى به مباحثى پرداختهاند که جنبه تاریخى ندارد به این سبب بوده است که در کتب مستشرقان شبهاتى در مورد آنها مطرح شده است و آنها خواستهاند پاسخ گویند. به علاوه اینکه طرح مسئله وحى و ماهیت و انواع آن در آغاز کتب تاریخ قرآن نیز تأکید بر این است که برخلاف نظر مستشرقان، قرآن کلام خدا و پدیدهاى فرازمانى است. مىتوان صرف نظر از مباحث خاور شناسان، تاریخ قرآن را شاخهاى از علوم قرآن دانست و مباحثى از علوم قرآن را که تاریخیت در آن مدخلیت دارد، تا مىتوان با رعایت ترتیب تاریخى آورد. این مباحث را در طرح کلى زیر مىتوان جاىداد:
1. نزول قرآن (آغاز نزول قرآن، طول دوره نزول، فترت وحى، ترتیب نزول، تقویم نزول).
2. تثبیت قرآن (حفظ و نگارش). 3. جمع آورى و تدوین قرآن (جمعدر عصر پیامبر، جمع پس از عصر پیامبر، کیفیت تدوین آیات در سورهها، چگونگى جاى گذارى آیات مکى و مدنى و ناسخ و منسوخ در سورهها، کیفیت تدوین سورهها در مصحف). 4. توحید مصاحف (پیدایش اختلاف در قرائت قرآن، چگونگى یکى شدن مصاحف). 5. سرنوشت مصاحف (مصاحف صحابه، نسخههاى کهن قرآن). 6. خط و رسم الخط (خطقرآن در اولین نگارش، تغییر خط، رسمالخط قرآن). 7. قرائات (منشأ پیدایش قرائتها، مراحل تاریخى شکلگیرى قرائتها، قرائتهاى مشهور و قاریان آنها). 8. اعراب و اعجام. 9. تجزیه و تحزیب. 10. علائم تجویدى (شماره آیات، علائم تجویدى، علائم دیگر). 11. ترجمه (اولین ترجمه، ترجمه به زبانهاى مختلف، انواع ترجمهها). 12. چاپ نوین (اولین چاپ، تفاوتهاى رسم الخطى). 13. سلامت قرآن از تحریف.
منابع
آراء المستشرقین، عمربن ابراهیم رضوان، ریاض، دارطیبة، 1413ق؛ الاسلام و شبهات المستشرقین، فؤاد کاظم المقدادى، المجمع العالمى لاهل البیت(علیهم السلام)، 1416ق؛ اضواء على السنة المحمدیّه، محمود ابوریّة (م. 1385ق.)، قم، البطحا؛ برخورد آراى مسلمانان و مسیحیان، ویلیام مونتگمرى، به کوشش آریا لرستانى، قم، نشر اسلامى، 1373ش؛ البرهان فى علوم القرآن، الزرکشى (م. 794ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، 1415ق؛ تاریخ الادب العربى، کارل بروکلمان، ترجمه عبدالحلیم النجار، قم، دارالکتاب الاسلامى؛ تاریخ جمع قرآنکریم، سید محمد رضا جلالى، نشر نقره، 1365ش؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، 1346ش؛ تاریخ قرآن، ابوعبدالله زنجانى، ترجمه: ابوالقاسم سعاب، کانون خدمات فرهنگى الست؛ تاریخ القرآن، تیودور نولدکه، ترجمه و کوشش: جورج تامر، دارالنشر جورج المز، 2000 م؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى، خرمشاهى، تهران، دوستان، 1377ش؛ در آستانه قرآن، رژى بلاشر، ترجمه: محمود رامیار، تهران، فرهنگ اسلامى، 1376ش؛ درآمدى بر تاریخ قرآن، ریچاردبل، بازنگرى مونتگمرى وات، ترجمه: بهاء الدین خرمشاهى، قم، مرکز ترجمه قرآن به زبانهاى خارجى، 1382ش؛ درآمدى بر قرآن، رژى بلاشر، ترجمه: اسدالله مبشرى، تهران، نشر ارغنون، 1372ش؛ رویکرد خاورشناسان به قرآن، تقى صادقى، تهران، فرهنگ گستر، 1379ش؛ سعدالسعود، ابن طاووس (م. 664ق.)، نجف، الحیدریة، 1369ق؛ سیر نگارشهاى علوم قرآنى، محمدعلى مهدوى راد، اول، هستى نما، 1384ش؛ الظاهرة الاستشراقیه، ساسى سالم الحاج، مرکز دراسات العالم الاسلامى، 1991 م؛ الفهرست، ابن الندیم (م. 380ق.)، تهران، مروى، 1393ق؛ القرآن والکتاب الحداد، الحداد، 1408ق؛ کتابنامه بزرگ قرآنکریم، محمد حسن بکائى، تهران، نشر قبله، 1374ش؛ المستشرقون، نجیب العقیقى، سوم، مصر، دارالمعارف، ] بىتا[ ؛ المستشرقون والدراسات القرآنیه، محمد حسین على الصغیر، الاعلام الاسلامى، 1413ق؛ معجم المطبوعات العربیة والمعربه، یوسف الیان سرکیس، مصر، عالم الکتب؛ مناهج المستشرقین، تونس، المنظمة العربیة للتربیة والثقافة والعلوم.
Introdudction to the Quran, William Montgomery Watt, Edinburgh at the University Press.
The Collection of the Quran, John Burton, Cambridge University Press, 1977.
The Muslim World.
"Historisch - Kritische Einleitung in den Koran", Gustar Weil, (Bielefeld and Leipsic, 1844
7، 64
and 1878).
Journal of the Manchester Egyptian & Oriental Society ؛
Der Islam. Journal of the American Oriental Sociely.
محمد کاظم شاکر
[1]. Bell's Introdudction to the Quran ؛ Introduction to the Quran.
[2]. The Life of Mahomet, Muhammed ؛ Das Leben und die Lehre des Mohammad.
[3]. The Collection of the Quran.
[4]. ر ک: المستشرقون، ج1، ص194؛ المستشرقون والدراسات القرآنیه، ص27.
[5]. Introduction to the Quran, p. 175.
[6]. Introduction to the Quran, p. 175.
[7]. ر. ک: تاریخ القرآن، صXI .
[8]. تاریخ القرآن، صXI .
[9]. همان، صXVII ، 38.
[10]. همان، صXVIII .
[11]. The Muslim World, vol. 16,pp.327-341, The Quest of the Historical Muhammad.
[12]. "Historisch - Kritische Einleitung in den Koran".
[13]. Introduction to the Quran,p.177.
[14]. ر.ک: در آستانه قرآن، ص4.
[15]. درآمدى بر قرآن، ص13.
[16]. همان، ص15.
[17]. ر.ک: تاریخ جمع قرآنکریم، ص47.
[18]. Introduction to the Quran , p.174.
[19]. Introduction to the Quran , p.174.
[20]. Ibdi,p.176.
[21]. تاریخ الادب العربى، ج1، ص137 ـ 140.
[22]. Introduction to the Quran ,p 176.
[23]. The Muslim World, vol.16. pp. 327- 341, The Quest of the Historical Muhmmad.
[24]. ر.ک: رویکرد خاور شناسان به قرآن، ص120ـ 124.
[25]. ر.ک: آراء المستشرقین، ج1، ص129ـ137.
[26]. ر. ک: تاریخ القرآن، ص23؛The Quest of the Historical Muhmmad, p.17
[27] ـ 4. تاریخ القرآن، ص XVII .
[28]. Introduction to the Quran , p.174.
[29]. Introduction to the Quran , p.18.
[30]. برخورد آراى مسلمانان و مسیحیان، ص46ـ 47.
[31]. تاریخ القرآن، ص7.
[32]. ر. ک: القرآن و الکتاب، ص192ـ 193؛ آراء المستشرقین، ج1، ص10؛ مناهج المستشرقین، ج1، ص31ـ 38.
[33]. ر . ک: مناهج المستشرقین، ج1، ص33 ـ 34؛ الاسلام و شبهات المستشرقین، ص142ـ 148.
[34]. ر.ک: المستشرقون و الدراسات القرآنیه، ص33ـ 34؛ مناهج المستشرقین، ج1، ص31؛ تاریخ القرآن، صXVII ، 11.
[35]. درآمدى بر تاریخ قرآن، ص45 ـ 47.
[36]. ر.ک: الظاهرة الاستشراقیه، ج1، ص445ـ 453.
[37]. Journal of the Manchester Egyption & Oriental Society (1915-16), P.25-47؛ The Transmission of the Kuran" ؛ Der Jslam, P.7-15 ؛The Collection of the Quran".
[38]. Journal of the American .society (118.i). 1998, p.2, Forgotten Witness: Evidence for the Early Codifioation of the Quran.
[39]. The Collection of the Quran, pp. 105 -240 ؛ Journal of the American Oriental Sociely (100. ii), 1980, p. 137 ؛ Review of Quranic Studies, John Wansbrough.
[40]. ر.ک: مناهج المستشرقین، ج1، ص46ـ50.
[41]. تاریخ القرآن، ص311.
[42]. همان، ص311 ـ 319.
[43]. ر.ک: المستشرقون و الدراسات القرآنیه، ص30.
[44]. ر. ک: تاریخ قرآن، رامیار، ص10.
[45]. دانشنامه قرآن، ج1، ص458.
[46]. البرهان فى علوم القرآن، ج1، ص326؛ کتاب نامه بزرگ قرآنکریم، ج4، ص1201.
[47]. الفهرست، ص167.
[48]. سیر نگارشهاى علوم قرآنى، ص229.
[49]. ر.ک: کتاب نامه بزرگ قرآنکریم، ج4، ص1204.
[50]. سعد السعود، ص23.
[51]. کتاب نامه بزرگ قرآنکریم، ج4، ص1204.
[52]. ر. ک: سیر نگارشهاى علوم قرآنى، ص231.
[53]. اضواء على السنة المحمدیّه، ص248ـ 249.
[54]. معجم المطبوعات العربیه، ج1، ص670؛ البرهان فى علوم القرآن، ج1، ص326.
[55]. کتاب نامه بزرگ قرآنکریم، ج4، ص1201ـ 1205.
[56]. ر.ک: تاریخ قرآن، زنجانى، صز، ح، ط.
[57]. همان، صهـ، و.
[58]. تاریخ قرآن، زنجانى، ص183 ـ 186.
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی