عام و خاص در علوم قرآن
عام و خاص در علوم قرآن
عام و خاص
عام و خاص یکی از مباحث مربوط به دلالت الفاظ است و به مناسبت از آن در اصول فقه و علوم قرآنی بحث می شود.
مقصود از عام و خاص
مقصود از عام لفظی است که مفهومش در ثبوت حکم برای آن بر کلیه اموری که صلاحیت انطباق بر آنها را دارد، شامل می شود. گاهی نیز به حکم عام گفته می شود به اعتبار شمولش بر همه افراد موضوع یا متعلق یا مکلف و مقصود از خاص حکمی است که فقط بر برخی از افراد موضوع یا متعلق یا مکلف شامل می شود یا لفظی است که دال بر آن است.[۱]
فرق بین «موضوع» و «متعلق» آن است که اگر حکم مربوط به عین خارجى شود، مانند (علما) در اکرم العلماء و (ید) در فاقطعوا ایدیهما. عین خارجى را (موضوع) مىگویند و اگر حکم مربوط به فعلى از افعال باشد آن فعل را (متعلق) مىگویند.
به عنوان نمونه در جایی که مولى فرموده است (اکرم العلماء) (وجوب) حکم است و (اکرام) متعلق حکم است و (علماء) موضوع حکم مىباشد.
وجوب اکرام، جمیع افراد علما را شامل مىشود که همه آنها واجب الاکرام مىباشند، همچنین در این مثال متعلق وجوب (اکرام) است و اکرام، افراد و مصادیق طولى و عرضى دارد (از قبیل سلام کردن، کفش جفت کردن و سر و دست تکان دادن و پول دادن و دعوت و مهمانى دادن و...) حکم، همه افراد متعلق را شامل مىشود. مثال شمول حکم برای همه افراد مکلف نیز حدیث (طلب العلم فریضة على کلّ مسلم و مسلمة) است که وجوب طلب علم همه افراد مکلّفین را شامل مىشود.[۲]
الفاظ عموم
در زبانهای مختلف، الفاظ و کلمات گوناگونی وجود دارد که دلالت بر شمول عام میکنند. چنانکه در زبان فارسی علاوه بر استفاده از الفاظی که در زبان عربی برای عموم استفاده میشود، در خود این زبان نیز کلماتی هستند که به نحو مثبت یا منفی برای لفظ شامل همه افراد، یعنی عام مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. از این گونه الفاظ به عنوان نمونه میتوان: همه، هر، هیچ، هرگز، تمام و کلیه را نام برد.[۳]
در زبان عربی گفته شده است 4 قسم، میتواند به عنوان الفاظ عموم مورد استفاده قرار گیرد:
اول: نکره در سیاق نفی و نهی
دوم: الفاظ مفرد دال بر عموم[۴]
سوم: جمع محلی به الف و لام مانند: اوفوا العقود
چهارم: مفرد محلی به الف و لام (اگر معهودی نباشد) مانند: احل الله البیع[۵]
تخصیص عام
تخصیص به معناى اخراج بعضى افراد از شمول حکم عام است، البته در صورتی که اگر تخصیص نباشد خود لفظ شامل آن افراد بشود.[۶]
تخصیص عام بر دو گونه است:
یک صورت این است که مخصص عام در خود کلامی که توسط گوینده القا مى شود، آورده شود مثل این که مى گوئیم: أشهد أن لا اله الا الله (الا الله مخصص لا اله است) اینگونه مخصص متصل نامیده مى شود.
صورت دوم این است که مخصص در خود کلام نباشد بلکه در کلام مستقل دیگرى قبل و یا بعد ذکر شود این گونه مخصص منفصل نامیده می شود.[۷]
پانویس
محمدرضا مظفر، اصول الفقه، انتشارات اسماعیلیان، ج1، ص139.
اصغرى، عبدالله، أصول الفقه (با شرح فارسى)، قم، چاپ دوم، 1386ش، ج1، ص243.
محمدحسینی طرقی، مرتضی، مباحثی پیرامون الفاظ عام و خاص، ماهنامه کانون، شماره56، اردیبهشت و خرداد 1384.
از قبیل: کل، جمیع و صیغ مختلف آن، ای، من، ما و مطلق موصولات، مشروط به آنکه اشاره به معهود خاصی نباشد و...
درس خارج اصول آیت الله سبحانی (۹۱/۱۱/۲۸) در دسترس در سایت تقریر مدرسه فقاهت، بازیابی: 25 اردیبهشت 1393.
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج1، ص139.
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج1، ص142.
وبلاگ علوم قرآن و حدیث
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی