سوره احقاف (ریگستان)

أَثَارَةٍ مِنْ عِلْمٍ = بازمانده ای از دانش

أمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ:

يا مى‏ گويند اين [كتاب] را بربافته است بگو اگر آن را بربافته باشم در برابر خدا اختيار چيزى براى من نداريد او آگاه‏ تر است به آنچه [با طعنه] در آن فرو مى ‏رويد

قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ:

بگو من از [ميان] پيامبران نودرآمدى نبودم و نمى‏ دانم با من و با شما چه معامله‏ اى خواهد شد جز آنچه را كه به من وحى مى ‏شود پيروى نمى ‏كنم و من جز هشداردهنده‏ اى آشكار [بيش] نيستم)

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْرًا مَا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ :

و كسانى كه كافر شدند به آنان كه گرويده‏ اند گفتند اگر [اين دين] خوب بود بر ما بدان پيشى نمى‏ گرفتند و چون بدان هدايت نيافته‏ اند به زودى خواهند گفت اين دروغى كهنه است

وَضَعَتْهُ كُرْهًا = رنج و تحمل

فِصَالُهُ = از شیرگرفتن

أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ = بر دلم بیفکن

أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي = فرزندانم را برایم شایسته گردان

وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ:

و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد اف بر شما آيا به من وعده مى‏ دهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند و آن دو به [درگاه] خدا زارى مى كنند واى بر تو ايمان بياور وعده [و تهديد] خدا حق است و[لى پسر] پاسخ مى‏ دهد اينها جز افسانه ‏هاى گذشتگان نيست

عَذَابَ الْهُونِ = عذاب خفت آور

الُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ = گفتند آيا آمده‏ اى كه ما را از خدايانمان برگردانى پس اگر راست مى‏ گويى آنچه به ما وعده مى‏ دهى [بر سرمان] بياور

فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ:
پس چون آن [عذاب] را [به صورت] ابرى روى‏آورنده به سوى واديهاى خود ديدند گفتند اين ابرى است كه بارش‏دهنده ماست [هود گفت نه] بلكه همان چيزى است كه به شتاب خواستارش بوديد بادى است كه در آن عذابى پر درد [نهفته] است

وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ:

و به راستى در چيزهايى به آنان امكانات داده بوديم كه به شما در آنها [چنان] امكاناتى نداده‏ ايم و براى آنان گوش و ديده ‏ها و دلهايى [نيرومندتر از شما] قرار داده بوديم و[لى] چون به نشانه‏ هاى خدا انكار ورزيدند [نه] گوششان و نه ديدگانشان و نه دلهايشان به هيچ وجه به دردشان نخورد و آنچه ريشخندش میکردند به سرشان آمد

فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ:

پس چرا آن كسانى را كه غير از خدا به منزله معبودانى براى تقرب [به خدا] اختيار كرده بودند آنان را يارى نكردند بلكه از دستشان دادند و اين بود دروغ آنان و آنچه برمى‏ بافتند

وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ :

و چون تنى چند از جن را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن را بشنوند پس چون بر آن حاضر شدند [به يكديگر] گفتند گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند

وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ= از عذابى پر درد پناهتان دهد

وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ = در آفريدن آنها درمانده نگرديد

فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ:

پس همان گونه كه پيامبران نستوه، صبر كردند، صبر كن، و براى آنان [عذاب را] به شتاب مخواه زيرا روزى كه آنچه وعده‏شان داده شده است، بنگرند، گويى جز ساعتى از يك روز به سر نبرده‏اند، [اين‏] پيامى است، پس به نابودى كشانده نخواهند شد جز قوم نافرمانان‏


سوره محمد (قتال)

أضل اعمالهم = اعمالشان تباه خواهد شد

أصلح بالهم: حال و روزشان

تعس: هلاکت نابودی شقاوت

أَثْخَنْتُمُوهُمْ = از پای درآوردن در کشتار

فَشُدُّوا الْوَثَاقَ = استوار در بند کشید

تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا = تا اینکه اسلحه بر زمین گذاشته شود

وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ = جایگاه

وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ = و بسا شهرها

مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ = آبی که رنگ و بویش تغییر نکرده

عَسَلٍ مُصَفًّى = انگبین ناب

وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ = آب جوش به آنان خورانده می شود تا روده هاشان از هم فرو پاشد

ماذا قال آنفا = هماکنون چه گفت

وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ = و خداست كه فرجام و مآل [هر يک از] شما را مى‏ داند

لشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ = شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت

مَا أَسْخَطَ اللَّهَ = آنچه خدا را به خشم می آورد

أَضْغَانَهُمْ = کینه ها

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ = آزمودن

شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ = با پبامبر در افتادند

فَلَا تَهِنُوا = سستی نورزید

فَيُحْفِكُمْ = اصرار ورزیدن


سوره الفتح

وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ = یاری اش کنید و ارجش نهید

فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ = پس هر كه پيمان‏شكنى كند تنها به زيان خود پيمان مى ‏شكند

الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ = برجاى‏ ماندگان باديه‏ نشين

كُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا = در خور هلاکت

أعتندنا للکافرین سعیرا= آتش سوزان

وَمَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا = هر کس روی بر تابد

أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا = پاداش داد

مغانم = غنیمت ها

كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ = دست آنها را از شما کوتاه خواهد کرد

مَعْكُوفًا = بازداشت شده

معرة =تاوان

تزیّلوا = متمایز شدن از یکدیگر

حمیّة = تعصّب

كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ = کشته ای جوانه بر آورد آنرا مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه خویش ایستد تا دهقانان را به شگفت اورد


سورة الحجرات

إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ = صداهایشان را فرو می کشند

أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ = به نادانی گروهی را آسیب رسانید

لَعَنِتُّمْ = دچار زحمت می شود

راشدون = رهیافتگان

تَبْغِي حَتَّى تَفِي = تعدی، بازگشت

وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ = از یکدیگر عیب مگیرید

لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا = از [ارزش] كرده ‏هايتان چيزى كم نمى ‏كند

ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ = شک نکردند