سید نعمتالله جزایری
سید نعمتالله جزایری
سید نعمت اللّه جزایری مشهور به محدث جزایری، از علمای شیعی قرن یازدهم و دوازدهم و سرسلسله خاندان مشهور علمی و دینی سادات جزایری که نسبشان به امام کاظم (ع) میرسد. سید نعمت الله شاگرد عالمانی همچون علامه مجلسی، آقا جمال خوانساری، ملامحسن فیض کاشانی و شیخ حر عاملی بود. نوشتههای به جامانده از سیدنعمت اللّه جزایری فراوان است و او را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کردهاند. از جمله آثار معروف او الانوار النعمانیة، قصص الانبیاء و کتاب کشکولی زَهر الربیع است. او از علمای طرازِ اول مسلک اخباری محسوب میشود.
نسب، تولد، درگذشت
سید نعمت الله جزایری سرسلسله خاندانسادات جزایری است که سه قرن در منطقه خوزستان ، به ویژه شوشتر، خدمات علمی و دینی ارائه میکردند.[۱] نسب آنها به عبدالله بن موسی بن جعفر، فرزند امام کاظم (ع)، میرسد.[۲] به نوشته سید نعمت اللّه او [۳] در ۱۰۵۰ در روستای صَباغیه از جزایر بصره ، محلی میان دجله و فرات ، به دنیا آمد.[۴]
بزرگترین فرزندِ پسرِ او، سید نورالدین بود که نسب ت بیشتر سادات جزایری به وی میرسد، از این رو آنان به سادات نوریه نیز مشهورند.[۵] برخی از فرزندان و نوادگان او در شوشتر ماندند و برخی در هند، نجف و جاهای دیگر ساکن شدند.
سید نعمت اللّه در ۱۱۱۱ برای زیارت به مشهد رفت و در راه بازگشت به شوشتر، در خرم آباد بیمار شد و در پلدختر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. آرامگاه او در آنجا معروف است . وفات وی را در ۲۳ شوال ۱۱۱۲ ذکر کردهاند.[۶]
روش استنباط احکام
دلایل میانه روی
محققان در این باب اتفاق نظر دارند که مسلک جزایری در استنباط احکام نه اصولی بوده نه اخباری صرف، بلکه او میانه رو بوده و به تعبیر مشهور، طریقه وسطا را برگزیده بوده است .[۵۲]
منبع محققان در این داوری، سخنان جزایری در کتابها و رسالههای متعدد او بوده که در آنها به اخذ مسلک و طریقه وسطا تصریح و آن را روش استادش محمدباقر مجلسی ذکر کرده است .[۵۳] مراد جزایری از طریقه وسطا، آن گونه که خود در مقدمه کتاب غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام [۵۴] توضیح داده، اعتقاد به حجیت ظواهر قرآن در تشریع است و آن را طریقی دانسته که نه مانند طریق مجتهدان اصولی است که به قواعد و استنباط و استدلالهای عقلی تکیه زدهاند و نه مانند اخباریهایی چون محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط مبتنی بر قواعد ظنی را انکار کرده و عمل به ظواهر قرآن را از مصادیق آن شمردهاند.[۵۵] جزایری [۵۶] پس از نقل سخنان محمد امین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق تمام سخنان وی، تنها بر رأی او مبنی بر عدم حجیت ظواهر کتاب خرده گرفته است .
یکی از دلایلی که سبب شده تا محققان، جزایری را میانه رو بدانند، نظر او درباره برخی از موارد شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و مصرف دخانیات، است که در حرمت آنها نصّی وارد نشده است .[۵۷] اخباریها در این گونه موارد، بنا بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، اما جزایری از این نظر عدول کرده، قائل به اباحه شده است .[۵۸]
دلایل اخباری بودن
سید نعمت الله جزایری در بسیاری موارد دیگر مطابق رأی اخباریان نظر داده، از جمله در باب منابع تشریع، فقط کتاب و سنت را معتبر شمرده و اجماع ، استصحاب ، عقل و تمام گونههای قیاس ، از جمله قیاس منصوص العلة و اولویت ، را باطل دانسته است .[۵۹] همچنین در صورت تعارض نقل با ادله عقلی، اعم از قواعد عملی یا قواعد نظری (چون «امر به شی ء مستلزم نهی از ضد عام است» و «مامِنْ عامٍّ اِلاّ و قَدْ خُصّ»)، نقل را مقدّم دانسته است .[۶۰] وی بر خلاف علامه مجلسی [۶۱] که تقلید از میت را جایز نمیدانسته، همانند اخباریها قائل به جواز تقلید از میت بوده است .
در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام شرعی و نحوه استنباط آنها را میتوان استخراج کرد که دست کم تا صورتبندی نهایی آرای فقهی و اصولیاش، وی را باید در زُمره اخباریها دانست، زیرا وی از سویی فقه را نه مجموعهای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از روایات جزئی دانسته است که یگانه ملاک معتبر استنباط و مبنای عمل اند[۶۲] و از سوی دیگر، برای غنی کردن منابع روایت و محدود کردن دامنه استنباط عقلی، علاوه بر نقد نظریه تقسیم چهارگانه احادیث (صحیح ، حسن ، موثق و ضعیف )، که مستلزم مناقشه درباره بسیاری از احادیث است [۶۳] بر وثاقت بسیاری از کتابهای حدیثی، چون عیون اخبار الرضا اثر شیخ صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذاشته است .[۶۴]
تألیفات و آثار علمی
کتاب ها، رسالهها و حواشی به جامانده از سیدنعمت الله جزایری فراوان است، چنانکه وی را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کردهاند[۶۵] او بر بیشتر کتابها و متون حدیثی شرحها و حاشیههای متعدد نگاشته است .[۶۶] با مراجعه به تعدادی از این آثار میتوان دریافت که هدف عمده جزایری، منابع حدیثی و در واقع نقدی بر آرای مجتهدان اصولی بوده است .[۶۷] شرحها و حاشیه نویسیها در آغاز به صورت یادداشتهایی بوده که سید نعمت اللّه بر کتابهای مختلف نگاشته و سپس آنها را به قلم خود یا شاگردانش بازنویسی و مدون کرده است .[۶۸] جزایری همچنین بر کتابهایی چون تفسیر بیضاوی ، قاموس اللغة فیروزآبادی و کتابهای چهارگانه حدیث که در ایام تحصیل خوانده و آنها را استنساخ کرده بود، نیز حاشیه نوشته است .[۶۹]
برخی از کتا بهای مهم او به این شرح است :
الانوار النعمانیة فی معرفة النشأة الانسانیة، کهگاه به اشتباه آن را انوار نعمانی معرفی کردهاند.[۷۰] این کتاب در شرح احوالات آدمی از پیش از تولد تا پس از مرگ است که در سه باب تدوین شده است، به این ترتیب : در احوال پیش از تولد، از تولد تا وفات و احوال پس از مرگ و عالم آخرت . کتاب مؤخرهای نیز دارد که سید نعمت اللّه جزایری [۷۱] در آن به شرح احوال و سوانح زندگانی استادان و مشایخ خود پرداخته است و در شناخت وی و نیز دورهای که در آن میزیسته منبعی مهم و معتبر به شمار میآید.
انیس الوحید فی شرح التوحید، که شرحی است بر کتاب التوحید ابن بابویه، مشهور به شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱). جزایری خود در کتاب زهرالربیع [۷۲] از آن با نام انیس الفرید یاد کرده است .
جواهر الغوالی فی شرح عوالی اللئالی، که شرحی است بر عوالی اللئالی ابن ابی جمهور احسائی (متوفی ح ۹۰۷).[۷۳] جزایری [۷۴] از این کتاب با عنوان مدینة الحدیث یاد کرده است . موضوع این کتاب دو جلدی شرح روایات فقهی از طهارت تا دیات است .[۷۵]
حاشیه شرح جامی بر کافیه در نحو، جزایری [۷۶] آن را حاشیه مدونه علی شرح الجامی نامیده است . آقابزرگ طهرانی [۷۷] نیز از این کتاب با عنوان الحاشیة علی الجامی و شرح الکافیة یاد کرده است .
حواشی امل الامل شیخ حر عاملی ؛ این حواشی متضمن شرح احوال تعدادی از دانشمندان معاصر جزایری است که در متن کتاب امل الا´مل ذکر نشدهاند و در واقع استدراکی بر کتاب مذکور به شمار میآید. بر اساس این کتاب و کتابهای دیگر رجالی، آقابزرگ تهرانی [۷۸] سید نعمت اللّه جزایری را در شمار عالمان رجالی و تذکره نویسان ذکر کرده است . سید عبدالله جزایری ، نوه سید نعمت الله جزایری، بعدها در کتاب الاجازة الکبیرة از همین شیوه پیروی کرده و به شرح احوال برخی معاصران خود پرداخته است .[۷۹]
حواشی نهج البلاغة، که شرح مختصر جزایری است بر نهج البلاغه[۸۰] و آن را الحواشی الضافیة و الموازین الوافیة نامیده است .[۸۱]
ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، در سه جلد: جلد نخست در حالات پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، جلد دوم در احوال حضرت زهرا (س) و امام دوم تا امام یازدهم و جلد سوم در شرح احوال امام دوازدهم (عج).[۸۲]
زَهْر الربیع فی الطرائف و الملح و المقال البدیع ، که جُنگ مانندی است در بیان مطالب گوناگون ادبی، نکات تفسیری و شرح احوال پارهای از مشایخ و استادان . این کتاب یکی از آثار مشهور جزایری است .[۸۳] عبدالله جزایری [۸۴] پس از ذکر نام کتاب، به اشتمال آن بر مطایبات و هزلیات اشاره کرده و آن را از این جهت قابل حک و اصلاح دانسته است .
شرح صحیفه سجادیه ؛ سید نعمت اللّه جزایری بر کتاب صحیفه مجموعاً سه شرح نگاشته است :[۸۵] نخست شرحی که به شرح کبیر معروف شده است .دوم شرح مختصر که در واقع تنقیح و خلاصهای از شرح نخستین است که پس از تألیف آن، شرح کبیر مهجور گشت . شرح مختصر با عنوان نور الانوار فی شرح کلام خیرالاخیار شناخته میشود. مؤلف در ۱۰۷۸، یعنی در ۲۸ سالگی، در خرّم آباد از تألیف آن فارغ شد.[۸۶] سوم شرح ملحقات صحیفه است، با عنوان النُکت ُالطریفة فی شرح ملحقات الصحیفة.
غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام ، که شرح تهذیب الاحکام شیخ طوسی است . این شرح مختصری است از شرح دیگر مؤلف که در ایام جوانی بر تهذیب با عنوان مقصود الانام فی شرح تهذیب الاحکام نگاشته بود.[۸۷] این کتاب حاوی یک دوره فقه استدلالی است و اطلاعات عظیمی از حوزههای دانشهای اسلامی، مانند حدیث، رجال ، اصول فقه و عقاید، را در خود جای داده است . علاوه بر این، کتاب مذکور به سبب ذکر آرا و فتاوی فقهی و اصولی محمدباقر مجلسی ، که غالباً از او به عنوان شیخنا المعاصر یاد کرده، حائز اهمیت فراوان است .
کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، که حاوی مطالب علمی عمدهای در فقه ، حدیث و رجال است . مقدمه کتاب نیز بخش مهمی از دیدگاههای مؤلف را منعکس کرده است .[۸۸]
مقامات النجاة فی شرح اسماء الحسنی ، که به ترتیب حروف الفباست و تا حرف ضاد اسمای حسنا را شرح کرده است . این کتاب بر مشرب عرفانی نگاشته شده و حاوی اقوال بسیاری از بزرگان و مشایخ تصوف ، چون ذوالنون مصری ، رابعه عدویه ، مجدالدین بغدادی و محیی الدین ابن عربی ، است .[۸۹] ضمناً برخی از دیدگاههای صوفیان را نیز نقد کرده است . علامه مجلسی به سبب محتوای صوفیانه کتاب، جزایری را از ادامه تألیف بازداشته، چنانکه جزایری خود در کتاب زهرالربیع [۹۰] به مورد مشابهی از این توصیه علامه مجلسی اشاره کرده است . ظاهراً مقامات النجاة در زمان مؤلف گزینش و به فارسی نیز ترجمه شده است .[۹۱]
النور المبین فی قصص الانبیاء و المرسلین ، این کتاب در حکم تکملهای بر کتاب ریاض الابرار یاد شده [۹۲] و بارها منتشر شده است .[۹۳] نورالدین جزایری، فرزند مؤلف، نیز این کتاب را با عنوان تحفة الاولیاء به فارسی ترجمه کرده است .[۹۴]
هدیة المؤمنین و تحفة الراغبین ، رساله فقهی مختصری در احکام طهارت و صلاه است .[۹۵] سید نعمت اللّه جزایری در آغاز این کتاب از آموزه اصولیان در تقسیم مکلفان به مجتهد و مقلد و نیز مجاز نبودن تقلید از میت انتقاد کرده است . شیوه نگارش این کتاب به نقل روایت نزدیکتر است تا به شیوههای متعارف در تحریر مسائل شرعی .
تفسیر رویدادها با گفتمان دینی
سیدنعمت اللّه جزایری کتابی با عنوان مُسکن الشُجُون فی حکم الفرار من الطاعون نوشته که در آن به شرح بیماری طاعون و شیوع آن در بغداد، جزایر و حویزه پرداخته است . این واقعه در ۱۱۰۲ در شام ، آسیای صغیر و عراق و بخشهای جنوب شرقی ایران [۹۶] رخ داد که عده بسیاری بر اثر آن درگذشتند. او در این کتاب علل وقوع و راههای پیشگیری از این بیماری را از منظر دینی و با نگاه ویژه و ادیبانه خود بررسی کرده که شایان تأمل است .
آرای جزایری در باب طاعون نمونه آشکار تفسیر دینی رویدادهاست و این گفتمان دینی امکانات تازهای را در ادبیات مرگ ابداع کرده است .
همنشینی با حاکمان
سید نعمت اللّه با عالمان و نیز حاکمان مناسبات خوبی داشت تا آنجا که او را، به سبب همنشینی زیاد با سلاطین، نکوهش کردهاند.[۹۷]
راهنمای آزمون ارشد و دکتری رشته علوم قرآن و حدیث+مطالب آموزنده قرآنی و حدیثی+علایق شخصی